فهرست وزارت اطلاعات: تلاش بیثمر برای قطع پل داخل و خارج؟
در شرایطی که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با انتشار فهرستی از مصادیق تبصره ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی، همکاری با رسانههای فارسیزبان خارج از کشور را مصداق جرم دانسته، پرسش اساسی این است که آیا این اقدام ابزاری برای سرکوب و قطع پل ارتباطی بین داخل و خارج است یا پاسخی به تهدیدات امنیتی در فضای جنگی؟ نسیم روشنایی، سردبیر رادیو زمانه، در این گفتوگو این فهرست را «مخدوش» و «مضحک» خواند و تأکید کرد که قرار گرفتن رسانههای صلحطلب و ضدجنگ در کنار شبکههای صهیونیستی و جنگطلب، نشاندهنده نادقیقی و رویکرد سرکوبگرانه حاکمیت است. او با نقد سیاستهای جمهوری اسلامی که طی ۴۷ سال میلیونها ایرانی را به کنشگری و حتی سرنگونیطلبی کشانده، بر ضرورت بهرسمیتشناسی دیاسپورا و حق روزنامهنگاران برای ارتباط با داخل تأکید کرد و خواستار شکلگیری نهضت ضدجنگ شد که هم با استبداد داخلی و هم با تجاوز خارجی مخالف است.

آزادی رسانه و ایران ـ با استفاده از تصاویر شاتراستاک
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بخشنامهای که ۲۲ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد، فهرستی از مصادیق تبصره ماده ۴ قانون تشدید مجازات جاسوسی را اعلام کرد که شامل «انسانرسانههای معاند»، رسانههای فارسیزبان خارج و صفحات مجازی مخالف است. این سند با تأکید بر همکاری رسانهای، تبلیغی یا ارسال محتوا به این مصادیق، آن را مشمول پیگرد قضایی (بهویژه در شرایط جنگی با اشد مجازات) دانسته است. آیا این بخشنامه بیشتر ابزار ارعاب و سرکوب است یا بخشی از استراتژی حاکمیت در شرایط جنگی؟ در این شرایط، ضرورت ارتباط دوسویه رسانهها با جامعه داخل، انعکاس روایتهای شهروندان و کمک به شکلگیری نهضت ضدجنگ حیاتی است. چه راهکارهایی برای حفظ این ارتباط علیرغم تهدید، فیلترینگ و نظارت شدید وجود دارد؟ و سرانجام چشمانداز آینده رسانههای مستقل خارج از کشور در حمایت از جنبشهای مدنی و ضدجنگ داخل ایران چیست؟ با خانم نسیم روشنایی، سردبیر رادیو زمانه گفتوگو کردهایم.
سرکوب، تبعید و حق ایرانیان دیاسپورا
نسیم روشنایی، سردبیر رادیو زمانه، ابتدا گفت باید از این نقطه آغاز کرد که چرا جمهوری اسلامی طی این ۴۷ سال، چندین میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور را به کنشگر، مخالف، منتقد و در شدیدترین حالت به سرنگونیطلب تبدیل کرده است. او میپرسد چرا حلقه حامیان نظام تا این حد کوچک شده که حتی بسیاری از اصلاحطلبان سابق امروز در خارج از کشور در کنار جنگطلبان یا سرنگونیطلبان قرار گرفتهاند:
به گفته او، حاکمیت ایران باید در آینه به خود نگاه کند و بپرسد که چرا این همه رسانه، سازمان مخالف و منتقد در خارج و حتی داخل کشور شکل گرفته است و چرا برخی از آنها حتی حاضر شدهاند که به حمله نظامی به ایران رضایت دهند تا نظام سیاسی تغییر کند:
آیا پاسخ این نیست که خفقان و استبداد سیاسی بوده است؟
نسیم روشنایی سپس در ادامه افزود:
حالا برویم سراغ ایرانیهایی که ناخواسته از کشور خارج شدهاند؛ بخشی فرار کردهاند، بخشی مهاجرت کردهاند، اما بخش قابل توجهی از آنها همچنان به داشتن یک ایران دموکراتیک، آزاد و برابر دل بستهاند. آیا زندگی در تبعید و دلتنگی برای کشور خود فضیلت است؟ ما که خارج از کشور زندگی میکنیم، سرکوب سیاسی و مدنی ما را به این انتخاب وادار کرده است. ترجیح نمیدادیم که در کشور خودمان قلم بزنیم و کنشگری کنیم تا وضعیت سیاسی، مدنی، اقتصادی و زیستمحیطی کشورمان بهتر شود؟
او در ادامه یادآوری کرد که جمهوری اسلامی باید بداند ایرانیان دیاسپورا بخشی جداییناپذیر از ایران هستند و باید آنها را با همه دغدغههایشان برای ایران به رسمیت بشناسد. ایرانیان خارج از کشور، درست مانند ایرانیان داخل، حق دارند برای سرنوشت کشورشان دغدغه داشته باشند و تلاش کنند. سردبیر زمانه سپس در ادامه افزود:
وقتی روزنامهنگاران منتقد داخل ایران مدام با خط قرمز، بازجویی، بازداشت و بسته شدن روزنامهها و رسانهها دست و پنجه نرم میکنند، بخش زیادی از آنها به خارج از کشور پناه میبرند تا بتوانند بدون سانسور و سرکوب قلم بزنند. حق روزنامهنگاران یک کشور است که هر کجای دنیا باشند، برای کشورشان روزنامهنگاری کنند. حق روزنامهنگاران است که بتوانند با همکارانشان داخل ایران در ارتباط باشند و نترسند که این ارتباط امنیت آنها را به خطر بیندازد.
