توافق ابراهیم در برابر ایران: از شگفتزدگی عربی تا چالش ایدئولوژیک
استقبال شدید سناتور لیندسی گراهام از پیشنهاد دونالد ترامپ برای گسترش توافقهای ابراهیم به کشورهایی نظیر عربستان، قطر و پاکستان، با واکنشی کاملاً متفاوت در منطقه روبهرو شده است: از شگفتزدگی مقامهای عربستانی و قطری تا رد صریح از سوی اسلامآباد. مسعود دلبری، کارشناس مسائل ژئوپلیتیک، در گفتوگو با رادیوزمانه توضیح میدهد که شرط ترامپ برای پیوند زدن هر توافق نهایی با ایران به عادیسازی گسترده اعراب با اسرائیل، در کوتاهمدت «بعید و غیرواقعی» است؛ اما در بلندمدت میتواند به بزرگترین چالش ایدئولوژیک محور مقاومت تبدیل شود. از نگاه دلبری، در حالی که ایران میتواند از فرصت کوتاهمدت بازگشایی تنگه هرمز و افزایش درآمدهای نفتی بهره ببرد، تهدید واقعی، فروپاشی روایت «مقاومت» در برابر اشغالگری است؛ روایتی که اگر عربستان سعودی به عنوان رهبر جهان اهل سنت به توافق ابراهیم بپیوندد، با بحران مشروعیت بیسابقهای مواجه خواهد شد.

واشنگتن دیسی، آمریکا - ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰: بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا، عبداللطیف بن راشد الزایانی وزیر خارجه بحرین و عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر خارجه امارات در مراسم امضای توافق چهار کشور موسوم به «توافق ابراهیم» در کاخ سفید.ـ عکس از shutterstock همراه با ویرایش پرچمهای عربستان و قطر توسط زمانه
سناتور لیندسی گراهام از پیشنهاد دونالد ترامپ برای گسترش توافقهای ابراهیم شدیدا استقبال کرد و گفته که این پیشنهاد «درخشان» است. گراهام تأکید دارد که عربستان سعودی، قطر، پاکستان و سایر کشورهای عربی و مسلمان باید همزمان با هر توافق احتمالی آمریکا و ایران، به توافقهای ابراهیم بپیوندند و روابط خود را با اسرائیل عادی کنند. او معتقد است این گسترش میتواند بزرگترین تغییر ژئوپلیتیک خاورمیانه در هزاران سال را رقم بزند و منطقه را از یک بشکه باروت به مرکز فرصتهای اقتصادی و ثبات تبدیل کند.
ترامپ نیز در همین راستا، پس از گفتوگو با رهبران عربستان، قطر، امارات، بحرین و دیگر کشورها، اعلام کرد که پیوستن به توافقهای ابراهیم باید شرط لازم برای هر توافق نهایی با ایران باشد. او تأکید کرد که این اقدام میتواند توافق با ایران را به یک رویداد تاریخی بسیار مهمتر تبدیل کند. در حال حاضر مذاکرات آمریکا و ایران برای تمدید آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز، رسیدگی به برنامه هستهای و احتمال کاهش تحریمها در جریان است.
این موضعگیری گراهام تنها دو روز پس از هشدار او به ترامپ مبنی بر پرهیز از پذیرش یک توافق زودرس و ناقص با ایران مطرح شده است. گراهام پیشتر هشدار داده بود که چنین توافقی ممکن است تعادل قدرت را به نفع تهران تغییر دهد و در بلندمدت به کابوس اسرائیل تبدیل شود. با این حال، او اکنون بر لزوم استفاده از این فرصت برای گسترش تاریخی صلح عربی-اسرائیلی تمرکز کرده است. به آقای مسعود دلبری کارشناس انرژی و مسائل ژئوپولیتیک پیامدهای کسترش توافقهای ابراهیم برای ایران در منطقه را به بحث گذاشتیم.
آیا شرط ترامپ برای گسترش توافقهای ابراهیم واقعاً قابل تحقق است؟
به گفته دلبری واکنش رهبران منطقه به پیشنهاد دونالد ترامپ مبنی گسترش توافق ابراهیم عمدتاً سکوت بوده و یک مقام آمریکایی به اکسیوس اعلام کرده که بهویژه رهبران عربستان، قطر و پاکستان از این درخواست به شدت شگفتزده شدهاند.
