آب، سلامت و عدالت: بحران نه چندان نهان ایران در پساجنگ
کاهش ۳۰ میلیارد مترمکعبی منابع آب تجدیدپذیر ایران در نیمقرن اخیر، زنگ خطری برای امنیت غذایی، سلامت عمومی و عدالت اجتماعی به صدا درآورده است. این بحران استانهای متعددی را در آستانه تنش شدید آبی قرار داده و بار سنگین آن بیش از همه بر دوش جوامع حاشیهای، کشاورزان کوچکمقیاس، زنان و کودکان افتاده است. مهسا نقوی شیخالاسلامی، کارشناس محیط زیست، در گفتوگو با زمانه با تشریح مفهوم «اکسپوزوم آب» و تأثیر تجمعی مواجهههای زیستمحیطی، اجتماعی و شیمیایی بر سلامت انسان، بر ضرورت بازسازی مبتنی بر عدالت زیستمحیطی و تابآوری اجتماعی تأکید میکند و هشدار میدهد که در شرایط ژئوپلیتیکی پرتنش، «اکسپوزوم جنگ» میتواند ابعاد این بحران را به طرز بیسابقهای چندبرابر کند.

منابع آب تجدیدپذیر ایران طی چند دهه گذشته حدود ۳۰ میلیارد مترمکعب کاهش یافته و از ۱۳۰ میلیارد به کمتر از ۱۰۰ میلیارد مترمکعب رسیده است. این بحران، که تحت تأثیر تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی، افزایش دما، برداشت بیرویه و ناترازی عرضه و تقاضا شکل گرفته، چندین استان از جمله خراسان رضوی، خراسان جنوبی، سمنان، یزد، کرمان، سیستان و بلوچستان، اصفهان، قم و قزوین را در آستانه تنش شدید آبی قرار داده است. طبق شاخص فالکنمارک، سرانه آب کشور به کمتر از ۱۳۰۰ مترمکعب در سال رسیده و پدیدههایی مانند فرونشست زمین، خشک شدن تالابها و رودخانهها و افزایش گرد و غبار را تشدید کرده است. هدررفت بالای آب در شبکههای توزیع (۲۰-۳۰ درصد) و آلودگی منابع زیرزمینی نیز بر پیچیدگی این بحران افزوده است. این تنش آبی نه تنها امنیت غذایی و معیشت کشاورزان و جوامع محلی را تهدید میکند، بلکه با کاهش کیفیت آب (شوری، نیترات و فلزات سنگین) به سلامت عمومی آسیب میرساند و خطر بیماریهای گوارشی، پوستی، تنفسی و حتی سرطان را افزایش میدهد. علاوه بر این، استانهای محرومتر و گروههای آسیبپذیر (روستاییان، زنان، اقلیتهای قومی) بیشترین بار را متحمل میشوند؛ این نابرابری در تخصیص منابع آب، مهاجرتهای اجباری، فقر و تنشهای اجتماعی را به دنبال داشته و الگوی توسعه ناپایدار را برجسته میکند. مقابله مؤثر نیازمند فناوریهای نوین (مانند بازچرخانی و نانو) همراه با مدیریت عادلانه و اصلاح الگوهای مصرف است. با خانم مهسا نقوی شیخالاسلامی، کارشناس محیط زیست گفتوگو کردهایم.
عدالت زیستمحیطی و مفهوم اکسپوزوم در بحران آب
مهسا نقوی شیخالاسلامی در گفتوگو با زمانه ابتدا مفهوم اکسپوزوم را به عنوان چارچوب اصلی تحلیل خود معرفی کرد. او توضیح داد که اکسپوزوم به معنای مجموع تمام مواجهههای محیطی، اجتماعی و شیمیایی است که یک انسان از ابتدای شکلگیری در رحم مادر تا پایان عمر با آنها روبهرو میشود. به گفته وی، این مواجههها فراتر از آلودگی هوا بوده و شامل کیفیت آب آشامیدنی، غذا، مواد شیمیایی محیط کار و خانه، عفونتها، داروها، استرس اجتماعی، فقر و سبک زندگی روزمره میشوند.
