کوبا در محاصره
ترامپ کوبا را به سوی یک بحران انسانی سوق میدهد. مصاحبه ژاکوبن با خوان آنتونیو فرناندس پالاسیوس، سفیر کوبا در اتحادیه اروپا.

کوبا در محاصره آمریکاست. نفت به جزیره نمیرسد. کوباییها به استفاده وسیع از انرژی خورشید رو آوردهاند. عکس از AFP
هاوانا عملاً با آخرین ذخایر خود سر میکند. برای نخستین بار از دوران «دوره ویژه» پس از فروپاشی شوروی، کوبا با بحرانی روبهرو شده که شاید بتوان آن را وجودی خواند. وضع به گونهای است که حتی صحبت از احتمال مداخله نظامی آمریکا نیز علناً مطرح میشود.
سفر اخیر رئیس سیا، جان راتکلیف، به کوبا فشارها را بیشتر کرده است. در پشت پرده، واشنگتن ظاهراً در حال آمادهسازی پروندهای علیه رائول کاسترو درباره سرنگونی دو هواپیمای غیرنظامی در سال ۱۹۹۶ است؛ هواپیماهایی که متعلق به گروه تبعیدی «برادران نجات» بودند.
خوان آنتونیو فرناندس پالاسیوس، سفیر کوبا در اتحادیه اروپا در مصاحبهاش با آرتور بوریلو و سباستین روندروز برای نشریه "ژاکوبن" توضیح میدهد که خصومت آمریکا با کوبا فقط به انقلاب ۱۹۵۹ یا فیدل کاسترو مربوط نیست، بلکه ریشهای تاریخی دارد.
او میگوید:
این تضاد تاریخی به قرنها قبل بازمیگردد. مسئله اصلی همیشه سلطه در برابر حاکمیت ملی بوده است.
به گفته او، حتی جان آدامز و جان کوئینسی آدامز، رؤسای جمهور اولیه آمریکا، کوبا را «امتداد طبیعی آمریکای شمالی» میدانستند و تصور میکردند این جزیره سرانجام به آمریکا ملحق خواهد شد.
او تأکید میکند انقلاب کوبا کاملاً بومی و مردمی بود:
ارتش سرخ وارد هاوانا نشد. تانکهای شوروی سوسیالیسم را تحمیل نکردند. انقلاب از درون جامعه کوبا شکل گرفت.
این مصاحبه همزمان با تشدید تنشهای واشنگتن و هاوانا منتشر شده است. دولت ترامپ در هفتههای اخیر تحریمهای تازهای علیه مقامهای کوبایی وضع کرده و حتی علیه رائول کاسترو اعلام جرم کرده است.
مصاحبه سفیر کوبا در اتحادیه اروپا
● آرتور بوریلو و سباستین روندروز: چه چیزی خصومت درونی و عمیق ایالات متحده را نسبت به کشوری با جمعیتی کمتر از ده میلیون نفر توضیح میدهد؟
خوان آنتونیو فرناندز پالاسیوس: از همان ابتدا باید یک نکته مهم روشن شود: آنچه ما ناهماهنگی تاریخی مینامیم، چیزی فراتر از یک درگیری ساده، میان کوبا و ایالات متحده، نه با انقلاب، نه با ورود فیدل کاسترو و نه حتی با پیروزی اول ژانویه ۱۹۵۹ آغاز نشد. ریشههای آن بسیار عمیقتر است. در حقیقت، این یک شکاف تاریخی است که قرنها، دستکم تا قرن هجدهم، قدمت دارد.
کوبا آخرین مستعمره اسپانیا بود. کوبا حتی پس از آنکه کارزارهای بزرگ آزادیبخش سراسر قاره را فرا گرفتند، تا اواسط قرن بیستم همچنان تحت سلطه استعمار باقی ماند. آنتونیو کانوواس دل کاستیلو، نخستوزیر وقت اسپانیا، جمله معروفی دارد با این مضمون که کوبا باید «تا آخرین مرد و آخرین پزو» حفظ شود. کوبا گرانبهاترین جواهر تاج و تخت بود.
اما برای بازگشت به نکته اصلی، ناهماهنگی با ایالات متحده به پیش از تمام اینها بازمیگردد. این مسئله از یک جاهطلبی دیرینه برای سلطه و الحاق ناشی شد. دوراهی اساسی همواره همان بوده است: سلطه در برابر استقلال؛ الحاق در برابر حق ما برای وجود به عنوان ملت. این تنش هرگز به طور کامل از بین نرفته است. در اوایل سال ۱۷۸۳، جان آدامز که بعداً رئیسجمهور ایالات متحده شد، کوبا را چنین توصیف کرد: «یک امتداد طبیعی قاره آمریکای شمالی»، و استدلال کرد که تداوم ایالات متحده در سراسر آن قاره لزوماً به معنای الحاق کوبا است.
