اسرائیل و متحدانی که از او فاصله گرفتند
پس از ویرانی غزه و حمله به جنوب لبنان، اسپانیا سفیرش را از اسرائیل فراخواند، ایتالیا پیمان دفاعیاش با این کشور را تمدید نکرد، و زمزمه تعلیق توافق همکاری با اتحادیه اروپا هر روز بلندتر میشود. چرا متحدان سنتی اسرائیل یکی پس از دیگری از او فاصله میگیرند؟ بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی، در این برنامه به این پرسش پاسخ میدهد.

اسرائیل: قدرت منطقهای بیمتحد (عکس: زمانه با استفاده از هوش مصنوعی)
از منظر نظامی، اسرائیل در طولانیترین جنگ تاریخ خود به اهداف تاکتیکی مهمی رسید: نابودی بخش عمده تونلها و موشکهای حماس، ترور فرماندهان ارشد در غزه و تهران، و حفظ بازدارندگی در برابر محور مقاومت. اما این پیروزیهای میدانی، با عمیقترین بحران مشروعیت بینالمللی همراه شد. احکام موقت دیوان بینالمللی دادگستری درباره خطر نسلکشی در غزه، و درخواست دادستان دیوان کیفری بینالمللی برای بازداشت نتانیاهو و وزیر دفاع سابق، تصویر اسرائیل را از «قربانی تروریسم» به «متهم جنایات جنگی» تغییر داد. این شکاف میان موفقیت در میدان نبرد و شکست در دادگاه لاهه، نماد ناتوانی در تبدیل قدرت نظامی به امنیت دیپلماتیک است.
دوم، برتری تکنولوژیک در برابر انزوای فزاینده غربی. اسرائیل حمله موشکی ایران را دفع کرد و توان پدافندی خود را نشان داد، اما نتوانست اتحادهای استراتژیک را حفظ کند. فراخوانی دائم سفیر اسپانیا، تعلیق توافق همکاری اتحادیه اروپا، عدم تمدید پیمان دفاعی با ایتالیا توسط دولت ملونی (که دو روز پیش اعلام شد)، و محدودیتهای تسلیحاتی از سوی بریتانیا و آلمان، نشانه خستگی متحدان اروپایی است. قدرت نظامی اینجا به جای اهرم سیاسی، به عاملی برای فاصلهگیری دوستان تبدیل شد.
سوم، دستاوردهای سرزمینی در برابر افول نفوذ دیپلماتیک. ایجاد منطقه حائل در غزه و تثبیت مواضع در جنوب لبنان، در حالی رخ داد که احضار سفرا، کاهش روابط با کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، و اعتراضات گسترده در غرب، نشاندهنده سقوط شدید تصویر عمومی اسرائیل است. به یک معنا میتوانیم بگوییم: ارتش اسرائیل دشمنان را شکست داد، اما دولت اسرائیل دوستانش را از دست داد.
چهارم و نقطه اوج، حمله به ایران. اسرائیل و آمریکا با ضربه هوایی، بخشی از زیرساختهای نظامی و هستهای ایران را هدف قرار دادند و حتی برخی رهبران ارشد از جمله رهبر جمهوری اسلامی را ترور کردند. اما این عملیات نه تنها تهران را عقب ننشاند، بلکه انسجام داخلی جمهوری اسلامی را تقویت کرد، قدرت چانهزنی منطقهای آن را افزایش داد و انزوای جهانی اسرائیل را عمیقتر کرد. این جنگ بار دیگر نشان داد که قدرت آتش پیشرفته، بدون استراتژی سیاسی منسجم، تنها دشمنان مقاومتر و متحدان مرددتر میسازد. با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی موضوع پیروزیهای نظامی اسرائیل به موازات شکستهای دیپلماتیک این کشور را به بحث گذاشتیم:
از مادرید تا رم؛ صفکشی متحدان برای فاصلهگیری
فراهانی تأکید کرد که همزمان با پیروزیهای تاکتیکی اسرائیل در میدان، شاهد فرسایش بیسابقه روابط دیپلماتیک این کشور با متحدان اروپایی خود هستیم؛ نمونههایی مانند توقف تمدید پیمان دفاعی با ایتالیا و فراخوانی سفرا توسط اسپانیا و ایرلند.
