گزارش میدانی
نمایشگاه کتاب در نبودِ اینترنت؛ یک تناقض بزرگ!
نمایشگاه مجازی کتاب تهران در حالی برگزار میشود که قطع طولانی اینترنت، گرانی کاغذ، سانسور و بحران اقتصادی، صنعت نشر و جامعه فرهنگی ایران را به مرز فرسودگی رسانده است. این گزارش، تصویری از ناشران، نویسندگان و کتابخوانهایی ارائه میدهد که در سایه جنگ، فقر و اینترنت طبقاتی، برای بقا و حفظ حداقل امکان مطالعه و دسترسی به جهان بیرون تلاش میکنند.

پوستر نمایشگاه کتاب تهران ۱۴۰۵
نمایشگاه مجازی کتاب تهران در حالی برگزار میشود که قطعی طولانی اینترنت، جامعه فرهنگی ایران، دانشگاهیان، نویسندگان، محققان و مترجمان را به آستانهی ناامیدی مطلق کشانده است زیرا اینکار به معنای حذف، نادیده گرفتن نیازهای علمی، تحقیقاتی و ادبی کسانی است که کلیت زندگیشان همان کار و مشغلهشان است. صرف نظر از اینکه دو گروه عمدهی سیاسی در کشور هریک دیگری را مسئول عدم بازگشت اینترنت معرفی میکند، باید تاکید کرد که اینترنت برای این دسته نه فقط عصای دست و ابزار کسب و درآمد، بلکه وسیلهی دسترسی آنها به منابع و سایتهای جهانی بود، تبدیل به ابزاری طبقاتی شده است که فقط اشخاصی خاص با پرداخت مبالغی مشخص و گاه هنگفت توان دسترسی به آن را دارند. نگاهی به آمار ارائه شده درباره حذف کاربرانی که از اندروید استفاده میکردهاند در مقابل افزایش شدید کسانی که از گوشیهای آیفون استفاده میکنند، نشان دهندهی ارتباط معناداری است که این روزها اینترنت با توان مالی کاربران دارد. در همین حال، صنعت نیمهجان نشر کتاب که تا پیش از جنگ هم در آستانهی ورشکستگی بود، حالا مبهوتِ سختجانی خود، گام به نمایشگاه کتاب میگذارد. حتی ناشران کتابهای پرفروش که صفحات مجازی همواره مملو از تبلیغات کتابهای آنها بود، این روزها در نبودِ اینترنتِ (حالا باید گفت اینترنتِ همگانی) در سکوتی معنادار فرورفتهاند.
سختجانی برای ادامهی بقا
سالهای گذشته که نمایشگاه غیرمجازی کتاب امکان کوچکی برای گردآمدن اهل کتاب و فرهنگ فراهم میکرد، امسال و در شرایط نه جنگ نه صلحِ ادامهدار از گردونه خارج شده و جای خود را به نمایشگاه مجازی داده است. گرچه در چند سال اخیر تبدیل به بازارچهای برای تبلیغ کتاب ناشران ارزشی شده بود و ناشران مستقل بهزور میتوانستند در همان فضا عرض اندام کنند اما همین اندک امکانِ تعامل فرهنگی نیز میسر نیست. با این همه نمایشگاه مجازی خوبیهایی هم دارد از جمله امکان خرید کتاب از شهرستانها و کم شدن فشار مضاعف مالی بر ناشران بهخاطر هزینهی غرفهها و ایام و ذهاب. اما ناشران چندان راضی به نظر نمیرسند.
در گفتوگو با چند ناشر مشخص شد که تخفیفها و هزینهی رایگان پست، جبران هزینههای بالای آنها را نمیکند. در همین نمایشگاه اگر کتاب خریداری شده، کمتر از صد هزار تومان باشد (که برخی از کتابهای چاپ قدیم هنوز با این قیمتها در نمایشگاه مجازی موجود است)، به دلیل هزینهی بالای پست، ناشر از پذیرش ارسال آن سر باز میزند، مگر اینکه تعداد کتاب خریداری شده از آن ناشر به قیمتی بالاتر برسد. تعطیلی چاپخانهها در دوران جنگ باعث متوقف شدن چاپ کتابهای تازه شده است، هزینهی هنگفت کاغذ با افزایش روز بهروز آن نیز افزون بر مسائل دیگر، کار انتشارات را بیش از همیشه سخت کرده است. ناشری میگوید لیست بلندبالایی از کتابهای چاپ اولی دارد که جرأت ارسال آنها را به چاپخانه ندارد، چون معلوم نیست قیمت کاغذ امروز با فردا چه تأثیری بر قیمت پشت جلد کتاب خواهد گذاشت و آیا صرفهی مالی برای او خواهد داشت یا ضرر مضاعفی را تحمیل خواهد کرد؟ گرانی کاغذ روی آتلیهها، گالریها، مطبوعات و هر جایی که با کاغذ سر و کار دارد نیز تأثیر گذاشته است اما بیشتر از همه وضعیت کتاب است که آسیب دیده است.
