در گفتوگو با آزاده کیان، پروفسور مطالعات جنسیت:
استفاده ابزاری حکومت از زنان در تجمعهای شبانه
در حالی که حضور زنان در تجمعات شبانه حکومتی در ایران طی دوران جنگ و آتشبس افزایش یافته، این حضور نهتنها به یک موضوع اجتماعی، بلکه به میدان مناقشهای سیاسی و جنسیتی تبدیل شده است؛ پدیدهای که از نگاه برخی، نشانه تنوع اجتماعی و از نگاه برخی دیگر، بخشی از پروژهای هدفمند برای بسیج و کنترل جامعه است.

تهران، ایران ۲۵ آوریل ۲۰۲۶ (عکس از فاطمه بهرامی / آناتولی از طریق AFP)
حضور زنان در تجمعهای شبانه حکومتی در ایران در روزهای جنگ و حتی آتشبس بسیار بحثبرانگیز شده است. زنانی که از گروههای مختلفی هستند و یکدست نیستند، اما برخی آنها را یکسان میبینند و این زنان را حکومتی یا حتی «پرستوی نظام» میخوانند؛ عبارتی که به هر حال جنبهای از برچسبزنی هم دارد.
در گفتوگو با آزاده کیان، پروفسور مطالعات جنسیت در پاریس، درباره این زنان پرسیدیم؛ از زنان حامی حکومت گرفته تا آنهایی که به گفته خودشان اصلاً حامی حکومت نیستند، بلکه منتقد نظام سیاسی و نظام تبعیض جنسیتی هم هستند، اما صرفاً برای دفاع از ایران در این تجمعها شرکت کردهاند. در این گفتوگو از آزاده کیان درباره این مسئله و تنوع گروههای زنان در این تجمعها پرسیدیم، و همچنین درباره اینکه این وضعیت تا چه حد میتواند بر تداوم جنبشهای فمینیستی سکولار در آینده ایران تأثیر مثبت یا منفی بگذارد.
بشنوید:
آزاده کیان در ابتدای این گفتوگو با تأکید بر تنوع زنان حاضر در این تجمعها میگوید:
یک سریشان حداقل به لحاظ ظاهری و شعارهایی که میدهند، اینها به نظر میآید که از حامیان پروپاقرص حکومت هستند؛ چه بسا خانمهای بسیجی ممکن است باشند، چه بسا خانمهایی هستند که اعوان و انصارشان در خود حکومت، حالا در ردههای مختلف، حضور دارند و در نتیجه حضور اینها یک حضور در واقع حمایت جدی از حکومت است. و میدانیم که یک درصدی از مردم (که دقیقاً نمیدانیم چقدر هست)، خب قبل از جنگ هم از این نظام حمایت میکردند؛ به دلایل مختلف، حالا مذهبی بوده، مالی بوده یا به هر دلیل دیگری.
او در ادامه به گروه دیگری از زنان در تجمعها اشاره میکند:
در میان زنانی که میشود در این تظاهرات شبانه دید، برخیشان محجبه نیستند، حتی آرایش هم میکنند و در واقع جوان هستند یا میانسال، و نمیشود گفت به نظر من که این خانمها «پرستوهای نظام» هستند؛ نه، برای اینکه تعدادشان خیلی زیاد است و نشاندهنده این هم هست که اینها لزوماً ممکن است از نظام هم حمایت نکنند، ولی دلیل حضورشان در وقت تظاهرات شبانه، مخالفتشان میتواند با جنگ باشد یا حمایتشان از مملکتشان؛ یعنی میشود این را به حساب وطندوستیشان هم گذاشت که دلشان میخواهد به شکل فعال این را نشان بدهند.
کیان همچنین به پدیدهای تازهتر اشاره میکند: حضور زنان مسلح در برخی تجمعها و محلهها. به گفته او، این اقدام چند هدف را دنبال میکند: نمایش قدرت و استمرار حکومت، و همزمان ایجاد نوعی ارعاب برای شهروندانی که در این تجمعها شرکت نمیکنند. او این روند را بخشی از «نظامیسازی زنان» میداند.