او بزرگترین پیروزی نظامی اسرائیل در دو سه سال اخیر را سقوط دولت بشار اسد در سوریه دانست، اما یادآوری کرد که این پیروزی عمدتاً کار اسرائیل نبود و ترکیه با روی کار آوردن جولانی آن را روی سینی نقره به تلآویو تقدیم کرد.
اسرائیل با انجام هزاران اقدام نظامی از این فرصت استفاده کرد و ارتش سوریه را عملاً نابود ساخت. با این حال، عملیات علیه حزبالله، نسلکشی در غزه و جنگ با ایران نیز پیروزیهایی برای اسرائیل به ارمغان آورد، اما قساوت و وحشیگریهای ارتش اسرائیل، بهویژه در غزه و لبنان، وضعیتی ایجاد کرده که تمام کشورهای غربی و آمریکا عملاً شریک جنایات جنگی اسرائیل هستند.
فراهانی افزود که با وجود محکومیتهای گسترده از سوی نهادهای سازمان ملل، سازمانهای حقوق بشری مانند عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر، و حتی رأی شجاعانه دادگاه بینالمللی علیه نتانیاهو و وزیر دفاعش، کوچکترین تحریمی علیه اسرائیل اعمال نشد. این وضعیت به اسرائیل این پیام را داد که حق دارد هر کاری دلش بخواهد انجام دهد.
به گفته او، اسرائیل میتوانست حمله هفتم اکتبر را صرفاً به یک عملیات نظامی خالص علیه پادگانها تبدیل کند، اما بسیار فراتر رفت و جنایاتی مرتکب شد که حتی رسانههای تحت نفوذ صهیونیستها نیز نتوانستند آن را بپوشانند. با این حال، افکار عمومی جهان، علیرغم تلاش رسانههای بزرگ، حمایت معنوی گستردهای علیه جنایات اسرائیل ایجاد کرد و یکی از بزرگترین جنبشهای حمایت از یک خلق پس از جنگ ویتنام شکل گرفت. دموکراسیهای غربی دیگر نمیتوانند نسبت به این حرکتها بیتفاوت بمانند، بهویژه که مقاومت جانانه مردم غزه و شکست نسبی اسرائیل در جنگ با ایران و حزبالله، متحدانش را به این نتیجه رسانده که راهحل نظامی وجود ندارد.
در پایان، فراهانی خاطرنشان کرد که انزوای دیپلماتیک کنونی اسرائیل، ناشی از وحشیگری و جنایت نسلکشی در غزه است و این انزوا، علیرغم عدم اعمال تحریمهای عملی، امیدواری ایجاد کرده است.
او به سیاست معروف «آتشبس نه صلح» که به بنگوریون نسبت داده میشود اشاره کرد و گفت که این سیاست دیگر در کشورهای اروپایی خریداری ندارد.
شکست متحدان کلیدی اسرائیل مانند ویکتور اوربان در مجارستان و تعلیق احتمالی روابط اقتصادی اروپا با اسرائیل به دلیل نقض حقوق بشر، موقعیت دیپلماتیک تلآویو را تضعیف کرده است.
به گفته فراهانی، کشورهای بزرگ جهان به این نتیجه رسیدهاند که راهحل نظامی برای مسائل خاورمیانه وجود ندارد و اصرار اسرائیل بر ایده «اسرائیل بزرگ» و گسترش جنگ به لبنان، سوریه، ایران و یمن، باعث مقابله با این سیاستها شده است. او در پایان ابراز امیدواری کرد که کنار گذاشته شدن حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل، خبر خوشی برای منطقه باشد.


نظرها
نظری وجود ندارد.