موساد، احمدینژاد و رژیمچنج: معامله با دشمن بر اساس منافع
گزارشهای نیویورک تایمز و هاآرتص از عملیات چندساله موساد برای پرورش محمود احمدینژاد به عنوان گزینهای برای رهبری ایران پس از تغییر رژیم حکایت دارد؛ البته احمدینژاد این ادعا را «دروغ هالیوودی» و جنگ روانی خوانده است. در این میان، آرش کمانگر، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با رادیو زمانه با تأکید بر سابقه طولانی نفوذ موساد در ساختار جمهوری اسلامی، این ماجرا را مصداقی از ماکیاولیسم در سیاست خارجی اسرائیل دانسته و معتقد است که اسرائیل با وجود شکست این پروژه خاص، همچنان تغییر رژیم در ایران را اولویت امنیتی خود میداند و بر اساس منافعش با هر طیفی وارد معامله میشود.

تصویری از محمود احمدینژاد، رئیسجمهور اسبق ایران که هفته پیش در مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در رسانههای ایران از او منتشر شد.
گزارشهای نیویورک تایمز و هاآرتص (ژوئیه ۲۰۲۶) ادعا میکنند که موساد طی عملیات چندسالهای احمدینژاد را به عنوان دارایی اطلاعاتی پرورش داده است. این تلاشها از حدود ۲۰۲۲ آغاز شد، زمانی که نشانههایی از فاصلهگیری احمدینژاد از خامنهای و تعدیل مواضع ضداسرائیلی او مشاهده شد. اسرائیل او را گزینهای مناسب برای رهبری ایران پس از تغییر رژیم میدید. جلسات مخفی با پوشش کنفرانس تغییرات آب و هوایی در بوداپست مجارستان (۲۰۲۴ و ۲۰۲۵) برگزار شد و موساد با کمک مقامات مجارستانی، دیدارهایی هم ترتیب داد.
بر اساس این گزارشها اوج این عملیات در روزهای اولیه جنگ اسرائیل-ایران رخ داد. پس از حمله هوایی به مجتمع احمدینژاد، نیروهای موساد او را به خانه امن منتقل کردند، اما برنامه شکست خورد. احمدینژاد ناامید شد و عملیات را ترک کرد. نهادهای اطلاعاتی در ایران ارتباطها را کشف کردند و او را تحت بازداشت خانگی قرار دادند. این بخشی از برنامه بزرگتر رژیمچنج بود که احمدینژاد را برای تصاحب قدرت پس از سرنگونی رژیم هدف قرار داده بود.
احمدینژاد این گزارشها را «دروغ هالیوودی» و جنگ روانی خوانده و رد کرده است. دفتر او تأکید دارد که چنین ادعاهایی برای تضعیف محبوبیتش مطرح شده. این ماجرا بحثهای زیادی درباره قابلیتهای اطلاعاتی موساد و پیچیدگیهای سیاست داخلی ایران ایجاد کرده است. با آقای آرش کمانگر، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم.
نفوذ عمیق موساد در ساختار رژیم و توجه ویژه به احمدینژاد
آرش کمانگر در گفتوگو با رادیو زمانه، ابتدا توضیح داد که تاریخ نفوذ اسرائیل و موساد تقریباً همزمان با عمر جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته بوده است. به گفته او، پس از افشای پروژههای هستهای و ماجراجوییهای منطقهای رژیم، این نفوذ به شکل نظاممند در بالاترین سطوح اطلاعاتی، امنیتی، نظامی و سیاسی گسترش یافته است.
کمانگر با اشاره به اظهارات خود احمدینژاد و حیدر مصلحی (وزیر اطلاعات او)، تأکید کرد که حتی مسئولان مبارزه با نفوذ موساد خودشان مظنون به ارتباط با این سازمان بودهاند. او به عملیات نطنز اشاره کرد که طبق گفته عراقچی، وزیر خارجه سابق، موساد به طور همزمان از برگزاری نشستهای مهم در بیت رهبری، شورای عالی دفاع و وزارت اطلاعات مطلع بوده و توانسته ضربه سنگینی به مقامات ارشد رژیم وارد کند. کمانگر افزود که ترور دانشمندان هستهای و اسماعیل هنیه نیز نشاندهنده عمق نفوذ موساد است.