دلبری در ادامه توضیح داد که عربستان سعودی بار دیگر اعلام کرده عادیسازی روابط با اسرائیل بدون ایجاد مسیری غیرقابل بازگشت به سوی تشکیل دولت فلسطین تقریباً غیرممکن است. به گفته او، شرایط نسبت به سال ۲۰۲۰ به طور اساسی تغییر کرده، افکار عمومی عربستان به شدت مخالف عادیسازی است و ویرانی غزه محاسبات سیاسی محمد بن سلمان را کاملاً دگرگون کرده است. ریاض پس از آشتی با تهران از طریق میانجیگری چین، دیگر ایران را تهدید جدی تلقی نمیکند.
او افزود که قطر به دلیل هدف قرار گرفتن در حملات اسرائیل و نقش میانجیاش در مسئله فلسطین، این پیشنهاد را رد کرده و پاکستان نیز به دلیل داشتن جمعیت عظیم مسلمان، سریعترین و قویترین مقاومت را نشان داده است. دلبری با توجه به این وضعیت در یک تحلیل نهایی گفت:
در کوتاهمدت یعنی تا پایان سال ۲۰۲۶، این اتفاق بعید به نظر میرسد؛ بهویژه اینکه اسرائیل هنوز بخشهای وسیعی از غزه و جنوب لبنان را اشغال کرده است.
اودر ادامه افزود:
تا زمانی که عربستان حرکت نکند، بعید است کشورهای دیگر هم پیش قدم شوند. سفیر سابق آمریکا در اسرائیل، دین شاپیرو، نیز این شرط ترامپ و گراهام را غیرضروری، پیچیده و غیرواقعی خوانده است. در بلندمدت اما احتمال تحقق آن وجود دارد، اما مشروط به اینکه یک توافق هستهای واقعی بین ایران و آمریکا منجر به ثبات منطقهای، پایان اشغال غزه و ایجاد افق روشن برای دولت مستقل فلسطین شود.
به گفته دلبری، نفع ایران اما در شکست این پیشنهاد است، زیرا عادیسازی گسترده عربستان، قطر و اسرائیل، مشروعیت ایدئولوژیک محور مقاومت را به چالش میکشد و ایران را در انزوای استراتژیک عمیقتری قرار میدهد:
به نظر میرسد شرط گذاشتن توافقهای ابراهیم بیشتر ابزاری برای مدیریت فشارهای داخلی آمریکا و آرام کردن چهرههایی مثل گراهام است تا یک مطالبه اجرایی واقعی. احتمال اینکه این شرط در توافق نهایی حذف شود یا به تعهدات آینده تقلیل یابد، بسیار بالاست.
آیا توافق با آمریکا فرصتی واقعی برای اقتصاد انرژی ایران خواهد بود؟
دلبری در ادامه مصاحبه به وضعیت بخش انرژی ایران اشاره کرد و گفت که بیش از هشتاد تأسیسات انرژی کشور از آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۶ مورد حمله قرار گرفته و بیش از یک سوم آنها به شدت آسیب دیدهاند.
به گفته وی، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی تخمین زده که تعمیر این تأسیسات و بازگشت به ظرفیت پیش از جنگ ممکن است تا دو سال زمان ببرد و حداقل ۳۴ تا ۳۵ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی در مارس ۲۰۲۶ نیز تولید ۱۲ درصد از گاز ایران را متوقف کرده و دو پالایشگاه بزرگ را از مدار خارج کرده است.
او افزود که با این حال، بخش نفتی ایران پس از رفع محاصره احتمالاً قادر خواهد بود حدود ۷۰ درصد از ظرفیت پیش از جنگ خود را به سرعت بازیابی کند. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده که در سال ۲۰۲۶ عرضه جهانی نفت حدود چهار میلیون بشکه در روز کاهش یابد، در حالی که تقاضا همچنان به طور قابل توجهی بالاتر از عرضه خواهد بود. دلبری تأکید کرد:
این وضعیت نشان میدهد که قیمت نفت برنت در حدود ۱۰۶ دلار در بشکه ثابت مانده است. بنابراین اگر ایران به توافق برسد و تنگه هرمز بازگشایی شود، ایران میتواند نفت خود را به جای فروش با تخفیف سنگین تحریمها، با قیمت بالاتری در بازار عرضه کند که خود به تنهایی یک فرصت درآمدی قابل توجه برای کشور است.
