سرکوب تشکلهای مستقل؛ چگونه جمهوری اسلامی صدای کارگران را در اجلاس ژنو خاموش میکند؟
در حالی که اجلاس ۱۱۴مین کنفرانس بینالمللی کار سازمان جهانی کار (ILO) این روزها در ژنو برگزار میشود، فعالان کارگری معتقدند جمهوری اسلامی با سرکوب شدید تشکلهای مستقل و اعزام نمایندگان وابسته به دولت، عملاً صدای واقعی میلیونها کارگر ایرانی را در این مجمع جهانی خاموش کرده است. ایوب رحمانی، فعال کارگری، در گفتوگو با رادیوزمانه با تشریح مکانیسم این حذف سیستماتیک، از سرکوب، زندان و شکنجه فعالان کارگری تا معرفی تشکلهای وابستهای مانند خانه کارگر به عنوان نماینده کارگران ایران سخن گفت.

تظاهرات جمعه ۹ ژوئن در میدان ملل مقابل مقر سازمان ملل در ژنو
اجلاس ۱۱۴مین کنفرانس بینالمللی کار سازمان جهانی کار (ILO) از ۱ تا ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ در ژنو سوئیس برگزار میشود. این نشست سالانه، با حضور نمایندگان دولتها، کارفرمایان و کارگران از ۱۸۷ کشور عضو، مهمترین رویداد ILO محسوب میشود که در آن مسائل کلیدی دنیای کار مانند کار شایسته در اقتصاد پلتفرمی، برنامه تحولآمیز برابری جنسیتی در محیط کار، و تقویت گفتگوی اجتماعی و سهجانبهگرایی مورد بحث و تصمیمگیری قرار میگیرد.
این اجلاس بر اساس ساختار سهجانبه ILO طراحی شده که هدف آن تعادل میان منافع دولت، کارفرما و کارگران است. با این حال، در مواردی مانند ایران، منتقدان معتقدند نمایندگان کارگری اعزامی اغلب وابسته به دولت یا تشکلهای حکومتی هستند و صدای مستقل و واقعی کارگران (مانند اتحادیههای مستقل) در آن شنیده نمیشود. درباره پیامدهای غیاب نمایندگان واقعی کارگران ایرانی با آقای ایوب رحمانی، فعال کارگری سرشناس گفتوگو کردیم.
غیاب نمایندگان واقعی کارگران ایران در اجلاس سازمان جهانی کار
به گفته رحمانی سازمان جهانی کار یک نهاد سهجانبه است که شامل نمایندگان دولتها، تشکلهای کارگری و تشکلهای کارفرمایی میشود. این تعامل محدود به اجلاس سالیانه نیست و دولتها در طول سال نیز مراودات مداوم با این سازمان دارند.
رحمانی افزود که در کشورهای مختلف، بهویژه آنجا که حقوق دموکراتیک کارگران به رسمیت شناخته شده، تشکلهای مستقل نمایندههای خود را به اجلاس سازمان جهانی کار میفرستند و بخشی از ساختار این سازمان محسوب میشوند. طبق توضیحات او، مشخصات این تشکلها بر اساس کنوانسیونهای شماره ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار تعیین شده است و باید کاملاً مستقل از دولت باشند، توسط خود کارگران یا کارفرمایان تشکیل شوند، انتخابات داخلی برگزار کنند و از آزادی عمل کامل برخوردار باشند.
او با اشاره به وضعیت ایران گفت:
اما آنچه در ایران شاهد آن هستیم، کاملاً متفاوت است. دولت جمهوری اسلامی نه تنها اجازه شکلگیری تشکلهای مستقل کارگری را نمیدهد، بلکه هر تلاشی از سوی فعالان کارگری، معلمان و دیگر اقشار برای ایجاد چنین تشکلهایی را با سرکوب، آزار، زندان و شکنجههای جسمی و روحی مواجه کرده است. در مقابل، دولت تشکلهایی وابسته به خود مانند خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار و انجمنهای اسلامی را ایجاد کرده که اساساً برای کنترل و مدیریت جنبش کارگری تشکیل شدهاند و گاهی حتی برای سرکوب اعتراضات کارگری از آنها استفاده میشود.
به گفته رحمانی، متأسفانه همین تشکلهای وابسته توسط جمهوری اسلامی به عنوان نماینده کارگران به سازمان جهانی کار معرفی میشوند. این امر پیامدهای جدی دارد؛ کارگران ایران عملاً حضور واقعی در ILO ندارند زیرا فاقد تشکلهای مستقل و دموکراتیک هستند. همچنین حضور این نمایندگان وابسته به معنای عدم پذیرش تشکیلات مستقل کارگری توسط دولت تلقی میشود.
رحمانی خاطرنشان کرد که در نتیجه این وضعیت، کارگران از فرصتهای مهم مانند ارتباط با تشکلهای دیگر کشورها، یادگیری تجربیات جهانی، مطرح کردن مشکلات خود در سطح بینالمللی و اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه محروم میمانند و این غیاب صدا نهایتاً به ضرر جنبش کارگری ایران تمام میشود.