نقوی شیخالاسلامی تأکید کرد که بیماریهای امروزی مانند دیابت، بیماریهای قلبی، سرطان و اختلالات روانی، به ندرت ناشی از یک عامل واحد هستند، بلکه نتیجه تعامل طولانیمدت عوامل محیطی و اجتماعی به شمار میروند. او با مقایسه رویکرد اکسپوزوم با نگاههای سنتی، گفت که برخلاف پرسشهای رایج درباره «اثر بحران آب بر سلامت» یا «شناسایی مقصر»، این رویکرد بررسی میکند که چگونه مجموعهای از مواجههها در طول عمر با یکدیگر ترکیب شده و سلامت انسان را شکل میدهند. این دیدگاه، رویکردی میانرشتهای، مبتنی بر شواهد علمی و سلامتمحور است که بر پیشگیری تمرکز دارد.
سپس با تشبیه سلامت انسان به یک فیلم سینمایی، افزود:
ببینید، سلامت انسان بیشتر شبیه یک فیلم سینمایی میماند تا یک عکس. اگر فقط یک قاب را از یک فیلم نگاه کنیم، بخش خیلی کوچکی از داستان را میبینیم، اما اکسپوزوم کل فیلم زندگی یک فرد را از اول تا آخر تماشا میکند؛ همه صحنهها، همه شخصیتها و همه تعاملات. این نگاهی است که به ما اجازه میدهد بفهمیم چرا بعضی افراد و جوامع بیمار میشوند و بعضی جوامع دیگر سالم میمانند.
نقوی شیخالاسلامی پس از آنکه این چارچوب را مشخص کرد، در ادامه به موضوع عدالت اجتماعی پرداخت:
اگر بخواهیم بگوییم، عدالت زیستمحیطی یک اصل بسیار ساده ولی قدرتمند است: هیچ گروه انسانی صرفاً به دلیل موقعیت جغرافیایی، طبقه اجتماعی و جنسیت نباید سهم نامتناسبی از بار مواجهههای محیطی را متحمل شود. وقتی ما به بحران آب نگاه میکنیم از منظر اکسپوزوم، این یک مسئله تکعاملی نیست یعنی فقط آب مدنظر نیست. این یک زنجیره از مواجهههای تجمعی است که من با آن میگویم اکسپوزوم آب. بگذارید بیشتر توضیح بدهم که این زنجیرهها چطور شکل میگیرند.
او در ادامه توضیح داد:
مثلاً وقتی منابع آب کاهش پیدا میکنند، جوامع حاشیهای مثل قشر آسیبپذیر، بهخصوص کودکان، زنان و کشاورزان کوچکمقیاس، معمولاً کمترین قدرت را برای دسترسی به منابع جایگزین دارند. این یعنی آبی که در دسترسشان باقی میماند، کیفیت پایینتری دارد و آلودگی میکروبی و شیمیایی بیشتری دارد. همزمان خشک شدن دریاچهها و تالابها منجر به تشدید توفانهای گرد و غباری میشود که خود همه اینها عوامل شناختهشده بیماریهای مختلفی هستند مثل بیماریهای تنفسی، بیماریهای قلبی-عروقی و حتی برخی سرطانها. از طرف دیگر، کاهش آب یعنی کاهش تولید کشاورزی و این یعنی ناامنی غذایی. کشاورز کوچک که اقتصاد خانوادهاش مستقیم به آب وابسته است، هم از نظر مالی و هم از نظر روانی تحت فشار بسیار شدیدی قرار میگیرد.
نقوی شیخالاسلامی نتیجهگیری کرد که آب آلوده، گرد و غبار، ناامنی غذایی، استرس و فقر بر روی هم انباشته شده و بار تجمعی سنگینی را بر جوامع آسیبپذیر تحمیل میکنند.
