سولماز بانی شریک کریپتویی و عاطفی بابک زنجانی کیست؟
وزارت خزانهداری آمریکا با ردیابی شبکههای کریپتویی و شرکتهای صوری بابک زنجانی، دور جدیدی از تحریمها را علیه او، همکارانش و هلدینگ «داتوان» اعمال کرد. در دور جدید تحریم «سولماز بانی» به عنوان شریک زندگی و مدیر پشتصحنه شرکتها و بهاره خواهر بابک زنجانی نیز تحریم شدند.

در اقدام تحریمی جدید آمریکا، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) دوم مرداد ۱۴۰۵ (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶)، دور جدیدی از تحریمهای هدفمند را با هدف انهدام شبکه مالی در سایه متعلق به بابک زنجانی، اعمال کرد.
بابک زنجانی به همراه چهار فرد وابسته به خود: مهدی رضازاده (مدیرعامل شرکت زدپی)، سهراب اویمحمدوف (مدیر شرکت زداکس)، بهاره زنجانی (مدیر شرکت بیزد دایموند) و سولماز بانی تحریم شدند؛ همزمان نهادها و شرکتهای کلیدی زیرمجموعه و پشتیبان شبکه زنجانی شامل گروه ارزشآفرینی دات وان (Dot One Value) به عنوان هلدینگ اصلی، شرکتهای تابعه آن شامل شرکت طلا دات وان، شرکت راهآهن دات وان، شرکت تهاتر دات وان، شرکت هواپیمایی دات وان و دات وان تریپ، در کنار شرکتهای تسهیلکننده و پشتیبان مالی خارج از ایران نظیر زدپی (Zedpay) در ترکیه، زداکس (Zedx DMCC) در دبی و شرکت بیزد دایموند (BZ Diamond FZCO) هدف تحریمهای مستقیم خزانه داری آمریکا قرار گرفتند.
ارتباط این افراد با بابک زنجانی و شرح این که چطور این شرکتها به زنجانی متصل هستند و نیز این که چرا دولت آمریکا زنجانی را به پولشویی برای سپاه متهم کرده، قبل از این توسط رسانهها و خبرنگاران تحقیقی چندین رسانه از جمله «سازمان گزارشگری فساد و جرایم سازمانیافته»، «زمانه» و «واشنگتن پست» گزارش شده بود. اکنون وزارت خزانهداری در بیانیه تحریم و در اطلاعیه مطبوعاتی، آنچه را که خبرنگاران پیشتر برملا کرده بودند به نوعی تایید کرده و از سولماز بانی با نامهای (نیوشا و سارا) به آدرس دبی و ملیت هلندی بهعنوان شریک زندگی بابک زنجانی نام برده است.
سولماز بانی کیست؟
داستان شبکه پولشویی چند میلیارد دلاری زنجانی بدون شناختن زن جوانی که در پشتصحنه، برخی شرکتها به نام او بود، کامل نمیشود. این خانم جوان که سولماز بانی نام دارد شهروندی هلند را دارد، هرچند که دستکم مدتی در دبی زندگی میکرد. عکسهای آرشیوی نشان میدهد که او زمانی مدل بوده و با نام «نیوشا بانی» شناخته میشده، در سوابق شرکتهای مرتبط با زنجانی از اسامی «سارا بانی» و سولماز بانی استفاده کرده و در فضای مجازی پیش از پاک کردن اکانتهایش با نام مستعار آنلاین «نیو نیو» (Niu Niu) شناخته میشد.
صفحه فیسبوک و کامنتها نشان میداد که سولماز بانی شریک عاطفی و زندگی بابک زنجانی است؛ یا دستکم خودش این طور تصور میکرد. او در شبکههای اجتماعی خود (از جمله فیسبوک و اینستاگرام) ردپاهای متعددی از این رابطه به جا گذاشته بود؛ بین دی ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۴۰۳، فید فیسبوک او مثل معبدی برای نمایش این رابطه بود. او عکسهایی از گل و هدایایی که زنجانی برایش میفرستاد منتشر میکرد، تولد زنجانی را در ماه مارس (اسفند) جشن میگرفت، او را «بوبو» (Booboo) و گاهی هم «تاجری بزرگ با قلبی طلایی» مینامید و در سال ۲۰۲۲ نوشت: «بهترین حس این است که کسی که دوستش داری، او هم تو را دوست داشته باشد. خوشحالم که عاشق تو هستم و محبوبِ توام. B.Z من.»
