نشت سموم صنعتی به سفرههای زیرزمینی: فاجعه خاموش جنگ در کمین آب آشامیدنی مناطق حاشیهای
در پی حملات اخیر به برخی زیرساختهای صنعتی و انرژی کشور و توقف موقت درگیریها، نگرانیها درباره احتمال آسیب به تأسیسات نگهداری پسماندهای شیمیایی و نشت آلایندهها به منابع آب زیرزمینی افزایش یافته است؛ موضوعی که بهویژه در مناطق حاشیهای و روستایی وابسته به چاههای آب، میتواند پیامدهای جدی و بلندمدت برای سلامت عمومی ایجاد کند.

جنگ و نفت ـ عکس از شاتراستاک
با برقراری آتشبس و توقف موقت حملات به زیرساختهای صنعتی و مجتمعهای فولاد و فلزات، نشانههایی از شکلگیری بحرانی تازه در لایههای زیرزمینی مطرح شده است. هدف قرار گرفتن این سایتها احتمالاً فقط به تخریب فیزیکی محدود نشده است؛ گمانهزنیهای جدی وجود دارد که استخرهای پساب شیمیایی و لجنهای صنعتی این کارخانهها آسیب دیدهاند و مواد سمی آنها ممکن است به درون سفرههای آب زیرزمینی نفوذ کرده باشند. در صورت تحقق چنین سناریویی، ساکنان مناطق حاشیهای و روستاهای اطراف که آب آشامیدنی خود را مستقیماً از این منابع تأمین میکنند، در معرض بیشترین خطر قرار خواهند داشت.
زیرساختهای آسیبدیده و خطر نشت منابع آبی
اگرچه اطلاعات دقیق و تأییدشدهای درباره اینکه دقیقاً کدام سایتها هدف قرار گرفتهاند و ابعاد خسارتها چه بوده، در دسترس نیست، اما آنچه تا اینجا میدانیم نشان میدهد که تعدادی از پالایشگاهها و تأسیسات نظامی و هستهای مورد اصابت قرار گرفتهاند. چنین مراکزی بهطور بالقوه دارای مواد شیمیایی و پسماندهای خطرناک هستند که در صورت آسیب دیدن زیرساختهای نگهداری، میتوانند باعث نشت آلایندهها و ایجاد تهدید برای منابع آب سطحی و زیرزمینی شوند.
مهمترین زیرساختها و سایتهای آسیبدیده که میتوانند بر منابع آب تأثیر بگذارند:
تأسیسات فولاد و فلزات (فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان):
بر اساس گزارش رسانههای داخلی، این مجتمعها در تاریخ ۷ و ۸ فروردین ۱۴۰۵ (۲۷ و ۲۸ مارس ۲۰۲۶) هدف حملات قرار گرفته و بخشهایی از زیرساختهای آنها، از جمله تأسیسات انرژی و برخی واحدهای صنعتی، آسیب دیدهاند. در صورت تخریب یا آسیب به استخرهای پساب و حوضچههای تهنشینی، احتمال نشت فلزات سنگین مانند کروم، سرب و کادمیوم به خاک و سفرههای آب زیرزمینی وجود دارد که میتواند منابع آب آشامیدنی مناطق حاشیهای را آلوده کند.
تأسیسات پتروشیمی (ماهشهر و عسلویه):
طبق گزارش خبرگزاری ایبنا، در جریان چند مرحله حمله در اوایل تا میانه فروردین ۱۴۰۵، زیرساختهای حیاتی تأمین انرژی در این مناطق هدف قرار گرفتهاند و در نتیجه بیش از ۸۰ درصد ظرفیت تولید پتروشیمی کشور متوقف شده است.
بهطور مشخص: ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، بخشهایی از مجتمعهای ماهشهر آسیب دیدهاند. همچنین ۱۸ و ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، حملات مجدد به واحدهایی مانند پتروشیمی امیرکبیر گزارش شده است.
در این حملات، واحدهای تأمین برق، از جمله «فجر» و «مبین انرژی»، هدف قرار گرفته و از مدار خارج شدهاند که موجب توقف گسترده تولید شده است.