به اعتقاد کمانگر، توجه موساد به احمدینژاد از دور دوم ریاستجمهوری او آغاز شد:
توجه موساد به احمدینژاد از زمانی جلب شد که او در دور دوم ریاستجمهوریاش از بخشی از نظام فاصله گرفت. او از برادران قاچاقچی بیش از ۴۰۰ اسلحه غیرمجاز سپاه کشف کرد، و همچنین برای دفاع از مشاوران ارشدش، مشایی و بقایی که پروندههایی در قوه قضائیه داشتند، هشدار داد که من اسناد زیادی از فساد این مقامات ریز و درشت حکومتی و فرزندانشان جمعآوری کردهام. چکهایی که در وزارت اطلاعات بوده را در سایر نهادهای حکومتی گذاشتهام و در جای امن نگهداری میکنم. اگر به من یا مشاورانم دست بزنید، دست به علنی کردن آنها در داخل و خارج میزنم.
به گفته کمانگر این مسائل باعث شد رژیم نتواند او را به طور کامل سرکوب کند. کمانگر توضیح داد که پس از ریاستجمهوری، مخالفتخوانیهای احمدینژاد ادامه یافت و همین موضوع، موساد را به سرمایهگذاری روی او ترغیب کرد:
اکنون مشخص است که با بودجه موساد، تعدادی سمینار علمی در کشورهایی مثل مجارستان و گواتمالا برگزار شده و احمدینژاد را به عنوان کسی که دکترا دارد دعوت کردهاند. دو سه بار هم ظاهراً از تیم محافظش جدا شده و با وساطت مقامات مجارستانی، ملاقاتهایی در سطح رئیس موساد با خود احمدینژاد صورت گرفته. احمدینژاد هم به واسطه اینکه فردی دچار کشمکش شخصیتی و دارای سیاستهای پوپولیستی و قدرتطلبانه بوده، و بارها گفته که من فقط به آقا پاسخگو هستم (منظورش نه خامنهای بلکه امام زمان است)، بدش نمیآمد که اگر فرصتی پیش بیاید، تبدیل به قدرت مطلقه شود.
کمانگر در ادامه افزود با این حال، کارشناسان اسرائیلی خود این سناریو را شبیه داستان هالیوودی میدانستند، ولی آن را ریسکی قابل قبول برای بازی تلقی کردند. سرانجام، این طرح در جریان جنگ اخیر یا توسط رژیم کشف شد یا احمدینژاد خود متوجه شد که بدون حمایت گسترده نظامی، از اقبال چندانی برخوردار نیست.
ماکیاولیسم، منافع ملی و معامله با دشمن
آرش کمانگر در ادامه یادآوری کرد که اولویت اصلی در نظام سرمایهداری پیشبرد منافع طبقاتی و اقتصادی خودشان است و حقوق انسانی در دکترین سیاسی آنها جایگاه چندانی ندارد. او با اشاره به مفهوم ماکیاولیسم در فلسفه سیاسی و جمله معروف چرچیل مبنی بر اینکه «دولتها دوست و دشمن دائمی ندارند، بلکه منافع دائمی دارند»، توضیح داد که برای چنین نظامهایی، هر وسیلهای برای رسیدن به هدف میتواند مشروع تلقی شود.
کمانگر افزود که سابقه تاریخی اسرائیل و موساد نیز نشاندهنده همین رویکرد است. او مثال زد:
توجه داشته باشید که حتی بعد از جنگ جهانی دوم، تعدادی از افسران نازی در کشور مصر حضور داشتند و اسرائیل و موساد آنها را به خدمت گرفتند تا پروژههای نظامی مصر و جمال عبدالناصر را جاسوسی کنند. پروژههایی که قرار بود حکومتش را در درگیری و اختلاف جدید با اسرائیل، بر سر حقوق فلسطین، تقویت کند. یعنی برای اسرائیلی که خودش مدعی قتل عام شش میلیون نفر از یهودیان توسط همین نازیها بود، مهم نبود که با همین جنایتکاران که حالا فرار کرده بودند و در کشورهای مختلف به سر میبردند، همکاری کند و آنها را به استخدام خودش درآورد.
به گفته او، این الگو برای اسرائیل به عنوان یک دولت آپارتاید و اشغالگر که بیش از هفت دهه بر انکار حقوق فلسطینیان تکیه کرده، دوچندان قابل درک است و بنابراین تعجبی ندارد که حتی با دشمنان سرسخت خود نیز وارد معامله شود.