او همچنین در بیوگرافی اینستاگرامش خود را "Happy Happy Heart of BZ" (قلب بسیار خوشحال BZ) معرفی میکرد—حروفی که نشاندهنده نام و نام خانوادگی بابک زنجانی بود. زنجانی هم با حساب کاربری خودش برخی پستهای نیوشا را لایک میکرد و گاهی نظر میداد. در حساب اینستاگرام زنجانی کامنتهایی از نیوشا دیده میشد.
سولماز در جریان این رابطه به ایران هم سفر کرده بود. او در حساب کاربری خود عکسهایی از خودش را در تراس ویلایی مجلل منتشر کرد که در پسزمینه آن نمای کوهپایههای البرز و نردههای خاص یک تراس دیده میشد. روزنامهنگاران با بررسی این عکسها و مقایسه خط افق، زنجیره کوهها و نردههای ویلا با عکسهایی که از خودِ بابک زنجانی در یک ویلا منتشر شده بود، متوجه شدند این دو در حقیقت یک ویلا واقع در کوهپایههای شمال تهران هستند.

اما نقش سولماز بانی فقط به یک رابطه عاطفی محدود نمیشد؛ از نامهای متعدد بانی برای ثبت شرکتها استفاده شده بود. سولماز این تصور را داشت که همراه با زنجانی زندگی بزرگ را با هم میسازند و او همسر آیندهاش خواهد بود. زنجانی او را به عنوان رئیس «گروه BZ» (امپراتوری مستقر در دبی) منصوب کرد. همچنین نام او به عنوان فرد رابط برای وبسایت گروه BZ در امارات ثبت شده بود و مالکِ دارای حق کنترل یک شرکت بریتانیایی (منحلشده) به همین نام بود. سولماز علاوه بر این، در مرداد ۱۳۹۹ شرکتی به نام Iban 2 Iban را در بریتانیا ثبت کرد، مالک یک تجارت موتورسیکلت به نام BZ Motorcycles در دبی بود و شماره تلفن او نیز با نامهای نیوشا بانی و سولماز بانی ثبت شده بود. در حالی که صرافیهای بریتانیایی زنجانی ـ یعنی «زدسکس» (Zedcex) و «زدکسیون» (Zedxion) ـ یک چهره ساختگی و مدل عکسهای آماده به نام «الیزابت نیومن» را به عنوان مدیرعامل جا زده بودند، سولماز بانی در پشت صحنه مدیریت واقعی را بر عهده داشت. گواهی رضایت مشتری شرکت BZ Broker در وبسایت یک سرویس توسعه بلاکچین با اسم او امضا شده بود. ردپای دیجیتال او در تمام شبکه به چشم میخورد: دادههای ثبت اینترنتی نشان داد که سولماز بانی دامنههای وبسایتی را ثبت کرده که برای توزیع خبرنامههای آنلاین Zedxion و ارسال ایمیلهای ثبتنام و یادآوری رمز ورود در صرافی Zedcex استفاده میشدند. در یک ویدئوی آموزشی که در کانال رسمی یوتیوب صرافی Zedxion بارگذاری شده بود، مرورگر وب برای یک لحظه اطلاعات پر کردن خودکار (Auto-fill) را نشان داد که نام واقعی «Solmaz» (در کنار نام Babak) روی صفحه نمایان شد.

حتی گربه خانگی این زوج هم رابطهشان را با شرکتهای کریپتو لو میداد؛ در مه ۲۰۲۴، کانال رسمی تلگرام Zedxion (یکی از راه های ارتباطی رسمی این مرکز مالی) عکسی از یک گربه سفید با لکههای خاکستری و قهوهای و یک زنگوله بنفش روشن روی قلادهاش منتشر کرد. دقیقاً همین گربه با همین زنگوله بنفش در فوریه ۲۰۲۵ در عکس کاور فیسبوک Niu Niu (سولماز بانی) ظاهر شد. گربه در عکس سولماز زیر میز و صندلی با پایههایی بسیار خاص نشسته بود. در فضای مجازی و در کانال طرفداران بابک زنجانی عکسی از او منتشر شده بود که زنجانی دقیقاً زیر همان میز و صندلی در حال بازی با یک سگ بوده است.