تحقیقات اپیدمیولوژی اجتماعی این را به روشنی مشخص کرده که استرسهای مزمن ناشی از فقر و ناامنی معیشتی مسیرهای بیولوژیکی واقعی دارند؛ از افزایش هورمونهای استرس مثل کورتیزول گرفته تا التهاب مزمن در بدن که همه اینها با بیماریهایی مثل بیماری قلبی، دیابت و اختلالات روانی مرتبط هستند. پس آن چیزی که ما میبینیم این است که آب آلوده، گرد و غبار، ناامنی غذایی، استرس روانی و فقر، همه اینها روی هم انباشته میشوند. اینها اجزای مجزا نیستند؛ یک بار تجمعی مشترکی را بر بدن انسانهای آسیبپذیرتر مثل کودکان و زنان تحمیل میکنند. به همین دلیل است که جوامع حاشیهای حتی وقتی در معرض بحران آب قرار دارند، سلامتیشان به شکل نامتناسبی بیشتر آسیب میبیند چون اکسپوزوم تجمعیشان از ابتدا سنگینتر بوده است.
از اینرو، سیاستگذاری در حوزه آب باید فراتر از رویکردهای صرفاً مهندسی رفته و بر پایه عدالت زیستمحیطی طراحی شود؛ بهگونهای که در هر تصمیم تخصیص آب، این پرسش در اولویت قرار گیرد که کدام گروهها بیشترین بار تجمعی مواجهه را متحمل خواهند شد.
اکسپوزوم جنگ و تأثیر درگیریها بر بحران آب و سلامت عمومی
مهسا نقوی شیخالاسلامی درباره تأثیر درگیریها بر بحران آب و سلامت عمومی به یک پژوهش علمی تازهمنتشرشده در فوریه ۲۰۲۶ در نشریه علمی «اکسپوزوم» اشاره کرد که مفهوم «اکسپوزوم جنگ» را به طور رسمی وارد ادبیات علمی کرده است. او به عنوان محقق علوم محیطی توضیح داد که درگیریهای مسلحانه در هر نقطه از جهان، به صورت سیستماتیک به عنوان یک ریسک «مولتیپلایر» (چندبرابرکننده) برای سلامت عمومی عمل میکنند.
این یعنی چه؟ یعنی جنگ به ندرت فقط یک نوع آسیب واحد ایجاد میکند. در عوض چندین مسیر مواجهه را همزمان فعال میکند که هر کدامشان به تنهایی خطرناک هستند، اما وقتی با هم ترکیب میشوند، اثرشان بسیار شدید میشود. مثلاً آسیب به زیرساختهای تصفیه آب باعث میشود آب آلوده مستقیم وارد چرخه مصرف خانگی شود. آسیب به تأسیسات انرژی و نفتی هم میتواند به آلودگی نفتی خاک و آبهای زیرزمینی منجر شود؛ ترکیباتی که سالها و گاهی دههها در محیط باقی میمانند.
نقوی شیخالاسلامی افزود:
توجه کنید که مثلاً کودکی که در آینده به دنیا میآید و به هیچ عنوان در جنگ نبوده و صدای جنگنده را هم نشنیده، باز هم اکسپوزوم جنگ میتواند سالها بر سلامت جسم، روح و روان او اثرگذار باشد. در همان پژوهشی که در ابتدا به آن اشاره کردم، در منطقه جنگزده اوکراین تحقیقی انجام شده بود که غلظت ترکیباتی مثل تریهالومتانها- که از فرآوردههای جانبی گندزدایی آب هستند - در آب آشامیدنی به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده بود و سالها باقی مانده است. این مواد میتوانند پیامدهای سلامتی بسیار بدی در آینده برای جامعه داشته باشند.
به گفته نقوی شیخالاسلامی بر اساس شبیهسازیهای انجامشده از حمله به پالایشگاههای تهران، این آلایندهها تا هزاران کیلومتر فراتر رفته و کشورهای همسایه را نیز درگیر کردهاند. همه این عوامل میتوانند منجر به افزایش بیماریهای تنفسی، قلبی-عروقی و سایر بیماریها شوند.
