ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

معرفی کتاب

فصل دوم: «اقتصاد سیاسی غارت: شکار انسان و اقتصاد گریز»

نوشته: مهرداد وهابی

کتاب «اقتصاد سیاسی غارت» نوشته مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی (پاریس) سال ۲۰۱۵ توسط انتشارات کمبریج به چاپ رسید. کتاب حاضر از دیدگاه غارت شده (شکار) به بررسی غارت می‌پردازد. آنچه پیش‌روی شماست ترجمه فارسی یپرم خان هایریک از فصل دوم این کتاب است که در نشر ایران‌آکادمیا منتشر شده است.

مقدمه فصل ۲

معنای شکار

شکار عملی پیچیده و چندبعدی‌ست که نه تنها میان انسان‌ها و حیوانات، بلکه در ارگانیسم‌های زنده و فرگشت اکولوژیکی نیز به‌طور کلی نقشی کلیدی ایفا کرده است. برای مطالعه‌ی شکار باید با درک معنای آن بیاغازیم. معنای آن را از دیدگاه‌های اکولوژیکی، رفتارشناسی جانوران، رفتاری، انسان‌شناسی، تاریخی و اقتصادی کنار هم قرار خواهیم داد. اگرچه شکار در میان همه موجودات زنده فراگیر و گسترده است، اما اولین بار اروپایی‌ها به‌عنوان اشرف شکارچیان دوران مدرن، آن را هم‌چون فعالیتی انسانی تصور شدند. فعل و اسم "prey" (طعمه-م)^۲ (انگلیسی میانه) ابتدا در قرن سیزدهم مورد استفاده قرار گرفت و "predation" (غارتگری، شکارگری -م) در قرن پانزدهم پدیدار شد. صفت "predatory" (غارتگرانه، شکارگرانه -م) در قرن شانزدهم به کار گرفته شد؛ با این حال، اسم "predator" (غارتگر، شکارچی -م)، عبارت "prey-predator relations" (روابط شکار-شکارچی -م) و فعل "predate" (غارت، شکار -م) همگی در قرن بیستم ابداع شدند. طبق فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد ([ ۱۹۸۹ ] ۲۰۰۰ , Volume XII, p. 327)، "predation" از کلمه لاتین Prædāri به معنای چپاول (plunder) گرفته شده است و در درجه‌ی اول به عمل "تاراج یا چپاول؛ غارت" (pillage or plunder; predation) اشاره دارد.

کاربرد دوم مربوط به متن‌ست در کتاب مقدس و مترادف است با "آن‌چه فرد از قبل رقابت به دست می‌آورد یا پس‌انداز می‌کند" (ibid., p. 450). متشابها، روح انسان ممکن است طعمه‌ی "رخنه‌ی زیان‌بار" شیطان باشد. املای مدرن "pray" (عبادت -م) این معنای خاص "طعمه" (prey) را در بر می‌گیرد که از آن واژه‌های دیگری مانند "کشیش" (pryst, priest)، "صیاد" (preyer)، "preyche"، و "واعظ" (preacher) نیز مشتق شده‌اند.

در حالی که انگلیسی میانه اغلب به واژه‌های طعمه، غارتگرانه و غارت در رابطه با شکار انسان یا تصاحب قهرآمیز اشاره داشت، کاربرد اخیر آن به رفتار حیوانات یا سایر انواع تعاملات بیولوژیکی نیز گسترش یافته است. صفت (غارتگرانه) در ابتدا به شیوه‌ای ستایش‌آمیز استفاده می‌شد و از قرن نوزدهم کیفیتی تحقیرآمیز به خود گرفت.

بر اساس مطالعه‌ای تطبیقی از نسخه‌های مختلف فرهنگ لغت آکسفورد،^۳ من جدول ۱-۲ را ایجاد کردم که واژگان طعمه (prey) و شکارگری (predation)، کاربرد اولیه، مشتقات و ارتباطشان با انواع مختلف شکار انسان و حیوانات را خلاصه می‌کند.

دو شکل کلی از شکار یا روابط شکار-شکارچی وجود دارد: میان‌گونه‌ای (بین اعضای گونه‌های مختلف) (interspecific) و درون‌گونه‌ای (intraspecific). بخش ۲-۱ تمام مسائل مربوط به شکار میان‌گونه‌ای مانند موارد زیر را مورد بحث قرار خواهد داد: شکار از دیدگاه اکولوژیکی و رفتارشناسی چیست؟ آیا "انگلی بودن" نوعی شکار است؟ پویش رابطه‌ی شکار-شکارچی چیست؟ مدل لوتکا-ولترا (Lotka–Volterra model) چگونه منطق روابط شکار-شکارچی را به تصویر می‌کشد و کاربرد آن در نظریه‌پردازی مبارزه‌ی طبقاتی مارکسی چیست؟

بخش ۲-۲ به بررسی شکار درون‌گونه‌ای یا هم‌نوعانه (conspecific) (اعضای گونه‌ی خود) می‌پردازد. هم‌نوع‌خواری (cannibalism) شکل عمده‌ای از شکار درون‌گونه‌ای است. اما آیا هم‌نوع‌خواری میان همه‌ی انواع گونه‌های زنده رویدادی گسترده یا نادر است؟ جایگاه آدم‌خواری در میان گونه‌ی انسانی چیست؟ ماهیت نبردهای مرگبار یا غیرمرگبار در میان گونه‌های هم‌نوع چیست؟ منطق نبردهای هم‌نوعانه چیست و پیش‌بینی‌های نظریه بازی فرگشتی (evolutionary game theory) در مورد نبردهای "آیینی" (غیرخشونت‌آمیز) و قهرآمیز چیست؟

