تنش میان ترکیه و اسرائیل: لفاظی یا معماری امنیتی سیال خاورمیانه
تنش فزاینده میان ترکیه و اسرائیل فراتر از یک رویارویی دیپلماتیک ساده، پرسشهای بنیادینی را درباره آینده نظم امنیتی خاورمیانه برانگیخته است. مسعود دلبری، کارشناس مسائل بینالمللی بر آن است که منطقه به جای حرکت به سمت «ناتوی خاورمیانهای» یا «محور آنکارا-مسکو-تهران»، وارد عصر نظم چندلایه و سیال خواهد شد؛ شبکهای از ائتلافهای موقتی و رقابتهای کنترلشده که در آن نقش افراد تعیینکننده است. او تأکید میکند که تا زمانی که ترکیه هزینههای سنگین اقتصادی یا نظامی برای اقدامات خود نپردازد، تنشها در سطح «جنگ سرد دیپلماتیک» باقی خواهند ماند و عبور از خط قرمزهایی نظیر استقرار موشکی در قبرس شمالی یا درگیری مستقیم در سوریه، منطقه را وارد فاز خطرناک جدیدی خواهد کرد.

اردوغان و نتانیاهو: رقابت در گستره غرب آسیا تا شرق مدیترانه (عکس: زمانه با استفاده از هوش مصنوعی)
تنش کنونی میان ترکیه و اسرائیل ریشه در دو تحول موازی دارد: از یک سو، جنگهای نیابتی و مستقیم اسرائیل با محور مقاومت (حماس در غزه، حزبالله در لبنان و اخیراً تنش با ایران) که ترکیه آن را تهدیدی برای نفوذ منطقهای خود میبیند؛ از سوی دیگر، سیاست اعلامی آنکارا برای حمایت از فلسطینیان و مخالفت با آنچه «توسعهطلبی اسرائیل» مینامد. این دو کشور که زمانی روابط راهبردی (حتی همکاری نظامی) داشتند، اکنون در آستانه یک رویارویی لفظی تمامعیار قرار گرفتهاند.
مقامات ترکیه، به ویژه رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور و هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه سه اتهام اصلی را مطرح میکنند: اول اینکه اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو «نمیتواند بدون دشمن زندگی کند» و پس از ایران، اکنون ترکیه را به عنوان «دشمن جدید» معرفی کرده است. دوم اینکه نتانیاهو جنگ و تنش را برای بقای سیاسی خود «مهندسی» میکند و منطقه را در حالت دائمی بیثباتی نگه میدارد. سوم اینکه حتی برخی مخالفان اسرائیلی نیز این سیاست دشمنسازی را دنبال میکنند. در کنار این، اردوغان اسرائیل را به «جنایت علیه غیرنظامیان» متهم کرده و این کشور را «سازمان تروریستی صهیونیستی» خوانده است.
نتیجه این تنش، تشدید لفاظیهای تهدیدآمیز (مانند اظهارات اردوغان درباره «ورود به اسرائیل»)، کاهش سطح روابط دیپلماتیک، و افزایش خطر درگیری نیابتی در مناطقی مانند سوریه یا قبرس است. به نظر میرسد فعلاً این تنش در سطح «جنگ سرد دیپلماتیک» باقی بماند، مگر اینکه تحولی غیرمنتظره (مانند حمله اسرائیل به خاک سوریه در هماهنگی با کردها) خط قرمز ترکیه را عبور دهد. چشمانداز آتی روابط ترکیه و اسرائیل را با توجه ویژه به ناتو با آقای مسعود دلبری، کارشناس مسائل بینالمللی در میان گذاشتیم. میشنوید:
حرکت به سمت یک نظم سیال در خاورمیانه
دلبری درباره امکان بازسازی معماری امنیتی در شرق مدیترانه بدون ناتو، ابتدا تأکید کرد که فروپاشی کامل ناتو سناریوی محتملی نیست، بلکه آنچه ممکن است رخ دهد تضعیف و کاهش انسجام این پیمان است. به باور او، حتی در صورت تضعیف ناتو، سه سناریو برای مدیریت تنش بین ترکیه و یونان قابل تصور است: نخست، موازنه دوجانبه از طریق کانالهای مستقیم یا میانجیگری اروپا (که ریسک سوءمحاسبه در آن بالاست). دوم، نقشآفرینی پررنگتر اتحادیه اروپا با استفاده از ابزارهای اقتصادی و سیاسی. سوم، میانجیگری مستقیم آمریکا خارج از چارچوب ناتو.
