ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بهاییان چه می‌کنند بی‌آنکه به چشم بیاید؟

آوات پوری ـ این تجارب بیش از آنکه شبیه بیانی کلاسیک از دینداری باشند به‌نوعی تمرین کردن زندگی روزمره است با تمرکز بر اینکه باورها چطور در روابط و تصمیم‌ها و رفتارها معنا می‌یابند. در این مسیر، افراد نه صرفاً دریافت‌کننده یک آموزش یا برنامه، بلکه شرکت‌کننده در ساختن فضایی مشترک هستند که در آن یادگیری، گفت‌وگو و عمل به هم پیوند می‌خورند. شاید این تغییرات از بیرون به چشم نیاید یا به‌سرعت قابل اندازه‌گیری نباشد، اما در درازمدت، همین حرکت‌های کوچک و تکرارپذیر به شکل‌گیری الگوهای تازه‌ای از زندگی جمعی منجر می‌شوند که بر پایه مشارکت، یادگیری و مراقبت شکل گرفته‌اند

منطق اصلی بسیاری از فعالیت‌های بهاییان بر این استوار است که تغییر اجتماعی نه از نمایش توانایی‌های فردی، بلکه از کشف و پرورش توانایی‌های جمعی آغاز می‌شود. در این نگاه، هدف آن نیست که چند نفر با توانایی‌های منحصربه‌فرد دست به کاری بزرگ، سریع و چشمگیر بزنند، بلکه بیشتر این است که افراد بیشتری، با توانایی‌ها و امکانات متفاوت بتوانند در فرایند یادگیری، مشورت و عمل شریک شوند. به همین دلیل، فعالیت‌ها معمولا به اجزایی بسیار کوچک، ساده و قابل تکرار تقسیم می‌شوند تا دیگران نیز بتوانند آن‌ها را بیاموزند، بازآفرینی کنند و در محیط خود به کار بگیرند.

بنابراین آنچه اهمیت پیدا می‌کند نه سرعت رسیدن به نتیجه، بلکه مسیری است که افراد با هم طی می‌کنند. جلسات کوچک به فضایی برای هم‌فکری، مطالعه و اقدام جمعی تبدیل می‌شود، نوعی عادت مشترک که آرام‌آرام وارد زندگی روزمره می‌شود. 

آنچه در این تجربه‌ها دیده می‌شود، بیشتر از آنکه شبیه بیانی کلاسیک از دینداری باشد، به نوعی تمرین برای زندگی روزمره نزدیک است که تمرکز آن نه بر بیان یا ترویج باورهای دینی، بلکه بر این است که این باورها چگونه در روابط، تصمیم‌ها و رفتارهای روزانه معنا پیدا می‌کنند. تجربه‌هایی که در این گزارش می‌آید، همگی از این جنس‌اند.

کلاس‌هایی که والدین در آنها شنونده بچه‌هایشان می‌شوند

در یک محله اسپانیایی‌زبانِ یکی از شهرهای آمریکا، جمع کوچکی از بچه‌ها در کلاس‌هایی هفتگی شرکت می‌کنند تا درباره یک ویژگی یا عاطفه انسانی با هم داستان بخوانند، بازی کنند و به گفت‌وگو بنشینند. اما آنچه در کلاس می‌گذرد به آنجا ختم نمی‌شود، بلکه بچه‌ها بعد از هر جلسه به خانه‌هایشان برمی‌گردند و آموخته‌هایشان را برای خانواده‌های خود توضیح می‌دهند. سپس از خانواده‌ها می‌خواهند آنچه را از فرزندشان یاد گرفته‌اند با دوستان و آشنایان خود مطرح کنند. گاهی همین گفت‌وگوهای ساده از محدوده کلاس فراتر می‌رود و به تصمیم‌ها و نگاه‌های تازه‌ای در زندگی آنها منجر می‌شوند.

فرزاد یکی از برگزارکنندگان این کلاس‌هاست. حضور در کنار بچه‌ها برای او فقط یک فعالیت داوطلبانه نیست، بلکه یادآور بخشی از زندگی خودش است. او می‌گوید هر بار که با آن‌ها کار می‌کند، به کودکی خودش برمی‌گردد، زمانی که کسی را نداشت تا دستش را بگیرد و راهنمایی‌اش کند. همین تجربه باعث شده حالا بخواهد در کنار این کودکان باشد و کمکشان کند از دوره‌های سخت زندگی‌شان عبور کنند و چشم‌انداز روشن‌تری از آینده داشته باشند.

او در جریان این کلاس‌ها و دیگر فعالیت‌های مشترک، به این نتیجه رسیده که این کارها فقط یک «برنامه» نیستند، بلکه به نوعی رویکرد برای زندگی تبدیل می‌شوند که به گفته خودش به‌تدریج وارد زندگی شخصی او هم شده است. فرزاد می‌گوید:

یاد گرفتم به مسائل نگاه تک‌بعدی نداشته باشم و هر موضوعی را در پیوند میان چند عنصر ببینم؛ مطالعه، گفت‌وگو و مشورت با دیگران، اقدام جمعی و بعد تامل درباره آنچه انجام شده است.

