ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

سفر عراقچی به پکن: بازی دوگانه چین در تنگه هرمز

سفر وزیر خارجه ایران به پکن دقیقاً یک هفته پیش از نشست مهم ترامپ و شی جین‌پینگ انجام شد. به گفته مسعود دلبری، کارشناس انرژی، چین در بحران تنگه هرمز نقش «سوداگر استراتژیک» را بازی می‌کند: از یک سو از اختلال در تنگه هرمز برای کسب امتیازات اقتصادی و تجاری از آمریکا استفاده می‌کند و از سوی دیگر، از ایران انتظار دارد تضمین‌های لازم برای آرامش آبراه را بدهد. دلبری تأکید می‌کند که این بازی دوگانه پکن، هم پنجره کوتاهی برای صادرات نفت ایران با مکانیسم یوان ایجاد کرده و هم می‌تواند به تله‌ای جدی برای درآمد ارزی و اهرم‌های ایران تبدیل شود، به‌ویژه اگر چین در نشست پیش‌رو با آمریکا به توافق بزرگ برسد.

سفر عباس عراقچی به پکن در ۵ و ۶ مه ۲۰۲۶ (۱۴ و ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵)، در حالی انجام شد که آمریکا مرحله نظامی عملیات «خشم حماسی» را پایان‌یافته اعلام کرده و دونالد ترامپ نیز عملیات «پروژه آزادی» (اسکورت کشتی‌ها در تنگه هرمز) را برای مدت کوتاهی متوقف کرده است. این سفر اولین بازدید عراقچی از چین پس از آغاز درگیری‌های فوریه است و دقیقاً کمتر از یک هفته پیش از دیدار ترامپ-شی جین‌پینگ صورت گرفت. دیدار او با وانگ یی بر روابط دوجانبه، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی متمرکز بود و وانگ یی بر لزوم «آتش‌بس جامع» تأکید کرد.

پیش‌نویس جدید قطعنامه شورای امنیت (که توسط آمریکا و بحرین با مشارکت عربستان، امارات، قطر و کویت تدوین شده) خواستار توقف فوری حملات ایران به کشتی‌های تجاری، پایان مین‌گذاری، افشای مکان و تعداد مین‌ها، توقف اخذ عوارض و همکاری با تلاش‌ها برای پاکسازی آبراه است. این قطعنامه اقدامات ایران را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی دانسته و ضمن حمایت از ایجاد کریدور انسانی، در صورت عدم رعایت ممکن است به تحریم یا اقدامات مؤثر دیگر (تحت فصل هفتم منشور) منجر شود. این پیش‌نویس پس از وتوی قبلی روسیه و چین در آوریل، نسخه‌ای تعدیل‌شده است که مذاکرات درباره آن از روز گذشته آغاز شده است.

این تحولات دیپلماتیک در سایه فشارهای آمریکا بر چین برای متقاعد کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز انجام می‌شود. چین به عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، نگران اختلال انرژی است و از این سفر برای مدیریت بحران و هماهنگی پیش از نشست ترامپ-شی استفاده کرد.

با توجه به اینکه چین بزرگ‌ترین خریدار نفت خام ایران محسوب می‌شود و حدود ۲۰ درصد واردات نفت این کشور از تنگه هرمز عبور می‌کند، هرگونه اختلال یا حتی تهدید اختلال در این آبراه می‌تواند بر قیمت جهانی انرژی، درآمد ارزی ایران و ثبات اقتصادی پکن تأثیر مستقیم بگذارد. توقف موقت «پروژه آزادی» توسط ترامپ سیگنال مثبتی است، اما محاصره دریایی همچنان ادامه دارد و پیش‌نویس قطعنامه شورای امنیت نیز فشار دیپلماتیک سنگینی بر ایران وارد می‌کند. با آقای مسعود دلبری، کارشناس انرژی، درباره جنبه‌های فنی، اقتصادی و راهبردی سفر عراقچی گفت‌وگو کردیم.

سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به پکن در روزهای ۵ و ۶ مه برابر با ۱۵ و ۱۶ اردیبهشت، در حالی انجام شد که آمریکا اعلام کرده مرحله نظامی عملیات «خشم حماسی» به پایان رسیده و دونالد ترامپ نیز عملیات «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را برای مدتی کوتاه متوقف کرده است.

این سفر - اولین دیدار عراقچی با وانگ یی پس از درگیری‌های فوریه- دقیقاً کمتر از یک هفته پیش از دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ صورت گرفت. وانگ یی در این دیدار بر لزوم آتش‌بس جامع تأکید کرد.

