ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

نامه‌ای خطاب به مجتبی خامنه‌ای

محسن سازگارا در نامه‌ای سرگشاده به مجتبی خامنه‌ای، میراث رهبری علی خامنه‌ای را استبداد، فقر، فساد، سرکوب و جنگ می‌خواند و از رهبر جدید می‌خواهد راه پدرش را تکرار نکند. او آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به اعدام و سرکوب، خروج سپاه از سیاست و اقتصاد، کنار گذاشتن آمریکاستیزی و سیاست محو اسرائیل، توقف برنامه‌های هسته‌ای و نیروهای نیابتی و برگزاری همه‌پرسی درباره قانون اساسی را گام‌هایی ضروری برای آشتی حکومت با مردم و دور کردن سایه جنگ از ایران می‌داند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

پیش از سخن

رهبری آقای مجتبی خامنه‌ای در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. رهبر غایبی که معلوم نیست زنده است یا مرده، به هوش است یا در کما است، دست وپا دارد یانه. همین مسئله من را در انتشار این نامه مردد کرد، اما بعد اندیشیدم که خطاب نامه ولو به یک مرده باشد، مهم نیست. مهم برشمردن مهم‌ترین خطاهای دوران علی خامنه‌ای و نشان دادن راستای درست در مورد مبرم‌ترین مسائل در ایران میهن ما است. لذا تصمیم گرفتم این نامه را منتشر نمایم. 

آقای مجتبی خامنه‌ای

سلام

من با پدر شما مخالف بودم و بهای این مخالفت را هم با زندان، مصادره اموال و تبعید پرداخته‌ام. پشیمان هم نیستم. تمام هستی‌ام فدای یک تار موی جوانان ایران. اما متاسفم از این که پدرتان به راه خطا رفت و کشور را به راهی برد که حاصلش وضع زار و نزار امروز ایران است. مردمی فقیر و دردمند، حاکمیتی فاسد و دزد و آینده‌ای تاریک و نامعلوم. تاریخ از پدر شما به عنوان رهبری نالایق و نادان یاد خواهد کرد که خون هزاران نفر از مردم ایران روی دستش بود و با ندانم کاری و دخالت در تمامی شئون کشور و پروژه‌های بی‌سرانجامی مثل پروژه اتمی موجب خسارات هنگفتی به کشور شد. آخرین کار زندگی‌اش کشتار هزاران نفر از مردم بود و آخرین میراث او هم جنگی بود که هنوز هم سایه شوم‌اش برسر کشور است. شما به راه پدرتان نروید و از خطاهای او درس بگیرید و آن‌ها را تکرار نکنید.

من یک سال بعد از رهبر شدن پدر شما در نامه‌ای خصوصی برایش نوشتم که راهی که می‌روی خطا است و روزی را می‌بینم که یک طرف ایستاده‌ای و یک ملت در طرف دیگر. در مقاطع مختلف و در طی ۳۷ سال زمامداری او در چند نامه دیگر، خصوصی و علنی برایش نوشتم و او را تحذیر کردم. بسیاری کسان دیگر هم مشفقانه او را نصیحت کردند، اما پاسخ همگی داغ و درفش و زندان و قتل و تبعید بود. بلای استبداد در نهایت او را از شنیدن نصیحت ناصحان و مشفقان دلسوز محروم کرد و در نهایت هم عده‌ای دون و سفله و سودجو دور او را گرفتند که بزرگترین هنرشان این بود که حرفی را بزنند که او دوست داشت بشنود. 