فهرست مخدوش وزارت اطلاعات
روشنایی با اشاره به لیست وزارت اطلاعات یادآوری کرد که از ردیف اول تا ششم، شبکههای رادیویی و رسانههای صهیونیستی قرار دارند، اما حتی نام یکی از رسانههای مترقی اسرائیلی مانند هاآرتص در این لیست دیده نمیشود. او این موضوع را تعجببرانگیز میداند و میپرسد آیا لیبرالهای اسرائیلی که حتی عضو موساد هم هستند خواهان جنگ با ایران و نابودی آن میباشند؟
به گفته او، پس از رسانههای اسرائیلی، در ردیف هفتم ایران اینترنشنال و در ردیف هشتم رادیو زمانه قرار گرفته است و نام رادیو زمانه دوباره در ردیف سیزدهم تکرار شده. او تأکید کرد:
قرار دادن رسانههای ایرانی در کنار رسانههای صهیونیستی که هر کدام زاویهها، افقها و دستورکارهای سیاسی متفاوتی دارند، نادقیقی و مضحک بودن این لیست را نشان میدهد.
روشنایی در ادامه افزود:
در این فهرست نام برخی رسانههایی را میبینیم که حامی سرنگونیطلبان یا گروههای برانداز و جنگطلب هستند و از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران استقبال کردهاند، در حالی که همزمان نامشان در کنار رسانهها، سازمانها و فعالانی قرار گرفته که ضد جنگاند و برای صلح و به نفع کشور کنشگری میکنند. قرار گرفتن و نیفتادن برخی افراد و گروهها در این لیست بسیار تأملبرانگیز است. مثلاً چرا باید ارتباطی بین فعالیتهای فمینیستی خارج از کشور و این لیست باشد؟ آدم تصور میکرد نام کانالهای ویدیوآنلاین حتماً در این لیست باشد، با سابقهای که ما داریم و اطلاعاتی که در ماههای گذشته منتشر کردهاند، اما حالا به جای آن نامهایی مثل صدیقه وسمقی وجود دارد. خیلی عجیب است.
روشنایی سپس این پرسش را در میان آورد:
چرا باید عقلانیت حاکمیت تا این حد مخدوش باشد که رسانههای صلحطلبی مثل رادیو زمانه و افراد دلسوز خارج از کشور را که ایرانی آزاد، مستقل، دموکرات و برابر میخواهند، پس بزند و نگذارد پلی باشند بین داخل و خارج؟ چرا باید حاکمیت اقتدارگرایی را ادامه بدهد؟
به اعتقاد او، در حالی که بیش از پنجاه سال است بخشهای مختلفی از جامعه ایران به اشکال گوناگون خواهان گشوده شدن فضای سیاسی و اقتصادی بودهاند، نتیجه این روش سرکوب، دامن زدن به رسانهها و افراد رادیکال و جنگطلب است و باعث میشود شهروندان داخل کشور نیز بیشتر به سمت آنها گرایش پیدا کنند.
روشنایی سپس تأکید کرد که حاکمیت باید یاد بگیرد دربرگیرنده باشد و بتواند وصل کند، نه اینکه مدام خودی و غیرخودی بسازد؛ زیرا این رویکرد نه به نفع نظام است، نه به نفع ایران، نه به نفع امنیت ملی و نه به نفع همه ایرانیان.
