ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

حکومت در غیاب حاکم: «می‌ترسیم صدای خامنه‌ای را منتشر کنیم»

روزنامه همشهری، ارگان شهرداری تهران، می‌گوید انتشار صدای مجتبی خامنه‌ای ممکن است از طریق نویز برق، پژواک اتاق یا مشخصات میکروفن به شناسایی محل اختفای او کمک کند. توضیحی که از نظر فنی کاملاً بی‌پایه نیست، اما بیش از آنکه راز عملیات جاسوسی را روشن کند، اضطراب حکومتی را آشکار می‌سازد که رهبر تازه‌اش نه دیده می‌شود و نه صدایش شنیده شده است. در میان شایعات مربوط به جراحات شدید او، روایت‌های متناقض مقام‌ها و شهادت واسطه‌ها غیاب رهبر به مسئله‌ای فراتر از امنیت شخصی بدل شده است: چه کسی اکنون فرمان می‌دهد، چه کسی پیام‌های او را می‌نویسد و آیا جمهوری اسلامی، مانند امپراتوری کافکا، دیواری از پیام‌ها می‌سازد تا غیاب حاکم را پنهان کند؟ سکوت طولانی مجتبی خامنه‌ای، شاید محل اختفای او را پنهان کند اما محل واقعی قدرت را نشان می‌دهد. قدرت اکنون احتمالاً نه در حنجره رهبر، بلکه در دست کسانی است که تصمیم می‌گیرند او چه گفته است.

جمهوری اسلامی رهبر دارد؛ اما روی کاغذ.

پیام‌ها صادر می‌شود.  احکام می‌رسد. مقام‌ها از «رهنمودهای رهبر» می‌گویند. رسانه‌های دولتی جملاتی را به نام او منتشر می‌کنند. اما خود رهبر دیده نمی‌شود. صدایش شنیده نمی‌شود. حتی یک فایل صوتی تازه وجود ندارد که معلوم کند مجتبی خامنه‌ای می‌تواند حرف بزند، تصمیم بگیرد و آنچه به نامش منتشر می‌شود، واقعاً متعلق به اوست.

اکنون روزنامه همشهری، ارگان شهرداری تهران، برای این سکوت توضیحی فنی پیدا کرده است. صدای رهبر ممکن است جاسوسان را به محل او برساند. پژواک اتاق، حجم فضای بسته را فاش می‌کند. نوسان فرکانس برق، زمان و شبکه محل ضبط را نشان می‌دهد. صدای تهویه، پرندگان یا حشرات محدوده جغرافیایی را لو می‌دهد. حتی اعوجاج میکروفن می‌تواند مانند اثر انگشت دستگاه عمل کند.

بخش‌هایی از این توضیح درست است. تحلیل «فرکانس شبکه برق» در جرم‌شناسی صوتی کاربرد دارد. نوسان‌های بسیار کوچک برق ۵۰ یا ۶۰ هرتز ممکن است در یک فایل صوتی ثبت شود و با داشتن پایگاه داده مرجع، برای تخمین زمان ضبط یا تشخیص دست‌کاری فایل به کار رود. پژواک یک اتاق نیز اطلاعاتی درباره ابعاد و جنس محیط می‌دهد. نقص‌های بسیار کوچک میکروفن‌ها هم گاه امکان شناسایی مدل یا حتی دستگاه ضبط‌کننده را فراهم می‌کند.

اما این روش‌ها جادو نیستند. برای رسیدن از یک فایل صوتی به نشانی دقیق یک پناهگاه، به صدای کافی، شرایط مناسب ضبط، داده‌های مرجع و مجموعه‌ای از اطلاعات تکمیلی نیاز است. یک فایل کوتاه را می‌توان در محیط کنترل‌شده ضبط کرد، نویز برق را حذف کرد، روی آن صدای دیگری گذاشت یا از تجهیزات مستقل از شبکه استفاده کرد. حکومت ایران توان ساخت موشک بالستیک دارد، اما ظاهراً نمی‌تواند اتاقی پیدا کند که در آن رهبرش چند جمله امن بگوید.