در چنین شرایطی، حتی اگر همه واحدهای تولیدی مستقیماً تخریب نشده باشند، از کار افتادن زیرساختهای انرژی میتواند خطر نشت مواد شیمیایی و آلودگی منابع آب را افزایش دهد.
انبارهای مواد شیمیایی (نظیر شهرک صنعتی شمسآباد):
گزارشهای متعددی در رسانههای اجتماعی و برخی منابع غیر رسمی درباره هدف قرار گرفتن این مناطق منتشر شده است، اما این موارد تاکنون بهطور مستقل تأیید نشدهاند. در صورت صحت این گزارشها، انهدام چنین انبارهایی میتواند منجر به رهاسازی روانابهای سمی و ترکیبات پر انرژی در محیط شود که خطر آلودگی منابع آب و خاک را به همراه دارد.
سیلوها و تأسیسات موشکی (خجیر و سمنان):
درباره این مناطق نیز گزارشهایی در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی مطرح شده، اما اطلاعات دقیق و تأییدشدهای از میزان و زمان آسیب در این بازه در دسترس نیست. در صورت آسیب به این تأسیسات، به دلیل وجود سوختهای بسیار سمی مانند UDMH، این احتمال وجود دارد که بارندگیها این مواد را شسته و به سمت قناتها و آبخوانهای زیرزمینی هدایت کنند.
نشت پسابها و ابعاد احتمالی آن
در شرایط بحرانی پس از حملات، دسترسی به دادههای میدانی دقیق و رسمی اغلب محدود است. با این حال، برخی بررسیهای ماهوارهای و ارزیابیهای نهادهای ناظر محیطزیستی (مانند CEOBS) حاکی از آن است که زیرساختهای نگهداری پساب در مجتمعهای بزرگ (نظیر سایتهای مرتبط با صنایع فولاد) ممکن است دچار آسیبهای سازهای شده باشند.
روزبه اسکندری، پژوهشگر محیطزیست، نشت سموم صنعتی به آبهای زیرزمینی را در جریان جنگ اخیر محتمل میداند و به زمانه میگوید:
در صورتی که به استخرهای پساب یا زیرساختهای نگهداری آسیب جدی وارد شده باشند، نشت آلایندهها کاملاً محتمل است و میتواند از طریق خاک به سفرههای آب زیرزمینی منتقل شود. بهویژه اگر لایههای حفاظتی تخریب شده باشند.
استخرها و حوضچههای تبخیر که حاوی لجنهای اسیدی و شیمیایی هستند، در صورت قرار گرفتن در معرض ارتعاشات انفجار یا تخریب مستقیم، ممکن است عایقبندی کف خود را از دست بدهند. با توجه به نفوذپذیری خاک در مناطق خشک و نیمهخشک فلات ایران، این روانابهای سمی میتوانند با سرعت به سمت آبخوانهای کمعمق حرکت کنند.
کدام فلزات سنگین آب را تهدید میکنند؟
پساب کارخانجات ذوبآهن و صنایع فلزی، معجونی از خطرناکترین عناصر شیمیایی است. در صورت ورود این پسابها به آبهای زیرزمینی، کروم ششظرفیتی (Cr-VI) که در فرآیندهای آبکاری و ضدزنگ استفاده میشود، با سطح خطر بسیار بالا و قابلیت انحلال و انتقال سریع در آب، سرب (Pb) حاصل از ذوب کانسنگها و آلیاژسازی با سطح خطر بالا و قابلیت رسوب در لولهها و خاک، کادمیوم (Cd) ناشی از فرآیندهای تصفیه روی و فولاد با خطر بسیار بالا و پایداری طولانی در محیطزیست، آرسنیک (As) بهعنوان ناخالصی سنگ معدن با سمیت حاد و مزمن، و جیوه (Hg) از تجهیزات کنترلی و سوختهای فسیلی صنعتی با قابلیت تبدیل به متیلجیوه بسیار سمی، از مهمترین تهدیدها هستند.
روزبه اسکندری میگوید:
معمولاً فلزات سنگین مثل سرب، کادمیوم، کروم و نیکل در این پسابها وجود دارند که به دلیل پایداری بالا در محیط باقی مانده و بهراحتی تجزیه نمیشوند.
