توافق یا توهم توافق: برای ترامپ مسأله شخصی است
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، هرگونه توافق هستهای بدون نظارت کامل را «توهم توافق» خوانده و بر لزوم دسترسی بیقیدوشرط بازرسان تأکید کرده است. در مقابل، مهران مصطفوی، فعال سیاسی جمهوریخواه و استاد دانشگاه، در گفتوگو با رادیو زمانه ضمن تأیید نابودی تأسیسات غنیسازی ایران توسط آمریکا، اصرار واشنگتن بر توقف ۲۰ ساله غنیسازی را فراتر از نیازهای فنی دانسته و آن را عمدتاً ناشی از مسائل شخصی و حیثیتی دونالد ترامپ ارزیابی میکند.

تاسیسات هستهای نطنز پس از بمباران
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تأکید کرده که هرگونه توافق هستهای با ایران بدون نظارت کامل و راستیآزمایی آژانس بیمعنی و صرفاً «توهم توافق» خواهد بود. او برنامه هستهای ایران را بسیار گسترده توصیف کرده و گفته تنها راه تضمین اجرای تعهدات، حضور بازرسان آژانس و دسترسی کامل به تأسیسات است. این موضع فنی آژانس در حالی بیان شده که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در جریان است و گروسی بر لزوم مکانیسم قوی نظارت به عنوان پیششرط هر توافقی اصرار دارد.
یکی از اصلیترین نقاط اختلاف در این مذاکرات، مدت تعلیق غنیسازی اورانیوم است. آمریکا تعلیق کامل به مدت ۲۰ سال (یا طولانیمدت) را مطالبه کرده، در حالی که ایران حداکثر تعلیق ۵ ساله را پیشنهاد داده و هرگونه توقف دائمی یا بلندمدت را رد کرده است. این اختلاف باعث شده دور اول مذاکرات اسلامآباد بدون پیشرفت در مسائل هستهای به پایان برسد و همچنان بنبست اصلی باقی بماند.
غیبت محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در هیئت مذاکرهکننده اسلامآباد، سیگنال روشنی بود که موضوع هستهای (از جمله تعلیق غنیسازی) در دستور کار این دور قرار نداشته است. هیئت ایرانی عمدتاً متشکل از کارشناسان سیاسی و اقتصادی بود و از ابتدا قصد ورود به بحث فنی هستهای را نداشت. این رویکرد نشاندهنده استراتژی ایران است که اولویت را به رفع تحریمها و تضمینهای امنیتی میدهد و غنیسازی را خط قرمز غیرقابل مذاکره میداند. اگر مذاکرات به سرانجامی برسد، نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در آینده در ایران چه خواهد بود؟ آژانس چرا تاکنون اقدامی مؤثر برای بررسی آلودگیهای اعلامنشده (ذرات اورانیوم) در تأسیسات نطنز، اصفهان و فردو انجام نداده است؟ آیا از نظر فنی، ایران با ذخایر فعلی اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی و بدون تأسیسات غنیسازی فعال، میتواند به بمب اتم دست پیدا کند؟ گر آمریکا خودش تأسیسات ایران را نابود کرده و میداند که ایران در حال حاضر تهدید فوری نیست، پس چرا اصرار دارد ایران غنیسازی را برای ۲۰ سال به طور کامل متوقف کند و آژانس نظارت گسترده و بدون محدودیت داشته باشد؟ آیا این فراتر از نیاز راستیآزمایی برای جلوگیری از بازسازی نیست؟ با دکتر مهران مصطفوی، فعال سیاسی جمهوریخواه، استاد دانشگاه و معاون کل پژوهش دانشگاه پاریس گفتوگو کردهایم. میشنوید:
نقش آژانس پس از توقف غنیسازی و آسیب تأسیسات هستهای
دکتر مهران مصطفوی درباره حیطه وظایف و اختیارات آژانس پس از حصول توافق میگوید آژانس بینالمللی انرژی اتمی صرفاً ناظر غنیسازی نیست، بلکه بر سایر بخشهای تأسیسات هستهای ایران از جمله تولید کیک زرد و حتی راکتور بوشهر نیز میتواند نظارت داشته باشد. بنابراین حتی در صورت توقف غنیسازی، فعالیتهای آژانس ادامه خواهد یافت، هرچند حجم آن به طور قابل توجهی کاهش پیدا میکند.
او تأکید دارد که رابطه ایران با آژانس قطع نخواهد شد و آژانس همچنان میتواند بر فعالیتهای صلحآمیز هستهای نظارت کند یا به ایران در راهاندازی پروژههای غیرنظامی کمک کند:
گمانم بر این است که با پایان یافتن مسئله غنیسازی، لزومی نداشته باشد که آژانس حضور گستردهای در ایران داشته باشد. مسلماً حضورش بسیار کمتر خواهد بود و فعالیتهایش بسیار کمتر از آنچه در زمان غنیسازی بود.
و با اینحال رابطه ایران با آژانس قطع نخواهد شد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در صورت دسترسی کامل به محل تأسیسات آسیبدیده نطنز، فردو و اصفهان، موظف است بازرسیهای فیزیکی دقیق انجام دهد، نمونهبرداری محیطی (Environmental Sampling) از سطوح، خاک و هوا برای تشخیص هرگونه آلودگی رادیواکتیو یا ذرات اورانیوم اعلامنشده را اجرا کند، موجودی دقیق مواد هستهای باقیمانده (بهویژه اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی) را راستیآزمایی نماید و اطمینان حاصل کند که هیچ بخشی از مواد به سمت اهداف غیرصلحآمیز منحرف نشده یا در جریان حملات از بین نرفته است. علاوه بر این، آژانس موظف است میزان آسیب به سانتریفیوژها، آبشارهای غنیسازی، خطوط تولید کیک زرد و تأسیسات تبدیل اورانیوم را ارزیابی فنی کند، از عدم نشت مواد خطرناک و ایمنی سایت اطمینان حاصل کند و در صورت نیاز، گزارش کاملی از وضعیت کنونی این تأسیسات به شورای حکام ارائه دهد. آژانس اما تاکنون به این وظایف عمل نکرده است.
