گزارش میدانی
جنگ چگونه زنان را از بازار کار ایران بیرون راند؟
تبعات اصلی جنگ هنوز از راه نرسیده و آنچه اینک وجود دارد تازه آغاز فاجعه اقتصادی پیش روست. ترس از تورم و گرانی و بیکاری ترسی واقعی است حتی در جامعهای چون ایران که سالها درگیر فقر و فلاکت بوده است. نیروی کار و به طور خاص فرودستترین بخش آن، هزینه جنگ را با بیکاری و تورم پرداخت میکند

جنگ تصویر آینده را برای جامعه مخدوشتر و نامعلومتر از پیش کرده است. در ایران بسیاری از مردم نگران روزهای در راهاند و این نگرانی به خصوص برای کسانی که در ماههای اخیر کارشان را از دست دادهاند و نیز برای مزد و حقوق بگیرانی که حداقل دستمزد یا کمی بیش از آن را دریافت میکنند بیشتر است.
امروز این باوری عمومی است که تبعات اصلی جنگ هنوز از راه نرسیده و آنچه اینک وجود دارد تازه آغاز فاجعه اقتصادی پیش روست. ترس از تورم و گرانی و بیکاری ترسی واقعی است حتی در جامعهای چون ایران که سالها درگیر فقر و فلاکت بوده است. نیروی کار و به طور خاص فرودستترین بخش آن، هزینه جنگ را با بیکاری و تورم پرداخت میکند و به نظر میرسد برای به دست دادن تصویری دقیقتر از تاثیر جنگ بر بازار کار در ایران باید همچنان منتظر ماند. تا همینجا اما میتوان گفت که زنان و نیروی کار روزمرد و بیثباتکاران بیش از بقیه در معرض بیکاری و فقر بودهاند و این را حتی میتوان در گزارشهای رسمی هم مشاهده کرد.
جنگ و به حاشیه رانده شدن زنان
در روزهایی که تهران زیر بمباران بود شهر به مراتب چهرهای مردانهتر از قبل داشت. در طول جنگ زنان بیش از مردان در معرض بیکاری قرار گرفتند و بخش قابل توجهی از زنانی که بیکار نشدند، دورکار شدند و در خانه ماندند. سالها است که در گوشه و کنار تهران میتوان زنان دستفروشی را دید که یا در خیابان بساط میکنند یا کالاهایی را که برای فروش دارند در مترو از این واگن به آن واگن میکشند. در هفتههای اخیر اما به وضوح به تعداد زنان دستفروش اضافه شده و برخی از آنها را میتوان با لباس فرم و مانتو و مقنعههایی دید که تا چند ماه پیش با آن به سر کار میرفتند.
برخی از زنانی که اخیرا کارشان را از دست دادهاند میگویند در شرایطی بحرانی مثل جنگ، زنها راحتتر از مردان از کار اخراج میشوند چون هنوز این تصور برای بسیاری از کارفرماها وجود دارد که بار اصلی هزینههای زندگی بر دوش مردان است.
طبق گزارش مرکز معاونت زنان و خانواده ریاستجمهوری، در روزهای ابتدایی پس از جنگ حدود یکسوم متقاضیان بیمه بیکاری، زنان بودهاند و این در شرایطی است که زنان سهم ناچیزی از بازار کار را به خود اختصاص دادهاند و این نشان میدهد که زنان بیش از مردان در معرض بیکاری بودهاند. این آمار البته فقط به زنانی مربوط است که به عنوان نیروی کار رسمی مشغول به کار بودهاند و شامل زنان بیثباتکار و روزمزد یا زنانی که در کسبوکارهای آنلاین مشغول کار بودهاند نمیشود.
نابود شدن مشاغل آنلاین
درباره تاثیر قطعی اینترنت بر اقتصاد و بازار کار ایران گزارشهای رسمی و غیررسمی زیادی در این مدت منتشر شده است. گزارش «پایش ملی محیط کسب و کار ایران در زمستان ۱۴۰۴» که اخیرا توسط مرکز پژوهشهای اتاق ایران منتشر شده، میگوید که محیط کسب و کار ایران در زمستان ۱۴۰۴، ۶٬۲۰ محاسبه شده که نامساعدتر از وضعیت این شاخص در ارزیابی پاییز ۱۴۰۴ با میانگین ۶٬۱۳ است.
فعالان اقتصادی مشارکت کننده در این پایش، به ترتیب سه مولفه «غیرقابل پیشبینی بودن و تغییرات مواد اولیه و محصولات»، «دشواری تامین مالی از بانکها» و «محدودیتهای دسترسی به شبکه تلفن همراه و اینترنت» را نامناسبترین مولفههای محیط کسب و کار ایران نسبت به سایر مولفهها دانستهاند. گزارش میگوید در دوره زمستان ۱۴۰۴، مولفه محدودیت دسترسی به شبکه تلفن همراه و اینترنت برای اولین بار جزو سه مشکل فعالان اقتصادی ذکر شده است.
در این میان، اغلب زنانی که به شکلهای مختلف کار و درآمدشان به اینترنت پیوند خورده است، از بزرگترین و در عینحال بیصداترین بازندگان قطعی اینترنت بودهاند. یکی از زنانی که بیش از پنج سال است به صورت آنلاین موسیقی تدریس میکند میگوید بحران کسبوکارش پیش از جنگ چهل روزه آغاز شد.
