بیانیه کانون صنفی معلمان در باره فقر فزاینده
«دولتها تغییر کردهاند، مجالس متعددی با شعارهای گوناگون بر سر کار آمدهاند و مسئولان بسیاری وعده اصلاح دادهاند، اما برای فرهنگیان، حاصل این جابهجاییها چیزی جز تداوم تبعیض، کاهش قدرت خرید و اجرا نشدن قوانین نبوده است.»

یکی از تجمعات اعتراضی معلمان در ایران ـ عکس از شبکههای اجتماعی
فقر در ایران شتابان گستری مییابد. بر اساس آمارهای رسمی، نرخ فقر از حدود ۱۰ تا ۱۷ درصد در ابتدای دهه ۱۳۸۰ به بیش از ۳۰ درصد در سالهای اخیر رسیده و اکنون دستکم یکسوم جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی میکنند.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، نرخ فقر در ایران در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳، در حدود ۳۰ درصد تثبیت شده است. براین قرار ۲۵ تا ۲۶ میلیون نفر از مردم ایران، زیر خط فقر قرار دارند. «این در حالی است که برخی منابع غیررسمی و بینالمللی تاکید دارند که با وضعیت کنونی، حدودا ۸۰ درصد از مردم ایران بهنوعی با چالش فقر دستبهگریبان هستند.»(آرمان امروز)
برآورد شده که درآمد کارگران از نرخ تورم تا ۲۰۰ درصد در چهار سال اخیر عقب افتاده است. وضع زتدگی بازنشستگان و کارمندان، مشخصا فرهنگیان، به همین روال مدام وخیمتر میشود.
بیانیه جدید کانون صنفی معلمان بر روی این نکته دست میگذارد.
اعتراض به اجرا نشدن قانونی که خودشان تصویب کردهاند
بیانیه کانون صنفی معلمان با اشاره به گسترش فقر در کشور آغاز میشود:
نرخ فقر در ایران از ۴۱ درصد امسال به ۴۵,۵ درصد درسال ۱۴۰۷ میرسد. یعنی با روند کنونی، نزدیک به نیمی از جمعیت کشور تا دوسال دیگر زیرخط فقر خواهند بود.
بیانیه در ادامه میگوید:
بیش از چهار دهه است که فرهنگیان شاغل و بازنشسته، با مشکلات فزایندهی معیشتی، کاهش مستمر قدرتخرید و تبعیضهای آشکار در نظام پرداخت حقوق و مزایا دست و پنجه نرم میکنند.
بیانیه کانون صنفی معلمان بر روی این نکته متمرکز است که چرا حکومت «قانون مدیریت خدمات کشوری» را اجرا نمیکند. بیانیه در مورد این قانون میگوید:
پیش از تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری، نظام پرداخت حقوق کارکنان دولت برپایهی مقرراتی استوار بود که نهتنها عدالت را برقرار نمیکرد، بلکه تبعیضهای گستردهای را میان کارکنان دستگاههای مختلف به وجود آورده بود و فرهنگیان، بهویژه بازنشستگان، از اصلیترین قربانیان این بیعدالتی بودند. اعتراضات گستردهی فرهنگیان و سایر حقوق بگیران دولت، سرانجام مسئولان را ناگزیر به تدوین و تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری کرد؛ قانونی که قرار بود با استقرار نظام پرداخت عادلانه، به تبعیضهای مزمن پایان دهد و کرامت معیشتی کارکنان و بازنشستگان را تضمین کند. اما اکنون، پس از حدود دو دهه، واقعیت چیز دیگری را روایت میکند. بخش مهمی از این قانون یا هرگز اجرا نشده، یا با برداشتهای سلیقهای و ناقص، از اهداف اصلی خود تهی شده است.
یک مبنای اعتراض کانون صنفی معلمان ماده ۶۴ این است:
ماده ۶۴ قانون مدیریت خدمات کشوری تصریح میکند که ضریب ریالی مبنای تعیین حقوق کارکنان، برای بازنشستگان و مستمریبگیران نیز به همان میزان تعیین میشود. کانون صنفی معلمان بر این باور است که مفهوم روشن این حکم قانونی آن است که هرگاه ضریب ریالی حقوق شاغلان افزایش مییابد، همان افزایش باید بدون تبعیض برای بازنشستگان همتراز نیز اعمال شود. با این حال، طی سالهای گذشته این حکم قانونی یا اجرا نشده یا با تفسیرهایی که نتیجهی آن تضییع حقوق بازنشستگان بوده، از محتوای واقعی خود تهی شده است.
معلمان همچنان در بیانیه خود به ماده ۱۲۵ این قانون استناد کردهاند:
ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری دولت را مکلف کرده است که ضریب حقوق را متناسب با نرخ تورم تعیین کند. با وجود این حکم صریح، دولتهای مختلف سالهاست که از اجرای کامل آن سر باز زدهاند. حاصل این بیاعتنایی، سقوط مداوم قدرت خرید، گسترش فقر، کوچکتر شدن سفرهی فرهنگیان و فاصلهی روزافزون میان درآمد و هزینههای زندگی بوده است.
سرکوب، پاسخ مطالبه قانونی
در پایان بیانیه کانون صنفی معلمان ایران آمده است:
تجربهی سالهای گذشته یک حقیقت انکارناپذیر را آشکار کرده است: هیچ حقی با وعده به دست نمیآید. حقوق قانونی فرهنگیان تنها زمانی محقق خواهد شد که قانون بیکموکاست اجرا شود و جامعهی فرهنگیان با حفظ همبستگی، استقلال و مطالبهگری مستمر، از حقوق خود دفاع کند.
پاسخ حکومت به مطالبهگری فرهنگیان تا کنون اخراج و دستگیری بوده است.
در ماههای گذشته حکومت با حکم زندان به سراغ تعداد نامعلومی آموزگار رفته است. بنابر برآورد کمپین حقوق بشر ایران از زمان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ تا ششم مرداد ۱۴۰۵، دستکم ۶۰ معلم و فعال تشکلهای صنفی فرهنگیان در ایران بازداشت، زندانی یا با احکام قضایی مواجه شدهاند.
با این حال، تعداد واقعی بازداشتشدگان بهطور قطع بسیار بیشتر است؛ بهویژه در مورد معلمانی که در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند اما پروندههای آنان هرگز علنی نشد، همچنین در شهرهای کوچک بسیاری از بازداشتها هرگز گزارش نشدهاند. افزون بر این، قطع بیسابقه اینترنت در سراسر کشور به مدت ۸۸ روز نیز مستندسازی سرکوب خشونتبار حکومت را بهشدت دشوار کرده است.
بنابر همین گزارش
تعداد معلمان و فعالان صنفی بازداشتشده در شهرهای کوچک ایران به شکل قابل ملاحظهای بیشتر بوده است. موضوعی که نشان دهنده اهمیت جایگاه این فعالان در اثرگذاری اجتماعی آنان است. علاوه بر بازداشتهای حین اعتراضات، بسیاری از معلمان—بهویژه فعالان صنفی و تشکلهای معلمان در شهرهای کوچک—هفتهها یا حتی ماهها پس از فروکش کردن اعتراضات نیز بهطور خودسرانه بازداشت شدند. بسیاری دیگر از معلمان بازداشتشده نیز ماهها یا حتی سالها در بلاتکلیفی قضایی نگه داشته شدهاند و پروندههای آنان همچنان مفتوح است؛ وضعیتی که نشاندهنده تلاش مستمر حکومت برای ارعاب معلمان و خاموش کردن فعالیتهای مستقل صنفی و مدنی آنها است.




نظرها
نظری وجود ندارد.