تأثیر اعتراضات سالانه کارگری مقابل اجلاس ILO
ایوب رحمانی با اشاره به اعتراضات و تجمعات سالانه توضیح داد که کنفدراسیونها و فدراسیونهای کارگری بینالمللی هر سال همزمان با برگزاری اجلاس سازمان جهانی کار، اعتراضات و پیکیتهایی را سازماندهی میکنند. به گفته وی، هدف اصلی این اعتراضات، مخالفت با حضور نمایندگانی است که نماینده واقعی کارگران ایران نیستند و همچنین ابراز اعتراض به سرکوب فعالیتهای کارگری در ایران است. آنها از سازمان جهانی کار درخواست میکنند که اقدام مؤثر انجام دهد و حضور این نمایندگان وابسته را نپذیرد.رحمانی در ادامه تأکید کرد:
البته انتظار معجزه از خود سازمان جهانی کار نمیرود، چون یک سازمان بزرگ بوروکراتیک است. اما این پیکیتها و فعالیتها در ایجاد همبستگی بینالمللی با کارگران ایران تأثیر مثبتی داشتهاند. این اقدامات محدود به اعتراض سالانه نیست؛ گزارشهای سالانهای از وضعیت کارگران ایران و موارد نقض حقوق آنها به کنفدراسیونها و اتحادیههای کارگری ارسال میشود و درخواست اقدام از آنها مطرح میگردد.
به گفته رحمانی، این فعالیتها و کمپینها تاکنون تا حد زیادی موفق بودهاند. برای مثال، پس از سرکوب سندیکای شرکت واحد و کارگران هفتتپه، کمپینهای بینالمللی با همکاری فدراسیون جهانی کارگران حملونقل (ITF) و عفو بینالملل راهاندازی شد و در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ تظاهرات گستردهای در بسیاری از کشورهای جهان برگزار گردید که در آن کارگران و اتحادیههای بینالمللی همبستگی خود را با کارگران ایران اعلام کردند.
رحمانی در ادامه گفت که علاوه بر این، از طریق کنفدراسیونهای کارگری بینالمللی مانند ITUC و ITF، شکایتهای متعددی در خصوص نقض حقوق بنیادی کارگران و نقض کنوانسیونهای سازمان جهانی کار به ILO ارسال شده است. از سال ۲۰۰۶ تاکنون پروندهای در این زمینه در سازمان جهانی کار تشکیل شده و هر سال موارد جدیدی به آن اضافه میگردد.
نقض کنوانسیونهای سازمان جهانی کار توسط ایران
ایوب رحمانی با اشاره به تعهدات حقوقی ایران در سازمان جهانی کار توضیح داد که این سازمان حدود ۱۹۱ کنوانسیون و توصیهنامه دارد که ده مورد از آنها به عنوان کنوانسیونهای بنیادی شناخته میشوند. به گفته وی، مهمترین این کنوانسیونها، شماره ۸۷ و ۹۸ هستند که به حق تشکلیابی مستقل کارگران و حق مذاکره جمعی میپردازند و تمام کشورهای عضو، از جمله دولت ایران، موظف به رعایت آنها هستند.رحمانی تأکید کرد:
دولت ایران با فرستادن نمایندگانی که بسیاری از فعالان کارگری آنها را «نمایندگان قلابی» مینامند، عملاً حق تشکلیابی کارگران را نقض میکند. این کار نه تنها صدای واقعی کارگران را در سازمان جهانی کار خاموش میکند، بلکه به نوعی مشروعیت به سرکوبها و پایمال کردن حقوق کارگران توسط جمهوری اسلامی میبخشد.
به گفته رحمانی، کارگران ایران به دلیل نبود تشکلهای مستقل، نه تنها در داخل کشور امکان دفاع از منافع خود را ندارند، بلکه از پیوند با جنبش کارگری جهانی نیز محروم ماندهاند. فعالان کارگری اغلب با بازداشت، زندان و محدودیتهای شدید مواجه هستند و امکان سفر و ارتباط مستقیم با اتحادیههای بینالمللی را ندارند. در نتیجه، حتی عضویت ایران در سازمان جهانی کار و حضور تشکلهای وابسته، باعث محرومیت کارگران از حقوق اساسیشان شده است.
رحمانی افزود که پیششرط حضور واقعی نمایندگان کارگری، وجود تشکلهای مستقل و آزاد در داخل ایران است و تصمیمگیری برای شرکت یا عدم شرکت در اجلاس حق خود تشکلهاست. با این حال، کارگران ایران فاقد چنین تشکلهایی هستند. وی در ادامه گفت که با وجود این محدودیتها، برخی تشکلهای بینالمللی مانند فدراسیون جهانی کارگران حملونقل (ITF) سندیکای شرکت واحد را به عضویت پذیرفتهاند و شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان نیز توسط آموزش بینالملل (EI) به رسمیت شناخته شده است. این عضویتها تا حدی حفاظت بینالمللی ایجاد کرده و به تشکلهای نوپا کمک میکند.
رحمانی در پایان خاطرنشان کرد که اتحادیههای کارگری جهانی گاهی نمایندگان واقعی کارگران ایران، مانند فعالان سندیکای شرکت واحد، را به اجلاس دعوت میکنند تا در نشستهای جانبی شرکت کنند، سخنرانی داشته باشند و با دیگر نمایندگان ارتباط برقرار کنند. همینطور اسماعیل عبدی و دیگر فعالان معلمان در حاشیه اجلاسها نشستهایی برگزار کردهاند. این ارتباطات، حتی با وجود محدودیتها، بسیار ارزشمند است و به فعالان کارگری کمک میکند تا صدای کارگران ایران را به جهان برسانند.







نظرها
نظری وجود ندارد.