ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا و شبح «رکود تورمی» بر فراز بازارهای جهانی

با اعلام رسمی آغاز محاصره دریایی بنادر ایران از سوی ایالات متحده، تنش‌ها در خلیج فارس وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ اقدامی که با واکنش تند تهران و نگرانی‌های گسترده درباره پیامدهای اقتصادی و امنیتی در سطح جهانی همراه شده است. مهرداد وهابی، استاد اقتصاد، معتقد است می‌کند که سیاست ترامپ در محاصره تنگه هرمز، با ایجاد مارپیچ تورمی و رکود در آمریکا، در واقع یک «گل به خودی» اقتصادی است که می‌تواند هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از ایران، بر دوش واشینگتن و بازارهای جهانی بگذارد.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، اعلام کرده که از ساعت ۱۷:۳۰ دوشنبه ۲۴ فروردین (۱۶ به وقت اروپای مرکزی)، محاصره دریایی بنادر ایران در خلیج فارس آغاز شده است. بر اساس این اطلاعیه، تمامی کشتی‌هایی که قصد ورود یا خروج از بنادر ایران را داشته باشند، صرف‌نظر از پرچم یا تابعیت، مشمول کنترل، توقف، بازرسی یا حتی توقیف خواهند شد. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داده که در یادداشتی رسمی به دریانوردان، از اعمال این محاصره در محدوده دریای عمان و دریای عرب، در شرق تنگه هرمز خبر داده شده است. با این حال، در این اطلاعیه تأکید شده که عبور کشتی‌ها به مقاصد غیرایرانی از طریق تنگه هرمز همچنان امکان‌پذیر خواهد بود.

این اقدام در پی ضرب‌الاجلی صورت گرفته که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پیش‌تر اعلام کرده بود. به گفته واشنگتن، هدف از این محاصره، کنترل جریان ورود و خروج کالا و انرژی به ایران است.

در مقابل، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء این اقدام را «غیرقانونی» و مصداق «دزدی دریایی» خوانده و هشدار داده که در صورت اجرای کامل آن، امنیت هیچ بندری در خلیج فارس تضمین نخواهد بود. سخنگوی این قرارگاه همچنین اعلام کرده که شناورهای «وابسته به دشمن» اجازه عبور از تنگه هرمز را نخواهند داشت، هرچند کشتی‌های دیگر با رعایت مقررات ایران می‌توانند تردد کنند.

همزمان، گزارش‌ها از تغییر مسیر برخی نفتکش‌ها و افزایش سطح احتیاط در تردد دریایی حکایت دارد؛ نشانه‌ای از تأثیر فوری این تصمیم بر بازار انرژی و حمل‌ونقل جهانی.

در گفت‌وگو با مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی، پیامدهای این اقدام از منظر اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. وهابی معتقد است مذاکرات پاکستان را نمی‌توان شکست‌خورده دانست و احتمال ادامه آن وجود دارد.

وهابی می‌گوید:

به گمان من این مذاکرات ادامه پیدا خواهد کرد و زمینه‌های بسیار قوی برای دستیابی به یک توافق‌نامه بین این دو هست و این واقعه را به هیچ‌وجه نباید شکست تلقی کرد.

او با اشاره به اهمیت راهبردی تنگه هرمز تأکید می‌کند که هرگونه اختلال در این مسیر حیاتی، به‌طور مستقیم بر قیمت جهانی نفت تأثیر می‌گذارد. به گفته او، حتی قرار گرفتن تنگه در وضعیت «آستانه بسته‌شدن» نیز باعث شده قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کند.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

وهابی هشدار می‌دهد که افزایش قیمت انرژی می‌تواند به رشد تورم در اقتصادهای بزرگ، از جمله ایالات متحده، منجر شود و فشار قابل‌توجهی بر مصرف‌کنندگان وارد کند؛ به‌ویژه در کشوری مانند آمریکا که وابستگی بالایی به خودرو و سوخت دارد. او همچنین تأکید می‌کند که این روند می‌تواند سیاست‌های پولی، از جمله کاهش نرخ بهره، را با چالش جدی مواجه کند.

این اقتصاددان با اشاره به نشست‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در واشینگتن، می‌گوید که نهادهای مالی بین‌المللی پیش‌تر نسبت به پیامدهای جنگ و تنش در منطقه هشدار داده‌اند. به گفته او، ادامه این وضعیت می‌تواند به «رکود تورمی» در سطح جهانی دامن بزند؛ ترکیبی از رشد اقتصادی پایین و تورم بالا.

وهابی می‌گوید:

اول از همه مشکل این سیاست این است که به لحاظ اقتصادی مضرات زیادی برای اقتصاد جهانی دارد، چه در زمینه تورم و چه رکود. بنابراین رکود تورمی با این سیاست محاصره تنگه هرمز تقویت می‌شود. دوم اینکه فشار را بین‌المللی می‌کند و چین را هم به‌شدت متضرر می‌سازد. سوم که کمتر از این دو تا حائز اهمیت نیست، این است که به چشم‌انداز خروج آمریکا لطمه می‌زند. اگر خروج کوتاه‌مدت است، این سیاست نمی‌تواند مؤثر باشد. اگر قرار است حضورش را در منطقه مزمن کند، این لشکرکشی میلیاردها دلار برایش هزینه خواهد داشت.

