امیر کیانپور: «درخواست آتشبس فوری، حداقل پیششرط ممکن هر ائتلاف دموکراتیک است»
نخستین نشست «کنگره آزادی ایران» در لندن با حضور گروه بزرگی از فعالان سیاسی برگزار شد. این کنفرانس همزمان با انتقادهایی درباره فاصله گرفتن از شرایط واقعی ایران و کمتوجهی به موضوع جنگ مواجه شد. امیر کیانپور، پژوهشگر فلسفه و سیاست، در این ارتباط با زمانه گفتوگو کرده است.

نخستین نشست «کنگره آزادی ایران» روزهای ۲۸ و ۲۹ مارس (۸ و ۹ فروردین) در لندن برگزار شد؛ رویدادی که به گفته برگزارکنندگان، بیش از ۴۰۰ نفر از فعالان حزبی، سیاسی و کنشگران را گرد هم آورد. این نشست در شرایطی برگزار شد که ایران با فشارهای چندلایه، از جمله تهدیدهای نظامی خارجی، تنشهای منطقهای و چالشهای داخلی مواجه است. با این حال، برخی منتقدان معتقدند مباحث مطرحشده در این کنگره با واقعیتهای جاری کشور همخوانی نداشته و موضوعاتی حیاتی، بهویژه جنگ، در آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در همین زمینه، امیر کیانپور، پژوهشگر فلسفه و سیاست، در گفتوگویی با «زمانه» به نقد محتوای این نشست پرداخته و آن را نمونهای از «ناهمزمانی و گسست عمیق» با شرایط واقعی ایران توصیف کرده است. به گفته او، این گسست نهتنها سیاسی بلکه اخلاقی است و نشان میدهد بخشی از اپوزیسیون در فضایی متفاوت از واقعیتهای میدانی کشور به بحث و گفتوگو میپردازد.
امیر کیانپور میگوید:
فارغ از ترکیببندی برایند نیروها و اصولا محتوای بحثها، چیزی که در مورد «کنگره آزادی ایران» تکاندهنده بود، ناهمزمانی و گسست عمیق آن از شرایط واقعی و انضمامی ایران امروز بود. این ناهمزمانی و گسست، هم سیاسی است و هم اخلاقی. ما در این کنگره اپوزیسیونی را دیدیم که اکثراً از دنیایی دیگر، از زمانهای دیگر و از کشوری دیگر حرف میزدند؛ از کشوری که انگار تحت تجاوز و حمله آمریکا-اسرائیل نیست، خطر اشغال بخشی از آن وجود ندارد و تحت فشارِ ترس، ویرانی ساختارها و فروپاشی زندگی روزمره شهروندانش نیست.
کیانپور با اشاره به فضای حاکم بر این کنگره، میگوید بسیاری از سخنرانان از ایرانی سخن گفتهاند که گویی از شرایط بحرانی کنونی، از جمله خطر حملات نظامی، ویرانی زیرساختها و تهدید زندگی روزمره شهروندان، جدا شده است. او این رویکرد را نوعی «اختلال در ادراک سیاسی» میداند و تأکید میکند که هر کنش سیاسی باید از واقعیت انضمامی و شرایط موجود آغاز شود، نه از تصورات انتزاعی یا آرمانی.
این پژوهشگر با انتقاد از کمرنگ بودن بحث جنگ در این نشست، تأکید میکند که نادیده گرفتن موضوعاتی مانند بمباران و پیامدهای آن، به معنای حذف یک مؤلفه از بحث نیست، بلکه به تعلیق درآوردن خودِ امکان سیاست است. او میافزاید طرح موضوعاتی مانند دموکراسی و رفاه، بدون توجه به شرایطی که جان شهروندان و زیرساختهای کشور در معرض تهدید است، نمیتواند مبنای یک گفتوگوی واقعی و مؤثر باشد.
کیانپور میگوید:
سخنرانان از دموکراسی و کثرتگرایی حرف زدند که خیلی هم عالی است؛ اما برای چه کسی؟ برای مردمی که فردا ممکن است زنده نباشند؟ از رفاه گفتند، اما باید پرسید مبتنی بر کدام زیرساختها؟ آن هم در شرایطی که زیرساختهای بنیادی و آب و خاک کشور در خطر نابودی و آلودگیهای زیستمحیطی ماندگار قرار دارد. من در یک یادداشت شخصی هم نوشتم که «نه به جنگ» در شرایط امروز فقط موضوع بحث نیست، بلکه «شرطِ امکانِ بحث» است.