کمانگر در ادامه به تحولات شخصی احمدینژاد اشاره کرد و گفت:
او به کمک همین نهادهای امنیتی و حمایتهای خامنهای به قدرت رسیده بود. اما در دور دوم بین او و این نهادها فاصله افتاده بود، به ویژه زمانی که از قدرت کنار رفت و دائماً توسط شورای نگهبان رد صلاحیت میشد. این اختلافات هم باعث شده بود کینه به دل بگیرد. به دلیل همان سیاستهای ماکیاولیستی و پوپولیستی که شامل حال خود احمدینژاد هم میشود، او تمایل به نزدیکی به دشمن سابق خودش یعنی اسرائیل پیدا کرد.
شکاف در اصولگرایان و تداوم پروژه رژیمچنج اسرائیل
آرش کمانگر با اشاره به گزارشهای نیویورک تایمز و هاآرتص، گفت که لو رفتن این ماجرا نشاندهنده اشراف اطلاعات سپاه بر موضوع بوده و احمدینژاد هم ظاهراً در حبس خانگی به سر میبرد، هرچند دفتر او این گزارشها را تکذیب کرده. او تأکید کرد که این نفوذ موساد در سطوح بالای نظام موضوع جدیدی نیست و مقاماتی مانند عراقچی قبلاً به آن اشاره کرده بودند.
کمانگر افزود که رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای شکلگیری همواره دارای جناحبندیهای متعدد بوده و این اختلافات در دورههای بحرانی تشدید میشود. به گفته او، در ماههای اخیر جنگ، شاهد شکاف عمیقتری در درون طیف اصولگرایان هستیم؛ شکافی که دیگر بین اصولگرایان و اصلاحطلبان نیست، بلکه میان دو گروه اصلی اصولگرایان - یکی خواهان مذاکره و توافق با آمریکا و دیگری مدافع سیاست «جنگ جنگ تا پیروزی»- عمیقتر شده است:
با توجه به این که مجتبی خامنهای کاریزمای پدرش را ندارد و اصلاً وجود خودش هم زیر علامت سؤال است، چنانکه تاکنون نه تصویری از او نشان داده شده و نه صدایی از او شنیده شده و فقط بیانیههای کتبی که معلوم نیست که اینها را خودش مینویسد یا اطلاعات سپاه، در نتیجه تردیدی نیست که در درون خود بدنه اصلی حاکمیت ما شاهد تشدید اختلاف خواهیم بود.
با این حال، او معتقد است که سخت شدن موقعیت احمدینژاد به معنای پایان تلاشهای اسرائیل برای رژیمچنج در ایران نیست. اسرائیل پروژه اصلی خود را تغییر رژیم میداند و به شیوه ماکیاولیستی از ابزارهای مختلفی مانند جنگ، نیروهای اتنیکی، جنبشهای اعتراضی و نفوذ در میان مقامات اصولگرا استفاده خواهد کرد:
در رسانههای اسرائیلی گفته شده که چگونه موساد با جناح دست راستی احزاب کرد وارد معامله و آموزش و پول و اسلحه و این چیزها شده. این طرح هم به دلیل اینکه آمریکا پا پس کشید و خود کردها هم پا پس کشیدند، همچنین به خاطر اینکه آمریکا و اسرائیل حاضر نشدند به آنها تضمینهای امنیتی لازم را بدهند، اینکه از هوا مواظب آنها باشند موقعی که آنها در خاک ایران پیشروی میکنند و چون آنها چنین تضمینی دریافت نکردند، به اصطلاح آن طرح هم با شکست روبرو شد.
کمانگر در پایان گفت که شکست پروژه احمدینژاد، شکست استراتژی اسرائیل نیست و این کشور همچنان اولویت اصلی امنیتی خود در خاورمیانه را مقابله با جمهوری اسلامی قرار داده است. او همچنین این ماجرا را شکست بزرگی برای بخشهایی از اپوزیسیون خارجنشین طرفدار اسرائیل (بهویژه سلطنتطلبان نزدیک به رضا پهلوی) دانست که با برافراشتن پرچم اسرائیل و جستجوی حمایت آن کشور، خود را آلترناتیو معرفی میکردند، اما اسرائیل بر اساس منافع خود با هر کسی - حتی انکارکنندگان هولوکاست معامله میکند.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.


نظرها
نظری وجود ندارد.