یکی از کهنهکارترین ناشران تهران میگوید:
تیراژ کتاب به صد و ده نسخه رسیده است، درست مثل جزوههای درسی دانشگاهی که روزگاری به تعداد دانشجویان کلاسها چاپ میشد با این فرق که آن زمان تمام صد وده نسخه فروش میرفت ولی حالا همین هم روی دست ناشر میماند.
انتشار نسخههای تکی از یک کتاب هم هست؛ روشی که به POD (Print On Demand) معروف شده است. در این روش، ناشران کتابهای چاپهای اول به بعد را تجدید چاپ نمیکنند، بلکه به تعداد هر خوانندهی متقاضی، یک تک نسخه به شکل دیجیتالی چاپ میکنند، بماند اینکه چند متقاضی امکان دسترسی و سفارش کتاب را به این طریق دارند و یا از خیر کتابی که نایاب شده است خواهند گذشت. فاجعه اینجاست که حتی کتابهایی هم که با تمام دستاندازهای چرخهی مجوز و چاپ و نشر، به بازار کتاب میرسند، بعد از اتمام چاپ گم و نایاب میشوند و حتی در کتابخانههای عمومی هم اثری از آنها نیست چون خرید کتاب توسط ارشاد برای کتابخانههای عمومی سالهاست که فقط به کتابهای ناشران خاصی اختصاص دارد. اگر خیلی شانس با کتابی یار باشد، سر از بازار سیاه درمیآورد و افست آن در دست دوم فروشیها یا پیادهروهای خیابان انقلاب به فروش میرسد بدون هیچ سودی برای نویسنده و مترجم آن.
داستان گرانی و کمبود کاغذ به همین جا ختم نمیشود و دامنه وسیعی را درگیر کرده است. وضعیت بغرنج کاغذ ادامه کار را برای بسیاری از روزنامهها هم دشوار کرده است. از زمان آغاز جنگ تاکنون روزنامهها به سختی ادامه دادهاند و برای کاستن از هزینهها و افزایش امکان فعالیت، صرف از نظر تعدیل نیروها، مجبور شدهاند تعداد صفحات خود را تا حد ۴ و ۸ صفحه کم کنند. کاستن از صفحات، اهمیت و اعتبار حداقلی روزنامهها را هم فروکاسته و حالا دیگر بیشتر به بولتنهای دوران دانشجویی شباهت دارند. یکی از مدیران روزنامههای سیاسی میگوید:
در حال حاضر تمام توان خود را بر این امر متمرکز کردهایم تا بهتر شدن شرایط فعال باقی بمانیم وگرنه با کم شدن صفحات، بسته ماندن فضای مجازی و شرایط کاغذ، از همه سو به بستن روزنامه ترغیب میشویم. و باز همان ماجرای بقا و سختجانی.
سایهی جنگ بر مطالعه
امسال خبری از بن غیرنقدی خرید کتاب نیست که هر سال به اساتید، دانشجویان، نویسندگان و مترجمان و طلاب تعلق میگرفت. یکی از ناشران قدیمی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران اعلام کرده است: «وضعیت اینترنت و پلتفرمهای جایگزین مثل روبیکا یا بله که دسترسی و خرید را برای کاربران دشوار میکند و مهمتر از همه، هزینههای سرسامآور پست و بستهبندی است.» او در ادامه میگوید:
چند روز پیش یک بسته کتاب از انقلاب به تجریش ارسال کردیم که هزینه ارسال پستی آن ۱۸۰ هزار تومان شد، این رقم برای کتابی با قیمت ۴۰۰ هزار تومان خیلی زیاد است، علاوه براین هزینه پاکت و چسب هم ۵ تا ۶ برابر شده، وقتی هزینه بستهبندی و ارسال از قیمت کتاب بیشتر شود، ناشر عملاً نمیتواند کتاب زیر ۴۰۰ هزار تومان را بهصرفه بفروشد. (یکشنبه، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵/ خبرگزاری کتاب ایران)
نمایشگاه کتاب امسال با شعار «بخوانیم برای ایران»، قرار است نقش مرهمی را داشته باشد در جامعهای برخاسته از آوار جنگ و ویرانی و مرگ اما آنچه کار را بر کتابخوانها و اهالی فرهنگ سخت میکند، تورم اقتصادی و فقری است که روز بهروز اقشار بیشتری را به کام خود میکشد. در وضعیتی که مردم تنها میتوانند به خرید مایحتاج ضروری خود بیندیشند که این مایحتاج برای قشر بزرگی از مردم در حال حاضر تأمین مواد غذایی برای خود و خانوادهشان است، کتاب در سبد خانوار کمتر کسی جای میگیرد و اگر تا پیش از این از سبد خانوار مردم عادی حذف شده بود حالا خود اهالی کتاب هم که در سالهای گذشته، با بن کمکی خرید کتاب میتوانستند بخشی از خرید خود را از از این کمک فرهنگی دریافت کنند حالا همان را هم ندارند در حالی که شرایط اقتصادی هم بدتر شده است.
