ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

احزاب کرد ایران، محاسبات اقلیم کردستان و ماجرای تسلیحات آمریکایی

بایز افروزی، فعال سیاسی کرد فاش می‌کند که تسلیحات آمریکایی ارسال‌شده برای احزاب کرد ایرانی، علی‌رغم ادعاهای اولیه دونالد ترامپ، هرگز به دست آنها نرسید و همچنان در انبارهای وزارت داخله اقلیم کردستان عراق در اربیل نگهداری می‌شوند. افروزی در گفت‌وگو با رادیو زمانه تأکید می‌کند که محاسبات احتیاط‌آمیز مقامات اقلیم- به دلیل ترس از انتقام شدید جمهوری اسلامی و درگیری مستقیم - در برابر وعده‌های واشنگتن برای تجهیز کردها به عنوان نیروی زمینی، برتری یافت و پروژه را عملاً به بن‌بست رساند.

چند روز پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، دونالد ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده مقدار قابل توجهی تسلیحات سبک و نیمه‌سنگین برای احزاب کرد ایرانی ارسال کرده است. طبق ادعای ترامپ، این سلاح‌ها از طریق کردستان عراق (به‌ویژه سلیمانیه) قرار بود به مخالفان رژیم ایران تحویل داده شود، اما به دست آن‌ها نرسید. بعداً بافل طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق، با تأیید این موضوع تأکید کرد که تسلیحات نه در سلیمانیه بلکه به وزارت داخله اقلیم کردستان تحویل داده شده و هم‌اکنون در اربیل نگهداری می‌شوند. بایز افروزی در مقالهٔ «دربارهٔ تسلیحاتی که آمریکا برای احزاب کرد فرستاد» که در پایگاه خبری «اخبار روز» (۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) منتشر شد، برای نخستین بار روند ارسال سلاح برای احزاب کرد ایرانی را آشکار می‌کند. با او گفت‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

این احتمال وجود دارد که مقامات کردستان عراق به دلیل تهدیدهای شدید جمهوری اسلامی و خطر درگیری مستقیم، از توزیع این سلاح‌ها میان احزاب کرد ایرانی خودداری کرده‌اند.

بایز افروزی در مقالهٔ «دربارهٔ تسلیحاتی که آمریکا برای احزاب کرد فرستاد» تأکید می‌کند که ترس اقلیم کردستان عراق از انتقام ایران، حملات حشدالشعبی و فشار ترکیه (به دلیل حضور پژاک) باعث شد تسلیحات در انبار بماند و پروژه عملاً متوقف شود.

بر اساس این مقاله اکنون این تسلیحات آمریکایی همچنان در یکی از زرادخانه‌های وزارت داخله اقلیم کردستان در اربیل نگهداری می‌شوند. ترامپ ابتدا ادعا کرد سلاح‌ها «گم شده» یا توسط کردها نگه داشته شده، اما با روشن شدن جزئیات، دیگر پیگیری نکرد. این ماجرا نشان‌دهنده پیچیدگی‌های سیاست آمریکا در منطقه، محاسبات محتاطانه کردستان عراق و شکاف‌های درونی میان نیروهای کرد ایرانی است.

 در حال حاضر به نظر می‌رسد پروژه تسلیح کردهای ایران برای ایجاد جبهه داخلی علیه جمهوری اسلامی به بن‌بست رسیده است.

ماجرای پنهان ماندن تسلیحات از مردم چیست؟

آقای بایز افروزی در ابتدا یادآوری کرد که اطلاعات مقاله او در پایگاه خبری «اخبار روز» کاملاً سری نیست و فقط تا پیش از این از مردم پنهان نگه داشته شده بود.

او گفت که هم ایالات متحده به عنوان فرستنده تسلیحات، هم مقامات اقلیم کردستان عراق و هم همه احزاب کرد ایرانی که قرار بود این سلاح‌ها را دریافت کنند، از جزئیات موضوع کاملاً مطلع هستند. افروزی افزود که هدف او از انتشار این اطلاعات، آگاه کردن مردم بوده، چرا که معتقد است مردم نیز حق دارند از این موضوع مطلع شوند.

او در ادامه توضیح داد که پس از مصاحبه دوم ترامپ که صراحتاً به نگهداری تسلیحات در شهر سلیمانیه اشاره کرده بود، اطلاعات خاصی در دسترس نبود. اما وقتی ترامپ از سلیمانیه نام برد - شهری که تحت کنترل اتحادیه میهنی کردستان عراق است - بافل طالبانی برای رفع اتهام اعلام کرد که تسلیحات در سلیمانیه نیست و به طور تلویحی به اربیل اشاره کرد. افروزی گفت که پس از آن، خبرنگاران و رسانه‌های کردستان عراق موضوع را پیگیری کردند و مشخص شد این تسلیحات در یکی از انبارهای وزارت داخله (وزارت کشور) اقلیم کردستان در اربیل نگهداری می‌شود. او افزود که کانال هشتم تلویزیون کردستان عراق نیز هفته گذشته این جزئیات را تأیید کرده است.