در همین حال، آمریکا و بحرین با حمایت عربستان، امارات، قطر و کویت، پیش‌نویس جدید قطعنامه‌ای در شورای امنیت را ارائه کرده‌اند که خواستار توقف فوری حملات، مین‌گذاری و اخذ عوارض توسط ایران در تنگه هرمز، افشای مکان مین‌ها و همکاری برای پاکسازی آبراه است. این قطعنامه نسخه تعدیل‌شده‌ای از پیش‌نویس قبلی است که روسیه و چین آن را وتو کرده بودند.

چین به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران و کشوری که ۲۰ درصد واردات نفتش از تنگه هرمز عبور می‌کند، بسیار نگران اختلال در این آبراه حیاتی است. توقف موقت پروژه آزادی سیگنال مثبتی است، اما محاصره دریایی آمریکا همچنان ادامه دارد. با آقای مسعود دلبری، کارشناس انرژی، درباره تأثیر این تحولات بر بازار نفت، صادرات ایران به چین و ثبات قیمت جهانی انرژی گفت‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

 صادرات نفت ایران به چین: فرصت کوتاه‌مدت؟

مسعود دلبری با اشاره به اهمیت روابط انرژی ایران و چین گفت که چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و این رابطه را می‌توان یک شراکت استراتژیک-نیمه‌تجاری دانست. او افزود که حدود ۱۵ درصد از نفت وارداتی چین مستقیماً از ایران تأمین می‌شود و پکن جز از طریق ایران و روسیه، دسترسی مستقیمی به نفت خارج از کنترل آمریکا در خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس ندارد.

دلبری تأکید کرد که اگرچه سهم مستقیم واردات از ایران حدود ۱۵ درصد است، اما بیش از ۵۰ درصد از کل نفت وارداتی چین از تنگه هرمز (شامل نفت کشورهای خلیج فارس) عبور می‌کند. بنابراین هرگونه اختلال در این آبراه، حتی بدون قطع کامل صادرات ایران، تأثیر بسیار جدی بر امنیت انرژی چین خواهد داشت.

دلبری خاطرنشان کرد که از آغاز بحران، صادرات نفت به چین تسهیل شده و وزیر نفت ایران نیز این موضوع را تأیید کرده، اما این تسهیلات محدود و عمدتاً پنهانی بوده است.

او با طرح سه سناریوی محتمل توضیح داد که سناریوی اول، فرصت کوتاه‌مدت است. به گفته او، توقف موقتی عملیات آمریکا پنجره کوچکی برای ایران ایجاد کرده و پالایشگاه‌های مستقل چینی (تیپات‌ها) حتی پیش از آتش‌بس نیز به دنبال محموله‌های فوری نفت ایران بوده‌اند و تقاضا همچنان وجود دارد.

دلبری سناریوی دوم را محدودیت‌های ساختاری دانست و تأکید کرد که مشکل اصلی نه تنگه هرمز، بلکه محاصره بنادر است. او به اظهارات شرکت کشتیرانی هاپاگ-لوید اشاره کرد که عبور از تنگه هرمز را هنوز ممکن می‌داند، اما شرکت‌های بیمه و کشتیرانی منتظر شفاف شدن وضعیت هستند.

به عقیده این کارشناس انرژی، سناریوی سوم مکانیسم یوان است. او گفت سفر  عراقچی به پکن احتمالاً برای تثبیت همین مکانیسم انجام شده، زیرا دولت چین دستوری صادر کرده که تحریم‌های آمریکا علیه پالایشگاه‌های چینی خریدار نفت ایران را به رسمیت نمی‌شناسد. دلبری این اقدام را نشانه ساخت یک سیستم پرداخت و معامله موازی توسط پکن ارزیابی کرد.

دلبری در ادامه هشدار داد که با وجود این تحولات، ریسک اختلال همچنان بالاست. او دلایل خود را این‌گونه برشمرد: تنگه هرمز از اواخر فوریه عملاً نیمه‌بسته مانده، ایران عملیات پروژه آزادی را سیاست فشار حداقلی خود می‌بیند و رئیس‌جمهور پزشکیان نیز تسلیم شدن در برابر خواسته‌های یک‌جانبه آمریکا را غیرممکن دانسته است. همچنین تحریم چهل شرکت کشتیرانی و نفت‌کش چینی توسط آمریکا، فشار مستقیمی بر کانال‌های انتقال نفت به چین وارد کرده است.

در تحلیل نهایی، مسعود دلبری تأکید کرد که این وضعیت تنها یک وقفه و فرصت محدود است، نه تحول بنیادین. به گفته او، برای احیای پایدار صادرات نفت به چین، سه عامل باید همزمان محقق شود: بازگشایی واقعی تنگه هرمز، توقف کامل عملیات آمریکا، برداشته شدن محاصره بنادر و نهادینه شدن سیستم یوان یا رفع تحریم پالایشگاه‌های چینی.

