ماجرای کشتی تجاری توسکا و دو راهی چین
چین از یک سو با اهرمهای اقتصادی قدرتمند میتواند ایران را به بازگشت به مذاکرات ترغیب کند، و از سوی دیگر در صورت ادامه محاصره آمریکا، باید با گسترش «ناوگان سایه» و چرخش سریع به سمت روسیه، منافع خود را تأمین کند ـ حتی اگر به قیمت سرد شدن روابط با تهران و رها کردن ایران در انزوا تمام شود. پکن فعلاً بر دیپلماسی و ثبات تمرکز دارد، اما نمیتواند اختلال طولانی در تنگه هرمز را تحمل کند.

همکاری نفتی چین و ایران ــ تصویر: Shutterstock
نیروی دریایی ایالات متحده در ادامه حمله نظامی به ایران، کشتی تجاری ایرانی به نام «توسکا» (M/V Touska) را در آبهای دریای عمان (حدود ۴۰ مایل دریایی از بندر چابهار) توقیف کرد. این کشتی کانتینری با پرچم ایران، پس از ترک بندر کلانگ مالزی و حرکت به سمت بنادر ایران، به تلاش برای نقض محاصره دریایی آمریکا متهم شد. ناوشکن آمریکایی یواساس اسپروانس (USS Spruance) پس از ۶ ساعت بیتوجهی خدمه به هشدارهای مکرر، با شلیک چند گلوله به موتورخانه کشتی، سیستم رانش آن را از کار انداخت. سپس تفنگداران دریایی آمریکا با هلیکوپتر روی عرشه کشتی فرود آمدند و کنترل کامل آن را به دست گرفتند. دونالد ترامپ این عملیات را تأیید و اعلام کرد که نیروهای آمریکایی در حال بررسی محموله کشتی هستند.
این رویداد پیش از انقضای آتشبس شکننده و برگزاری دور دوم مذاکرات اسلامآباد رخ داد و سبب شد که چین از پشت پرده بیرون بیاید.
تماس تلفنی شی با محمد بن سلمان
شی جینپینگ، رئیس جمهور چین روز دوشنبه ۲۰ آوریل با محمد بن سلمان تماس گرفت. دلیل اصلی این تماس را باید در نگرانی مشترک چین و عربستان از اختلال در جریان نفت و تجارت از طریق تنگه هرمز جست.
چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت جهان، نمیخواهد هیچگونه تنش یا توقیف کشتیها باعث بسته شدن یا ناامن شدن این آبراه حیاتی شود. به همین سبب هم بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه، شی جینپینگ در این گفتوگو تأکید کرد که «تردد عادی کشتیها از تنگه هرمز باید حفظ شود»، زیرا این موضوع با منافع مشترک کشورهای منطقه و جامعه بینالمللی منطبق است.
هدف دوم تماس، هماهنگی دیپلماتیک با عربستان برای حمایت از آتشبس و کاهش تنش بود. عربستان سعودی شریک راهبردی مهم چین در منطقه است و ریاض نیز مانند پکن از ادامه درگیری و اختلال در صادرات نفت آسیب میبیند.
چین با این تماس میخواهد از نفوذ عربستان بر آمریکا و در شورای همکاری خلیج فارس استفاده کند تا احتمال موفقیت مذاکرات اسلامآباد در دور دوم افزایش یابد. در واقع، پکن از همه کانالها برای جلوگیری از تشدید تنش و حفاظت از منافع اقتصادی خود بهره میبرد.
امتناع ایران از حضور در اسلامآباد
در همان حال تهران تا لحظه نگارش این مقاله در صبح سهشنبه ۲۱ آوریل اعلام کرده که هنوز هیچ تصمیمی برای اعزام هیئت مذاکرهکننده نگرفته و اخبار منتشرشده در این زمینه «نادرست» و بخشی از «بازی رسانهای» آمریکا است. دلیل اصلی امتناع ایران، زیادهخواهیهای واشنگتن، مطالبات غیرمعقول و غیرواقعبینانه، تغییر مکرر مواضع، تناقضگوییهای مداوم و ادامه محاصره دریایی (از جمله توقیف کشتی تجاری «توسکا» در دریای عمان) عنوان شده که ایران آن را نقض آشکار آتشبس موقت میداند.
محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیأت مذاکرهکننده نیز گفته است که آمریکا با محاصره ایران قصد دارد میز مذاکراه را به میز تسلیم بدل کند. چند ساعت بعد، در صبح سهشنبه خبرگزاری امنیتی تسنیم گزارش داد که یک نفتکش ایرانی که دو میلیون بشکه نفت خام خود را در اندونزی تخلیه کرده بود موفق شد با وجود محاصره دریایی از تنگه هرمز عبور کند. نفتکش طبعاً خالی بود. آیا پیش از آغاز مذاکرات اسلامآباد گشایشی حاصل شده است؟ در این لحظه معلوم نیست.
در شرایط کنونی، تهران معتقد است دورنمای روشنی برای مذاکرات نتیجهبخش وجود ندارد و تا زمانی که آمریکا به رفتارهای تهدیدآمیز و محاصره ادامه دهد، شرکت در دور دوم بیفایده است. این موضع در حالی اعلام شد که آمریکا اعلام کرده بود هیئت مذاکرهکنندهاش (به ریاست معاون رئیسجمهور یا نمایندگان ارشد) برای دور دوم به اسلامآباد سفر خواهد کرد.
اهرمهای پکن
در این میان پیامرسانی عمومی پکن همچنان بر «ترغیب دیپلماتیک» و «حفظ ثبات منطقه» متمرکز است و از تهدید مستقیم پرهیز میکند. با این حال، تحلیل منافع استراتژیک و اهرمهای اقتصادی چین بر ایران نشان میدهد که پکن ابزارهای قدرتمندی در اختیار دارد و در صورت تشدید تنش توسط تهران، احتمالاً از این ابزارها برای حفاظت از منافع خود استفاده خواهد کرد.
چین به عنوان بزرگترین شریک تجاری و خریدار ۸۰ تا ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران، اهرم اقتصادی بسیار قوی دارد. پکن میتواند حجم خرید نفت را کاهش دهد، پرداختها را به تأخیر بیندازد یا حتی سیستم پرداخت با یوان را محدود کند که در حال حاضر تنها کانال مهم دور زدن تحریمها برای ایران است.
همچنین گزارشهایی وجود دارد که چین پیشنهاد کمک به مدیریت یا رقیقسازی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را مطرح کرده و با فناوریهایی مانند سیستم ناوبری BeiDou به ایران کمک کرده است. این حمایتها اهرمهای دیپلماتیک و فنی مهمی هستند که چین میتواند بر اساس میزان همکاری تهران، آنها را افزایش یا کاهش دهد.
باید توجه داشت که هدف اصلی چین «ثبات» است نه درگیری طولانی. اختلال در تنگه هرمز مستقیماً تأمین انرژی چین (بیش از ۲۵ درصد واردات نفت) را تهدید میکند. اگر ایران مذاکرات را ترک کند و آتشبس فروبپاشد، چین احتمالاً در کوتاهمدت با افزایش خرید نفت از روسیه، روابط خود با ایران را سردتر خواهد کرد و در بلندمدت ممکن است پیشنهاد مدیریت ذخایر هستهای ایران را پس بگیرد. در چنین شرایطی، ممکن است پکن منافع اقتصادی خود را بر شراکت استراتژیک با تهران در اولویت قرار دهد و ایران را در انزوای بیشتر رها کند.
چین سابقه طولانی در کمک فنی-نظامی به ایران دارد، بهویژه در حوزه موشکهای ضدکشتی (زمین به دریا). در فوریه سال جاری خبرگزاری رویترز خبر داده بود که معامله ایران با چین برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی supersonic CM-۳۰۲ (نسخه صادراتی YJ-۱۲ چینی) نزدیک است. این موشکها دقیقاً از نوع زمین/ساحلی به دریا هستند و سلاحی موثر برای مقابله با ناوهای آمریکایی در تنگه هرمزند.
باید توجه داشت که ایران همچنان تحت تحریم تسلیحاتی قرار دارد. چین بهعنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت، بعید است که رسماً و علناً این تحریمها را نادیده بگیرد. پکن تاکنون هرگونه فروش مستقیم تسلیحات به ایران را رد کرده و حتی شی جینپینگ طبق ادعای ترامپ قول داده که سلاح به ایران ارسال نکند و با اینحال برخی منابع آمریکایی و اسرائیلی ادعا کردهاند که چین قبلاً مقداری از این موشکها یا قطعات آنها را (به صورت مخفی یا از طریق طرف سوم) تأمین کرده است.