کیان در این رابطه میگوید:
ما یک طرف دیگری هم اخیراً از زنان داریم؛ چند روزی است که برخی از این زنان که حامیان جدی حکومت هستند، حتی مسلح میشوند به اسلحه، کلاشنیکف و غیره و اینها را میفرستند در محلههای مختلف؛ روی ماشینهای سواریِ شاسیبلند به اصطلاح، و اینها میچرخند در محلههای مختلف و شعار میدهند و غیره. که یکی از دلایلش هم همان مسئله این است که خب [نشان دهند]، این حکومت هست و پابرجاست و استوار است؛ و در ضمن یک مقداری هم ترساندن افراد مختلف هست، یا اینتیمیدیت کردن (مرعوب کردن) مردم محلات مختلف که در این تظاهرات شرکت نمیکنند و به یک نوعی در واقع به آن «اکثریت خاموش» تعلق دارند. برای همین من فکر میکنم در بین آن جماعت زنانی که ما در این میادین میبینیم، میبایست تفاوتهای مختلفی را قائل بشیم؛ هم به لحاظ ایدئولوژیکی بین این زنان و هم به لحاظ نزدیکیشان یا عدم نزدیکی با رژیم. حتی مثلاً ببینید، بعضی از خانمها کاملاً محجبه هستند، با چادر و حجاب و غیره، بعضی دیگرشان اصلاً محجبه نیستند. خب این نشان میدهد که در واقع این تظاهرات قبول کرده که یک طیف وسیعتری از زنان را بپذیرد.
او توضیح میدهد:
آنچه میبینیم نوعی «زنانگیِ نظامیشده» است؛ تلاشی برای هماهنگ کردن تصویر زنان با گفتمان نظامیگرایانه. این پیام القا میشود که نظامیگری با زنانگی در تضاد نیست، بلکه میتواند آن را در خود جذب کند.

استفاده ابزاری از زنان و ناسیونالیسم
این پژوهشگر حوزه جنسیت، این روند را در چارچوبی وسیعتر تحلیل میکند: حکومت در دورههای بحرانی، بهویژه در جنگ، تلاش میکند از زنان بهعنوان ابزار بسیج اجتماعی استفاده کند. این استفاده، همراه با تأکید بر گفتمان ناسیونالیستی است؛ گفتمانی که حتی در پیامهای رسمی نیز پررنگتر از گذشته شده و کمتر به مؤلفههای مذهبی اشاره دارد. او همچنین اضافه میکند در چنین شرایطی، حکومت حتی نسبت به محدودیتهای پیشین خود، مثلاً در موضوع حجاب، انعطاف نشان میدهد تا بتواند طیف وسیعتری از زنان را به میدان بیاورد. این یک استراتژی سیاسی-فرهنگی است برای نمایش حمایت عمومی در داخل و خارج.
کیان میگوید:
شما میبینید که در دورانی که این حکومت نیاز داشته به حضور اقشار مختلف یا طیفهای مختلف زنان، چشمش را بسته بر زنانی که تا همین دیروز به خاطر یک حجابی که به قول خودشان «بد» بود، حتی کشته میشدند. منظورم استفاده ابزاری است؛ استفاده ابزاری از زنان و استفاده ابزاری از ناسیونالیسم ایرانی که اینها را در برهه جنگ، شما خیلی زیاد به شکل تشدید شده میبینید. ما این را در سال ۲۰۲۵ هم وقتی که ایران هدف حملات اسرائیل قرار گرفت، شاهدش بودیم؛ بر همین ابزارسازی از زنان برای کسب حمایت از اقشار وسیعتری از زنان که لزوماً محجبه نیستند، لزوماً حامی دولت نیستند، ولی الآن حکومت احتیاج دارد به حضور بیش از پیش اینها که میادین را پر بکنند؛ حالا چه میدان انقلاب باشد، میدان تجریش باشد یا دیگر میادین بزرگ. البته این اولین بار نیست؛ ما خیلی دیدیم در طول تاریخ، رژیمهای اقتدارگرا همیشه از حضور زنان در برهههای حساس تاریخی سعی کردند استفاده بکنند و این اولین بار نیست که اینها دارند این کار را انجام میدهند.
