برداشت از فصل تازه جنگ: این بار حادتر است
جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه، و این بار؟ دور تازه درگیریهای نظامی میان آمریکا و ایران در جهان نگرانی برانگیخته است. چشمانداز مبهم است. نگاه به موضوع به ویژه با توجه به رسانهها و اندیشکدههای آمریکایی. از تفسیرهای مختلف این برداشت میشود که این فصل از جنگ بسی دشوارتر از دورههای قبل خواهد بود، هم برای ایران، هم برای آمریکا.

ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده در خلیج فارس — منبع: فرماندهی مرکزی ایالات متحده
دولت دونالد ترامپ رسماً کنگره را مطلع کرده که از ۷ ژوئیه (۱۶ تیر) دوباره فرمان به انجام عملیات نظامی علیه ایران داده است. کاخ سفید میگوید علت شروع عملیات، حملات ایران علیه کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و نقض توافق آتشبس قبلی بوده است.
به گزارش رویترز نامه ترامپ به کنگره در تاریخ ۱۰ ژوئیه نوشته شده است. ترامپ در نامه توضیح داده که اقدام نظامی را در راستای مسئولیتش برای حفاظت از شهروندان آمریکایی و منافع امنیت ملی و سیاست خارجی کشور میداند. او همچنین به یادداشت تفاهمی که در ۱۷ ژوئن با ایران امضا کرده اشاره کرده و مدعی شده ایران با حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز آن را نقض کرده، و همین موضوع باعث شده دستور حملات تازه علیه ایران را صادر کند.
طبق قانون اساسی آمریکا، فقط کنگره حق اعلام جنگ دارد، اما رؤسایجمهور بهطور سنتی حق دستور دادن عملیات نظامی کوتاهمدت بدون تأیید کنگره را برای خودشان قائل بودهاند. طبق «قانون اختیارات جنگی» (War Powers Act)، رئیسجمهوری باید ظرف ۴۸ ساعت پس از آغاز درگیری موضوع را به کنگره اطلاع دهد و عملیات نظامیای که بدون تأیید کنگره باشند، باید ظرف ۶۰ روز پایان یابند. مهلت ۶۰ روزهی اول در مورد ایران اول ماه مه بود، اما ترامپ ادعا کرده که این مهلت شامل حال او نمیشود چون او اعلام کرده بود که درگیریها با آتشبس پایان یافته، هرچند حملات ادامه داشته است.
دموکراتها و برخی مخالفان جمهوریخواه جنگ گفتهاند که دولت ترامپ قانون را بهاشتباه تفسیر میکند. ماه گذشته، هم سنا و هم مجلس نمایندگان قطعنامهای تصویب کردند که خواستار خروج نیروهای آمریکایی از درگیری با ایران بود؛ این در حالی بود که جمهوریخواهان در هر دو مجلس اکثریت داشتند، هر چند با برتریای اندک. ترامپ پس از این رأیگیری، کسانی را که موافق قطعنامه رأی داده بودند متهم کرد که به ایران «آسایش خاطر» میدهند و کار رئیس جمهوری را «سختتر» میکنند.
سناتور آنجلا آلسوبروکس (دموکرات، مریلند) ماه پیش در جلسه رأیگیری در سنا در رابطه با اختیارات جنگی رئیس جمهوری گفته بود: «هیچکدام از ما به رهبری این رئیسجمهور اعتماد نداریم و نداشتیم.» او در ادامه افزوده بود که ترامپ کشور را بدون برنامهای مشخص وارد جنگ کرد و نمیدانست چگونه از آن خارج شود، و این مردم عادی آمریکا هستند که هزینهی این جنگ را میپردازند (منبع).
اکنون انتظار میرود این گونه صداهای انتقادی بلندتر شوند.
اقدام ترامپ در ارسال نامه اخیر به کنگره به مثابه دور زدن عملی کنگره تعبیر شده است. بسیاری از قانونگذاران دموکرات و برخی از جمهوریخواهان سنتی، دولت را به سوءاستفاده آشکار از گریزگاههای قانونی متهم کردهاند. آنان استدلال میکنند که اگر رؤسای جمهور بتوانند با اعلام یک آتشبس کوتاهمدت صوری، ساعت قانون اختیارات جنگی را صفر کنند و دوباره بجنگند، قانون «اختیارات جنگی» عملاً بیاثر و صوری خواهد شد.
