ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

سوءاستفاده کارفرمایان از جنگ: بازنشستگی اجباری کارگران کهنه‌کار با کمترین هزینه

ایوب رحمانی، فعال کارگری، در گفت‌وگو با زمانه تأکید می‌کند که کارفرمایان در شرایط «آتش‌بس»، با بهانه‌هایی مانند مشکلات مواد اولیه، کارگران باسابقه و نزدیک به بازنشستگی را بدون هیچ جایگزین شغلی اخراج کرده و به بیمه بیکاری ارجاع می‌دهند. به گفته رحمانی، این روند نه تنها مستمری آینده این کارگران را به شدت کاهش می‌دهد، بلکه با نبود تشکل‌های مستقل کارگری و سرکوب اعتراضات، عملاً تنها راه مقابله یعنی «اتحاد و اعتصاب دسته‌جمعی» نیز برای کارگران ایران ممکن نیست.

موج اخراج کارگران در ایران به پدیده‌ای فراگیر و فرابخشی تبدیل شده است. از معدن فلورین شماره یک طبس گلشن (شرکت فلوراسپار) که کارگران با سابقه ۴ تا ۲۰ سال، از جمله نیروهای نزدیک به بازنشستگی، بدون جایگزین شغلی بیکار شده‌اند تا شهرستان‌های نیریز و بختگان در فارس که واحدهای معدنی و صنعتی به دلیل مشکلات فروش و نبود بازار صادرات، صدها کارگر را اخراج کرده‌اند. در کارخانه نساجی بروجرد از ۸۰۰ کارگر، ۷۰۰ نفر بیکار شده‌اند و در دیجی‌کالا نیز گزارش‌هایی از اخراج چندصد نفری منتشر شده است. آنچه این موارد را به هم پیوند می‌دهد، الگوی مشترک «بیکاری پیش از بازنشستگی» و «ارجاع به بیمه بیکاری» بدون تضمین آینده شغلی و معیشتی است.

کارگران معدن طبس گلشن تأکید کرده‌اند که سال‌ها در شرایط سخت و زیان‌آور کار کرده‌اند و اکنون در آستانه بازنشستگی، نه تنها وارد دوران استراحت نمی‌شوند، بلکه با ورود به چرخه بیمه بیکاری، مستمری آینده‌شان به شدت کاهش می‌یابد. در نساجی بروجرد نیز کارگران علاوه بر بیکاری، حداقل یک ماه حقوق و عیدی طلبکارند. نگرانی مشترک در همه این موارد، عدم امکان اشتغال مجدد به دلیل سن بالا، فقدان برنامه جایگزین و بی‌توجهی مسئولان محلی و نهادهای نظارتی است. کارگران معدن طبس به صراحت از نبود برنامه‌ریزی برای ادامه فعالیت پایدار معدن یا انتقال مدیریت انتقاد کرده‌اند.

 معاون اشتغال وزیر کار اعلام کرده تاکنون حدود ۱۴۷ هزار نفر برای بیمه بیکاری ثبت‌نام کرده‌اند و این رقم احتمالاً افزایش می‌یابد. او همچنین از طراحی برنامهای برای حمایت از بنگاه‌های کوچک (۱.۸ میلیون نفر شاغل در بنگاه‌های ۲ تا ۵۰ نفره) با تسهیلاتی معادل دو ماه حداقل دستمزد خبر داده، اما تأکید کرده دولت با محدودیت شدید منابع مالی مواجه است و امکان اجرای کامل سیاست‌های حمایتی بدون فشار تورمی وجود ندارد. برآوردها نشان می‌دهد دست‌کم یک میلیون شغل به صورت رسمی و با احتساب کسب‌وکارهای غیررسمی تا چهار میلیون نفر در جریان این «جنگ» و تبعات آن بیکار شده‌اند. در این شرایط، امنیت شغلی و ثبات معیشتی کارگران با نگرانی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است. با ایوب رحمانی، فعال کارگری گفت‌وگو کرده‌ایم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

رحمانی در پاسخ به این پرسش که آیا روند اخراج کارگران باسابقه و نزدیک به بازنشستگی و ارجاع آن‌ها به بیمه بیکاری را می‌توان نوعی بازنشستگی اجباری با کمترین هزینه برای کارفرما دانست، تأکید کرد که عملاً هیچ راهکار حقوقی مؤثری جز اتحاد و اعتصاب دسته‌جمعی کارگران برای مقابله با این وضعیت وجود ندارد. به گفته او، متأسفانه در شرایط کنونی ایران، کارگران به دلیل نبود تشکل‌های مستقل کارگری و سرکوب اعتراضات، امکان چنین اقدامی را ندارند:

نمی‌شود راهکاری برای این مسئله پیدا کرد، ولی تنها راهش اتحاد و اعتصاب دسته‌جمعی کارگران است. آن هم متأسفانه همه جا ممکن نیست؛ چون کارگران این امکان را ندارند و با سرکوب مواجه می‌شوند.

