بحران اشتغال ایران: زنان تحصیلکرده قربانیان پنهان رکود و تبعیض
در شرایطی که آمارهای رسمی از کاهش نرخ مشارکت اقتصادی به حدود ۳۸ درصد و افزایش جمعیت غیرفعال به ۶۱ درصد حکایت دارد، زنان تحصیلکرده به عنوان قربانیان پنهان رکود و تبعیض جنسیتی، بیش از دیگر گروهها از بازار کار طرد میشوند. به گفته ایوب رحمانی، فعال کارگری، تنها در سال گذشته ۲۰۰ هزار زن شغل خود را از دست دادهاند و روش محاسبه نرخ بیکاری در ایران، با خروج جویندگان ناامید کار از آمار، بحران واقعی اشتغال را پنهان میکند. او هشدار میدهد که بدون تغییر در سیاستهای جنسیتی و ساختار اقتصادی، آینده اشتغال زنان در ایران تیره و ناامیدکننده خواهد بود.

زنان تحصیلکرده ایرانی در جستوجوی کار
جوانان بخش عمده نیروی کار بالقوه غیرفعال کشور را تشکیل میدهند؛ افرادی تحصیلکرده با مهارتهای متوسط که به دلیل عرضه زیاد و دستمزد بسیار پایین، انگیزهای برای ورود به بازار کار ندارند. بسیاری از زنان تحصیلکرده نیز در این گروه قرار میگیرند و وضعیت بغرنجی دارند. آمارها نشاندهنده کاهش شدید نرخ مشارکت اقتصادی به حدود ۳۸ درصد (برای اولین بار در سالهای اخیر) و افزایش جمعیت غیرفعال به ۶۱ درصد است. این افراد عمدتاً جوانان زیر ۳۰ سال، دانشجویان و زنان هستند که شغل مناسب پیدا نمیکنند و با دستمزدهای پایین (زیر ۳۰ میلیون تومان) مواجهاند، یا در شهرستانها با پیشنهادهایی مانند ۱۰ میلیون تومان ترجیح میدهند خانهداری کنند. رکود اقتصادی طولانی، شوکهای خارجی مانند جنگ و قطعی انرژی، بیکاری گسترده بهویژه زنان و تبدیل آنان به «غیرفعال» در آمار، از عوامل اصلی این وضعیت هستند. فقط در سه سال گذشته ۲۰۰ هزار فرصت شغلی برای زنان از دست رفته.
کارشناسان اقتصادی مانند بر سه ضلع رونق اقتصادی، سطح مزد و مهارت برای شکوفایی اقتصادی و جذب نیروی ماهر تأکید دارند و معتقدند رکود باعث ناامیدی و خروج افراد (بهخصوص زنان و جوانان) از بازار کار شده و نرخ مشارکت را از ۴۶ درصد به ۳۸ درصد رسانده است. نظرسنجی جابویژن نیز تأیید میکند که کارجویان بیش از همه به فرصتهای شغلی بیشتر، ثبات اقتصادی، حمایت روانی و یادگیری مهارتهای کاربردی نیاز دارند و بسیاری با کاهش هزینهها یا جستجوی فریلنسری و مهاجرت سعی در تطبیق دارند. شکاف مهارتی (بهویژه در نیروی کار نیمهماهر تحصیلکرده) و تبعیض جنسیتی و فرهنگی، این چرخه را تشدید کرده و منجر به بار اقتصادی بر شاغلان و پنهان ماندن مشکلات واقعی بازار کار در آمار رسمی بیکاری شده است. با آقای ایوب رحمانی، فعال کارگری گفتوگو کردهایم.
بحران اشتغال و کاهش شدید نرخ مشارکت اقتصادی
ایوب رحمانی در آغاز گفتوگو با زمانه تأکید کرد که ایران با بحران عمیق اشتغال مواجه است. او به گزارش مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴ اشاره کرد و گفت که تعداد شاغلان در این سال تقریباً ثابت مانده و افزایش معناداری نداشته است.
رحمانی افزود که در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۴ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر شاغل بودهاند و با وجود ورود حدود ۸۰۰ هزار نفر جدید به سن کار در سال بعد، شغل جدیدی برای آنها ایجاد نشده است. به گفته او، نرخ اشتغال در ایران از حدود ۴۶ درصد در دهههای ۷۰ و اوایل ۸۰ شمسی به ۳۷ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته که این رقم در مقایسه با کشورهای همسایه مانند ترکیه (۴۸ درصد) و برخی کشورهای دیگر (تا ۷۵ درصد) بسیار پایین است. او یادآوری کرد:
متأسفانه این بحران ابعاد جنسیتی هم دارد و وضعیت برای زنان حتی وخیمتر است.
تأثیر جنگ و رکود بر اشتغال زنان و سوءاستفاده کارفرمایان
رحمانی با اشاره به گزارش مرکز آمار ایران گفت که این گزارش مربوط به سال گذشته است و به همین دلیل هم هنوز آثار کامل جنگ و آسیبهای واردشده به بنگاههای اقتصادی را نشان نمیدهد. او افزود:
اگر صحبتهای قبلیمان را به یاد بیاوریم، معاون وزیر کار اعلام کرده بود که در نتیجه مستقیم و غیرمستقیم جنگ، حدود دو میلیون نفر بیکار شدهاند. اگر این رقم را هم به آمار قبلی اضافه کنیم، عمق بحران اشتغال بسیار بیشتر از آن چیزی است که گزارش مرکز آمار نشان میدهد و نرخ اشتغال حتی از ۳۷ درصد هم پایینتر آمده است.