مصطفوی در پاسخ به پرسش درباره آلودگیهای اعلامنشده در نطنز، اصفهان و فردو توضیح میدهد که آژانس برای انجام تحقیقات و اندازهگیری ذرات رادیواکتیو نیازمند دسترسی کامل به این تأسیسات است، اما جمهوری اسلامی فعلاً اجازه ورود بازرسان را نمیدهد.
وی سیاست رافائل گروسی در جریان درگیریها را مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید هرگز ندیده که گروسی حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران را که نقض قوانین بینالمللی است به طور صریح محکوم کند.
عدم امکان ساخت بمب با ذخایر ۶۰ درصدی و محدودیتهای فنی
از نظر فنی، مصطفوی معتقد است که حتی با وجود ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی، ایران بدون تأسیسات فعال غنیسازی نمیتواند بمب اتمی بسازد، زیرا برای ساخت سلاح باید اورانیوم را به سطح ۹۰ درصد غنی کند که در حال حاضر با تأسیسات آسیبدیده نطنز و فردو ممکن نیست.
به گفته او، احتمال وجود تأسیسات مخفی غنیسازی بسیار کم است و تاکنون هیچ گزارش معتبر اطلاعاتی از سوی آمریکا یا اسرائیل در این زمینه منتشر نشده است:
تنها احتمال کوچک این است که ایران در مکانهای دیگر دستگاه غنیسازی را راهاندازی کرده باشد که آژانس از آن خبری نداشته باشد. از دید من احتمال این مسئله بسیار کم است و تا کنون هیچ اطلاعی از طرف سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی بینالمللی، آمریکا و حتی اسرائیل در این باره بیرون نیامده. پس از دید من، آن ۶۰ درصدی که در ایران الان هست نمیتواند تبدیل به بمب شود.
انگیزههای سیاسی ترامپ و بیفایده بودن غنیسازی برای ملت ایران
مصطفوی در ادامه به انگیزههای آمریکا اشاره میکند و میگوید بخشی از اصرار واشنگتن به بیاعتمادی ساختاری به ایران بازمیگردد، اما بخش مهم آن شخصی و سیاسی است. مصطفوی توضیح میدهد که ترامپ از برجام خارج شد تا خود را برتر از اوباما نشان دهد و اکنون نیز میخواهد توافقی بهتر از برجام به دست آورد. به همین دلیل مسئله از چارچوب امنیتی و فنی خارج شده و به موضوعی شخصی و حیثیتی تبدیل شده است.
مشکل آقای ترامپ بخشی از بیاعتمادی ادمینستراسیون ترامپ است، ولی مشکل شخص ترامپ بیشتر این است که میخواهد به آمریکا بگوید «من بهترم» و این را اعلام کند. متأسفانه این مسئله کاملاً از موضوع امنیتی و ایمنی خارج شده و تبدیل به یک مسئله کاملاً شخصی و سیاسی شده است.
در پایان، مصطفوی به عنوان کسی که بیست سال سیاست هستهای ایران را دنبال کرده، تأکید میکند که غنیسازی برای اقتصاد و منافع ملت ایران هیچ دستاورد واقعی نداشته و پروژهای پرهزینه و نابخردانه بوده است.
ما برایمان مهم نیست آمریکاییها چه میخواهند. به عنوان ملت ایران ما باید بدانیم آیا باید اصرار بر غنیسازی بکنیم یا نکنیم. ما میدانیم که غنیسازی در ایران به هیچ کاری نمیآید. واقعاً به هیچ کاری نمیآید. یک پروژه نابخردانه بوده، یک پروژه پرهزینه بوده که هیچ دستاوردی ندارد، مگر اینکه بخواهیم بمب بسازیم که آن بحث دیگری است.
مصطفوی در ادامه یادآوری میکند که برنامه هستهای ایران از نظر اقتصادی برای کشور دستاوردی نداشته است:
من به عنوان کسی که بیست سال است این موضوع را دنبال میکنم و سیاست هستهای را خوب میشناسم، در منافع ملت ایران نمیبینم که ایران اصرار کند غنیسازی داشته باشد. ما میتوانیم اصرار روی چیزهای دیگری بکنیم. حقمان هم هست. تجاوز شده به ایران، ضربه زده شده به تأسیسات و زیرساختهای ایران، همه اینها درست است. اما غنیسازی واقعاً دستاوردی برای ملت ایران ندارد.
او معتقد است جمهوری اسلامی بیشتر به دلایل حیثیتی و توجیه عملکرد گذشته بر ادامه غنیسازی اصرار دارد، در حالی که ملت ایران میتواند بر حقوق مشروع خود در سایر زمینهها پافشاری کند بدون اینکه بر غنیسازی تأکید نماید.
جمهوری اسلامی چرا میخواهد آن غنیسازی را ادامه بدهد؟ برای اینکه برای جمهوری اسلامی هم مسئله حیثیتی است، مسئله توجیهگرانه است برای کاری که تا کنون کرده است. و این مطلب بسیار اهمیت دارد در این روزهایی که درباره مذاکرات و مسائل مذاکرات صحبت میشود.



نظرها
نظری وجود ندارد.