ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

 شکاف تاکتیکی یا استراتژیک؟ فرصت‌ها و تله‌های اختلاف امارات و پاکستان برای ایران

بازپرداخت غیرمنتظره وام ۳.۵ میلیارد دلاری پاکستان به امارات در بحبوحه جنگ ایران، گمانه‌زنی‌ها درباره بروز یک شکاف عمیق در روابط دو متحد سنتی را برانگیخته است؛ شکافی که برخی آن را موقتی و تاکتیکی می‌دانند و برخی دیگر نشانه دگرگونی‌های استراتژیک در منطقه تعبیر می‌کنند. مسعود دلبری، کارشناس مسائل پاکستان، در گفت‌وگو با ما ضمن هشدار درباره بزرگ‌نمایی این اختلاف، سه فرصت مشخص (کاهش نقش پاکستان در جبهه ضدایرانی، فضای دیپلماتیک بیشتر و همکاری‌های عملی مرزی ـ اقتصادی) را برای ایران برشمرده، اما در مقابل، تله راهبردی شکل‌گیری یک شبکه امنیتی غیررسمی متشکل از امارات، هند و اسرائیل را خطرناک‌تر از هر ائتلاف رسمی می‌داند.

روابط مالی و راهبردی میان پاکستان و امارات که سال‌ها نزدیک تلقی می‌شد، اخیراً دستخوش تحولاتی شده که برخی ناظران آن را نشانه بروز تنش تعبیر کرده‌اند. ماجرا از آنجا آغاز شد که پاکستان تصمیم گرفت برخلاف رویه گذشته، وامی حدود ۳٫۵ میلیارد دلاری را به امارات بازپرداخت کند. این تصمیم در شرایطی گرفته شد که پاکستان با فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و به شدت به این سپرده‌ها برای حفظ ذخایر ارزی خود وابسته است. آنچه این اقدام را غیرمعمول ساخته، تغییر رویهٔ امارات در تمدیدهای کوتاه‌مدت این وام‌ها (به جای تمدید سالانه) و زمان‌بندی بازپرداخت در بحبوحه جنگ ایران است. برخی تحلیلگران علت پنهان این تنش را نارضایتی امارات از مواضع پاکستان در قبال ایران (از جمله حمایت از میانجی‌گری آتش‌بس) و اولویت دادن اسلام‌آباد به روابط با عربستان سعودی و ترکیه می‌دانند، هرچند دو طرف رسماً هرگونه اختلاف را تکذیب کرده‌اند.

هرگونه تنش یا فاصله گرفتن امارات از پاکستان، که به طور سنتی متحد عربستان سعودی بوده، برای ایران یک فرصت راهبردی محسوب می‌شود. در صورتی که اسلام‌آباد به دلیل حمایت از مواضع ایران یا عدم همراهی با ابوظبی در مناقشات منطقه‌ای (مانند جنگ اخیر) دچار اختلاف با امارات شود، اجماع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس علیه ایران تضعیف خواهد شد. این شکاف به تهران امکان مانور دیپلماتیک بیشتر داده و فشار بر محور مقاومت را کاهش می‌دهد.

بازپرداخت وام کلان پاکستان به امارات (حدود ۳٫۵ میلیارد دلار) در شرایط شکننده اقتصادی اسلام‌آباد، این کشور را نیازمند شرکای جایگزین می‌کند. چنین وضعیتی، پاکستان را به سمت همکاری‌های اقتصادی، انرژی و ترانزیتی با ایران سوق می‌دهد. هرچه رابطه مالی و بانکی پاکستان با امارات سردتر شود، تهران می‌تواند به عنوان یک مسیر حیاتی برای تأمین انرژی یا ترانزیت کالا به پاکستان نقش پررنگ‌تری ایفا کند.

در مقابل، خطر بالقوه این تحولات برای ایران، تشدید نزدیکی امارات با هند و اسرائیل به عنوان متحدان جایگزین پاکستان است. اگر ابوظبی به دلیل نارضایتی از اسلام‌آباد، همکاری‌های نظامی-امنیتی خود را با دهلی‌نو و تل‌آویو گسترش دهد، یک محور سه‌گانه (امارات-هند-اسرائیل) در شرق و جنوب ایران شکل خواهد گرفت که مستقیماً امنیت ملی و اهداف منطقه‌ای جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند. بنابراین، ایران باید ضمن بهره‌برداری از شکاف امارات و پاکستان، مانع از نزدیکی بیش از حد ابوظبی به رقبای استراتژیک خود شود. با آقای مسعود دلبری تأثیر اختلاف امارات و پاکستان بر روابط با ایران را به بحث گذاشتیم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

هشدار واقع‌بینانه دلبری: شکاف تاکتیکی یا تله ژئوپلیتیک؟

دلبری ابتدا هشدار داد که ایران نباید این تنش‌ها را دستاویزی برای نتیجه‌گیری‌های راهبردی بزرگ و زودهنگام قرار دهد. به اعتقاد او، عمق واقعی این اختلافات هنوز مشخص نیست و ممکن است امارات صرفاً در حال اعمال فشار تاکتیکی برای بازگرداندن پاکستان به مدار خود باشد:

اول باید بگویم چه چیزی را نمی‌دانیم: نمی‌دانیم این تنش چقدر عمیق است، نمی‌دانیم آیا امارات واقعاً می‌خواهد پاکستان را تنبیه کند یا فقط دارد فشار می‌آورد که اسلام‌آباد به صف برگردد. این تفاوت همه چیز را عوض می‌کند. آنچه می‌دانیم این است که امارات دیگر وام‌ها را سالانه تمدید نمی‌کند، بلکه تمدیدهای کوتاه‌مدت می‌دهد. این یک ابزار فشار کلاسیک است.