کیانپور همچنین به نحوه طرح موضوع جنگ در بخش پایانی کنگره اشاره کرده و آن را غیرمتناسب با ماهیت بحران توصیف میکند. به گفته او، پرداختن به جنگ بهعنوان موضوعی برای رأیگیری یا اختلافنظر معمول، نشاندهنده درک نادرست از ابعاد این مسئله است. او تأکید میکند که مخالفت با جنگ، همانند برخی اصول بنیادین دیگر، نباید بهعنوان یک گزینه در میان گزینههای سیاسی مطرح شود، بلکه باید بهعنوان پیششرط هرگونه گفتوگو و ائتلاف دموکراتیک در نظر گرفته شود.
کیانپور میگوید:
«نه به جنگ»، درست مثل «نه به جمهوری اسلامی»، موضوع رایگیری نیست؛ اینها شرطهای برسازنده امکان گفتوگو و هر ائتلاف دموکراتیکی است که بر عقل سلیم و همدلی نسبت به مردمان همسرزمین استوار باشد. سیاست یک منوی انتخاباتی در بازار آزاد نیست که جنگ یا نه به جنگ را به عنوان یک گزینه انتخاب کنید؛ اینها حداقلهای امکان سیاست هستند.
در ادامه این گفتوگو، کیانپور با طرح این پرسش که اساساً «درک از سیاست چیست»، تأکید میکند که سیاست صرفاً به معنای مدیریت قدرت یا توزیع منابع نیست، بلکه پیش از هر چیز به امکان تحقق یک «زندگی شایسته» مربوط میشود. از این منظر، نفی جنگ و تأکید بر حفظ امکان زیستن، شرط اولیه هر کنش سیاسی است.
او همچنین با اشاره به شعار «زندگی» در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بر ضرورت پیوند میان نفی جنگ و نفی استبداد تأکید کرده و میگوید این دو باید بهطور همزمان بهعنوان پیششرطهای بنیادین مطرح شوند، نه موضوعی برای بحث و چانهزنی. به باور او، این دو مؤلفه در کنار یکدیگر، زمینهای را فراهم میکنند که از آن نقطه به بعد، سیاست بهعنوان عرصهای برای «با هم بودن» و کنش جمعی معنا پیدا میکند.
کیانپور میگوید:
دفاع از امکان زیستن و زندگی همراه با کرامت، شرط اولیه کنش سیاسی است. آن «نهِ» همزمان به تجاوز خارجی و «نه» به جمهوری اسلامی، ضامن زندگی شایسته است و نمیتوان این دو را از هم جدا کرد. این دو با هم آستانه و دروازهای میسازند که تازه از آنجا به بعد، سیاست به عنوان عرصه «با هم بودن» ممکن میشود.
در جمعبندی، کیانپور تأکید میکند که در شرایط کنونی، درخواست آتشبس فوری حداقل پیششرط برای شکلگیری هر ائتلاف عقلانی و دموکراتیک است. به گفته او، مشکل اصلی این کنگره نه صرفاً عدم برجسته شدن شعار «نه به جنگ»، بلکه فقدان درکی عمیقتر از الزامات سیاست در شرایط بحرانی است؛ شرایطی که به اعتقاد او، باید از زندگی واقعی مردم و تهدیدهای فوری علیه آن آغاز شود، نه از سناریوهای انتزاعی و دور از میدان واقعیت.


نظرها
ج وحیدی
انچه در حال اتفاق میمون است این است که مبارزه سیاسی و اجتماعی علیه حاکمیت فعلی به درازا بکشد چهره میلیونها ،چهره های که مدعي مبارزه سیاسی و اجتماعی هستند و از جمله کسانی که مبارزه سیاسی واجتماعی را چون تجارت سود آور برای مطرح شدن خود در جامعه میدانند چهره هایی و افرادی که نام فاحشه های سیاسی نامی که مبارک آنان است به نمایش گذاشته و برای همگان عیان میشود بدون. اغراق می توان گفت نود درصد چنین افرادی در این کنگره جمع شده بودند