صدای سوم: مخالف جنگ و استبداد، خواهان ایران دموکراتیک
روشنایی در ادامه تأکید کرد که رادیو زمانه از همان آغاز جنگ دوازدهروزه نشان داده که با جنگ علیه ایران به شدت مخالف است. به گفته او، رادیو زمانه بخشی از صدای سوم را نمایندگی کرده است؛ صدایی که هم با جنگهای امپریالیستی مخالف است و هم با استبداد داخلی:
ما ایرانی آزاد، دموکراتیک و عادلانه را تصور میکنیم و واقعاً آن را میخواهیم؛ ایرانی که یک طرفدار پایداری، یا یک کمونیست دوآتشه، لیبرال، سوسیالدموکرات، سلطنتطلب و طیفهای مختلف بتوانند در مجلسش کرسی داشته باشند، حرف بزنند و در تعیین مسیر کشور مشارکت کنند.
او اضافه کرد که رادیو زمانه همواره مخالف جنگ بوده:
ما همواره مخالف جنگ بودهایم و هر گزارش یا تحلیلی که در سالهای اخیر منتشر کردیم، موضع ما را نشان داده است. از هفتم اکتبر به بعد نیز همواره مخالفت خود را نسبت به تجاوز نظامی و قتلعام اسرائیل در غزه نشان دادیم و صدها خبر و تحلیل نوشتیم. ما با هر شکلی از تجاوز نظامی مخالف هستیم.
روشنایی در ادامه خاطرنشان کرد که رادیو زمانه با جریانها و افراد جامعه مدنی داخل ایران در ارتباط است: کسانی که واقعاً کشورشان را دوست دارند، برای آن دغدغه دارند و حاضرند برای بهبود وضعیتش هزینه بپردازند.
او این پرسش را در میان آورد:
آیا شهروندان ایرانی منتقد ساکن ایران بهتر نیست به رادیو زمانه بیایند، مخاطب ما باشند، با ما در ارتباط باشند و اخبار و تحلیلهای ما را بدون سانسور بخوانند، تا اینکه به رسانههایی رجوع کنند که آشکارا خواهان حمله نظامی به ایران بوده و هستند؟ چشمانداز ما به واقعیتهای روی زمین برمیگردد؛ به انتخابها، همبستگی و توان همافزایی رسانههای مستقل و اینکه چه راههایی را انتخاب میکنند، راههای خلاقانه را، و چطور میتوانند این مسیر را بسازند.
امید به اتحاد ضدجنگ و آگاهی دیاسپورا
روشنایی در ادامه تأکید کرد که همزمان باید دید این جنگ تا کجا ادامه پیدا میکند، حاکمیت چه روشی برای حکمرانی برمیگزیند و در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد:
من امیدوارم که روزنامهنگاران، کنشگران و رسانهها و سازمانهای مختلف حقوق بشری مستقل خارج از کشور به هم بپیوندند و صدای ضد جنگ را به هر شکلی که ممکن است فریاد بزنند و برای صلح، آزادی و استقلال ایران روزنامهنگاری و کنشگری کنند. همزمان امیدوارم رسانهها، کنشگران و روزنامهنگارانی که خودشان را پیشتر به منافع سیاسی کشورهای مهاجم گره زدهاند، به این درک برسند که منافع مردم ایران در جنگ و نابودی کشورمان نیست.
او سپس نکته مهمی را یادآوری کرد:
بمبهای آمریکایی و اسرائیلی که کارخانهها، جادهها، پلها و زیرساختها را تخریب میکنند، خانهها را ویران میکنند و هزاران نفر را کشتهاند، خانههای امن ما را که در خارج از کشور است تخریب نمیکنند، بچههای ما کشته نمیشوند و ما با پوست و گوشتمان هزینه این جنگ را نمیپردازیم.
او تأکید کرد:
تبعات جنگ و تحریمهای اقتصادی و محاصره دریایی زندگی کسانی را که در کشورهای امن ساکن هستیم به روز سیاه نمیکشاند. ما بیکار نمیشویم. هزینه این جنگافروزی و زیادهخواهی آمریکا و اسرائیل را مردم ایران ساکن داخل کشور دارند میپردازند.
نسیم روشنایی در پایان گفت که امیدوار است آگاهی بیشتری در بخشهای رادیکال و جنگطلب دیاسپورا ایجاد شود و آنها از آرزوفروشی، آرزواندیشی و خاماندیشی دست بردارند تا جنبش بزرگی برای توقف جنگ در ایران و منطقه شکل بگیرد.



نظرها
نظری وجود ندارد.