او سپس در ادامه یادآوری می‌کند:

رابطه امارات و پاکستان لایه‌های بسیار عمیقی دارد که با یک اختلاف سیاسی از بین نمی‌رود. یک و نیم میلیون کارگر پاکستانی میلیاردها دلار حواله سالانه ارسال می‌کنند و همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی عمیق بین ابوظبی و اسلام‌آباد وجود دارد. اگر پاکستان واقعاً بی‌ثبات شود، امارات خودش هم ضرر می‌کند.

دلبری اما در ادامه می‌گوید با این حال، اگر  این تنش پایدار بماند، ایران از سه فرصت بهره‌مند خواهد شد: کاهش اتوماتیک نقش پاکستان در جبهه ضدایرانی، کسب فضای دیپلماتیک بیشتر در مجامع بین‌المللی اسلامی، و امکان همکاری‌های عملی بدون نیاز به اعلام رسمی در زمینه امنیت مرزی و اقتصاد.

دلبری در مورد احتمال شکل‌گیری ائتلاف مثلثی ایران، پاکستان و عربستان در برابر محور امارات، هند و اسرائیل، این سناریو را کاملاً غیرواقعی و خارج از افق قابل رؤیت می‌داند.

به گفته او، عربستان و ایران همچنان در مسائلی مانند یمن، لبنان و عراق در تعارض ساختاری هستند و ریاض هرگز در ائتلافی که تهران را تقویت کند شرکت نمی‌کند. همچنین پاکستان به دلیل وابستگی حیاتی به نفت، سرمایه و بازار کار عربستان، نمی‌تواند روابط خود با ریاض را فدای ایران کند. در عوض، خطر واقعی از جایی است که امارات برای جبران فاصله با پاکستان، همکاری‌های امنیتی خود با هند و اسرائیل را گسترش دهد و بدین ترتیب یک شبکه اطلاعاتی-امنیتی غیررسمی ولی خطرناک در پیرامون ایران شکل گیرد.

دلبری به ایران توصیه می‌کند که به جای غرق شدن در رویاهای ژئوپلیتیک، باید روی تقویت اقتصادی و زیرساختی خود متمرکز شود:

رابطه با پاکستان را در مسیر فوری اقتصادی و کم‌ریسک تقویت کند؛ همکاری در انرژی (برق، نفت و گاز)، ترانزیت از طریق چابهار و تمدید تجارت‌های دوجانبه. این‌ها پایدارتر از هر اعلام سیاسی هستند. از دامن زدن علنی به تنش امارات و پاکستان خودداری کند و بگذارند تنش مسیر طبیعی خودش را طی کند. روی چابهار خیلی تمرکز کنند؛ این بندر به طور طبیعی ایران را به معادلات منطقه‌ای وصل می‌کند بدون نیاز به اعتراف رسمی.

 دلبری بزرگ‌ترین اشتباه ایران را توهم اینکه شکاف دیگران خودبه‌خود به نفعش تمام می‌شود، می‌داند و تأکید می‌کند که قدرت واقعی از ساختن ظرفیت درونی حاصل می‌شود، نه از انتظار برای تحولات بیرونی.

کریدور چین ـ پاکستان، چابهار و بازی بزرگ انرژی

در ادامه دلبری به بررسی فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از بازپرداخت وام ۳٫۵ میلیارد دلاری پاکستان برای منافع ملی ایران پرداخت.  او با اشاره به اهمیت کریدور اقتصادی چین-پاکستان گفت که این پروژه بیش از ۶۰ میلیارد دلار سرمایه چینی را در خود جای داده و گوادر قلب تپنده آن است. به گفته او، چین برای حفاظت از این سرمایه‌گذاری کلان به ثبات پاکستان نیاز دارد. بنابراین اگر امارات کمک‌های مالی خود را قطع کند، احتمالاً عربستان، صندوق بین‌المللی پول یا چین جایگزین خواهند شد و در صورت ورود چین، نفوذ پکن در اسلام‌آباد به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

دلبری فرصت اصلی ایران را در حوزه انرژی و ترانزیت دانست و تأکید کرد که اگر تهران بتواند با همراهی چین، کریدور انرژی و ترانزیت از چابهار به گوادر ایجاد کند، هر سه طرف سود خواهند برد. او هشدار داد که نباید چابهار را صرفاً رقیب گوادر دید، بلکه باید آن را به عنوان مکمل کریدور چین-پاکستان معرفی کرد.

به اعتقاد او، اگر این کریدور از افغانستان هم عبور کند، ایران به حلقه گمشده زنجیره تبدیل شده و مسیر چین-پاکستان-افغانستان-ایران-ترکیه-اروپا تکمیل خواهد شد.

اقدامات عملی پیشنهادی آقای دلبری برای ایران عبارتند از:

  • مدیریت تنش‌های مرزی با افغانستان،
  • ارتقای زیرساخت‌های مرز شرقی،
  • مذاکره مستقیم و فوری با پکن درباره نقش ایران در این کریدور (به جای انتظار برای تعریف نقش توسط چین).

دلبری در اهمیت چین گفت:

چین بازیگری است که می‌تواند هم فرصت‌های ایران را تقویت کند و هم آن‌ها را خاموش کند. تفاوت در این است که تهران چقدر زیرکانه و هوشمندانه با پکن بازی کند.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.