کیان با اشاره به جنگ ایران و عراق و تفاوت استفاده از زنان در صحنه عمومی می گوید که حکومت تاکتیک امروز را در آن دوره به کار نمیبردند اما:
اینها چیزهایی است که کمکم در واقع آموختند. این حکومت آموخته که خوب است نیمی از جمعیت را هم بسیج بکند برای حمایت از خودش.

پیامدها برای جنبش فمینیستی
در پاسخ به این پرسش که این وضعیت چه تأثیری بر آینده جنبشهای زنان خواهد داشت، کیان معتقد است که این روند میتواند برای جنبش فمینیستی سکولار خطرناک باشد، بهویژه اگر واکنش تحلیلی و انتقادی جدی نسبت به آن شکل نگیرد. بخشی از این زنان ممکن است در مسیر ناسیونالیسم یا حتی نزدیکی بیشتر به حکومت قرار بگیرند و بعدها به نیروهای ضد فمینیستی تبدیل شوند.
کیان میگوید:
به نظر من این خطر میتواند جدی باشد، اگر برخورد جدی از طرف فمینیستهای ایرانی نشود. فعلاً متأسفانه به خاطر جنگ، ما زیاد از طرف فمینیستهای ایرانی صدایی نمیشنویم و بیشتر صدایی که میشنویم، محدود میشود به خاطرهنویسیهایشان از اینکه جنگ را چطور تجربه کردند؛ ولی هنوز من ندیدم جایی که در ارتباط با همین «زنانه شدن میلیتاریسم» یا نظامیگری نوشته باشند.
او بر یک نکته مهم هم تأکید میکند:
فراموش نکنید که ما قبلًا هم بسیجی زن داشتیم، هم پاسدار زن داشتیم و هم نیروهای امنیتی زن که در تظاهرات «زن، زندگی، آزادی» به طور مشخص میدانید اینها حضور فعال داشتند و بسیار هم زنان را کتک میزدند، میگرفتند و حتی به آنها شلیک هم میکردند. این برای اولین بار نیست. منتها آن افراد کسانی بودند که قبلاً بسیجی یا پاسدار بودند و به این نهادها تعلق داشتند. امروز این خواستی که ظاهراً مطرح میشود از طرف برخی از زنان که عضو این نهادها نبودند و حالا به خاطر دفاع ملیشان میخواهند بروند و بگویند به ما اسلحه بدهید تا مسلحانه دفاع کنیم، اینها حتماً برای آینده جنبش فمینیستی در ایران مضر خواهند بود. برای اینکه پروسهای که طی خواهد شد، طبعاً بیشتر آنها را یا به سمت ناسیونالیسم (که خودش یک ایدئولوژی مردسالارانه است) سوق میدهد و یا بهطور کلی به طرف خود حکومت؛ و حکومت میتواند اینها را خیلی راحت جذب کرده و پرورش دهد و مثلاً تبدیلشان بکند به نیروهای ضد فمینیست جدی که بر علیه زنهای دیگر از آنها استفاده کند.
آزاده کیان در پایان میگوید:
ما پژوهشی نداریم و همه اینها حدسیاتی است که عرض میکنم. ولی ما در عین حال تأثیرات حضور زنان، حتی زنهای حکومتی را در فعالیتهای مختلف دیدهایم. خیلی از این زنان وقتی فعالیت میکنند و به عرصه میآیند، با زنان دیگری که با حکومت مخالفند تبادل پیدا میکنند و روی هم تأثیر میگذارند. ما در جامعهشناسی فمینیستی به این میگوییم Civic Practices (کنشهای مدنی)؛ یعنی تأثیری که این آمدوشدها و تبادل نظرها میتواند بر زنان مختلف داشته باشد.
به یک معنا میتوان اینگونه بیان کرد که حضور زنان در تجمعهای شبانه حکومتی را نمیتوان به یک روایت تقلیل داد. این پدیده، همزمان حامل نشانههایی از بسیج سیاسی، استفاده ابزاری از جنسیت، و نیز پیچیدگیهای اجتماعی و هویتی است. در حالی که حکومت میکوشد از این حضور برای تقویت مشروعیت خود بهره ببرد، پیامدهای واقعی آن، بهویژه برای آینده جنبشهای زنان، هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد.


نظرها
نظری وجود ندارد.