میانجیگری عجولانه پاکستان؛ ایران بدون صدای واحد
پاکستان با طرح یک ابتکار دیپلماتیک و اعلام آمادگی برای میزبانی مذاکرات ایران و آمریکا، نقش میانجی را ایفا میکند، مسعود دلبری، کارشناس مسائل سیاسی، اما این اقدام را «عجولانه» توصیف میکند و معتقد است با وجود حمایت پشتپرده چین از این ابتکار، آنچه روند دیپلماسی را با ابهام روبرو کرده، آشفتگی در تصمیمگیریهای کلان در تهران است.

پرچم ایران و پاکستان - طرح از شاتراستاک
در دیدار روز یکشنبه ۲۹ مارس، وزیر خارجه عربستان با نخستوزیر پاکستان در اسلامآباد، پاکستان از «خویشتنداری قابل توجه» عربستان تشکر کرد و تأکید کرد که پاکستان همیشه در کنار ریاض خواهد ایستاد. این موضعگیری نشان میدهد که اگر تنشها از سوی ایران بیشتر شود، پاکستانِ صاحب سلاح هستهای ممکن است به حمایت از عربستان وارد میدان شود؛ هرچند اسلامآباد تمایلی به جنگ ندارد.
همان روز، وزیر خارجه و معاون نخستوزیر پاکستان میزبان مقامات ارشد ترکیه، عربستان و مصر در اسلامآباد بود تا درباره بحران جاری گفتوگو کنند. پس از این نشست چهارجانبه، اسحاق دار اعلام کرد پاکستان آماده میزبانی و تسهیل «مذاکرات معنادار» میان ایران و آمریکا در روزهای آینده است. او گفت هر دو طرف به نقش میانجی پاکستان اعتماد کردهاند و چین نیز از این ابتکار حمایت کامل میکند.
دار با وجود شکستگی جزئی استخوان شانه، بلافاصله راهی پکن شد و آنجا با وزیر خارجه چین دیدار کرد. دو کشور یک طرح صلح پنجمادهای مشترک ارائه دادند که شامل آتشبس فوری، آغاز مذاکرات صلح، حفاظت از غیرنظامیان، امنیت ناوبری در تنگه هرمز و پایبندی به منشور سازمان ملل است.
با این حال، دیپلماسی پاکستان چالشهای جدی دارد. اسلامآباد ادعا میکند پیامهایی میان واشنگتن و تهران منتقل کرده و حتی پیشنهاد ۱۵ مادهای آمریکا را به ایران رسانده است. یک گام کوچک اعتمادساز هم برداشته شد: ایران موافقت کرد که ۲۰ کشتی تحت پرچم پاکستان روزانه از تنگه هرمز عبور کنند.
اما تهران این تلاشها را به صراحت رد کرده و تأکید کرده که در نشستهای پاکستان شرکت نداشته و پیشنهاد آمریکا را «بیش از حد و غیرمنطقی» میداند. در همین حال، حوثیهای مورد حمایت ایران با شلیک موشک به اسرائیل وارد جنگ شدهاند و آمریکا نیز با اعزام هزاران نیروی جدید، احتمال عملیات زمینی را افزایش داده است.
در گفتوگو با مسعود دلبری، کارشناس مسائل سیاسی، رایزنیهای پاکستان و چشمانداز دستیابی به صلح از این مسیر را بررسی میکنیم. میشنوید:
با توجه به اظهارات مسعود دلبری، میتوان چهار سناریوی محتمل را در مورد ابتکار دیپلماتیک پاکستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا شناسایی کرد. سناریوی نخست آن است که پاکستان با درک این واقعیت که ایران در شرایط فعلی تقریباً هیچ همسایه بیطرفی در اختیار ندارد به صورت پیشدستانه نقش میانجی را ایفا کرده است. از آنجایی که ترکیه نیز پیش از این قرار بود میزبان مذاکرات سید عباس عراقچی و استیو ویتکاف باشد که با حمله آمریکا و اسرائیل منتفی شد، پاکستان خود را در موقعیتی مناسب برای باز نگه داشتن کانال دیپلماتیک دیده است. سناریوی دوم، «بازی دوستانه» یا «تضاد عمدی» است که در آن کانالهای پشتپرده فعال هستند اما ایران به دلیل الزامات داخلی، رویکردی سختگیرانه در اعلام رسمی مواضع دارد. سناریوی سوم به اختلاف برداشت بین دو طرف اشاره دارد؛ پاکستان تماسهای صورتگرفته را آغاز مذاکره تلقی میکند در حالی که ایران آن را صرفاً تبادل پیام میداند. سناریوی چهارم نیز متغیر «زمانبندی جنگ» را شامل میشود که بر اساس آن ایران اولویت فعلی خود را دفاع اعلام کرده و وارد مذاکره را مصلحت نمیداند.