توضیح فنی همشهری بیش از آنکه یک راز امنیتی را آشکار کند، یک اضطراب سیاسی را لو می‌دهد.

مجتبی خامنه‌ای در ۸ مارس ۲۰۲۶ به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی شد. از آن زمان فقط پیام‌های مکتوبی به نام او انتشار یافته است. نه عکس تازه‌ای از او وجود دارد، نه تصویر متحرک و نه صدا. رویترز در آوریل به نقل از سه فرد نزدیک به حلقه داخلی او گزارش داد که صورتش در حمله ۲۸ فوریه دچار آسیب و تغییر شکل شده و یک یا هر دو پایش جراحت جدی برداشته است. این خبرگزاری تأکید کرد که نتوانسته این اطلاعات را مستقلاً تأیید کند.

گزارش دیگری که به چهار مقام ایرانی استناد می‌کرد، از سوختگی شدید صورت و لب‌ها، دشواری در سخن گفتن، چند جراحی روی یک پا و احتمال استفاده از پای مصنوعی خبر داد. روایت رسمی بسیار ملایم‌تر بود. یک روز سخن از «سلامت کامل» رفت. روز دیگر از چند خراش. بعد از جراحت زانو و کمر گفته شد. برخی مقام‌ها او را «جانباز رمضان» خواندند. فاصله میان «چند خراش» و تغییر شکل صورت، فاصله کوچکی نیست. در این فاصله، شایعه حکومت می‌کند.

مسعود پزشکیان نیز به یکی از شاهدان رسمی وجود رهبر تبدیل شده است. او ابتدا از ملاقاتی دو تا دو ساعت‌ونیمه با مجتبی خامنه‌ای سخن گفت. در ۲۱ ژوئیه نیز اعلام کرد که «سطح تعامل» دولت با رهبر روزبه‌روز بیشتر می‌شود. منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه، نیز در گفت‌وگویی مدعی شده که «چه در زمان امام شهید و چه اکنون در زمان رهبر سوم انقلاب، هیچ کسی به مذاکره نرفته مگر اینکه اذن مذاکره را گرفته باشد»؛ این اظهارات در شرایطی بیان شده که محل حضور رهبر، چگونگی ارتباط با او همچنان محل پرسش است.

چگونگی تولید یک رهبر یا وقتی غیاب به شیوه حکمرانی بدل می‌شود

مسئله فقط سلامت فرد حاکم نیست. در قانون و ساختار جمهوری اسلامی، رهبر فرمانده نیروهای مسلح است، بر نهادهای انتصابی تسلط دارد و در تصمیم‌های راهبردی، از جنگ و مذاکره تا سیاست داخلی، مرجع نهایی به شمار می‌رود. وقتی چنین فردی دیده و شنیده نمی‌شود، پرسش «رهبر کجاست؟» خیلی زود به پرسش دیگری تبدیل می‌شود: چه کسی حکومت می‌کند؟

غیاب رهبر در این شرایط انبوهی از واسطه‌ها را تولید می‌کند. محافظان، فرماندهان، پزشکان، حاملان پیام، مسئولان دفتر، گویندگان تلویزیون و مفسران امنیتی. دسترسی به بدن رهبر به منبع قدرت بدل می‌شود. کسی که پیام را حمل می‌کند، می‌تواند آن را تفسیر کند. کسی که می‌گوید با رهبر دیدار کرده، بخشی از اقتدار او را به عاریت می‌گیرد. کسی که تصمیم می‌گیرد کدام جمله منتشر شود، عملاً در تولید رهبر مشارکت دارد.

