عربستان سعودی در تنگنا
آرایش ژئوپولیتیک خلیج فارس دگرگون شده است. هیچ کشوری دیگر به شیوه پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل برای خود برنامهریزی نمیکند. تحلیلگران توجه فراوانی به وضعیت عربستان سعودی دارند.

پرچمهای عربستان سعودی و آمریکا - عکس از Shutterstock
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و شیوه مقاومتی که ایران در این جنگ پیش برد، وضعیت ژئوپلیتیک کشورهای حاشیه خلیج فارس را دگرگون ساخته است. حکومتهای سلطنتی این کشورها که پس از پایان دوره سلطه استعماری بریتانیا، همگی زیر چتر امنیتی ایالات متحده قرار داشتند و هنوز قرار دارند، اکنون خود را در میان یک تضاد استراتژیک عمیق گرفتار میبینند: بنابر تحلیلهایی که نمونههای آنها را میتوان در مقالات نشریه فارنپلیسی در هفتههای اخیر دید، آنها از یکسو به ویژه برای مقابله با ایران به آمریکا و همچنین به نحوی کمابیش پوشیده به اسرائیل وابسته هستند، اما از سوی دیگر دریافتهاند که این وابستگی تضمینکننده ایستادگی در برابر ایران نیست. هر کس اکنون به فکر خویش است و از یک همکاری جمعی خبری نیست؛ حتا پیوندهایی که پیشتر وجود داشت، گسسته شده است.
عربستان و سیاست «بیطرفی فعال»
عرستان به صورت رسمی خود را در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران «بیطرف» میخواند و گاهی به این «بیطرفی» صفت فعال هم میافزاید که منظور از آن این است که میخواهد نقش یک میانجی یا نیروی ثباتدهنده را هم ایفا کند.
بنابر مقالهای منتشر شده در سایت «مرکز عربی واشنگتن دیسی» عربستان در حال حاضر بیطرفی، دیپلماسی و حفظ رابطه با ایران را امنتر و مفیدتر از ورود به محور آمریکا-اسرائیل میداند، زیرا مهمترین اولویت ریاض حفظ ثبات داخلی، جذب سرمایه و اجرای برنامههای اقتصادی آینده است.
مقاله اما در انتهای خود میگوید که «با وجود موفقیت ظاهری این رویکرد بیطرفانه، چالشهایی همچنان باقی است. مهمترین آنها خطر ازسرگیری درگیریها و احتمال اقداماتی شدید از سوی ایران» است که در نمونه بستن تنگه هرمز هم اکنون رخ داده است. همچنین «عربستان ممکن است تحت فشار بیشتری برای پیوستن به توافقنامههای ابراهیم قرار گیرد. انجام چنین کاری نهتنها به معنای فاصله گرفتن از سیاست بیطرفی فعلی خواهد بود، بلکه ممکن است مستلزم کنار گذاشتن شرط مسئله فلسطین نیز باشد؛ وضعیتی که هزینههای راهبردی و حیثیتی قابلتوجهی برای ریاض در پی خواهد داشت.»
جنگ دشوار
فارین پلیسی، مقالهای با عنوان «چرا سعودیها از جنگ با ایران کنارهگیری میکنند؟» منتشر کرده که این گونه آغاز میشود: «جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران برای عربستان سعودی جنگی دشوار بوده است.»
در این مقاله آمده است:
سعودیها در اواخر فوریه ضربهای حیثیتی در عرصه روابط عمومی خوردند؛ زمانی که روزنامه واشنگتن پست گزارش داد محمد بن سلمان ــ همانند بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل ــ دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا را برای حمله به ایران تحت فشار قرار داده است. سعودیها این موضوع را تکذیب کردند. چند هفته بعد، هنگامی که ترامپ ادعا میکرد جنگ ظرف چند روز پایان خواهد یافت، نیویورک تایمز گزارش داد ولیعهد بار دیگر در حال لابی با رئیسجمهور است، این بار برای «تمام کردن کار» علیه تهران. باز هم سعودیها این گزارش را رد کردند. با این حال، با وجود آنکه ریاض بهطور علنی اصرار دارد که خواهان جنگ نبوده، هیچ نقشی در «عملیات خشم حماسی» نداشته و از راهحل دیپلماتیک برای مناقشه حمایت میکند، عربستان بهطور مداوم هدف حملات ایران و نیروهای نیابتیاش در عراق قرار گرفته است. در پاسخ، سعودیها اعلام کردهاند که «حق پاسخگویی» را برای خود محفوظ میدانند، اما تاکنون ترجیح دادهاند ماشه را نکشند.
استِوِن کوک، تحلیلگر فارینپلیسی در این مقاله میگوید جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، عربستان سعودی را در موقعیت بسیار دشواری قرار داده است. عربستان که همزمان درگیر مشکلات اقتصادی و اجرای پروژههای بزرگ «چشمانداز ۲۰۳۰» است، نمیخواهد وارد جنگ شود، اما از سوی دیگر نمیتواند نسبت به تحولات منطقه بیتفاوت بماند.
به نوشته تحلیلگر فارینپلیسی عربستان میان سه سناریو گرفتار شده است:
- بنبست جنگ: آمریکا بدون پیروزی کامل درگیری را متوقف کند و تهدید ایران همچنان باقی بماند.
- پیروزی آمریکا و تضعیف یا سقوط حکومت ایران که نویسنده آن را بهترین نتیجه برای عربستان میداند.
- پیروزی ایران یعنی کاهش تحریمها، بقای حکومت ایران و خروج آمریکا از منطقه؛ بدترین سناریو برای ریاض.
به باور نویسنده، رفتار محتاطانه عربستان نشان میدهد که ریاض احتمال پیروزی کامل آمریکا را کم میداند و بیشتر خود را برای بنبست یا حتی موفقیت ایران آماده کرده است. به همین دلیل، سعودیها تلاش میکنند همزمان همه طرفها را راضی نگه دارند و موضع شفافی نگیرند.
در بخش انتهایی این مقاله میخوانیم:
بدون تردید عربستان از اقدامات آمریکا و اسرائیل خشمگین است. تا پیش از ۲۸ فوریه، منطقه کاملاً باثبات نبود، اما قابل مدیریت بود. اکنون آمریکا و اسرائیل نیروهایی را آزاد کردهاند که خودشان نیز قادر به کنترلشان نیستند. سعودیها «عملیات خشم حماسی» را به فهرست بلندبالای اقدامات نسنجیده واشنگتن که موجب تقویت ایران شدهاند اضافه خواهند کرد؛ از جمله حمله سال ۲۰۰۳ به عراق، توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵، عدم واکنش به حمله ایران به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ و موارد دیگر. جنگ ایران بهزودی بخشی از گلایه دائمی سعودیها از آمریکاییها خواهد شد و هیچکس نباید آنها را بابت این موضوع سرزنش کند. تصمیم برای رفتن به جنگ، تصمیمی بیپروا و نسنجیده بود.



نظرها
نظری وجود ندارد.