بازگشت بابک زنجانی
اواخر خرداد ۱۴۰۴ و در میانه جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل یک خبر در میان خبرها گم شد. بابک زنجانی مرد نامآشنای دور زدن تحریم در چند توییت مدعی شد که اسرائیلیها دفتر کارش را در طبقات بالایی برجی در چهارراه جهان کودک تهران هدف قرار دادند و بعدش چند عکس از شیشههای شکسته داخل دفترش منتشر کرد. تنها منبع این خبر که دفتر بابک زنجانی هدف حمله اسرائیل بوده فقط خود زنجانی بود و آن زمان نه ایرانیها آن را تایید کردند و نه اسرائیلیها - اما شایعاتی منتشر شد که این دفتر جایی بوده که مقامهای اطلاعات سپاه آنجا حضور داشتند تا بر فعالیتهای جدید زنجانی که تازه حدود یک سالی بود که از زندان آزاد شده بود نظارت کنند - هر چند که هیچ یک از این شایعات هم منبع مشخصی نداشت و در حد شایعه باقی ماند. سوال اصلی اما این بود که اساساً چرا باید زنجانی برای اسرائیل اهمیت داشته باشد؟
یک دهه پیش، زنجانی سرشناسترین مهره ایران برای دور زدن تحریمها بود. مردی که پول نقد را از طریق شبکهای در هم تنیده از شرکتهای صوری و بانکهای ساختگی جابهجا میکرد. امپراتوریِ زنجانی در سال ۱۳۹۲ فرو ریخت، اول توسط آمریکا تحریم شد، بعد هم دادگاهی در ایران او را به دزدیدن میلیاردها دلار از وزارت نفت متهم کرد و در نهایت به اعدام محکوم شد. اما مردی که قرار بود پای چوبه دار رود توانست، خودش را بازآفرینی کند. حدود ۱۰ سال بعد زنجانی باز وارد عرصه دور زدن تحریم و پولشویی شد. این بار زنجانی نفتی نمیفروخت و دفتر و دستکهای قدیمی و کاغذی را با بلاکچین عوض کرده بود. او یک امپراتوری چند میلیارد دلاریِ ارز دیجیتال را برای همان سیستمی ساخت که او را محکوم کرده بود.
داستان این امپراتوری کریپتویی که زنجانی از پشت آن را هدایت میکرد و بعداً دولت آمریکا آن را متهم به پولشویی برای سپاه کرد ـ قبلاً توسط خبرنگاران سازمان گزارشگری فساد و جرایم سازمانیافته و زمانه به تفصیل منتشر شده بود. اما یک سوال بزرگ و واضح باقی ماند. اصلاً چطور چنین چیزی ممکن بود؟
سال ۱۳۹۴، دیوان عالی کشور حکم اعدام بابک زنجانی را تایید کرد. او قرار بود در زندان اوین بماند. اما شایعات و برخی گزارش ها از بیرون بودن زنجانی حکایت داشت؛ یاشار سلطانی خبرنگار ساکن ایران در یک مصاحبهای شهریور ۱۴۰۴گفت :" بابک چند ساله بیرونه و کار میکرد..."
بعداً بر اساس سندی که خبرنگاران به دست آوردند، مشخص شد زنجانی سالها پیش بیسر و صدا از زندان خارج شده بود. این سند نشان میداد که در ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، زنجانی تحت نظارت از زندان اوین خارج شده است. زمان درج شده در این سند با زمان شایعات و برخی گزارشهایی که میگفت او به یک ویلای مجلل در کوههای البرز منتقل شده همخوانی داشت. میلیاردها دلار پولِ پنهان زنجانی، اهرم فشار او بود. همچنین او کلید دور زدن تحریمها را داشت، - یا دستکم این داستان را به نظام فروخته بود - و گروهی در داخل نظام به هر دلیلی به او اعتماد داشتند.