او به قطع شدن اینترنت در جریان اعتراضات دی ماه سال گذشته اشاره میکند و میگوید:
قطع شدن اینترنت به کار آنلاین ضربه نمیزند بلکه به طور کامل آن را از بین میبرد. بعد از دی، وقتی اینترنت وصل شد با فاصله کمی جنگ شد و دوباره با قطعی کامل روبرو شدیم. یعنی در طول چند ماه درآمد من و بسیاری دیگر مثل من عملا صفر شد. شغل دیگری ندارم و این کار تمام وقتم است و از جای دیگری درآمد ندارم. همه مخارج و هزینههای زندگیام را بر اساس این کار چیدهام و قطع شدنهای مداوم و طولانی اینترنت به معنی واقعی یعنی سقوط زندگیام.
از او درباره بیمه زنانی که کسبوکار آنلاین دارند میپرسیم و اینکه آیا در زمان قطعی اینترنت حمایتی از آنها صورت میگیرد یا نه که در پاسخ میگوید: «هیج حمایتی وجود ندارد. سال پیش به خاطر دو جنگ و اعتراضات، بدترین سال شغلی من بود. من بیمه مشاغل آزاد هستم و خودم حق بیمهام را پرداخت میکنم و تنها خاصیت این نوع بیمه، پرداخت مستمری بعد از بازنشستگی است یعنی چیزی به اسم بیمه بیکاری برای ما وجود ندارد و اگر به خاطر یک اجبار مثل قطع شدن اینترنت کارم را از دست بدهم تامین اجتماعی هیچ حمایتی از من نمیکند. بدتر این که در این چند ماه چون درآمدی نداشتم حتی نتوانستم حق بیمهام را پرداخت کنم.» او میگوید تبعات قطع شدن اینترنت تا مدتها بعد از آن ادامه دارد چون هر بار تعدادی از شاگردانش را از دست میدهد.
یکی دیگر از زنانی که آنلاینشاپ دارد میگوید بالا آمدن یک صفحه در اینستاگرام هم وقت و هم هزینه تبلیغات نیاز دارد اما قطع شدن اینترنت «یک شبه همه تلاش و هزینهای کردهای را از بین میبرد و پس از وصل شدن اینترنت هم دوباره به همان اندازه زمان برای تولید محتوا و هزینه برای تبلیغات نیاز است تا یک صفحه فروش دوباره دیده شود و خیلیها از فروشندهها اصلا توان بازگشت دوباره را ندارند.»
بیکاری زنان در نگاه آمار رسمی
بازار کار ایران بازاری به شدت نابرابر است. طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۳ ایران در میان ۱۴۶ کشور از نظر شکاف جنسیتی در رتبه ۱۴۳ قرار دارد. بحران اقتصادی سالهای اخیر، جنگ و قطعی اینترنت زنان را بیش از مردان در معرض آسیب قرار داده است و دادههای رسمی نیز نشان میدهند که زنان به رغم اینکه سهم کوچکی از بازار کار ایران را به خود اختصاص دادهاند اما با این حال بیشتر از مردان با بحران بیکاری مواجه شدهاند.
براساس گزارش مرکز آمار ایران در زمستان ۱۴۰۴، ۲۳۳هزار اشتغال از سمت زنان کاسته شده و ۲۹۰ هزار نفر به اشتغال مردان اضافه شده است. طبق تازهترین گزارش فصلی اقتصاد ایران مربوط به زمستان ۱۴۰۴ که اخیرا توسط مرکز آمار ایران منتشر شده، نرخ مشارکت اقتصادی در سه ماه پایانی سال گذشته برای مردان ۶۷٬۲ درصد و برای زنان ۱۲٬۲ درصد بوده است. طبق دادههای مرکز آمار در سه ماه پیش از آن یعنی در پاییز ۱۴۰۴ نرخ مشارکت اقتصادی در میان مردان ۶۷٬۸ درصد و در میان زنان ۱۳.۶ درصد بوده است.
همچنین در زمستان ۱۴۰۴ نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ساله و بیشتر در بین مردان ۶٬۲ درصد و در بین زنان ۱۵ درصد بوده است. همچنین گزارشهای مرکز آمار میگوید تقریبا ۶۰ درصد زنان شاغل در بازار کار ایران در بخش خدمات کار میکنند. در طول جنگ و هفتههای پس از آن، مشاغل مربوط به بخش خدمات به شدت در معرض آسیب بودهاند و تعداد زیادی از زنان در این مدت شغلشان را از دست دادهاند که بسیاری از آنها زنان سرپرست خانوار هستند.
پژوهشهایی که به مطالعه فقر چندبعدی در ایران پرداختهاند نشان میدهند که هم در ناحیههای شهری و هم در ناحیههای روستایی زنان سرپرست خانوار بیشتر از مردان سرپرست خانوار از فقر چندبعدی رنج میبرند و حالا در شرایطی که جنگ بحران اقتصادی بزرگتری را به ایران تحمیل کرده هیچ نوع حمایتی از زنانی که با فقر و بیکاری مواجه شدهاند وجود ندارد.
در دورهای بحرانی که اثرات جنگ به مرور خود را نشان میدهد، زندگی برای بخش بزرگی از نیروی کار ایران و به خصوص زنانی که پیش از این هم از امنیت، ثبات و فرصتهای شغلی کمتری برخوردار بودند، طاقتفرسا و جانکاه شده بیآنکه دستکم در کوتاهمدت امیدی به بهبود این وضعیت وجود داشته باشد.




نظرها
نظری وجود ندارد.