اما درباره رابطه ترکیه و اسرائیل، دلبری دو مسیر متفاوت را ترسیم کرد. مسیر نخست، شکلگیری «ناتوی خاورمیانهای» به رهبری اسرائیل و کشورهای عربی (عربستان و امارات) با حمایت آمریکا است که هرچند عمدتاً علیه ایران تعریف میشود، در شرایط بحرانی میتواند ترکیه را نیز در موقعیتی مشابه ایران قرار دهد. مسیر دوم، چرخش تدریجی ترکیه به سمت روسیه و ایران است، هرچند ایشان تأکید کرد که این چرخش به دلیل وابستگی اقتصادی ترکیه به غرب، هرگز کامل و استراتژیک نخواهد بود و بیشتر به صورت چندجانبهگرایی فرصتطلبانه ظاهر میشود.
در مجموع دلبری معتقد است که منطقه به سمت یک نظم چندلایه و سیال حرکت میکند؛ نه یک ناتوی خاورمیانهای منسجم، نه یک محور پایدار آنکارا-مسکو-تهران، بلکه شبکهای از ائتلافهای موقتی، رقابتهای کنترلشده و همکاریهای موردی. در این میان، نقش افراد کلیدی مانند ترامپ (با رویکرد معاملهمحور)، اردوغان (به دنبال بازیگر مستقل و متوازن) و فیدان (معمار سیاست خارجی جدید ترکیه) بسیار تعیینکننده خواهد بود.
از لفاظی تا تهدید واقعی
در پاسخ به پرسش دوم درباره مرز بین لفاظی داخلی و تهدید واقعی در رفتار ترکیه، دلبری ابتدا تمایز روشنی میان «سیاست اعلامی» و «سیاست عملی» قائل شد و چهار شاخص کلیدی برای تشخیص عبور از این مرز ارائه کرد:
۱. هزینهپذیری:
تا زمانی که اقدامات یک کشور هزینه جدی اقتصادی، نظامی یا دیپلماتیک نداشته باشد، در سطح لفظی باقی میماند. کاهش سطح روابط دیپلماتیک همچنان در حوزه سیگنالدهی است، اما قطع کامل روابط یا تحریمهای واقعی، وارد فاز پرهزینه میشود.
۲. جابهجایی نظامی معنادار:
استقرار سامانه موشکی در قبرس شمالی یا تغییر قواعد درگیری در سوریه به گونهای که احتمال برخورد مستقیم با نیروهای اسرائیلی افزایش یابد، نشانه عبور از آستانه لفظی است.
۳. تغییر در قواعد درگیری غیرمستقیم:
اگر ترکیه از حمایت سیاسی صرف به حمایت عملیاتی از گروههای غیردولتی ضد اسرائیل تبدیل شود (همانند مدل ایران در دهههای گذشته)، آنگاه وارد فاز درگیری مستقیم خواهیم شد.
۴. نهادینهسازی تقابل:
اگر ادبیات ضد اسرائیلی وارد اسناد رسمی امنیت ملی، دکترین نظامی یا ساختارهای دائمی ترکیه شود، دیگر ابزار داخلی نیست، بلکه به راهبرد دائمی تبدیل شده است.
دلبری تأکید کرد که هنوز هیچیک از این شاخصها به صورت کامل در مورد ترکیه فعلی فعال نشده است. ترکیه همچنان در یک موقعیت دوگانه قرار دارد: هم عضو ساختارهای غربی است و هم میخواهد در جهان اسلام نقش مستقل ایفا کند. عبور کامل به فاز تقابل عملی برای آنکارا بسیار پرهزینه خواهد بود.
دلبری واکنش اسرائیل را پلکانی و چندلایه توصیف کرد: پله اول دیپلماسی و ائتلافسازی با کشورهای عربی برای قرار دادن ترکیه در انزوای نسبی. پله دوم فشارهای اقتصادی و تکنولوژیک (محدود کردن همکاریهای دفاعی). پله سوم عملیات سایبری و اطلاعاتی. پله چهارم اقدامات محدود نظامی در محیطهای خاکستری مانند سوریه.
دلبری در پایان یادآوری کرد که مرز بین لفاظی و تهدید واقعی نه در کلمات، بلکه در هزینههایی است که یک کشور حاضر به پرداخت آن است. در حال حاضر رفتار ترکیه بیشتر در سطح سیگنالدهی و مدیریت سیاست داخلی و خارجی باقی مانده و تا زمانی که تغییرات معنادار در حوزه نظامی، اقتصادی و دکترین رخ ندهد، منطقه وارد فاز جدید و خطرناکتری بین ترکیه و اسرائیل نخواهد شد.





نظرها
نظری وجود ندارد.