دلبری در تحلیل خود، سناریوی نخست یعنی پیشدستی دیپلماتیک پاکستان را به واقعیت نزدیکتر میداند و معتقد است که درون حاکمیت ایران در شرایط کنونی یک «صدای واحد» وجود ندارد. او با اشاره به وضعیت جسمانی رهبر جمهوری اسلامی و نبود یک تصمیم سیاسی مشخص برای هماهنگی میان نهادهای نظامی، از «آشفتگی در تصمیمات کلان» و «تعارض منافع در بدنه حاکمیتی» سخن میگوید. به باور او، پاکستانیها تا حدی «عجولانه» نقش میانجی را بازی میکنند در حالی که در ایران هنوز یک صدای واحد قادر به فرموله کردن و تثبیت یک تصمیم قاطع وجود ندارد.
معمای راهبردی پاکستان میان ایران و عربستان
در خصوص معمای راهبردی پاکستان میان ایران و عربستان، دلبری تأکید میکند که پاکستان ذاتاً به تعادل تمایل دارد و به دلیل مرز طولانی و حساس بلوچستان و نگرانیهای مشترک درباره گروههای مسلح، ملاحظات امنیتی مهمی با ایران دارد. با این حال، وابستگیهای اقتصادی و مالی پاکستان به عربستان و نیز رابطه امنیتی-نظامی آن با آمریکا - که نمونه آن را میتوان در دیدار کمسابقه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح پاکستان با دونالد ترامپ در کاخ سفید مشاهده کرد - نشان میدهد که این کشور در شرایط تشدید تنش، ظرفیت بیطرفی را از دست میدهد.
به گفته دلبری، در یک تنش محدود پاکستان نقش متعادلکننده را ایفا میکند، اما در صورت وقوع جنگ گسترده میان ایران و آمریکا که عربستان نیز در آن درگیر باشد، «لاجرم پاکستان نمیتواند متعادلکننده باشد و چرخش میکند به سمت آمریکا و در واقع عربستان.»
او همچنین تأکید کرد که پاکستان تا زمانی که «ماهیت وجودی عربستان تهدید جدی نشود» وارد جنگ نخواهد شد و به تجربه جنگ یمن اشاره کرد که پاکستان علیرغم پیمان نظامی مشترک با ریاض، هرگز نیروی نظامی برای جنگ با یمنیها اعزام نکرد.
وابستگی راهبردی پاکستان به چین
در خصوص نقش چین، دلبری با قاطعیت بیان کرد که ابتکار پاکستان «حتماً با یک چراغ سبز و هماهنگی بین چین و پاکستان بوده» و چینیها «پشت پرده این میانجیگری حضور دارند.»
او دلایل این هماهنگی را وابستگی راهبردی پاکستان به چین در محور اقتصادی و زیرساختی، و همچنین منافع مستقیم چین در کاهش تنش در منطقه دانست، چرا که چین بزرگترین واردکننده انرژی از خلیج فارس است و بیثباتی در مسیرهایی مانند تنگه هرمز به شدت به منافع پکن آسیب میزند. به گفته ایشان، چینیها که تجربه میانجیگری در توافق ۲۰۲۳ ایران و عربستان را دارند، این بار «برونسپاری» کردند و نقش میانجیگری را به پاکستان واگذار کردهاند. با این حال دلبری در ارزیابی نهایی خود، نقش پاکستان را «بسیار شکننده» توصیف کرد و گفت:
من پاکستان را در این مقطع بیشتر یک نوع پیامرسان و یا منتقلکننده پیام بین طرفین مناقشه و جنگ میبینم و بعید میدانم که پاکستان این ظرفیت و توانایی را داشته باشد که بتواند طرفین را به یک توافق پایدار و تثبیتشده رهنمون شود.




نظرها
نظری وجود ندارد.