احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکستخورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیتپذیری یا ادامه سکوت؟
بایز افروزی، فعال سیاسی کرد، در گفتوگو با زمانه سکوت احزاب ناسیونالیست کرد ایران در قبال اتهام مشارکت در پروژه آمریکایی ـ اسرائیلی را به چالش کشید. او تأکید کرد که این احزاب نه تنها از پذیرش مسئولیت سیاسی و تاریخی شانه خالی کردهاند، بلکه هنوز هم نتوانستهاند از توهم تاریخی خود درس بگیرند و خطر فاجعه انسانی که این پروژه میتوانست برای مردم کردستان به بار بیاورد را بهدرستی ارزیابی کنند.

یک عضو پیشمرگه کرد ایرانی از حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا - KDPI)، در حال بررسی خسارات وارد شده به کمپ آزادی حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) پس از حمله مرزی ایران به شهر کویه (کوی سنجق)، در شرق ناحیه اربیل در منطقه خودگردان کردستان شمال عراق، در تاریخ ۳ مارس ۲۰۲۶. ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه حملاتی را علیه ایران آغاز کردند که با کشته شدن رهبر عالی ایران همراه بود و جمهوری اسلامی نیز با شلیک گسترده موشک به کشورهای خلیج فارس و اسرائیل پاسخ داد. منطقه کردستان میزبان نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا است و پایتخت آن، اربیل، میزبان مجتمع بزرگ کنسولگری ایالات متحده میباشد.
سکوت احزاب و گروههای سیاسی کرد ایران با رویکردهای ناسیونالیستی در قبال اتهام مشارکت در «پروژه آمریکایی-اسرائیلی» برای سرنگونی حکومت و چه بسا بالکانیزه کردن ایران، همچنان ادامه دارد. این احزاب با عدم شفافسازی و روشنگری، عملاً از پذیرش مسئولیت سیاسی و تاریخی شانه خالی میکنند. در حالی که شواهد متعدد، از جمله گزارشهای رسانهای معتبر و تحرکات میدانی، حاکی از آن است که بخشهایی از این احزاب در مراحل اولیه این پروژه درگیر بودهاند.
تماسهای مستقیم مقامات آمریکایی با رهبران کردستان عراق، ائتلاف سریع پنج یا شش حزب کرد ایرانی، بازگشت پیشمرگهها از اروپا، و آمادگی آنها برای دریافت تسلیحات آمریکایی، همگی نشاندهنده جدی بودن این سناریو بود. تنها هوشیاری برخی نیروهای سیاسی کرد (مانند کومله) و درایت رهبران اقلیم بود که جلوی وقوع این فاجعه را گرفت.
آیا آنها صرفاً بر اساس ارزیابی نادرست از توان رژیم و قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل وارد این پروژه شده بودند، یا خود را بخشی از پیادهنظام استراتژی امپریالیستی میدیدند؟ سکوت مداوم، تنها بر ابهامات و سوءظنها میافزاید و اعتماد عمومی به جنبش کرد را خدشهدار میسازد. با آقای بایز افروزی که در دو مقاله در سایت اخبار روز از این ماجرا پرده برداشت و سپس خواهان مسئولیتپذیری رهبران دستراستی احزاب کرد شد گفتوگو کردهایم:
آیا احزاب کرد ایرانی واقعاً آماده اجرای پروژه آمریکایی-اسرائیلی بودند؟
بایز افروزی، فعال کرد، در مصاحبهای رادیویی با اشاره به مقاله اخیر در سایت سیاسی خبری اخبار روز خود تأکید کرد که چندین حزب کرد ایرانی شامل حزب دموکرات کردستان ایران، پژاک، حزب پاک، کومله کردستان ایران، سازمان کومله زحمتکشان و سازمان خبات، در پروژه آمریکایی-اسرائیلی مشارکت فعال داشتند. به گفته او، این احزاب ائتلاف تشکیل دادند و حتی برای دریافت تسلیحات و پشتیبانی هوایی از آمریکا و اسرائیل آماده شده بودند.