اما داستان بدهی حدود دو میلیارد دلاری بابک زنجانی به وزارت نفت که اصلاً به خاطر آن به اعدام محکوم شده بود همچنان در اذهان عمومی بود و پاک شدنی نبود. قوه قضاییه یک مشکل روابط عمومی داشت و نمیشد مردی که به حکم قاضی همان قوه قضاییه میلیاردها دلار از پول نفت مردم را دزدیده بود و محکوم شده بود را به راحتی آزاد کنند. اول شایعات و داستان درز خبر آزادی و بیرون بودن زنجانی و چندین خبر ضد و نقیض منتشر شد. خرداد ۱۴۰۰، رئیس دیوان عالی کشور تلویحاً گفت که اگر زنجانی «همکاری» کند، ممکن است تخفیف مجازات بگیرد هر چند که بعدها روشن شد که زنجانی اصلا بیرون بود.
در اوایل سال ۱۴۰۲، قوه قضاییه نمایشی به راه انداخت. اول اعلام کردند که داراییهای خارجی زنجانی را «شناسایی» کردند. گفتند که بدهیهای او به دولت کاملاً تسویه شده، و در اردیبهشت ۱۴۰۳، آزادی رسمی او اعلام شد. اما این پایان داستان بدهیهای زنجانی نبود بلکه اول ماجرا بود.
در اواخر مرداد ۱۴۰۴، بانک مرکزی ایران مسیرش را از قوه قضاییه جدا کرد. بانک اعلام کرد که بابک زنجانی هنوز ۱٬۸ میلیارد بدهکار است و از بدهیِ نزدیک به ۲ میلیارد یورویی، او فقط ۱۵ میلیون یورو رو پرداخت کرده است. علاوه بر این، بانک مرکزی فاش کرد که رمزارزهایی که زنجانی ادعا میکرد در اختیار دارد ـ یعنی همان داراییهایی که قوه قضاییه برای توجیه آزادیِ او استفاده کرده بود ـ به گفته بانک مرکزی کاملاً بیارزش تشخیص داده شدند. هر چند در آن زمان این داستان بیمعنی و عجیب و پیچیده بود اما امروز وقتی به قبل نگاه میکنیم این اعلام بانک مرکزی تقریباً همزمان با وقتی است که وزارت دفاع اسرائیل یک بخشی از کریپتوهای مربوط به زدکسیون و زدکس را توقیف کرده بود. داستان بدهی پرداختنشده زنجانی باعث طوفانی در مجلس شد. تا آبان ۱۴۰۴، نمایندگان مجلس آشکارا از داستان آزادی زندانی و نحوه پرداخت بدهی او انتقاد میکردند. میثم ظهوریان، نماینده مجلس، در شبکه ایکس نوشت که زنجانی کمتر از یک درصد بدهیش را پرداخت کرده. نماینده دیگری به نام امیرحسین ثابتی وارد دعوایی با زنجانی شد و گفت: «اگر عدالت به درستی اجرا میشد، زنجانی تا الان اعدام شده بود... نه اینکه در نقش یک 'منجی اقتصادی' ظاهر بشه.» ثابتی به زنجانی هشدار داد و یک اولتیماتوم دو ماهه برای برگرداندن پولها داد. اما جواب زنجانی به ثابتی حیرتانگیز بود. زنجانی بلافاصله در توییتی نوشت: «گوش کن 'کودک نماینده'... اگر نمیتونی ثابت کنی دزد کیه... طوری پشتوروت میکنم که درس عبرتی شود برای همه نفوذیهای این کشور.»
اما اصل داستان چه بود؟ داستان از این قرار بود که زنجانی قرار بود معادل بدهی خودش کریپتو به خزانه دولت و بانک مرکزی برگرداند اما این کریپتوها به خاطر تحریم مسدود شده بود و زنجانی که خودش را همیشه بسیجی اقتصادی معرفی میکرد مطمئن بود کسی به خاطر این که کریپتو را آمریکا یا اسرائیل مسدود کرده تنبیهش نمیکند - هرچند همانطور که قبل در جریان گزارش هایی که خبرنگاران نوشته بودند زنجانی این قدر رد پا از خودش به جا گذاشته بود که انکار رابطه کریپتوها با زنجانی دشوار بود و این احتمال هم دور از نظر نبود که او بود که با وارد نبودن در عرصهای که از آن چیز زیادی نمیدانست سبب شده بود که کریپتوها لو بروند.