رحمانی تأکید کرد که مسئله اشتغال زنان یک مشکل دیرینه است و از ابتدای انقلاب تاکنون نرخ مشارکت آنها بهطور معناداری افزایش نیافته است:
این ناشی از سیاستهای جمهوری اسلامی بوده که همیشه زنان را به سمت خانهداری و فرزندآوری سوق داده است. جنگ اخیر هم تأثیر بسیار منفی بر وضعیت اشتغال زنان گذاشته. طبق گزارش مرکز آمار، فقط در سال گذشته دویست هزار زن کار خود را از دست دادهاند که بسیاری از آنها از طریق اینترنت کار میکردند.
و در ادامه افزود که زنان اولین قربانیان تعدیل نیرو در شرایط بحران هستند:
از کل نیروی کار شاغل ایران که حدود ۲۴ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است، فقط حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر زن هستند که یعنی تنها ۱۵ درصد. این رقم در ترکیه ۳۶ درصد، در بریتانیا ۷۵ درصد و حتی در عربستان سعودی ۳۶ درصد است. علاوه بر این، نرخ بیکاری زنان زیر ۳۵ سال تقریباً دو برابر مردان است. همه اینها نشاندهنده تبعیض جنسیتی سیستماتیک است که طی این دههها ادامه داشته است.
پنهانسازی بیکاری واقعی با آمار نادرست
ایوب رحمانی در ادامه مصاحبه با زمانه گفت که نرخ بیکاری رسمی زنان زیر ۳۵ سال تقریباً دو برابر مردان است، اما مسئله بسیار فراتر از این آمار میرود. او توضیح داد که بسیاری از زنان تحصیلکرده پس از فارغالتحصیلی وارد بازار کار میشوند، اما شغل مناسب با تخصص و مدرک خود پیدا نمیکنند:
طبق گزارشهای مرکز آمار ایران، پس از مدتی جستجوی بینتیجه خسته و ناامید میشوند و از آمار بیکاری خارج میگردند. در واقع شیوه محاسبه نرخ بیکاری در ایران به گونهای است که واقعیتهای موجود را به طور کامل نشان نمیدهد. این روش نادرست باعث پنهان شدن بخش بزرگی از بیکاری واقعی، بهخصوص در میان زنان تحصیلکرده، شده است.
او تأکید کرد که شیوه محاسبه نرخ بیکاری در ایران به گونهای است که واقعیت را نشان نمیدهد:
اگر کسی حتی چند ساعت در هفته کار کرده باشد، از آمار بیکاری خارج میشود. کسانی هم که پس از مدتها جستجوی بینتیجه ناامید شدهاند و دیگر دنبال کار نمیگردند — چه زنان خانهدار شوند یا کار دیگری انجام دهند — از آمار بیکاری خارج میشوند. به همین دلیل ما همزمان با بحران اشتغال، با جمعیت بسیار بالای افراد غیرفعال اقتصادی مواجه هستیم.
رحمانی نتیجهگیری کرد که به همین دلیل نرخ بیکاری رسمی پایین اعلام میشود، در حالی که جمعیت افراد غیرفعال اقتصادی بسیار بالاست و این روش نادرست باعث پنهان شدن بخش بزرگی از بحران اشتغال، بهویژه میان زنان تحصیلکرده، شده است.
آینده تیره اشتغال زنان بدون تغییر سیاستها
رحمانی آینده اشتغال زنان را تیره و ناامیدکننده ارزیابی کرد. او گفت که بدون تغییرات اساسی در ساختار سیاسی و سیاستهای جنسیتی جمهوری اسلامی، امیدی به بهبود قابل توجه وجود ندارد.
نزدیک به پنج دهه است که سیاست زنستیزانه جمهوری اسلامی باعث شده نرخ اشتغال زنان در ایران حتی از کشورهایی مثل عربستان سعودی و ترکیه هم پایینتر بماند. در یک جامعه سرمایهداری، کارگران همیشه اولین قربانی بحرانهای اقتصادی هستند. در ایران نیز بار این بحرانها بر دوش طبقه کارگر، چه مرد و چه زن، انداخته میشود. تنها راه مقابل این وضعیت، مبارزه دستجمعی کارگران برای جلوگیری از اخراجها و حفظ اشتغال است.
او در ادامه به نمونههای اخیر اعتراضات کارگران اشاره کرد:
ما اخیراً شاهد نمونههایی بودیم؛ مثلاً اعتراض ۱۶۰۰ کارگر ماشینسازی تبریز یا اعتراض سیصد کارگر زن یک کارخانه ریسندگی در زنجان که برای حفظ شغل و حقوق خود دست به اعتراض زدند. تنها راه، مبارزه جمعی برای حفظ تنها منبع درآمدشان است.
رحمانی در پایان گفت که بدون سازماندهی و مبارزه جمعی، کارگران نمیتوانند در برابر سیاستهای رژیم و بحرانهای اقتصادی مقاومت کنند.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.









نظرها
نظری وجود ندارد.