او معتقد است این نگاه به او کمک کرده زندگی متعادل‌تری داشته باشد و آنچه می‌آموزد را در عمل به کار بگیرد. کاری که به گفته او، بسیاری با وجود برخورداری از دانش زیاد از آن بازمی‌مانند.

فرزاد با اشاره به انتقال آموخته‌های کودکان به فضای خانه می‌گوید که عمق این فرایند را زمانی بهتر درک کرده‌اند که خانواده‌ها با اشتیاق پای صحبت‌های بچه‌هایشان می‌نشستند تا از آن‌ها یاد بگیرند. به گفته او، در این لحظه‌ها نقش‌ها به‌نوعی جابه‌جا می‌شود؛ کودک از آنچه در کلاس تجربه کرده می‌گوید و والدین شنونده می‌شوند تا بعد همین گفت‌وگو را با دوستان و آشنایان خود ادامه دهند.

فرزاد می‌گوید مهم‌ترین تغییری که در او ایجاد شده این است که دیگر به دنبال کارهای بزرگ و نمایشی نیست. به گفته او، تغییر واقعی از قدم‌های کوچک اما پیوسته شکل می‌گیرد. پیش‌تر تصور می‌کرد برای تاثیرگذاری باید فردی بسیار توانمند و خاص بود، اما حالا به این نتیجه رسیده که تغییر از طریق جمعی از آدم‌های معمولی و با کارهای ساده و قابل‌تکرار به‌وجود می‌آید، به شرط آنکه این فعالیت‌ها به‌خوبی سازماندهی شوند.

به همین دلیل سعی می‌کند کارها را به شکلی طراحی کند که هر کسی بتواند آن‌ها را در زندگی خود تکرار کند. زیرا اگر کاری بیش از حد پیچیده یا وابسته به یک فرد باشد، گسترش پیدا نمی‌کند. او در ادامه می‌گوید: «در همان تجربه‌های اولیه برایم روشن شد که وقتی آدم‌ها کنار هم کار می‌کنند، توان‌شان چند برابر می‌شود. کارهایی که به‌تنهایی غیرممکن به نظر می‌رسد، در جمع شدنی می‌شود.» این فهم ساده، به گفته او، یکی از نخستین درس‌هایی بوده که از این مسیر گرفته است.

این فضاها اصلا منحصر به حضور افراد باورمند به آئین بهایی نیست و برای بسیاری از غیر بهاییان نیز به‌تدریج از یک فعالیت ساده فراتر می‌رود. یکی از این افراد که در برنامه‌های مشابه بهاییان در هند شرکت دارد می‌گوید که در ابتدا تنها به دعوت یکی از دوستانش و بدون انتظار خاصی وارد این جمع شده، اما این فضا به‌مرور برای او به محیطی برای گفت‌وگوهای معنادار با هم‌سن‌وسالانش  تبدیل شده است.

او می‌گوید:

طوری که می‌توانستم بدون ترس از قضاوت، درباره موضوعاتی که کمتر فرصت طرح آن‌ها با دیگران پیش می‌آید، صحبت کنم.

این جمع برای او فضای امنی است که دوستانش در دوره‌های دشوار زندگی، حمایتی فراتر از یک فعالیت اجتماعی ساده از او کرده‌اند. به گفته او، این همراهی فقط به جلسات محدود نمی‌شود، بلکه در جنبه‌های مختلف زندگی شخصی و اجتماعی ادامه پیدا می‌کند و همین باعث شده احساس تعلقی در او شکل بگیرد که از مرز تفاوت‌های دینی و فرهنگی فراتر می‌رود.

او احساسش را اینطور بیان می‌کند: «اگر بخواهم این تجربه را برای دیگران توضیح بدهم، می‌گویم آنچه در مرکز همه این فعالیت‌ها قرار دارد، عشق است. رابطه‌ای انسانی که بر پایه احترام، توجه و نوعی علاقه واقعی به دیگران شکل می‌گیرد.» به باور او، وقتی افراد با چنین نگاهی کنار هم قرار می‌گیرند، حتی ساده‌ترین فعالیت‌ها هم معنای متفاوتی پیدا می‌کند و به مسیری برای رشد فردی و جمعی تبدیل می‌شود.

در این مسیر، افراد نه صرفا دریافت‌کننده یک آموزش یا برنامه، بلکه شرکت‌کننده در ساختن فضایی مشترک هستند که در آن یادگیری، گفت‌وگو و عمل به هم پیوند می‌خورند. 

شاید این تغییرات از بیرون به چشم نیاید یا به‌سرعت قابل اندازه‌گیری نباشد، اما در درازمدت، همین حرکت‌های کوچک و تکرارپذیر به شکل‌گیری الگوهای تازه‌ای از زندگی جمعی منجر می‌شوند که بر پایه مشارکت، یادگیری و مراقبت شکل گرفته‌اند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.