او سپس در ادامه نتیجهگیری کرد که مدیریت بحرانهای زیستمحیطی در شرایط ژئوپلیتیکی پرتنش نباید صرفاً واکنشی باشد:
در واقع نیاز به سیستمهای پایش پیشرفته آب و هوا داریم که بتوانند به سرعت این آلودگیها را شناسایی کنند. زیرساختهای حیاتی سلامت مثل تصفیهخانههای آب باید در هر شرایطی در اولویت قرار بگیرند. از خلال دیگر، برنامههای سلامت روان نیز بسیار مهم هستند و باید از همان روزهای اول بحران به آنها رسیدگی شود، نه اینکه بعد از پایان بحران فعال و مورد بحث قرار بگیرند.
بازسازی پایدار و تابآوری اجتماعی پس از بحران آب
مهسا نقوی شیخالاسلامی بازسازی پس از بحران را فراتر از تعمیر زیرساختهای فیزیکی دانست. او تأکید کرد که از منظر اکسپوزوم، بازسازی واقعی باید بر سلامت جمعیت و تابآوری اجتماعی متمرکز باشد و عدالت زیستمحیطی باید از همان مراحل اولیه طراحی و برنامهریزی وارد فرآیند شود، نه اینکه بعداً به آن اضافه گردد:
این یعنی مشارکت واقعی جوامع محلی، بهویژه جوامع آسیبپذیر مثل کودکان و زنان، در تصمیمگیریهای مربوط به تخصیص منابع آب و زیرساختها.
نقوی شیخالاسلامی افزود که به جای تکیه صرف بر راهحلهای سختافزاری، باید به سمت راهحلهای مبتنی بر طبیعت حرکت کرد؛ برای مثال احیای تالابها که هم به عنوان فیلتر طبیعی آب عمل میکنند و هم زیستگاههای حیاتی را بازمیگردانند. او کشاورزی دقیق با استفاده از فناوریهایی مانند سنسورهای رطوبت خاک و آبیاری هوشمند را یکی از راهکارهای کلیدی دانست که مصرف آب را به شدت کاهش میدهد و به کشاورزان کمک میکند با حجم کمتری از آب، محصول بیشتری تولید کنند.
به اعتقاد او، اقتصاد چرخشی آب و بازیافت نیز بسیار مهم است؛ بهگونهای که هیچ قطره آبی به عنوان زباله تلقی نشود و آبهای خاکستری خانگی و پسابهای صنعتی پس از تصفیه مجدداً به چرخه مصرف بازگردند. علاوه بر این، فناوریهای پایش هوشمند و سیستمهای هشدار زودهنگام میتوانند از تبدیل مشکلات کوچک به بحرانهای بزرگ جلوگیری کنند.
نقوی شیخالاسلامی در پایان نتیجهگیری کرد که تابآوری اقلیمی و حکمرانی پایدار آب باید حفاظت از آسیبپذیرترین جوامع را در مرکز توجه قرار دهند. او هشدار داد که اگر بازسازی باعث تعمیق نابرابریهای قبلی شود، عملاً بحران بعدی سلامت عمومی را از همین امروز خواهیم ساخت. بنابراین بازسازی واقعی باید شامل بازسازی زیرساختها به همراه بازسازی سلامت جسمی، روانی و اعتماد اجتماعی باشد:
یک نکته پایانی در پایان گفتوگو اگر بخواهم بگویم، خلاصهاش این است که به نظر من امنیت آب، حفاظت از محیط زیست، سلامت عمومی و همه اینها بخشهای جداییناپذیری از هم هستند. از منظر اکسپوزوم، حفاظت از محیط زیست در نهایت یعنی حفاظت از تکتک سلولهای بدن ما و همچنین حفاظت از سلامت نسلهای آینده. پس خیلی مهم است که به آن توجه شود.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.



نظرها
نظری وجود ندارد.