هدف اصلی پکن ثبات اقتصادی و حفظ جریان نفت از تنگه هرمز است. ارسال موشکهای زمین به دریا جدید، دقیقاً خلاف این سیاست است چون خطر تشدید نظامی، بسته شدن کامل تنگه و آسیب مستقیم به اقتصاد چین را افزایش میدهد.
فرید زکریا، ستوننویس واشنگتنپست پس از بازگشت از سفر یکهفتهایاش از پکن مینویسد در نگاه و روحیه مقامات، پژوهشگران و مدیران چینی نسبت به جنگ با ایران، تغییر بنیادینی اتفاق افتاده است.
او اشاره میکند که برخلاف جنگ عراق (که چینیها تقریباً از آن لذت میبردند و آن را فرصتی برای تضعیف آمریکا میدیدند)، این بار چینیها بیشتر «متعجب»، «نگران» و «محتاط» هستند. دلیل اصلی آن هم این است که این جنگ برای چین هزینه واقعی دارد چون وابسته به جریان نفت از تنگه هرمز است.
او تأکید میکند که چین فعلاً از این بحران برای «تقویت شهرت خود بهعنوان قدرت مسئول و پایدار» و گسترش نفوذ اقتصادی (بهویژه در انرژی سبز، رباتیک و هوش مصنوعی) استفاده میکند، نه برای حمله مستقیم به آمریکا. زکریا این رویکرد را بخشی از «بازی درازمدت» چین میداند.
مسئله اصلی، نفت است نه فقط اورانیوم
اگر ایران به میز مذاکرات بازگردد اما آمریکا به تعهد خود عمل نکند و جنگ بر سر نفت را ادامه دهد، این موضوع باعث تغییر اساسی در استراتژی پکن خواهد شد. چین نه تنها این اختلال را نمیپذیرد؛ بلکه یک برنامه چندلایه را فعال میکند تا فشار آمریکا را دور بزند و نیازهای انرژی خود را تأمین کند، حتی اگر به قیمت رها کردن ایران و تحمل بار اصلی درگیری تمام شود.
در حالی که آمریکا به طور علنی موضوع را پیرامون برنامه هستهای ایران مطرح میکند، درگیری واقعی و ملموس بر سر تنگه هرمز و جریان نفت است. محاصره دریایی آمریکا برای توقف کامل صادرات نفت ایران طراحی شده و بیش از ۹۰ درصد این نفت به چین فروخته میشود. بنابراین، نقض تعهد آمریکا نه تنها نقض جزئیات آتشبس، بلکه جلوگیری فعال از رسیدن روزانه ۱. ۳ تا ۱. ۶ میلیون بشکه نفت به چین است؛ تهدیدی اقتصادی که برای پکن کاملاً غیرقابل قبول است.
در این سناریو، واکنش چین سریع و استراتژیک خواهد بود. چین حجم استفاده از «ناوگان سایه» را افزایش میدهد، پرداختها را کاملاً به یوان انجام میدهد تا دلار آمریکا را حذف کند و از طریق وزارت خارجه، آمریکا را به دزدی دریایی و هژمونی متهم میکند. با این حال، پکن از هرگونه درگیری نظامی مستقیم با نیروی دریایی آمریکا اجتناب خواهد کرد و تمرکز خود را بر راهکارهای اقتصادی و دیپلماتیک نگه میدارد.
نکته حیاتی برای ایران در این واقعیت نهفته است که چین در هر حال اقتصاد خود را بر شراکت با تهران اولویت میدهد. پکن واردات نفت از روسیه را به شدت افزایش خواهد داد، سرمایهگذاریهای جدید در ایران را متوقف میکند و اگر ایران نتواند عبور امن نفت را تضمین کند، تأمینکننده دیگری پیدا خواهد کرد. نتیجه این خواهد بود که ایران با انزوای بیشتر، اقتصاد ویران و از دست دادن قدرتمندترین حامی بینالمللیاش مواجه شود. از نظر چین، این سناریو همچنان بهتر از فروپاشی کامل مذاکرات و جنگ تمامعیار است که خط تأمین انرژی حیاتیاش را به خطر میاندازد.


نظرها
نظری وجود ندارد.