افروزی درباره زمینه ارسال تسلیحات توضیح داد که پس از جنگ اول (جنگ دوازده‌روزه)، احزاب کرد ایرانی خود را برای سناریوی سقوط رژیم آماده کرده بودند. به گفته او، پنج حزب کرد ایرانی (که بعداً به شش حزب رسیدند) پذیرفتند تسلیحات را دریافت کنند و وارد ایران شوند تا در صورت لزوم کنترل مناطق کردنشین را به دست بگیرند. آنها از آمریکا درخواست منطقه پرواز ممنوع کرده بودند، اما آمریکا این درخواست را رد کرد و تأکید داشت که ابتدا باید خودشان کنترل مناطق را به دست بگیرند.

درباره دلیل عدم تحویل تسلیحات، افروزی گفت که اتحادیه میهنی کردستان رابطه بسیار خوبی با جمهوری اسلامی دارد و این موضوع از طریق آنها به اطلاع مقامات امنیتی ایران رسیده بود. به همین دلیل حملات موشکی و پهپادی ایران به کردستان عراق آغاز شد. او تأکید کرد که مقامات اقلیم کردستان عراق برای جلوگیری از درگیری مستقیم و آسیب به اقلیم، ترجیح دادند تسلیحات را به احزاب کرد ایرانی تحویل ندهند.

کومله چرا پروژه تسلیحاتی آمریکا را رد کرد؟

دپیش از حمله دوم آمریکا و اسرائیل، پنج یا شش حزب کرد ایرانی با یکدیگر متحد شدند تا در پروژه تغییر رژیم همکاری کنند. اما سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومله) تنها گروهی بود که رسماً به این اتحاد نپیوست و با صدور بیانیه‌ای آن را «پروژه‌ای با اهداف مشکوک» خواند که کردها را به پیاده‌نظام آمریکا و اسرائیل تبدیل می‌کند.  

افروزی در ادامه گفت عدم پیوستن کومله به این اتحاد چندحزبی و مخالفت صریح آن با پروژه آمریکا، موضوع مهمی بود.

به گفته او، کومله دارای چند شاخه است: یک شاخه به رهبری آقای عبدالله مهتدی و شاخه‌ای به رهبری آقای عمر ایلخانی‌زاده و سرانجام سازمان کردستان حزب کمونیست ایران به رهبری آقای سید ابراهیم علی‌زاده که در حال حاضر تنها گروه چپ واقعی کردستان ایران است که نفوذ معنوی بسیار زیادی به‌ویژه میان تشکل‌های کارگری، زنان و فعالان محیط زیست دارد.

افروزی تأکید کرد که این موضع سازمان کردستان حزب کمونیست ایران تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی کردستان گذاشت و باعث شد بسیاری از تشکل‌های کارگری، زنان و محیط زیست به صورت علنی یا ضمنی با پروژه تسلیحاتی آمریکا مخالفت کنند. این مخالفت از همان ابتدا مشروعیت پروژه را به چالش کشید.

وی افزود که با وجود این، کومله نتوانست پروژه را به‌طور کامل متوقف کند، زیرا احزاب اصلی کرد ایرانی از جمله حزب دموکرات کردستان (حدکا)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)  حزب آزادی کردستان (پاک) و سازمان خبات کردستان ایران در این اتحاد حضور داشتند.

در ارزیابی سیاست آمریکا، افروزی گفت  آمریکا هم قصد داشت کردهای ایرانی را به عنوان نیروی زمینی جدی به کار بگیرد و هم از این اقدام به عنوان ابزاری برای فشار روانی و تاکتیکی علیه جمهوری اسلامی استفاده کرد.

افروزی در پایان افزود که به نظر او این تسلیحات فعلاً در اقلیم کردستان عراق باقی خواهند ماند.

انبارهای سلاح‌های ارسال‌شده

تجربه تاریخی پر است از مواردی که انبارهای سلاح‌های ارسال‌شده توسط قدرت‌های بزرگ، به جای تحقق اهداف اولیه، به سرنوشت‌های متفاوتی دچار شده‌اند. یک نمونه عملیات سیکلون (Cyclone) سازمان سیا در دهه ۱۹۸۰ است که میلیاردها دلار سلاح به مجاهدین افغان ارسال شد. پس از خروج شوروی، بسیاری از این سلاح‌ها در جنگ داخلی افغانستان پخش شدند، به بازار سیاه رفتند یا به دست گروه‌هایی مانند طالبان و القاعده افتادند که بعداً دشمن آمریکا شدند.

لیبی پس از سقوط قذافی نیز نمونه‌ای روشن است: انبارهای عظیم تسلیحات رژیم  از جمله هزاران موشک (MANPADS ) غارت شد و به درگیری‌های مالی، سوریه، سینا و گروه‌های تروریستی در صحرای آفریقا رسید. این الگوی تکراری نشان می‌دهد که تسلیحات انبارشده در مناطق بی‌ثبات، به ندرت «برای همیشه» کنترل‌شده باقی می‌مانند و اغلب یا فراموش می‌شوند، یا در معامله‌های سیاسی بعدی (مانند فروش یا معاوضه) به کار می‌روند، یا به دست بازیگران غیرمنتظره می‌افتند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.