دستور رحمان درباره «خط نیاکان»: آیا دبیره پارسی به ورارود برمیگردد؟
اسفندیار آدینه ـ دستور تازه امامعلی رحمان برای تقویت آموزش خط پارسی در تاجیکستان، بار دیگر بحث بازگشت «خط نیاکان» به ورارود را زنده کرده است. این گزارش با نگاهی به تاریخ حذف خط فارسی در دوران روسیه تزاری و شوروی، از نسبت زبان، هویت و سیاست در تاجیکستان امروز میگوید؛ جایی که احیای دبیره پارسی هنوز با پرسشهای ژئوپولیتیکی و هویتی گره خورده است.

خط پارسی در تاجیکستان ـ عکس: ساخته شده توسط هوش مصنوعی
دستور تازه امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان، درباره تقویت آموزش خط پارسی در مدارس این کشور، با واکنشهایی در جهان پارسیزبان روبهرو شده است.
از جمله، برخی شخصیتها و نهادهای فرهنگی پارسیزبان ضمن استقبال از این تصمیم، ابراز امیدواری کردهاند که اجرای برنامهای تدریجی، راه را برای ترویج دوباره خط پارسی در ورارود هموار کند.
به نوشته سایت ریاستجمهوری تاجیکستان، آقای رحمان در جلسه هیئت دولت که روز پنجشنبه ۷ خرداد (۲۸ مه) برگزار شد، به مسئولان بخش آموزشوپرورش چنین دستور داده است:
از جمله سفارش داده شد که در دایره آموزش و ترغیب و تشویق تاریخ و فرهنگ آریایی، کیفیت تعلیم الفبای نیاکان در مؤسسههای ساحه معارف بهتر کرده شود.
هماکنون در مدارس تاجیکستان، تنها دانشآموزان پایههای هفتم و هشتم هفتهای دو ساعت خط پارسی فرا میگیرند. بسیاری میگویند این مدت برای آموزش فراگیر خط فارسی کافی نیست.
«خط نیاکان»
این در حالی است که در اوایل دوران استقلال تاجیکستان از اتحاد شوروی، آموزش خط فارسی بهطور گسترده در مدارس و مؤسسات آموزش عالی این کشور رواج داشت، اما طی سه دهه زمامداری آقای رحمان، سطح آموزش و سواد پارسی در تاجیکستان کاهش یافته است.
در تاجیکستان، بسیاری از مردم از خط فارسی با عنوان «خط نیاکان» یاد میکنند؛ با اشاره به اینکه تا اشغال ورارود از سوی روسیه در اواخر قرن نوزدهم میلادی، مردم این سامان مانند سایر مناطق پارسیزبان، به همین خط مینوشتند. ورارود یا ماوراءالنهر از مراکز بزرگ فرهنگ و ادب پارسی به شمار میرفت.
نخست با اشغال شهر چاچ و اندکی بعد فرغانه و سمرقند از سوی دولت تزاری روسیه در اواخر قرن نوزدهم، مدارس پارسی در بخشهایی از ورارود کاملاً تعطیل و آموزش خط فارسی بهشدت محدود شد.
دولت روسیه تزاری در مکاتبات خود با نظامهای محلی، مانند امارتهای بخارا، فرغانه و کاشغر، از زبان ترکی استفاده میکرد و از این دولتها نیز میخواست همین زبان را به کار ببرند.
پس از اشغال بخارا و بمباران این شهر از سوی دولت بلشویکی در سال ۱۹۲۰، که منجر به فرار امیر عالِمخان به افغانستان و تأسیس «جمهوری شوروی خلق بخارا» شد، زبان پارسی، که زبان رسمی امارت بخارا بود، عملاً از جایگاه رسمی کنار گذاشته شد و زبانهای ازبکی و روسی جای آن را گرفتند.
دستکاری هویتی
بلشویکها و گروههای پانترکیست به رهبری فیضالله خواجهیف، که زمام امور را در دست داشتند، زبان پارسی را زبان امیر و طبقه زبردست، بهویژه روحانیان، در امارت بخارا میخواندند و از هیچ اقدامی برای حذف آن پرهیز نمیکردند. از جمله، برای سخنگفتن به پارسی در برخی ادارات جریمه تعیین شده بود.
