افزایش «مدرسه خانگی»: نارضایتی از آموزش رسمی
اگر چه مدرسه خانگی در ایران رسمی نیست اما با پرداخت شهریه به یک مدرسه امکان ماندن و آموزش در خانه برای دانشآموز فراهم میشود.

غیرحضوری شدن آموزش در سالهای اخیر حالا دیگر فقط تصمیم دولت نیست، برخی از خانوادهها ترجیح میدهند فرزندانشان در «مدرسه خانگی» درس بخوانند، حتی اگر آموزش و پرورش این شیوه را به رسمیت نشناسد.
رسانههای ایران از افزایش شمار خانوادههایی که فرزندان خود را به مدرسه نمیفرستند، خبر دادهاند. «خبرآنلاین» به نقل از کارشناسان آموزش نوشت که تقاضا برای «هوم اسکول» یا همان مدرسه خانگی افزایش یافته است. رضوان حکیمزاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اما به خبرگزاری دانشجویان گفت که بر اساس قوانین و مقررات موجود مراکز آموزش خانگی هیچ گونه رسمیت قانونی نداشته و مورد تأیید وزارت آموزش و پرورش نیستند.
او مراکز آموزش آزاد را بدون داشتن تخصص و صلاحیتهای لازم خواند که «با سوء استفاده از ناآگاهی خانوادهها و با ارائه وعدههای فریبنده و غیر واقعی والدین را ترغیب به ثبت نام فرزندانشان میکنند».
حکیمزاده به خانوادهها هشدار داد: «فرزندانشان در آینده برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر و نیز دریافت هرگونه مدرک رسمی تحصیلی با مانع جدی مواجه خواهند شد زیرا این مراکز فاقد مجوز، هیچ سابقه تحصیلی معتبری برای دانش آموزان ثبت نمیکنند و مدارک احتمالی آنها توسط هیچ مرجع رسمی پذیرفته نمیشود».
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش در ایران اما گفت که مدرسه خانگی در ایران «به شکل رسمی به رسمیت شناخته نشده است، اما در عمل سازوکارهایی وجود دارد که امکان اجرای آن را فراهم میکند.»
منظور او از سازوکارها پیوند مالی با مدرسههای رسمی است؛ ثبتنام در یک مدرسه با پرداخت شهریه و استفاده از معلم خصوصی.
ایسنا پیشتر شهریه ثبتنام در آموزشگاههای آزاد را برای مقطع متوسطه از ۲۴۰ میلیون تومان گزارش کرده بود.
نیکنژاد هم با تایید پرداخت هزینه برای استفاده از این امکان، آموزش ایدئولوژیک را یکی از عاملهای گرایش به مدرسه خانگی دانست: «برخی خانوادهها از محتوای آموزشی یا فضای حاکم بر مدارس رضایت ندارند و معتقدند فرزندانشان تحت آموزشهای ایدئولوژیک قرار میگیرند. این گروه ترجیح میدهند کنترل بیشتری بر فرایند تربیتی و آموزشی فرزندان خود داشته باشند و به همین دلیل آنها را از محیط مدرسه خارج میکنند. در برخی موارد حتی مدارس غیردولتی نیز نتوانستهاند پاسخگوی این دغدغهها باشند؛ زیرا برای حفظ مجوزها و رعایت ضوابط رسمی، ناچار به اجرای همان چارچوبهای مورد انتقاد خانوادهها هستند».
مهرداد نظری هم «شکاف و ناهماهنگی میان نهاد خانواده و نظام آموزش و پرورش» را عامل موثر در گرایش به مدرسه خانگی برشمرد و گفت: «ارزشها و نگرشهایی وجود دارد که با محتوای آموزشی مدارس همخوانی ندارد. این موضوع بهخصوص در برخی دروس مرتبط با مباحث دینی و اعتقادی بیشتر دیده میشود. بخشی از والدین معتقدند آنچه در مدرسه آموزش داده میشود با باورها و سبک زندگی آنها سازگار نیست و نمیخواهند فرزندانشان تحت تأثیر برخی آموزههای ایدئولوژیک قرار بگیرند. به همین دلیل به این نتیجه میرسند که آموزش را به خانه منتقل کنند و با استفاده از امکاناتی مانند معلمان خصوصی، آموزشهای آنلاین و سایر منابع آموزشی، نیازهای فرزندان خود را تأمین کنند. از نگاه این خانوادهها، مدرسه دیگر تنها مرجع آموزش نیست و میتوان بسیاری از نیازهای آموزشی را خارج از محیط مدرسه برطرف کرد.»
تشکلهای صنفی معلمان بارها نسبت به آموزش ایدئولوژیک هشدار دادهاند. در آموزش و پرورش اما بر محتوای مذهبی کتابها افزوده شده است.
کاهش کیفیت آموزش در مدارس رسمی هم یک عامل موثر در عدم تمایل خانوادهها برای استفاده از آموزش رسمی است.


نظرها
نظری وجود ندارد.