جنگ، بحران و خانههایی که ناامنتر شدند
همزمان با جنگ، بحران اقتصادی و فروپاشی بخشی از سازوکارهای حمایتی در ایران، نگرانیها درباره افزایش خشونت خانگی علیه زنان بیشتر شده است. اومای رادمهر در گفتوگو با زمانه توضیح میدهد که چرا زنان در شرایط بحرانی بیش از دیگران در معرض خشونت قرار میگیرند و چرا برای بسیاری از آنان، خروج از رابطه خشونتبار روزبهروز دشوارتر میشود.

دیوار نویسی - «زنکشی بس!» زنکشی به کشتن زنان و دختران بهدست مردان گفته میشود. از جمله قتل زن برای حفظ آبرو و ناموس. عکس از «خیابان تریبون»
مردی در تهران، زن مورد علاقهاش را با خوراندن قرص برنج به قتل رساند. متهم بازداشت شده و به این اقدام اعتراف کرده است. این تنها یکی از خبرهای زنکشی بود که در ماه اخیر در ایران گزارش شد. خبرگزاری هرانا نیز در گزارش اردیبهشتماه خود از چهار مورد قتل زنان ناشی از خشونت خانگی خبر داده است.
اما با توجه به شرایط ویژه کشور، از جمله جنگ علیه ایران و بحرانهای پس از آن، این احتمال وجود دارد که آمار واقعی خشونتهای خانگی و حتی قتل زنان بسیار بیشتر از موارد ثبتشده باشد. در همین رابطه با اومای رادمهر، فمینیست اینترسکشنال و فعال سیاسی گفتوگو کردهایم. گفتوگو را بشنوید:
او در ابتدای این گفتوگو با اشاره به زنکشیها و قتلهای ناموسی که حتی پیش از بحرانهای اخیر نیز بهطور مداوم در رسانهها و شبکههای فعالان حقوق زنان منتشر میشد، میگوید:
ما پیش از قطع اینترنت نیز تقریباً هر روز یا هر هفته شاهد اخبار متعددی درباره زنکشی، قتلهای ناموسی و خشونت علیه زنان بودیم. اما پس از قطع اینترنت، دیگر نمیدانیم چه تعداد زن در این وضعیت قربانی خشونت خانگی شدهاند.
به گفته رادمهر، اطلاعاتی که از خانههای امن و فعالان حوزه زنان در ایران دریافت کرده، نشان میدهد که خشونت خانگی در ماههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. او یکی از مهمترین دلایل این وضعیت را تضعیف نهادهای حمایتی میداند:
اورژانس اجتماعی، خانههای امن و بسیاری از نهادهای حمایتی دیگر عملاً اولویت و توان عملیاتی خود را از دست دادهاند. بسیاری از فعالان، خیرین و کارشناسانی که در حوزه حمایت از زنان و کودکان فعالیت میکردند، بهویژه در مناطق مرزی و محروم، دیگر امکان فعالیت مستمر سابق را ندارند.
رادمهر تأکید میکند که تجربههای جهانی نیز نشان دادهاند میان بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با افزایش خشونت علیه زنان رابطه مستقیمی وجود دارد. به گفته او، در شرایط بحرانی، زنان معمولاً بیش از دیگران در معرض خشونت خانگی قرار میگیرند؛ بهویژه زمانی که خدمات اجتماعی و سازوکارهای حمایتی تضعیف شده باشند.
او در ادامه توضیح میدهد که همه زنان به یک اندازه در معرض آسیب قرار ندارند و برخی گروهها به دلیل شرایط اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی، آسیبپذیری بیشتری دارند.
رادمهر میگوید در این شکی نیست که خشونت ساختاری و سیستماتیک علیه زنان میتواند همه زنان را در معرض آسیب قرار دهد. با این حال، برخی زنان به دلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی یا فردی، آسیبپذیری بیشتری دارند و خروج از چرخه خشونت برای آنها دشوارتر است.
به گفته این فعال حقوق زنان، در جوامعی که مردسالاری فرهنگی و کنترل بر زنان شدیدتر است، بحرانهای اقتصادی و جنگی نیز خشونت را تشدید میکنند. او به فضاهایی اشاره میکند که در آنها هنوز باورهایی مانند «مرد صاحب اختیار زن است»، «زن باید مطیع باشد» یا «مسائل خانواده نباید بیرون برده شود» پررنگاند.
رادمهر میگوید در چنین فضاهایی، خشونت علیه زنان بیشتر عادیسازی میشود و حتی گاهی خود زنان نیز تصور میکنند راهی جز سکوت ندارند.
او همچنین مناطق محروم و سنتیتر را از جمله فضاهایی میداند که زنان در آنها بیش از دیگران در معرض خشونت قرار میگیرند؛ مناطقی که در آنها ازدواج زودهنگام، فشار ناموسی، محدودیت خروج از خانه و کنترل خانوادگی شدیدتر است.
به گفته او، موقعیت اقتصادی زنان نیز نقشی تعیینکننده در امکان خروج از رابطه خشونتبار دارد:
وقتی زن درآمد مستقل ندارد، دارایی شخصی ندارد، امکان اشتغال برایش محدود است یا خانواده پشتیبان ندارد، توان خروج از رابطه خشونتبار برایش بسیار کمتر میشود. در نتیجه ناچار است خشونت را تحمل کند.
رادمهر تأکید میکند که زنان خانهدار بدون درآمد مستقل، زنان مناطق محروم، زنان سرپرست خانوار، زنان حاشیهنشین و همچنین زنان مهاجر بدون پشتوانه قانونی، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند.
او البته یادآور میشود که خشونت خانگی محدود به طبقات فرودست نیست، اما گرفتار شدن در چرخه خشونت و دشواری خروج از آن، در طبقات محروم شدیدتر است.
این فعال سیاسی همچنین به مسئله انزوای اجتماعی زنان اشاره میکند و میگوید زنانی که دور از خانواده و شبکه حمایتی خود زندگی میکنند، معمولاً دسترسی کمتری به حمایت، مشاوره و امکان کمک گرفتن دارند؛ وضعیتی که در مناطق روستایی و دورافتاده شدیدتر است.
او در پایان میگوید:
وابستگی اقتصادی زنان، زندگی در مناطق محروم، هنجارهای مردسالارانه قوی، انزوای اجتماعی، ضعف دسترسی حقوقی و فشارهای سنتی و فرهنگی، همگی باعث میشوند خشونتی که در شرایط جنگ و بحران بر کل جامعه تحمیل شده، برای بسیاری از زنان شدیدتر، عادیتر و ماندگارتر شود؛ بهگونهای که خروج از چرخه خشونت روزبهروز دشوارتر و حتی ناممکنتر میشود.
*این مصاحبه توسط زهرا باقریشاد انجام شده است.



نظرها
نظری وجود ندارد.