پس از تقسیمبندی قومی منطقه از سوی روسیه در سال ۱۹۲۴، تاجیکان از مراکز فرهنگی خود، مانند شهرهای بزرگ سمرقند و بخارا، محروم شدند. بسیاری از مردم این شهرها و مناطق اطراف آنها در نخستین سرشماری شوروی در سال ۱۹۲۶ به اجبار «ازبک» ثبت شدند و بر پایه همین آمار، در بسیاری از مناطق، مدارس پارسی بسته و مدارس ازبکی جایگزین شدند.
دولت بلشویکی روسیه در سال ۱۹۲۴ تنها منطقهای کوهستانی در شرق بخارا را بهعنوان یک «جمهوری خودمختار» وابسته به ازبکستان به تاجیکان اختصاص داد. پنج سال بعد، این جمهوری خودمختار به جمهوری شوروی «مستقل» تبدیل شد، هرچند تا فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ استقلال واقعی نداشت.
همزمان با جداشدن تاجیکستان بهعنوان «جمهوری مستقل شوروی» از بدنه ازبکستان در سال ۱۹۲۹، خط فارسی نیز جای خود را به خط لاتین داد و ده سال بعد، خط سیریلیک روسی جایگزین آن شد. در همان زمان، نام رسمی زبان نیز به دستور مسکو از «فارسی» به «تاجیکی» تغییر یافت.
تغییر خط در شوروی از جمهوری شوروی آذربایجان آغاز شد و در اغلب جمهوریهای ترکزبان و مسلمان آسیای میانه نیز اجرا شد، اما ارمنستان و گرجستان الفباهای سنتی خود را حفظ کردند.
فارسی یا تاجیکی؟
در اواخر دوران شوروی و اوایل استقلال تاجیکستان، کارزار گستردهای برای گذار به خط فارسی آغاز شد و نشریاتی نیز به این خط منتشر شدند. طبق قانونی که در سال ۱۹۸۹ زبان فارسی را زبان رسمی تاجیکستان اعلام کرد، قرار بود ظرف پنج سال، خط فارسی در این کشور رسمیت یابد.
آن زمان، در متن قانون زبان، نام رسمی آن بهصورت «تاجیکی (فارسی)» ذکر شده بود که نشانهای از آمادهسازی افکار عمومی برای گذار تدریجی و احیای نام تاریخی زبان بود.
اما با آغاز جنگ داخلی در سال ۱۹۹۲ و روی کار آمدن دولت آقای رحمان با پشتیبانی گروههای طرفدار شوروی و روسیه، این کارزار متوقف شد. پس از سال ۱۹۹۴، نوشتههای فراوان به خط پارسی از سردر مغازهها و مؤسسات دولتی و اجتماعی در شهرها و روستاهای کشور جمعآوری شدند.
بسیاری از روشنفکران و آشنایان به خط پارسی نیز به اتهام همدستی با مخالفان اسلامگرای دولت بازداشت و زندانی شدند و عده زیادی نیز در جریان درگیریها یا انتقامجوییها کشته شدند.
با این حال، بحث گذار به خط پارسی در تاجیکستان هرگز متوقف نشد و طی سه دهه استقلال ادامه یافت. اغلب فرهنگیان خواستار گذار تدریجی به این خط بودند. شخصیتهای ملی و فرهنگی، مانند آکادمیسین محمدجان شکوری و شاعران فقید مؤمن قناعت و لایق شیرعلی، بارها خواستار اجرای برنامهای برای بازگشت تدریجی تاجیکستان به خط پارسی شده بودند.
اما دولت آقای رحمان نهتنها به خواسته روشنفکران اعتنایی نمیکرد، بلکه در مواردی از روند پارسیآموزی نیز جلوگیری میکرد. از جمله در اواسط دیماه ۱۳۸۹، دولت تاجیکستان مانع سفر بیش از ۷۰ آموزگار الفبای فارسی به ایران برای شرکت در یک دوره بازآموزی شد.
همسویی با ایران؟
مقامات تاجیکستان پیشتر چند بار اعلام کرده بودند که گذار به خط پارسی در دستور کار دولت نیست. بنابراین، دستور تازه آقای رحمان برای بسیاری غیرمنتظره به نظر میرسد و برخی صاحبنظران آن را با تحولات اخیر، از جمله جنگ ایران و اسرائیل، مرتبط میدانند.