رویترز گزارش داده است که سپاه در انتخاب مجتبی خامنه‌ای نقشی تعیین‌کننده داشته و در ماه‌های جنگ به نیروی مسلط بر تصمیم‌های راهبردی تبدیل شده است. بنابراین هرچه همشهری بیشتر درباره اثر انگشت میکروفن توضیح می‌دهد، اثر انگشت سیاسی سپاه بر ساختار قدرت آشکارتر می‌شود.

نمونه‌های مشابهی تاریخی‌ای وجود دارد. طالبان مرگ ملاعمر را بیش از دو سال مخفی کرد. در این مدت پیام‌هایی به نام او منتشر شد و تصمیم‌گیری در اختیار حلقه‌ای کوچک باقی ماند. پنهان‌کاری قرار بود وحدت سازمان را حفظ کند، اما پس از افشای مرگ او به اختلاف بر سر جانشینی دامن زد.

در الجزایر، عبدالعزیز بوتفلیقه پس از سکته سال ۲۰۱۳ تقریباً از انظار عمومی ناپدید شد. تصویرش در مراسم‌ها حضور داشت، اما خودش به‌ندرت دیده می‌شد. غیاب طولانی او به نماد حکومتی بدل شد که در آن حلقه‌های امنیتی، نظامی و اقتصادی پشت تصویر رئیس‌جمهور رقابت می‌کردند. سرانجام جامعه علیه نه فقط یک فرد، بلکه علیه دستگاهی برخاست که می‌خواست یک تصویر را به جای حاکم بنشاند.

بااین‌حال وضعیت ایران وجهی کافکایی‌تر دارد. در داستان «دیوار چین» کافکا، امپراتور در مرکز دوردستی قرار دارد که رعایا هرگز به آن دسترسی ندارند. پیامی از سوی امپراتور حرکت می‌کند، اما قصرها، حیاط‌ها، جمعیت‌ها و فاصله بی‌پایان اجازه نمی‌دهند پیام به مقصد برسد. دیوار نیز به‌صورت تکه‌تکه ساخته می‌شود. کارکرد اصلی‌اش دفاع نیست. دیوار بیش از آنکه امپراتوری را حفظ کند، تصور وجود امپراتوری و امپراتور را در ذهن مردم می‌سازد.

در جمهوری اسلامی امروز، پیام‌ها می‌رسند، اما معلوم نیست از طرف امپراتور آمده باشند. مرکز وجود دارد، ولی قابل مشاهده نیست. فرمان صادر می‌شود، ولی صدای فرمان‌دهنده غایب است. رسانه‌های حکومتی نیز مانند کارگران دیوار کافکا، هر روز قطعه‌ای تازه به بنای رهبر اضافه می‌کنند: یک پیام تسلیت، یک حکم، یک توصیه اقتصادی، یک هشدار نظامی. دیوار بالا می‌رود. صاحب دیوار اما پشت آن ناپدید شده است.

پنهان‌کردن رهبر ممکن است از نظر امنیتی قابل فهم باشد. پس از کشته‌شدن علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان، خطر حمله دوباره واقعی است. اما امنیت نمی‌تواند برای همیشه جانشین اثبات اقتدار شود. رهبر پنهان شاید از موشک در امان بماند، اما از فرسایش مشروعیت نه.

در نظامی که رهبر آن منتخب مستقیم مردم نیست، صدا و تصویر بخشی از سازوکار به‌رسمیت‌شناخته‌شدن اوست. علی خامنه‌ای ساعت‌ها سخنرانی می‌کرد. لحن، مکث، سرفه و حتی اشتباهات لفظی او جزئی از نمایش قدرت بود. جانشینش هنوز حتی وارد صحنه نشده است. او نه فقط رهبر غایب، بلکه رهبری بی‌صداست. امتناع از انتشار صدا و تصویر شاید محل اختفای او را پنهان کند، اما محل واقعی قدرت را نشان می‌دهد. قدرت اکنون احتمالاً نه در حنجره رهبر، بلکه در دست کسانی است که تصمیم می‌گیرند او چه گفته است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.