نفس مطلع کردن کنگره از شروع جنگ، رئیس جمهوری را تحت کنترل بیشتری قرار نخواهد داد. اگرچه کنگره در ژوئن ۲۰۲۶ با تکیه بر «قانون اختیارات جنگی» قطعنامهای تصویب کرد تا دست ترامپ را ببندد، اما واقعیت این است که ساختار حقوقی ایالات متحده ابزارهای اجرایی قوی ندارد تا رئیسجمهوری که مایل به بازی با تفاسیر قانونی است را فورا مهار کند. تا زمانی که کنگره نتواند به یک اجماع دوسوم (برای ابطال وتوی احتمالی رئیسجمهور) دست یابد یا بودجه جنگی را به طور کامل قطع کند، ترامپ قادر خواهد بود با تکیه بر اختیارات فرماندهی کل قوا و با استفاده از چرخه آتشبس صوری و ازسرگیری درگیری، مهار کنگره را دور بزند. تحلیلگران معتقدند این شگرد نشان میدهد که قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳، در مواجهه با استراتژیهای مدرن کاخ سفید، تا حد زیادی کارایی بازدارنده خود را از دست داده است.
اما از طرف دیگر در این روزها مشهود است که شروع دوباره جنگ در رسانهها پربازتاب است، آن هم با لحنی انتقادی. تأثیر اقتصادی خود را هم فورا نشان داده است. بهای نفت جهش کرده است.
جنگی که این بار دشوارتر است
فصل تازهای از درگیری میان آمریکا و ایران آغاز شده است. ممکن است در مرحلهای اسرائیل هم به آن بپیوندد.
از تفسیرهای مختلف این برداشت میشود که این فصل از جنگ بسی دشوارتر از دورههای قبل خواهد بود، هم برای ایران، هم برای آمریکا.
● آتلانتیک: تحلیل این رسانه این است که جنگ وارد مرحلهای شده که کنترل آن برای واشنگتن دشوارتر شده است.
اگرچه رئیس جمهور گفته است که وارد هیچ "جنگ ابدی" نخواهد شد، اما به نظر میرسد آمریکا خود را در حال حرکت به سمت یک جنگ ابدی میبیند. آیا راهی برای خروج از این وضعیت وجود دارد؟
مفسری در این رسانه درباره چشمانداز روزهای پیش رو میگوید:
از نظر گزینههای نظامی، اگر ایالات متحده نخواهد به عملیاتهای جنگی بزرگ بازگردد، گزینههای بسیار کمی پیش روی آن وجود دارد، که به خودی خود نتیجهای را تضمین نمیکند. من فکر میکنم شما شاهد یک استراتژی هستید که میتوانید آن را نوعی تشدید کنترلشده توصیف کنید که هدف ایالات متحده اکنون حمله به چیزهایی است که ایران برای کنترل کشتیرانی از طریق تنگه استفاده میکند - قایقهای تندرو، پهپادهای آنها، قابلیت موشکی آنها - و به نوعی از بین بردن آنها به گونهای که ایران داراییهای کمتری برای انجام این کار و نگه داشتن تنگه داشته باشد. چالش این است که فکر نمیکنم این موضع قابل دفاع باشد، زیرا به نظرم در مقطعی ایرانیها تصمیم خواهند گرفت که ترجیح میدهند به جنگ برگردند و ایالات متحده را مجبور به عقبنشینی کنند.
ارزیابی این رسانه و مجموعهای دیگر از رسانهها این است که درگیری وارد مرحلهای پرتنشتر شده، اما هنوز نشانه قطعی از تصمیم دو طرف برای یک جنگ تمامعیار و طولانیمدت وجود ندارد؛ در عین حال، خطر تشدید ناگهانی در صورت وقوع یک حمله بزرگ یا اشتباه محاسباتی همچنان بالاست.
● آسوشیتدپرس: بنابر تفسیری در این رسانه در چشمانداز تداوک حملات محدود و متقابل، بدون ورود به جنگ زمینی گسترده. قرار دارد. هرگونه حمله گسترده به تأسیسات انرژی یا انسداد طولانیمدت تنگه هرمز میتواند جنگ را به سطحی وسیعتر بکشاند و بازار جهانی نفت را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
آسوشیتدپرس در تفسیر خود انتخابات پیش رو در آمریکا هم به عنوان عاملی اشاره میکند که بر برنامه ترامپ تأثیر میگذارد:
رئیس جمهوری دوباره تهدیدهای گذشته خود مبنی بر حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران، احتمالاً از جمله نیروگاههای برق و کارخانههای نمکزدایی، و تصرف قطب تولید نفت جزیره خارک را از سر گرفت. او گفت: «ما ممکن است جزیره خارک را تصرف کنیم. آنها هیچ کاری نمیتوانند در مورد آن انجام دهند.» در این حال به انتخابات میاندورهای - زمانی که جمهوریخواهان امیدوارند کنترل مجلس نمایندگان و سنا را حفظ کنند - اکنون کمتر از چهار ماه باقی مانده است. افزایش دوباره قیمت نفت در بحبوحه عدم اطمینان بیشتر در مورد جنگ به این معنی است که آمریکاییها احتمالاً همچنان شاهد افزایش قیمتها در پمپ بنزینها خواهند بود. رئیس جمهور سعی کرد چنین نگرانیهایی را کماهمیت جلوه دهد. او گفته است: «هر وقت به آنها ضربه بزنیم، کمی بالا میرود - ۲ دلار.» در واقع، قیمت نفت آمریکا به مراتب بالاتر رفته و ممکن است به افزایش خود ادامه دهد.