لابد این فراز از سخنان مولا علی را دیده‌اید که می‌گوید:

لَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ، أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ، فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ، (خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه)

به بیان امروزی مولا علی می‌گوید که”من خود را بالاتر از خطا نمی‌دانم؛ پس مرا با سخن حق و مشورت عادلانه یاری کنید.” و این مشورت دادن از طرف مردم و شنیدن آن توسط خودش را هم وظیفه می‌داند. لذا من نیز در راه 

انجام این وظیفه و از باب ادای مسئولیت شهروندی این چند نکته را خدمتتان می‌نویسم:  

۱-مردم صاحب مملکت و صاحبخانه هستند. یادتان باشد که شما خدمتگزار مردم هستید و به وکالت از آنان عهده‌دار اداره بعضی از امور آنان شده‌اید. با مردم آشتی کنید. بساط داغ و درفش و زندان و اعدام را جمع کنید. زندانیان سیاسی را آزاد کنید و انتقادات و سخنان آنان را به جان دل بشنوید.

۲- به داد گرسنگی و فقر جامعه برسید. بیش از هفت دهک درآمدی کشور به زیر خط فقر رفته‌اند و نیمی از این جمعیت نود میلیونی زیر خط فقر مطلق قرار دارند. تنها چاره فوری بازگرداندن اموال مردم به مردم است. پدرتان به ناحق بیش از نیمی از اقتصاد کشور را تصاحب کرد و دست ارگان‌هایی مثل سپاه را هم باز گذاشت تا با ورود به عرصه فعالیت اقتصادی دست کم سی درصد اقتصاد ایران را هم آنان کنترل کنند. این اموال را به مردم برگردانید. اقتصاددانان روش‌های خوب و تمرین شده‌ای برای این کار دارند. با آنان مشورت کنید تا به شما نشان بدهند چگونه می‌توانید تا اطلاع ثانوی که چرخ اقتصاد کشور به مسیر درست هدایت شود، ماهیانه معادل سیصد دلار به هر خانوار ایرانی زیر خط فقر از محل این اموال به یغما رفته، کمک هزینه زندگی بدهید.

۳- پای سپاه و نیروهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و قضایی کشور را از سیاست و اقتصاد بیرون بگذارید. اجازه ورود آنان به این عرصه‌ها از یک طرف فساد و تباهی به بار آورد و عرصه رقابت آزاد و یکسانی شانس و فرصت را از شهروندان در زمینه‌های سیاسی - اقتصادی گرفت و از سوی دیگر خود این ارگان‌هایی را هم که باید مدافع حقوق مردم و تمامیت کشور و ملت باشند، گرفتار دسته‌بندی و تفرقه کرد. در واقع صاحبان قدرت و ثروت از درون این ارگان‌ها یارگیری کردند و یا بعضی از صاحب منصبان آن‌ها خودشان بر تخت قدرت و ثروت تکیه زدند و حکومت تبدیل به یک دزدسالاری و کلپتوکراسی شد. این مسئله حیات کشور را تهدید می‌کند.

۴- دو محور آمریکا ستیزی و محو اسرائیل را از روی میز سیاست خارجی کشور بردارید. این دو محور ۴۷ سال است که ستون‌های اصلی سیاست خارجی ایران را تشکیل می‌دهند. تمام دوری و نزدیکی‌های سیاست خارجی ایران براساس این دو محور تنظیم شده است. خسارت‌های جبران ناپذیر جانی و میلیاردها دلار خسارت مالی حاصل این سیاست خارجی بوده است. سیاست خارجی باید در خدمت منافع ملی و تامین زندگی بهتر برای مردم هر کشوری باشد، نه این که زندگی مردم فدای شعارها و آرمان‌هایی پوچ و توخالی شود. از جاروجنجال‌های عده‌ای هوچی و منفعت‌طلب نترسید، از خدا بترسید و به نفع عیال‌الله یعنی مردم کار کنید. با این کار می‌توانید سایه شوم جنگ راهم از سر مملکت دور کنید و صلح و آرامش برای مردم بیاورید.