این ایده بعدها توسط پسرش، جان کوئینسی آدامز، در نظریه معروف «میوه رسیده» در سال ۱۸۲۳ اصلاح شد. در آن زمان، واشنگتن حتی معتقد نبود که جنگ با اسپانیا ضروری است. نفوذ سرمایه آمریکایی و پیوندهای اقتصادی رو به رشد میان جزیره و ایالات متحده آنها را به این فرض سوق داد که کوبا در نهایت با وزن خود، مانند میوه رسیدهای از درخت، به درون اتحادیه آمریکا خواهد افتاد. میتوان حدس زد که امروز نیز توهمات مشابهی در جریان است. به همین دلیل زمینه تاریخی مهم است. این به ما اجازه میدهد که یک رشته پیوسته را از دو قرن پیش تا به امروز ردیابی کنیم و ماهیت این ناهماهنگی را درک کنیم.
عجیب است که دقیقاً در سال ۱۸۲۳، "دکترین مونرو" ظهور کرد، و امروز با نام دیگری بازمیگردد. اکنون با پوشش "دکترین دونرو" [اشاره به دونالد ترامپ] ظاهر میشود، اما جوهر آن همان است: آمریکا برای آمریکاییها. در آن زمان، این پیام عمدتاً متوجه قدرتهای اروپایی بود، بیش از همه بریتانیا و فرانسه.
اما امروز، این منطق تا آنجا گسترش مییابد که توهینآمیز میشود: صحبت از رسیدن «تا تمام مسیر گرینلند». از نظر تاریخی، نگاه امپریالیستی به چیزی دوخته شده بود که دوست داشتند آن را «حیاط خلوت» خود بنامند، از رودخانه ریوگرانده تا تیرا دل فوئگو. اکنون افق دید گسترش مییابد تا کانادا را در بر گیرد که به عنوان ایالت بالقوه پنجاه و یکم تصور میشود، و گرینلند را که آشکارا به آن طمع دارند. به عبارت دیگر: کل نیمکره غربی. آنچه در اینجا میبینیم، بار دیگر، تداوم چشمگیر تفکر امپریالیستی در درون طبقات مسلط ایالات متحده است.
این به طور کلی به نیمه اول داستان میپردازد. فصل بعدی مربوط به پیامدهای جنگ اسپانیا-کوبا-آمریکا در سال ۱۸۹۸ است. تا آن زمان، اسپانیا خسته و عملاً از پیش شکستخورده بود که ایالات متحده پس از انفجار ناو یواساس مین مداخله کرد. اما نتیجه، حاکمیت کوبا نبود، بلکه شکست اسپانیا و به دنبال آن اشغال جزیره از ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۲ بود. کوبا به طور رسمی در سال ۱۹۰۲ به استقلال دست یافت. متمم پلات چه بود؟ در اصل، این متمم حق مداخله را نهادینه کرد. هر زمان که ایالات متحده تشخیص میداد که منافع یا امنیتش در خطر است حق مداخله نظامی در کوبا را برای خود محفوظ میدانست.
در کنار آن پیمان ایستگاههای دریایی و زغالسنگ کوبا-آمریکا قرار داشت، که توضیحدهنده ادامه وجود پایگاه دریایی گوانتانامو است و اشغال مداوم بخشی از خاک ملی کوبا را توجیه میکرد. در واقع، این یک جمهوری نئوکلونیال (نواستعماری) بود که از طریق تسلط سرمایه آمریکای شمالی بر ثروتهای ضروری کشور شکل گرفت. تا سال ۱۹۵۸، ایالات متحده تقریباً ۷۰ درصد تجارت خارجی کوبا را کنترل میکرد.
مهم است که بر این موضوع تأکید کنیم، به ویژه برای مخاطبان خارجی: انقلاب کوبا عمیقاً اصیل و به شدت مردمی بود. ارتش سرخ به هاوانا نرسید. تانکهای شوروی سوسیالیسم را به جزیره تحمیل نکردند. انقلاب از درون خود جامعه کوبا ظهور کرد.
پیروزی انقلاب ناگزیر ناهماهنگی تاریخی با ایالات متحده را تشدید کرد. بلافاصله اولین اقدامات تلافیجویانه صورت گرفت: آغاز محاصره، حذف سهمیه شکر، اولین مکانیسمهای فشار سیاسی و اقتصادی. اسناد از طبقهبندی خارج شده آمریکایی مربوط به سال ۱۹۶۰ به صراحت بیان میکنند که، با توجه به حمایت مردمی از کاسترو، تنها استراتژی عملی ایجاد سختیهای اقتصادی به حدی شدید بود که حمایت عمومی از دولت را تضعیف کند.