رحمانی با اشاره به فضای «آتش‌بس» ناشی از جنگ، توضیح داد که بسیاری از کارفرماها از این فرصت برای اخراج کارگران معترض یا کارگران مسن‌تری که در آستانه بازنشستگی هستند، استفاده می‌کنند. او تأکید کرد که حتی شرکت‌هایی که با کمبود مواد اولیه مواجه نیستند، به بهانه مشکلات اقتصادی، کارگران ناراضی یا کسانی را که از نظر کارفرما سابقه مناسبی ندارند، به اجبار بازنشسته می‌کنند.

به اعتقاد رحمانی، بزرگ‌ترین آسیب این روند به کارگرانی وارد می‌شود که بیست یا پانزده سال سابقه کار دارند. این افراد در موج کنونی بیکاری، عملاً شانسی برای اشتغال مجدد ندارند و تنها راه باقی‌مانده برایشان مراجعه به بیمه بیکاری است. اما مشکل اساسی اینجاست که پس از اخراج، نه کارفرما و نه خود کارگر توان پرداخت حق بیمه را ندارند. در نتیجه، مستمری بازنشستگی این کارگران به شدت کاهش می‌یابد و تا پایان عمر با کمبود درآمد و معضلات موجود در نظام تأمین اجتماعی ایران روبه‌رو خواهند بود. او در این زمینه گفت:

این عملاً باعث می‌شود مستمری بازنشستگی‌ کارگر بیکار شده به شدت کاهش پیدا کند و تا آخر عمر با کمبود درآمد مستمری و با معضلاتی که همه می‌دانیم در ایران وجود دارد، روبه‌رو خواهد بود.

تفاوت موج اخراج کارگران کهنه‌کار در ایران با کشورهای غربی

رحمانی در پاسخ به این سؤال که با وجود شباهت سیاست‌های نئولیبرالی در غرب و ایران، تفاوت اساسی این دو فضا چیست، ابتدا به ریشه‌های مشترک اشاره کرد و گفت سیاست‌های خصوصی‌سازی، مقررات‌زدایی و تضعیف حقوق و تشکل‌های کارگری از چند دهه پیش در اکثر کشورهای سرمایه‌داری و نیز از دوران سازندگی در ایران پیگیری شده است.

با این حال، او سه تفاوت کلیدی را برشمرد:

  • قدرت تشکل‌های کارگری:

به گفته رحمانی، در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، کارگران از حدی از تشکل برخوردارند که کارفرمایان نمی‌توانند به هر بهانه‌ای آن‌ها را اخراج کنند. تشکل‌ها تا حدودی جلوی سوءاستفاده‌ها را می‌گیرند. اما در ایران، کارگران حق تشکل مستقل ندارند و هر تلاشی برای تشکیل سندیکا با اخراج، بازداشت یا زندان مواجه شده است. او تأکید کرد که کارگر فردی به تنهایی هیچ قدرتی ندارد و قدرت در سازماندهی جمعی است.

  • نظام بیمه بیکاری و حمایت اجتماعی:

رحمانی توضیح داد که در بسیاری از کشورهای اروپایی، اگرچه دریافتی کارگران بیکار شده کاهش می‌یابد، اما سطح حمایت‌ها به مراتب بالاتر از ایران است. او با ذکر مثالی گفت: کارگری در ایران که ماهانه شانزده میلیون تومان حقوق می‌گرفته، پس از ماه‌ها معطلی برای دریافت جواب اداره کار، تنها هشت میلیون تومان (نصف حقوق پایه) به عنوان بیمه بیکاری دریافت می‌کند. وی تأکید کرد که با تورم و هزینه‌های مسکن، اداره زندگی یک خانواده کارگری با این مبلغ عملاً غیرممکن است.

  • وضعیت تأمین اجتماعی و منابع دولت:

به گفته رحمانی، در ایران سازمان تأمین اجتماعی سال‌هاست که با بدهی سنگین دولت مواجه است و توان پرداخت بیمه بیکاری به چند میلیون نفر بیکار شده را ندارد. دولت نیز به دلیل محدودیت شدید منابع (از جمله عدم دسترسی به درآمدهای نفتی) و اتکای بیش از حد به مالیات، در شرایط رکود و بیکاری با کاهش درآمدهای مالیاتی نیز روبه‌روست. رحمانی با اشاره به بودجه سال جاری که بیش از پنجاه درصد آن متکی بر مالیات است، این وضعیت را یک گردش معیوب توصیف کرد که نمی‌تواند از کارگران در برابر سونامی بیکاری ناشی از جنگ و تخریب زیرساخت‌هایی مانند پتروشیمی و فولاد حمایت کند. او در پایان تأکید کرد که آنچه در ایران می‌گذرد، نه یک تعلیق قانونی قرارداد کار، بلکه اخراج واقعی و واگذاری کارگران به نهادی است که خودش ورشکسته است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.