۵- پروژه‌های بی‌سرانجام و زیان‌باری مثل نزدیک شدن به سلاح هسته‌ای و یا تقویت گروه‌های نیابتی را متوقف کنید. جلوی ضرر را از هرکجا که بگیرید، منفعت است. از قضا هر دو پروژه روئیده بر آن دو محور سیاست خارجی هستند. اگر آن دو محور را از روی میز بردارید، نیازی هم به این پروژه‌های ویرانگر منافع ملی نخواهد بود.

۶- توهمی به نام “تهاجم فرهنگی” را کنار بگذارید. فرهنگ در تبادل با دیگر فرهنگ‌ها بارور می‌شود و رشد می‌کند. پدر شما برای اعمال نظر شخصی خودش در زمینه‌های مختلف فرهنگی، این واژه غلط را جعل کرد و به بهانه آن به قلع و قمع اهل فکر و فرهنگ کشور پرداخت. مدافع “آزادی انتخاب” در تمام زمینه‌ها، از اقتصاد و سیاست تا اجتماع و فرهنگ باشید. دین هم بخشی از فرهنگ هر کشوری است. به زور و با بگیر و ببند نمی‌توانید قرائت خاصی از یک دین را به حلقوم یک ملت فرو کنید. لابد این آیه مشهور قرآن را دیده‌اید که می‌گوید: “لا اکراه فی‌الدین، قد تبین‌الرشد من‌الغی…”(بقره ۲۵۶، در دین اجباری نیست، راه درست از راه گمراهی آشکار شده …) مفسرین بزرگ شیعه و سنی بالاتفاق معتقدند که این آیه نسخ نشده و تصریح بر انتخاب آزادانه دین دارد و اجبار کردن در دین خطا است. ( تفسیر طبری جلد پنج و تفسیر المیزان علامه طباطبایی جلد ۲ذیل تفسیر آیه ۲۵۶ سوره بقره). چهل و هفت سال در جمهوری اسلامی خلاف این آیه قرآن رفتار شده و حاصلش دین‌گریزی یک نسل بوده است. شما برطبق توصیه خداوند عمل کنید.

۷- با انجام کارهای بالا می‌توانید مردم را بالاخره از “شرایط حساس کنونی” بیرون بیاورید و تازه می‌شود به معماری و ساختن کشور فکر کرد. اولین قدم هم در این راه، اصلاح حکومت است. این قانون اساسی با فلسفه و ساختاری که دارد طی ۴۷ سال به آزمون درآمده و فاجعه خلق کرده است. به صاحب کشور یعنی مردم برگردید و از آنان بپرسید. برگزاری یک رفراندوم روی تمامیت قانون اساسی به صورت آری یا نه با نظارت معتمدین مردم و سازمان‌های بی‌طرف بین‌المللی می‌تواند اولین قدم در راه اصلاح کشور و بهبود امور و تامین حاکمیت مردم باشد. به این ترتیب با پشتوانه رای مردم، به این بدعت بسط ید فقیه در همه امور مملکتی پایان بدهید. اگر هم کماکان میل به کار سیاسی و مشارکت در قدرت دارید، خود را در معرض رای مردم قرار بدهید. خودتان بهتر می‌دانید که این شورای نگهبان و دستچین کردن نمایندگان مجلس خبرگان چقدر معیوب است ورای این مجلس خبرگان هیچ پشتوانه مردمی برای کسی نمی‌آورد. 

کسی شما را در کار و مسئولیت ندیده و کارنامه‌تان در اداره کشور هنوز سفید است. قبل از آن‌که همچون پدرتان راه خطا و کشتار مردم و استبداد را در پیش بگیرید و کارنامه سیاهی از خود به جای بگذارید، به مسئولیتتان در قبال مردم و به داوری احکم‌الحاکمین فکر کنید.

من آن‌چه شرط بلاغ است با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

ختام عمر خدایا به فضل و رحمت خویش
به خیر کن که همین است غایت‌الآمال

 (سعدی قصیده ۳۶)

وما توفیقی الا بالله

محسن سازگارا

تیرماه ۱۴۰۵

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.