به گفته این پژوهشگر، سرعت رسیدن این آلودگیها به منابع آب شرب به عوامل زمینشناسی و شرایط زمینی و مکانیک خاک منطقه بستگی دارد:
در خاکهای شنی و نفوذپذیر، آلایندهها در مدت بسیار کوتاهتری میتوانند به سفرههای آب زیرزمینی یا آبخوانها برسند، اما در خاکهای رسی این روند کندتر است.
چرا اکنون علائمی نمیبینیم؟
این بحران را فاجعه خاموش مینامند، چرا که به دلیل، مکانیسم عمل فلزات سنگین در بدن انسان و طبیعت، و برخلاف آلودگیهای میکروبی که فوراً باعث بیماری میشوند، فلزات سنگین تجمع زیستی دارند. به این معنا که بدن انسان قادر به دفع مؤثر این فلزات نیست و آنها به مرور زمان در بافتهای چربی، استخوانها و کبد ذخیره میشوند.
بسته به میزان آلودگی، بروز علائم بالینی ممکن است از چند ماه تا چندین سال و حتی تا یک دهه و بیشتر طول بکشد. این تأخیر باعث میشود که بیماریها زمانی شناسایی شوند که آسیبهای قابلتوجهی به ارگانهای بدن وارد شده و تشخیص منشأ اولیه دشوار باشد.
روزبه اسکندری میگوید:
مصرف آب آلوده به فلزات سنگین و ترکیبات صنعتی میتواند پیامدهای بسیار جدی داشته باشه؛ از علائم کوتاهمدتی مثل تهوع، مشکلات گوارشی، مشکلات پوستی گرفته تا مسمومیت حاد، تا اثرات طولانیمدت یعنی تجمع فلزات سنگین در بدن میتواند تبعات و آثار بسیار بدی داشته باشد. آسیب کلیوی و کبدی، اختلالات عصبی —که این مورد به ویژه در کودکان بسیار خطرناک است — و افزایش ریسک برخی از سرطانها که علایم برخی ممکن است سالها بعد نشان داده شوند.»
آیا برای اقدامات پیشگیرانه دیر شده است؟
برای جلوگیری از نفوذ اولیه سموم به خاک، ممکن است تا حدی دیر شده باشد؛ با این حال، برای کاهش مواجهه انسانی همچنان میتوان اقداماتی انجام داد و لازم است که توجه در حال حاضر بر فاز مدیریت بحران و کاهش آسیب باشد.
قطع موقت وابستگی به چاههای محلی در مناطق پرخطر و تأمین آب جایگزین تا زمان بررسی کیفیت آب، و پایش و نمونهبرداری مستمر از آبخوانها برای ردیابی احتمالی آلودگی، از جمله اقدامات اولیه است، اما در درازمدت استفاده از سیستمهای تصفیه پیشرفته که توانایی حذف فلزات سنگین را دارند ضروری است و در نهایت پایش سلامت عمومی و انجام آزمایشهای دورهای برای شناسایی زودهنگام آلودگی با فلزات سنگین.
روزبه اسکندری در این رابطه میگوید:
باید از آبهای زیرزمینی فوراً نمونهبرداری کرد، همچنین لازم است یک پایش مستقل و شفاف صورت بگیرد.
به گفته اسکندری، پاکسازی کامل آبهای زیرزمینی بسیار زمانبر و پرهزینه است، حتی ممکن است بازگشت کیفیت آب به شرایط اولیه سالها طول بکشد.
این کارشناس میگوید: حجم نشت بسیار اهمیت دارد، نوع آلایندهها، ویژگیهای هیدروهمگی نقشتعیینکننده دارند، با این وجود برای صحبت کارشناسی و اطلاعات دقیقتر به دادههای شفاف نیاز داریم که دسترسی به این اطلاعات در دست حکومت است.
مناطق حاشیهای که پیش از این نیز با محرومیتهای زیرساختی دستوپنجه نرم میکردند، در چنین سناریویی میتوانند در خط مقدم یک بحران اکولوژیکی قرار بگیرند. اگر برای ایزوله کردن منابع آب آشامیدنی این مناطق اقدام نشود، احتمال افزایش هزینههای انسانی و درمانی در آینده وجود خواهد داشت.


نظرها
نظری وجود ندارد.