وهابی همچنین به تأثیر این بحران بر بازارهای مالی اشاره کرده و می‌گوید بانک‌های بزرگ آمریکایی در شرایطی وارد فصل گزارش‌دهی مالی شده‌اند که نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک، فشار مضاعفی بر بازارهای اعتباری وارد کرده است.

از منظر ژئوپلیتیک، وهابی این اقدام را عاملی برای «بین‌المللی شدن بحران» می‌داند و هشدار می‌دهد که کشورهایی مانند چین که به نفت خلیج فارس وابسته‌اند، ممکن است در واکنش به این وضعیت موضع‌گیری کنند. او همچنین به کاهش ذخایر نظامی آمریکا در نتیجه درگیری‌های اخیر اشاره کرده و آن را عاملی برای تضعیف موقعیت راهبردی واشنگتن در سایر نقاط جهان، از جمله در قبال تایوان، می‌داند.

وهابی همچنین می‌گوید:

من سیاست لشکرکشی آمریکا برای بستن تنگه هرمز را در جهت منافع درازمدت طبقه حاکم آمریکا، اروپا و کشورهای منطقه از جمله هند و کشورهای آسیایی نمی‌بینم. به گمان من این واقعه نشان داد که ماجرای ایران، از جمله بحث هسته‌ای، از طریق کشتن و جنگ نمی‌تواند به تفاهم برسد. همان به‌اصطلاح برجام، شاید متعادل‌ترین شکلی بوده که آمریکا توانسته بود ایران را مورد کنترل قرار دهد.

این اقتصاددان تأکید می‌کند که محاصره تنگه هرمز نه‌تنها به اقتصاد ایران آسیب می‌زند، بلکه هزینه‌های سنگینی نیز برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی به همراه دارد. به گفته او، این وضعیت می‌تواند به یک «مارپیچ افزایشی هزینه» منجر شود که در آن، همه طرف‌ها متضرر خواهند شد.

وهابی می‌گوید:

ظرف همین مدت با توجه به قرار گرفتن تنگه هرمز در موقعیت بسته شدن (چون کاملاً بسته نشد، فقط در آستانه آن قرار گرفت)، قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار افزایش پیدا کرد و ایران درآمد نفتی خود را افزایش داد و پول خوبی به جیب زد. می‌توان این پول‌ها را از دسترس ایران خارج کرد و آن سهمی که ایران برای عبور و مرور کشتی‌ها (دو میلیون دلار) خواسته بود را تحت فشار گذاشت، ولی برای چه مدتی می‌خواهید ایران را در ریاضت نگه دارید؟ هزینه ایران کمتر از هزینه‌ای خواهد بود که ایالات متحده باید متقبل شود؛ یعنی یک‌جور عدم تقارن بین هزینه‌ها هست. بله، اگر محاصره ایران بیش از دو ماه ادامه یابد و درآمدهای نفتی را قطع کنند، پیامد خواهد داشت؛ مثل دوره‌ای که در زمان مصدق نفت را تحریم کردند و او به سیاست انتشار اوراق قرضه دست زد. اما ایرانِ امروز همکاری‌اش را با چین و روسیه افزایش خواهد داد. ثانیاً این سیاست در مدتی کمتر از یک ماه، هزینه‌اش برای آمریکا بیشتر از ایران خواهد بود. آمریکا که خودش نیازمند پایان سریع قصه است، نباید ایران را مترصد در پیش گرفتن سیاست‌های خطرناک‌تر کند. تصور کنید در این فاصله اسرائیلی‌ها زیرساخت‌های ایران را بزنند و ایران به تلافی، زیرساخت‌های کشورهای منطقه مثل تأسیسات آب‌شیرین‌کن را بزند؛ کویت یا دبی چند روز می‌توانند بدون آب دوام بیاورند؟ در تئوری‌های نظامی و ارزیابی‌های اقتصادی، ما با یک «مارپیچ افزایشی هزینه» روبرو هستیم. سرعت افزایش هزینه‌ها برای هر دو گروه است، نه فقط یک طرف. این‌طور نیست که آمریکا مصون بماند و فقط ایران یا کشورهای خلیج فارس صدمه ببینند. بنابراین به نظر من ایران صدمه می‌خورد، شدید هم صدمه می‌خورد، ولی این بیش از مقداری که به خود آمریکا صدمه می‌زند نخواهد بود. به همین دلیل فکر می‌کنم سیاست بلوکه کردن، فوق‌العاده شکننده و یک بلوف است؛ مثل خیلی بلوف‌های دیگر ترامپ.

با وجود این، وهابی معتقد است که این سیاست به‌شدت شکننده است و در بلندمدت نمی‌تواند پایدار بماند. او تأکید می‌کند که حل‌وفصل بحران ایران، از جمله پرونده هسته‌ای، از مسیر جنگ و فشار نظامی ممکن نیست و نیازمند بازگشت به راه‌حل‌های دیپلماتیک است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.