در میانه دعوای نمایندههای مجلس و بانک مرکزی با زنجانی - حمزه صفوی که پسر رحیم صفوی مشاور رهبر قبلی جمهوری اسلامی ایران بود در یک مصاحبه تصویری گفت که «از ۲۵ شهریور یک گام جدید در تاریخ بشریت در حوزه تحریمها رخ داده و آن این است که عدد بزرگی، ۱٬۸ میلیارد دلار از رمزارزهایی که متعلق به ایران بود که تصور میشد تحریمپذیر نیست، تحریم شده است.» این رقم ۱٬۸ میلیارد و زمان مسدود شدن با زمانی که وزارت دفاع اسرائیل ۱٬۸ میلیارد از کریپتوهای زدکسیون را توقیف کرده بود مطابقت داشت. به عبارتی حرفهای حمزه صفوی هم نشان میداد که این کریپتوهایی که زنجانی میخواست به عنوان بدهیاش به کشور برگرداند ـ پول نفت بوده و توقیف شده و این بدهیها برنگشته است.

بازگشت زنجانی فقط منحصر به فعالیت در حوزه کریپتو نبود.
رسانههای ایران گزارش دادند که زنجانی پس از آزادی دوباره به کسبوکار قانونی و روی زمین برگشته است. او یک پورتفولیوی بزرگ جدید به نام «گروه نقطه یک» یا دات وان (Dot One Group) راهاندازی کرد. یک سازمان چتری که شامل قطار، هواپیمایی، طلا و رسانه و الماس میشد. هیئت مدیره گروه دات وان ترکیب جالبی داشت و آن طور که رسانهها آن زمان نوشتند شامل افسر سابق سپاه، یک نماینده سابق مجلس و وکیلِ سابق محمود احمدینژاد میشد.
از بازگشت رسمی زنجانی زمانی طولانی نگذشته بود که، با حضور وزیر راه و شهرسازی، شرکتی از زیرمجموعه گروه دات وان زنجانی، تفاهمنامهای را با راهآهن ایران به ارزش ۶۱۰ هزار میلیارد تومان، چیزی در حدود ده میلیارد دلار آمریکا امضا کرد.
در آستانه شهریور امسال وزارت خزانهداری آمریکا نه تنها زنجانی و شریک عاطفی و افراد در ارتباط با او را تحریم کرده بلکه مجموعه دات وان را که دوره اخیر زنجانی در رسانههای اجتماعی بهشدت تبلیغ آن را میکرد هم تحریم کرده است. شنبه شب و پس از اعلام وزارت خزانهداری آمریکا سخنگوی وزارت خارجه در توییتی از زنجانی نام برد و به این تحریمها اشاره کرد.
اما زنجانی مردی که یک سال پیش یک نماینده مجلس شورای اسلامی ایران را به دلیل اختلاف بر سر روایت بدهی به «پشت و رو شدن» تهدید کرده بود ، با زبان انگلیسی و با سعه صدر توییت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا را که خبر از تحریم شدن مجدد شبکه مرتبط با او میداد را کوت کرد و به انگلیسی نوشت:
«شرکتها و اشخاصی که از سوی ایالات متحده و خارج از ایران تحریم شدهاند، هیچگونه رابطه تجاری با من نداشتهاند و هرگز نیز نداشتهاند. من یک تاجر ایرانی هستم و همواره در راستای منافع شرکت خود و کشورم فعالیت کردهام. با این حال، امنیت منطقهای و ثبات اقتصادی، منافع مشترک همه کشورهاست. اگر کسبوکارها و کارآفرینان ایرانی از انجام تجارت مشروع در سراسر منطقه محروم شوند، منافع تجاری و فعالیتهای شرکتهای آمریکایی نیز ناگزیر با چالشهای جدی مواجه خواهد شد. امنیت پایدار، ثبات و شکوفایی اقتصادی تنها زمانی متحقق میشود که تجارت قانونی و منصفانه برای همه در دسترس باشد. تحولات روزهای آینده نشان خواهد داد که امنیت اقتصادی منطقه مسئولیتی مشترک است و نمیتوان آن را بهصورت یکجانبه تضمین کرد.»
در پایان بیانیه تحریم وزارت خزانهداری آمده: دفتر کنترل داراییهای خارجی میگوید با تحریم این افراد و نهادهای کلیدی، داراییهای آنها در آمریکا را مسدود کرد و مؤسسات داخلی و خارجی را از تسهیل تراکنشهای آنها منع کرده تا راههای اصلی دور زدن تحریمهای بینالمللی را مسدود کند.




نظرها
نظری وجود ندارد.