از طرفی همچنان فشار سانسور بر کتابها و مطبوعات شدیدتر از پیش اعمال میشود. از اینجا و آنجا خبر میرسد کتابهای قبلاً منتشر شده، برای چاپهای بعدی به مشکل مجوز برمیخورند و امکان تجدید چاپ نمییابند همین موضوع زمینهی سودجویی برخی ناشران را فراهم میکند که با چاپ کتاب با همان مشخصات اولین چاپ و بدون تنظیم قرارداد جدید و حتی بدون ارائه درخواست به اداره کتاب، کتاب را به شکل افست و با قیمتهای جدید به بازار عرضه میکنند و با اطلاع ندادن به نویسنده یا مترجم، از پرداخت حق و حقوق نویسنده سر باز میزنند. از سوی دیگر تعداد کتابهای منتشر شده ناشران آنقدر کم است که با اینکه قرار بود کتابهای منتشر شده از سال ۱۴۰۲ به بعد در نمایشگاه عرضه شوند حالا خبرگزاری کتاب ایران «ایبنا» اعلام کرده است که «بنا به درخواست ناشران و تأیید و موافقت محسن جوادی، سه سال دیگر نیز به بازه زمانی کتابهای مجاز ناشران مکتوب در نمایشگاه افزوده شد و از امروز ناشران میتوانند کلیه کتابهای منتشر شده از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۵ را در نمایشگاه عرضه کنند.» (خبرگزاری کتاب ایران. سهشنبه ۲۹ اردیبهشت).
مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران، از حضور ۲ هزار و ۲۹۶ ناشر ناشر در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران خبر داده و برگزاری نمایشگاه کتاب را به شکل مجازی نه از سر ناچاری بلکه «انتخابی هوشمندانه» دانسته است «که با کمترین هزینه امکان دسترسی به کتاب را برای مردم در سراسر کشور فراهم میکند.» (چهارشنبه. ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵. خبرگزاری کتاب ایران) این خبرگزاری در حالی از انتخاب هوشمندانه برای نمایشگاه کتاب امسال حرف میزند که دسترسی مردم به اینترنت بینالملل قطع است. سایت نمایشگاه مجازی که بر پلتفرم داخلی کار میکند در ساعات اوج ترافیک بهکل از دسترس خارج میشود؛ اختلالی نشان دهندهی اینکه شبکه توان پاسخگویی به حجم بالای ترافیک را ندارد.
با تمام این احوال هیچ روزنهای به گشایش اینترنت جهانی برای کاربران داخل ایران به چشم نمیخورد و همچنان که سایه مهیب جنگ رخ از روی کشور برنمیکشد، امیدها هم به گشایش اینترنت جهانی روز به روز کمتر میشود. در چنین وضعیتی است که شعار بخوانیم برای ایران، دور از دسترس مینماید به این دلیل که خرید و خواندن کتاب در این شرایط سخت شده است و در نبود آزادی مطبوعات و اینترنت، خواندنی زیادی برای اهالی فرهنگ باقی نمیماند. حتی حضور چند ناشر خارجی در نمایشگاه مجازی کتاب تهران نمیتواند روزنهای به دنیای بیرون باشد. کسی از خارج کشور نمیتواند از نمایشگاه مجازی کتاب تهران سفارش خرید کتاب بدهد و همه چیز در دایرهای محصور در داخل حول محوری ثابت میچرخد که همان بسته بودن راههای ارتباطی با جهان است. نه ناشران امکان عرضه کتابهای خود را دارند و نه نویسندگان امکان تعامل با جهان خارج از مرزها را. دسترسی مترجمان به منابع تازه منتشر شده خارجی اگر نگوییم بهکل از بین رفته است اما بسیار کم شده است. ثبت نام اینترنت پرو گسترش بیشتری یافته است ولی هنوز نه برای نویسندگان و مترجمان مستقل چون فقط صاحبان حرف و مشاغل از طریق صنف خود میتوانند تقاضای این اینترنت نوظهور را بدهند و عجیب اینکه علیرغم گرانی نسبی آن و محدودیتهای رایج این خط اینترنت، استقبال صاحبان حرف و کسب و کار چندان هم کم نبوده است.
نمایشگاه کتاب امسال در حالی برگزار میشود که ایران با بزرگترین محدودیت آزادی بیان، قطع اینترنت به مدت ماهها مواجه است و نهادهای حقوق بشری و فرهنگی جهانی در مقابل این قطعی حساب شده در سکوتی عجیب فرورفتهاند.


نظرها
نظری وجود ندارد.