دستور آقای رحمان دو روز پس از گفتوگوی تلفنی او با مسعود پزشکیان صادر شد. سایت ریاستجمهوری ایران در ۵ خرداد نوشت:
رئیسجمهور تاجیکستان حملات نظامی علیه ایران را مغایر با اصول و قوانین بینالمللی دانست و بر حمایت کشورش از مواضع جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد.
در جریان جنگ چهلروزه، دولت تاجیکستان بارها حمایت خود را از ایران اعلام کرد و از جمله بیش از یکصد کامیون کمکهای بشردوستانه به ایران فرستاد. همچنین، آقای رحمان کشتهشدن علی خامنهای را به مقامات ایرانی تسلیت گفت و انتخاب مجتبی خامنهای به رهبری را تبریک گفت.
ایران در سالهای اخیر روابط نزدیکی با دولت تاجیکستان داشته و در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ نیز گزارشهایی درباره تأسیس کارخانه تولید پهپاد ایرانی در تاجیکستان منتشر شد. پیشتر نیز شرکتهای ایرانی در ساخت تونلها و نیروگاههای آبی این کشور مشارکت کرده بودند.
در همین حال، انتشار این خبر در شبکههای اجتماعی واکنشهایی در میان شخصیتها و نهادهای فرهنگی جامعه پارسیزبان در سراسر جهان برانگیخته و بسیاری از آن استقبال کردهاند، هرچند هنوز روشن نیست که دستور تازه آقای رحمان تا چه اندازه جدی و اجرایی خواهد بود.
از جمله، نجیب بارور، شاعر خراسانی، در صفحه فیسبوک خود ضمن قدردانی از رئیسجمهوری تاجیکستان نوشت:
همیشه بهعنوان یک تاجیک غصه داشتم که چرا مهد حکومتهای بخارایی، که خود احیاگران فارسی دری جدید بودند، امروز عاری از الفبای مادری است.
«تلاشی دیرهنگام»
او افزوده است که سیاست روسیسازی در آسیای میانه «از تاجیکان قربانی بزرگی گرفت» و آن، دورشدن از بستر معرفتی زبان فارسی بود. به گفته او، هرچند بازگشت به محیط فارسی «کار یکروز و دو روز نخواهد بود»، اما امید میرود که «اینها صرفاً شعارهای سیاسی و رسانهای نباشند.»
کریم کریم، از بنیانگذاران کانون همیاری پارسیزبانان در لندن، سیاستهای مذهبیگرایانه جمهوری اسلامی را عامل «هراسانشدن» تاجیکان از گذار به خط پارسی در آغاز استقلال این کشور دانسته و دستور تازه آقای رحمان را «تلاشی دیرهنگام اما ضروری برای جبران همین فاجعه تاریخی» خوانده است.
او میافزاید:
پس از فروپاشی استعمار روسی (شوروی) و استقلال تاجیکستان در سپتامبر ۱۹۹۱، مردم تاجیکستان با اشتیاق به سوی ریشههای تاریخی و فرهنگی خویش بازگشتند. نگاهها به ایران بود؛ سرزمینی که نام فردوسی، حافظ، سعدی و خیام را با خود داشت و میتوانست بزرگترین حامی احیای خط فارسی و هویت فرهنگی تاجیکان باشد.
اما به گفته آقای کریم، جمهوری اسلامی در آن زمان، بهجای آنکه «پیامآور شاهنامه، فرهنگ خراسان و تمدن فارسی» باشد، در «پروژه ایدئولوژیک شیعهگرایی» غرق شده بود.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران، خودداری دولت تاجیکستان از توسعه آموزش خط پارسی و رواج استفاده از آن طی ۳۵ سال استقلال این کشور را به نفوذ روسیه در ساختار قدرت تاجیکستان مرتبط میدانند. روسیه در تاجیکستان پایگاه نظامی بزرگی با بیش از هفت هزار نیرو دارد.
اکنون به نظر میرسد که جنگ فرسایشی روسیه در اوکراین و نیز تضعیف موقعیت آمریکا پس از جنگ با ایران، تصویر این قدرتها را در ذهن بخشی از جامعه تاجیکستان، که پیشتر «شکستناپذیر» تلقی میشدند، دستخوش تغییر کرده است.
*اسفندیار آدینه، روزنامهنگار آزاد


نظرها
نظری وجود ندارد.