افروزی افزود که گزارشهای مستند تصویری متعددی وجود دارد که مصاحبه با سران این احزاب را نشان میدهد و حاکی از آمادگی جدی آنها برای ورود مسلحانه به کردستان ایران از خاک اقلیم کردستان عراق است. او همچنین به پخش گسترده برنامههای تلویزیونی این احزاب با موسیقیهای حماسی و اطلاعیههای رسمی اشاره کرد که در آنها از کردهای وفادار به رژیم خواسته شده بود اسلحههای خود را زمین بگذارند و به مردم بپیوندند.
وی با اشاره به اینکه تسلیحات آمریکایی هرگز به دست این احزاب نرسید، گفت شواهد متعددی وجود دارد که نشان میدهد این گروهها فراتر از هماهنگی اولیه، وارد فاز عملیاتی و اجرایی پروژه شده بودند.
افروزی در ادامه توضیح داد که حزب کومله (تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران) به رهبری ابراهیم علیزاده به طور رسمی از این ائتلاف فاصله گرفت و اعلام کرد حاضر نیست در پروژهای شرکت کند که ممکن است فاجعه انسانی به بار بیاورد.
به باور افروزی، هدف اصلی این احزاب بیشتر ریشه در یک توهم تاریخی داشت تا یک استراتژی واقعبینانه:
اینجا بیشتر یک توهم تاریخی مطرح است تا یک هدف واقعی. ممکن است آنها آن را به صورت هدف مطرح کنند، اما در واقع یک توهم تاریخی است. در سال ۱۹۹۱ وقتی آمریکا و کشورهای عضو ناتو صدام را تحت فشار قرار دادند و جنگ کویت پیش آمد، کردهای عراق به سرعت متحد شدند و از آمریکا خواستند منطقه پرواز ممنوع بر روی کردستان عراق اعلام کند. آمریکا این کار را کرد. در همان شرایط، شواهدی وجود دارد که کردهای عراق با صدام حسین به توافق رسیدند و صدام برای اینکه در جنوب عراق و کویت درگیر بود، نیروهای زبده خود را از کردستان عراق خارج کرد و عملاً کردستان را به کردها سپرد.
او در ادامه افزود:
این توهم هنوز در ذهن برخی کردهای ایرانی مانده که اگر آمریکا حمله کند و منطقه پرواز ممنوع اعلام کند، میتوانند همان سناریوی کردستان عراق را تکرار کنند. این یک توهم تاریخی مضر است. در سوریه هم دقیقاً همین اتفاق افتاد. رژیم بشار اسد کردستان سوریه را تخلیه کرد و تحویل کردها داد، سپس آمریکاییها وارد شدند.
چه فاجعهای در انتظار مردم کردستان بود؟
بایز افروزی در ادامه درباره سناریوهای احتمالی ورود احزاب ناسیونالیست کرد به کردستان ایران با حمایت نظامی آمریکا توضیح داد که اگر این پروژه وارد فاز اجرایی میشد دو سناریوی اصلی قابل تصور بود:
در سناریوی اول، این احزاب با حمایت هوایی آمریکا تعدادی از روستاها و شهرهای کردستان ایران را تصرف میکردند، اما سپاه پاسداران با موشک و پهپاد کردستان ایران را به خاک و خون میکشید. او تأکید کرد:
این احزاب باید جواب دهند که واقعاً چه تمهیدی [برای حفاظت از غیرنظامیان] اندیشیده بودند؟ چه پیش میآمد اگر شهرهای کردستان مورد حمله موشکی و پهپادی سپاه پاسداران قرار میگرفت؟ چه قتلعام عظیمی اینجا رخ میداد؟
در سناریوی دوم در صورتی که این نیروها مناطقی را تصرف میکردند، و آمریکا وارد مذاکره با جمهوری اسلامی میشد ممکن بود و حمایت خود را قطع کند. در این حالت، آتشبس اعلام میشد، اما سپاه پاسداران همچنان با حملات موشکی، پهپادی و حتی زمینی مناطق مسکونی را هدف قرار میداد و فاجعه انسانی دیگری را رقم میزد.