او در پایان افزود که چین به شدت از این بحران آسیب دیده و بازگشایی هرمز را برای اقتصاد خود ضروری می‌داند و همین نیاز، دلیل اصلی سفر عراقچی به پکن بوده است. دلبری پیش‌بینی کرد که در صورت نتیجه‌بخش بودن مذاکرات از مسیر پاکستان، صادرات نفت می‌تواند به تدریج احیا شود، اما تا زمانی که تغییر بنیادین در سیاست محاصره دریایی آمریکا رخ ندهد، ریسک اختلال بالا خواهد ماند.

نقش چین در بحران تنگه هرمز: یک سوداگر استراتژیک؟

مسعود دلبری در ادامه گفت که ترامپ شرط می‌بندد رئیس‌جمهور چین به اندازه کافی به باز ماندن تنگه هرمز نیاز دارد و در مقابل، شی جین‌پینگ نیز شرط می‌بندد که ترامپ برای دستیابی به توافق، حاضر به دادن امتیازات واقعی باشد. به عقیده او، این دقیقاً صحنه‌ای است که اکنون شاهد آن هستیم.

دلبری افزود که نشست ترامپ و شی جین‌پینگ برای ۱۴ و ۱۵ ماه جاری (هفته آینده) برنامه‌ریزی شده و موضوع ایران در مرکز این دیدار قرار دارد.

او با اشاره به دیدگاه چینی‌ها گفت که یک مشاور وزارت خارجه چین تأکید کرده وضعیت کنونی به نفع چین است، زیرا ایران در این جنگ شکست نخورده و همچنان اهرم استراتژیک خود را حفظ کرده و چین نیز اهرم واقعی‌اش را در اختیار دارد.

این کارشناس انرژی توضیح داد که پیش از جنگ، حدود یک سوم نفت وارداتی چین از تنگه هرمز عبور می‌کرد. او افزود که حتی برآورد محافظه‌کارانه در اوج بحران نشان می‌دهد حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی تحت تأثیر قرار گرفته و چین مجبور به استفاده از ذخایر استراتژیک خود شده است. بانک جهانی نیز پیش‌بینی کرده بود که قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۴ درصد و هزینه حمل ۳۱ درصد افزایش یابد که این امر منجر به تورم جهانی، کند شدن رشد اقتصادی و فشار مستقیم بر اقتصاد چین به عنوان بزرگ‌ترین کارخانه تولیدی جهان خواهد شد.

دلبری خوش‌بینانه‌ترین سناریو را این دانست که چین از نفوذ اقتصادی خود بر ایران برای فشار به تهران جهت توافق هسته‌ای و بازگشایی تنگه هرمز استفاده کند. در مقابل، چین انتظار دارد آمریکا تعرفه‌های تجاری را کاهش دهد، کانال‌های نفتی چین-ایران را به رسمیت بشناسد و مهم‌تر از همه، رابطه پایدار بلندمدت با واشنگتن برقرار کند تا سیاست خارجی خود را پیرامون آن تنظیم نماید.

او هشدار داد که برای ایران این وضعیت هم فرصت است و هم یک دام. از یک سو پکن از پالایشگاه‌های چینی در برابر تحریم‌های آمریکا دفاع می‌کند و کانال خرید نفت را باز نگه می‌دارد، اما از سوی دیگر، هرچه چین به توافق با ترامپ نزدیک‌تر شود، فشار بیشتری بر ایران وارد خواهد کرد تا تسلیم شود، زیرا چین نمی‌تواند همزمان از ایران حمایت کند و با آمریکا توافق بزرگ برسد.

دلبری سه متغیر کلیدی برای درآمد ارزی ایران برشمرد: قیمت (نفت ایران با تخفیف سنگین و نرخ تبدیل نامناسب یوان فروخته می‌شود)، حجم (محدودیت ناشی از محاصره بنادر) و ریسک (احتمال بسته شدن کامل کانال‌ها با هر تشدید تنش).

او در پایان تأکید کرد که چین سیاست دوگانه‌ای را دنبال می‌کند: از انتقاد مستقیم از ترامپ خودداری کرده تا آب را گل‌آلود نکند و همزمان از بحران هرمز برای تسریع گذار انرژی خود بهره می‌برد.

جمع‌بندی دلبری این است که چین نه میانجی واقعی است و نه دشمن ایران، بلکه یک سوداگر استراتژیک محسوب می‌شود. اگر نشست ترامپ-شی به توافق جامعی برسد، ایران احتمالاً باید شرایط سختی را در مذاکرات هسته‌ای بپذیرد، زیرا چین برای منافع بزرگ‌تر خود معامله می‌کند، نه منافع تهران. او این اجلاس را رویداد محوری تقویم دیپلماتیک سال ۲۰۲۶ دانست که قیمت نفت، سرنوشت آتش‌بس و شکل‌گیری نظم جهانی بعدی را رقم خواهد زد.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.