این محاصره با خرابکاری، نفوذ، تروریسم و حتی جنگ بیولوژیک همراه بوده است. فقط کافی است بمبگذاری هواپیمای کوبانا در سال ۱۹۷۶ را به یاد بیاوریم.
● آرتور بوریلو و سباستین روندروز: لوئیس پوسادا کاریلس؛ درست است؟ او مامور سیا و یک تبعیدی کوبایی، و طراح فکری حمله تروریستی علیه پرواز ۴۵۵ هواپیمایی کوبانا در ۶ اکتبر ۱۹۷۶ بود.
خوان آنتونیو فرناندز پالاسیوس: دقیقاً، پوسادا کاریلس هواپیما را به همراه کل تیم ملی شمشیربازی کوبا منفجر کرد. نابودی آن هواپیما همچنان یکی از منزجرکنندهترین جنایات است. اما به اینجا ختم نشد. پس از آن بمبگذاری در هتلها و حملات به سفارتخانههای کوبا رخ داد.
آرتور بوریلو و سباستین روندروز: تشدید محاصره چگونه بر زندگی روزمره مردم عادی کوبا تأثیر میگذارد؟
خوان آنتونیو فرناندز پالاسیوس: بر همه چیز تأثیر میگذارد. بر کل بافت اجتماعی و ریتمهای عادی زندگی روزمره. چه باید کرد؟ آیا بیمارستانها بسته میشوند؟ البته که نه. دولت منابع را به گونهای سازماندهی مجدد کرده است که حداقل بیمارستانهای کلیدی بتوانند با درجهای از استقلال انرژی کار کنند. اما پس از آن، اگر حمل و نقل عمومی وجود نداشته باشد، پزشک چگونه به بیمارستان میرسد؟ پرستار چگونه به خانه برمیگردد؟ ارتباطات نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. امروز در هاوانا قدم میزنید و با سکوتی آزاردهنده روبرو میشوید. خیابانها خالی هستند.
● آرتور بوریلو و سباستین روندروز: آیا کانالهای ارتباطی باز با بخشهای سیاسی در ایالات متحده وجود دارد؟
خوان آنتونیو فرناندز پالاسیوس: بله، تماسهای اولیهای وجود دارد، اما ما بسیار دور از چیزی هستیم که بتوان آن را مذاکرات رسمی نامید. کوبا همیشه موضع یکسانی را حفظ کرده است: ما مایلیم اختلافات را از طریق مسالمتآمیز، گفتوگو و مذاکره حل و فصل کنیم، مشروط بر اینکه به حاکمیت و استقلال سیاسی ما احترام گذاشته شود. تغییر رژیم موضوعی برای مذاکره نبوده و نخواهد بود. جغرافیا همزیستی را ایجاب میکند، ما فقط نود مایل فاصله داریم و باید یاد بگیریم با اختلافاتمان در صلح زندگی کنیم.
● آرتور بوریلو و سباستین روندروز: بیایید اکنون به مدل سیاسی کوبا و تحولات اخیر آن بپردازیم. چرا این توسل به همهپرسی؟
خوان آنتونیو فرناندز پالاسیوس: باید روشن کنم که همهپرسی ۲۰۲۲ در سطح بینالمللی اغلب صرفاً به مسئله ازدواج همجنسگرایان تقلیل یافت، در حالی که مربوط به قانون جدید خانواده بود که بسیار گستردهتر و عمیقاً انقلابی بود. تغییر نهادها یک چیز است؛ تغییر ذهنیتها چیز دیگری است. همهپرسیها بخشی از چارچوب قانون اساسی ما هستند و مجلس ملی میتواند موضوعاتی با اهمیت ملی کلان را مستقیماً به مردم ارجاع دهد. البته اینجا سوئیس نیست که دائماً همهپرسی برگزار شود.
این مصاحبه در ۲۲ مه ۲۰۲۶ در سایت ژاکوبن منتشر شده است.
خوان آنتونیو فرناندز پالاسیوس، سفیر کوبا در بلژیک و اتحادیه اروپا است.
آرتور بوریلو، پژوهشگر پسادکتری بنیاد تحقیقات علمی (F.R.S.–FNRS) وابسته به دانشگاه آزاد بروکسل (ULB Cevipol) است. پژوهشهای او بر مدیریت سیاسی بحران اقتصادی در منطقه یورو و افزایش و تحولات جنبشهای پوپولیستی در جنوب اروپا متمرکز است.
سباستین روندروسy کارشناس علوم سیاسی و پژوهشگر دانشگاه اسکس و عضو مرکز ایدئولوژی و تحلیل گفتمان است.


نظرها
نظری وجود ندارد.