● شورای روابط خارجی. در سایت این اندیشکده آمریکایی تحلیلی به قلم «مکس بوت» (Max Boot)، منتشر شده که استراتژی ترامپ را مورد انتقاد قرار داده است.
مکس بوت استدلال میکند که فرضیه اولیه دولت ترامپ مبنی بر یک جنگ کوتاه ۴ تا ۵ هفتهای کاملاً غلط از آب درآمده است. به باور نویسنده، توافق ژوئن با وجود امتیازات مالی به ایران عملاً فروپاشیده و واشنگتن اکنون با گزینههای بسیار بدتری مواجه است؛ چرا که تحریمهای مجدد، انگیزه تهران برای هرگونه سازش هستهای را از بین برده و منطقه را به یک میدان مین دائمی تبدیل کرده است.
در اول مارس، رئیسجمهوری دونالد ترامپ گفت که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران حداکثر «چهار تا پنج هفته» طول خواهد کشید. بیش از چهار ماه بعد، پس از یک دوره آرامش کوتاه، جنگ بار دیگر شعلهور شده و هیچ نشانهای از پایان آن دیده نمیشود.
● گاردین. این روزنامه در گزارشی نوشته است که ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خود (Truth Social) با اعلام اینکه آمریکا از این پس «نگهبان تنگه هرمز» خواهد بود، خواستار تعرفه ۲۰ درصدی روی تمامی محمولههای تجاری عبوری برای تأمین هزینههای امنیتی شده است؛ ایدهای که سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) فوراً با آن مخالفت کرده و آن را فاقد وجاهت قانونی دانسته است.
درخواست ترامپ برای تعرفه ۲۰ درصدی در حالی مطرح میشود که دولت او قبلاً تأکید کرده بود که هیچ کشوری نباید اجازه داشته باشد برای گذرگاههای مورد استفاده برای ناوبری بینالمللی هزینه دریافت کند. این موضع ماه گذشته توسط مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، تکرار شد و او گفت: «هیچ کشوری مجاز به دریافت عوارض یا هزینه در یک آبراه بینالمللی نیست. این قانون بینالمللی موجود است.»
● کارنگی. سایت این اندیشکده تحلیلی در مورد وضعیت در کشورهای عربی خلیج فارس منتشر کرده است. بنابر این تحلیل این کشورها، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، خود را در خطرناکترین موقعیت ممکن میبینند. آنها از یک سو به چتر حمایتی آمریکا نیاز دارند و از سوی دیگر، هدف نخست حملات تلافیجویانه ایران هستند. پادشاهیهای خلیج فارس عملاً بین «ناامیدی ایران» و «بیپروایی ترامپ» گیر افتادهاند. پروژههای بزرگ اقتصادی منطقه (مانند چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان) برای بقا به ثبات نیاز دارند، اما اصرار ترامپ بر ادامه تنش نظامی، زیرساختهای این کشورها را به اهداف در دسترس ایران تبدیل کرده است.
نگرانی بلندمدت در این کشورها این است که روی برنامهای برای دورهای پس از اتکا به نفت حساب باز کرده بودند، اما اکنون چشمانداز تیره شده است.
جذب گردشگر، ساخت و راهاندازی مراکز داده و حفظ مراکز لجستیکی پیچیده در میانه یک منطقه جنگی فعال دشوار است. سرنگون کردن اکثر پهپادها و موشکهایی که شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار میدهند، در کوتاه مدت خوب است، اما احتمالاً وقتی صحبت از تصمیمگیری شرکتهای جهانی برای سرمایهگذاری و گسترش میشود، کافی نیست. شهروندان همچنین احتمالاً از خود میپرسند که چرا باید خطر میزبانی نیروهای آمریکایی را تحمل کنند در حالی که ایالات متحده قادر یا مایل به محافظت از خلیج فارس در برابر حملات ایران نیست.




نظرها
نظری وجود ندارد.