افروزی این پروژه را کاملاً محکوم کرد و آن را نتیجه بلاهت، عدم درک سیاسی و تحلیل کاملاً نادرست سران این احزاب دانست:
یعنی این پروژه هیچ شانسی برای موفقیت نداشته است. این پروژه فقط نتیجه بلاهت، عدم درک سیاسی و تحلیل نادرست سران این احزاب بوده. آنها فکر میکردند که با ورود به کردستان ایران آنجا را تصرف کنند، در دست بگیرند و با گلوله و گلولهباران «آزاد» کنند و حکومت خودشان را تشکیل دهند. این حماقت است. یعنی آنها هیچ برآوردی از توان نظامی، تسلیحاتی و تدافعی رژیم نداشتند.
آیا احزاب کرد ایرانی پس از شکست پروژه آمریکایی-اسرائیلی تجدیدنظر کردهاند؟
بایز افروزی در ادامه مصاحبه با زمانه با تأکید بر اینکه احزاب کرد شرکتکننده در پروژه آمریکایی-اسرائیلی هیچ درس جدی از این شکست نگرفتهاند، گفت که این گروهها حتی از فاجعه انسانی سال ۱۹۷۵ و قرارداد الجزایر که شاه پشت کردهای عراق را خالی کرد، نیز عبرت نگرفتهاند.
اگر همین الان به تلویزیونها و رسانههای این احزاب و گروهها نگاه کنید، مشکل اصلیشان این است که چرا آمریکا حاضر نشد حمایت هوایی از آنها بکند. آنها هنوز درست نگرفتهاند و به نظر نمیرسد که در آینده هم بگیرند، چون دچار کوتاهفکری سیاسی شدهاند.
افروزی تأکید کرد:
من نمیگویم این احزاب وابستهاند. حداقل این شش حزبی که در ائتلاف حضور داشتند، هیچکدام حزب وابسته به آمریکا و اسرائیل نیستند. اما روابط بسیار مشکوک و ناسالم و نابجایی با نهادهای امنیتی برخی کشورهای منطقه دارند، نه فقط اسرائیل و آمریکا.
او درباره دلیل تفاوت رویکرد کومله توضیح داد که شاخه اصلی کومله به عنوان تنها گروه چپ واقعی کردستان ایران، به دلیل دیدگاه ضد امپریالیستی، درسگیری از تاریخ کردستان عراق و سوریه، و تمرکز بر منافع کارگران و زحمتکشان به جای کسب قدرت محلی، از این پروژه فاصله گرفت.
او در پایان با اشاره به افکار عمومی کردستان ایران گفت:
کومله موسوم به تشکیلات کردستان حزب کمونیست ایران، نفوذ معنوی بسیار زیادی در مناطق کردنشین ایران دارد. مخالفت آن با پروژه آمریکایی-اسرائیلی تأثیر زیادی داشت. جنبش زنان، جنبش کارگری، جنبش حفظ محیط زیست و جنبش مدنی و فرهنگی در کردستان بسیار قوی هستند و بیش از ۹۰ درصد آنها با این پروژه مخالف بودند. محافل روشنفکری و فعالان جامعه نیز عمدتاً مخالف این رویکرد بودند. البته تودههای عادی روستایی ممکن است هنوز تحت تأثیر توهم تکرار تجربه کردستان عراق باشند.
افروزی در خاتمه تأکید کرد که هدف از این نقدها، روشنگری است و جنبش ملی کردستان را حرکتی مقدس میداند و از آن حمایت میکند.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.


نظرها
نظری وجود ندارد.