او در مورد روابط با چین توضیح داد که در سال ۲۰۲۵ چین روزانه ۱.۳ تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری میکرد و با کاهش تحریمها، ایران میتواند تخفیف اجباری را کم کند و به بازارهای بیشتری دسترسی یابد. با این وجود، چین همزمان در حال متنوعسازی منابع تأمین خود از عربستان، امارات، عمان و حتی برزیل است.
دلبری اما هشدار داد:
با وجود این فرصت کوتاهمدت، تله اصلی برای ایران وضعیت نابسامان زیرساختهای نفتی و کمبود فناوری به دلیل تحریمهای طولانیمدت است. حتی اگر تحریمها کاهش یابند، بازسازی صنعت نفت نیازمند سرمایهگذاری خارجی و فناوری پیشرفته است که خود به اعتمادسازی بلندمدت نیاز دارد. بازار انرژی جهان در حال تحول بنیادین است و اروپا نیز پس از این بحران، با شدت بیشتری به دنبال جایگزینهای نفتی خواهد بود.
آیا گسترش توافقهای ابراهیم تهدید ایدئولوژیک جدی برای هویت محور مقاومت است؟
دلبری در بخش پایانی مصاحبه تأکید کرد که تهدید واقعی گسترش توافقهای ابراهیم برای ایران، نه صرفاً یک اقدام دیپلماتیک، بلکه یک چالش ایدئولوژیک عمیق است. به گفته او، محور مقاومت هویت خود را بر پایه روایت «مقاومت» در برابر اشغال اسرائیل بنا کرده و اگر عربستان سعودی به عنوان نگهبان مکه و مدینه و رهبر جهان اهل سنت با اسرائیل به توافق برسد، این روایت با بحران مشروعیت بنیادی مواجه خواهد شد.
او افزود که با این حال، این تهدید هنوز به چند شرط مهم وابسته است که فعلاً هیچکدام محقق نشدهاند:
شرط اول، مسئله فلسطین است؛ عربستان سعودی بارها اعلام کرده که بدون ایجاد مسیری غیرقابل بازگشت به سوی تشکیل دولت فلسطینی، عادیسازی ممکن نیست و این تناقض ساختاری با موضع اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو وجود دارد. شرط دوم، افکار عمومی عرب است که حتی محمد بن سلمان را نیز پس از جنگ غزه به عقبنشینی واداشته و هزینه سیاسی چنین تصمیمی در سال ۲۰۲۶ به مراتب بالاتر از سال ۲۰۲۰ است. شرط سوم نیز رفتار خود اسرائیل است که در ذهنیت مردم منطقه بیشتر به عنوان تهدید دیده میشود تا شریک.
دلبری در ادامه به اهرمهای باقیمانده ایران اشاره کرد و گفت ایران همچنان چند ابزار جدی در اختیار دارد، هرچند هر کدام محدودیتهای خود را دارند. کارت انرژی (بستن تنگه هرمز)، شبکه نیروهای همپیمان (حزبالله، حماس، حوثیها)، کارت هستهای و توانایی ایجاد تنش کنترلشده در کشورهای منطقه، همگی هنوز وجود دارند اما با محدودیتهای قابل توجه.
در یک ارزیابی کلی از وضعیت، دلبری معتقد بود که ایران در موقعیتی قرار دارد که هیچ طرفی نمیتواند آن را کاملاً نادیده بگیرد، اما دیگر نمیتواند به تنهایی قواعد بازی منطقهای را تعیین کند. به گفته او، محور مقاومت به عنوان ائتلاف عملیاتی آسیب دیده، ولی به عنوان یک روایت و هویت سیاسی در میان مردم عادی خاورمیانه همچنان زنده و محبوب است. دلبری اما یادآوری کرد:
با این حال، بزرگترین خطر برای ایران نه از بیرون، بلکه از درون است. اگر جنگ همراه با توافقی که اهرمهای استراتژیک را از دست بدهد، به فشار اقتصادی داخلی شدیدتر منجر شود، چالشهای داخلی میتواند هویت و ماهیت تاریخی جمهوری اسلامی را به چالش بکشد و حتی زمینهساز تغییر بنیادین شود.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.














نظرها
نظری وجود ندارد.