به بهانه اورانیوم برای نفت: معمای جدال پنهان و آشکار ترامپ با ایران
تمدید نامحدود آتشبس از سوی دونالد ترامپ به درخواست پاکستان، در حالی که او همزمان از آمادگی برای بمباران سخن میگوید، تناقضی است که بسیاری آن را بازی «چماق و هویج» مینامند. اما به اعتقاد مسعود دلبری، کارشناس مسائل بینالملل، آنچه در پسپرده این ماجرا جریان دارد، فراتر از نقش تشریفاتی پاکستان به عنوان «هتل لوکس دیپلماسی» است. به گفته دلبری، اورانیوم تنها بهانه حقوقی-امنیتی مذاکرات است، اما قلب تپنده این پرونده، نفت و نگرانی از ورود ۳ میلیون بشکهای ایران به بازار جهانی است؛ معمایی که در آن رقبایی چون عربستان سعودی و چین نیز حضور دارند.

دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حالی که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه (چپ) و پیت هگست، وزیر دفاع (راست) در کنار او هستند، طی جلسه کابینه در اتاق کابینه کاخ سفید در واشنگتن دیسی، روز ۲۶ مارس ۲۰۲۶ سخنرانی میکند. (عکس از جیم واتسون / ایافپی)
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه، ۲۱ آوریل، یکم اردیبهشت اعلام کرد که به درخواست پاکستان که در جنگ ایران و آمریکا نقش میانجی را بر عهده دارد، آتشبس با ایران را به طور نامحدود تمدید کرده است. او در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت که حملات تا زمانی که ایران پیشنهادی واحد ارائه دهد و مذاکرات به پایان برسد، متوقف خواهد بود. ترامپ به نیروهای نظامی خود دستور داده است که محاصره را ادامه دهند و در حالت آمادهباش باقی بمانند. این تصمیم در حالی گرفته شده که به گفته افراد مطلع، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، سفر خود به اسلامآباد را به دلیل عدم دریافت پاسخ از تهران لغو کرده بود.
با وجود لحن تند ترامپ و اظهارات او درباره آمادگی برای بمباران، تیم مذاکرهکننده او به رهبری ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر نسبت به دستیابی به توافق با ایران خوشبین هستند. دور قبلی مذاکرات در اسلامآباد بر توافقی متمرکز بود که در آن آمریکا ۲۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران را در ازای انتقال اورانیوم با غنای بالا آزاد کند. مذاکرهکنندگان ترامپ معتقدند چنین توافق «پول در برابر اورانیوم» به دلیل نیاز ایران به منابع مالی برای مقابله با اقتصاد آسیبدیده از تحریمها، بیشترین شانس موفقیت را دارد.
با توجه به اعلام تمدید نامحدود آتشبس از سوی ترامپ به درخواست پاکستان، آیا میتوان این اقدام را پیروزی دیپلماتیک برای پاکستان و تقویت نقش میانجیگر آن در مقابل رقابتهای چین و آمریکا در منطقه ارزیابی کرد؟ یا اینکه این درخواست عملاً نشانه ضعف موضع آمریکا و فشار پشتپرده برای جلوگیری از گسترش بحران در منطقه است؟ آیا مساله بر سر اورانیوم است و یا اینکه نفت نقش محوری اما پنهان دارد؟ با آقای مسعود دلبری، کارشناس مسائل بین الملل گفتوگو کردهایم:
هتل لوکس دیپلماسی
مسعود دلبری معتقد است که پاکستان از یک سو روابط اقتصادی عمیقی با چین دارد، هرچند کریدور اقتصادی چین-پاکستان با مشکلات بزرگی روبهروست و نوعی وابستگی انرژی نیز در این رابطه دیده میشود. از سوی دیگر، آمریکا همچنان شریک امنیتی غیرقابل انکاری برای پاکستان محسوب میشود. به گفته او، پاکستان با پذیرش نقش میانجیگر، عملاً به چین، آمریکا و جامعه جهانی پیام میدهد که کشوری مفید است و نباید نادیده گرفته شود.
با این حال، به باور این کارشناس، نمیتوان این وضعیت را یک پیروزی واقعی دیپلماتیک برای پاکستان دانست، زیرا پیروزی دیپلماتیک زمانی حاصل میشود که میانجیگر بر نتیجه نهایی تأثیر مستقیم بگذارد، نه اینکه فقط محل مذاکرات را فراهم کند. از این رو، نقش پاکستان بیشتر شبیه «هتل لوکس دیپلماسی» است تا یک بازیگر اصلی.
دلبری همچنین لغو سفر جیدی ونس به اسلامآباد را نشانه مهمی میداند و معتقد است این لغو، همراه با عدم حضور ایران در مذاکرات، نشان میدهد که تهران هنوز کارت مهمی برای بازی دارد؛ چرا که در دیپلماسی، سکوت نیز نوعی قدرت چانهزنی به شمار میرود.
هم چماق و هم هویج
از نظر او، وقتی ترامپ همزمان لحن تندی گرفته و از آمادگی برای بمباران سخن میگوید، اما آتشبس را تمدید میکند، این تناقض ظاهری در واقع تاکتیک کلاسیک «چماق و هویج» است. با این حال، نمیتوان فشار واقعی را نادیده گرفت، زیرا آمریکا در منطقهای درگیر است که هر جرقهای میتواند به فاجعه نظامی و جنگ گسترده در تنگه هرمز و اطراف آن منجر شود و تهدید بسته شدن تنگه هرمز همچنان جدی است.
به گفته مسعود دلبری، در شرایط کنونی باید منتظر ماند و دید بسته پیشنهادی ایران چیست؛ آیا مسئله اصلی اورانیوم است یا نفت نقش محوری اما پنهان دارد. او تأکید میکند که ۲۰ میلیارد دلار در برابر اورانیوم غنیشده در اقتصاد جهانی تعبیر مشخصی دارد: اورانیوم یک بهانه حقوقی-امنیتی قابل قبول برای همگان است، اما موضوع پنهان اصلی نفت است. ایران روزانه حدود ۳ میلیون بشکه ظرفیت تولید نفت دارد و اگر تحریمها برداشته شود، این نفت وارد بازار میشود و برای عربستان سعودی، شریک استراتژیک ترامپ، کابوسآور خواهد بود، زیرا قیمت نفت کاهش یافته و درآمد ریاض کم میشود.
از سوی دیگر، چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و توافق آمریکا با ایران به پکن دسترسی پایدار به منبع انرژی میدهد که این به معنای تقویت رقیب استراتژیک آمریکاست. بنابراین، به باور دلبری، اورانیوم زبان رسمی مذاکره است، اما نفت قلب تپنده ماجرای پنهان این پرونده است.
در نتیجه، او پاکستان را نه برنده نهایی میداند و نه بازنده، بلکه بازیگری که فرصت دیده شدن یافته و موفقیتش به شکلگیری توافق نهایی بستگی دارد. نکته پایانی اینکه از نظر مسعود دلبری، ترامپ تمدید آتشبس را از روی ضعف انجام نداده و البته نمیتوان این واقعیت را هم انکار کرد که هزینه یک جنگ گسترده در خلیج فارس برای واشنگتن با توجه به شرایط اقتصادی ناپایدار داخلی، بسیار سنگین است. او خاطرنشان میکند که وقتی دیپلماتها از اورانیوم سخن میگویند، بازارهای انرژی نفت را میشنوند و این دو روایت تا پیش از حصول توافق نهایی در کنار هم زندگی خواهند کرد.






نظرها
نظری وجود ندارد.