شکار درون گونه‌ای محدود به هم‌نوع‌خواری نیست. بخش ۲-۳ نوع غیرهم‌نوع‌خوارانه‌ی شکار درون‌گونه‌ای را بررسی خواهد کرد. برای درک این نوع ویژه از شکار، باید مفهوم شکار را بازتعریف کنیم و آن را به شکلی کلی، به تصرف منابع تعمیم دهیم. در این بخش، ما درگیری‌های دوتایی (dyadic) (تک به تک) و چندتایی (polyadic) (چند به تک) یا "ائتلافی" را از هم متمایز خواهیم کرد. قتل‌های ائتلافی، رابطه‌ی قدرتی نامتقارن را مفروض می‌دارند. من ابتدا بر الگوهای مختلف گروه‌سازی (استبل-سربازان (stable-troops) و شکافت-امتزاج (fission-fusion)) تمرکز خواهم کرد که در آن‌ها قتل‌های چندتایی محقق می‌شوند. سپس، اهداف درگیری‌های چندتایی، ماهیت آن‌ها و گروه‌های پستانداران درگیر در این نوع نبرد بررسی خواهد شد. مطالعه‌ی ما بر روی شامپانزه‌ها متمرکز خواهد بود، و نیز فرضیه‌ی "میل به سلطه" (عدم تعادل قدرت) رنگهام (Wrangham) به‌عنوان توضیحی از منطق اقتصادی این نوع شکار.

اما آیا "میل به سلطه" میان شامپانزه‌های نرینه در مورد انسان‌ها نیز صدق می‌کند؟ به عبارت دیگر، آیا ریشه‌های مشترکی میان شکارگری هم‌نوعانه‌ی انسان و شامپانزه‌ها وجود دارد؟ بخش ۲-۴ به این پرسش می‌پردازد. ما "یورش‌ها" را (که به "جنگاوری بدوی" رواج یافته‌اند) از نبردهای دولتی (که "جنگاوری متمدن" نامیده می‌شوند) متمایز می‌کنیم و فرض رنگهام را مورد بحث قرار خواهیم داد که بر اساس آن انسان‌ها با شامپانزه‌ها در یورش‌های کشتار امن شریک‌اند، اما از آن پس نبردهای دولتی مرگبار را اختراع کردند.

بخش ۲-۵ به ارزیابی انتقادی تز رنگهام در مورد ریشه‌های خشونت انسانی اختصاص خواهد یافت. دو دیدگاه متناقض، یعنی دیدگاه روسویی (Rousseauian) و دیدگاه هابزی معرفی خواهند شد. دیدگاه اول، "وحشی نجیب" (noble savage) را مفروض دارد در حالی که دیدگاه دوم گرایش طبیعی (یا پیشافرهنگی) به خشونت را میان انسان‌های بدوی برجسته می‌کند. من استدلال خواهم کرد که به‌رغم اختلافات اساسی‌شان، فرض "میل به سلطه" (نزدیک به دیدگاه هابزی) و "تز شناختی" (cognitive thesis) (الهام گرفته از دیدگاه روسو) در این ایده مشترک‌اند که هم شامپانزه‌ها و هم انسان‌ها طبق یک محاسبه‌ی اقتصادی منطقی از هزینه‌های تجاوز، رفتاری استراتژیک دارند. یورش‌های کشتار امن تنها زمانی رخ می‌دهد که هزینه‌های تجاوز ناچیز باشند. با تکیه بر یافته‌های قوم‌نگاران (ethnographers) و باستان‌شناسان، نشان داده خواهد شد که فعالیت غارتگرانه ی انسان، انسان اقتصادی (homo œconomicus) را مفروض دارد و عقلانیت اقتصادی را توسعه‌ی بیشتری می‌دهد.

بخش ۲-۶ به‌تفصیل به شکارگری انسان خواهد پرداخت. من برخلاف رنگهام، استدلال خواهم کرد که نبرد مرگبار دولتی چیزی نیست که عمل شکار انسان را از شامپانزه‌ها متمایز می‌کند. فرضیه من این است که انسان‌ها با تبدیل شدن به تنها شکارچی منحصر به فرد که به‌عنوان محافظ نیز رفتار می‌کنند، شکار بی‌کشتار را ابداع کردند. در این بخش، بین شکار انحصاری و شکار فراگیر تمایزی را معرفی خواهم کرد و چگونه‌گی منجر شدن شکار فراگیر به اهلی‌سازی و تبدیل "طعمه" به مالکیت انسانی را مورد بحث قرار خواهم داد. در این بخش، نقش انسان به‌عنوان شکارچی اشرف و استراتژی‌اش در صرفه‌جویی در هزینه‌های شکار فراگیر نیز روشن خواهد شد.

در نهایت، بخش ۲-۷ به بررسی شکار انسان و قدرت شکارگرانه (cynegetic) خواهد پرداخت. من با بررسی جایگاه شکار و شکار انسان در تقسیم کار اجتماعی شروع خواهم کرد.

در این بخش بر ویژگی "نجیبانه ی" فعالیت غارتگرانه تأکید خواهد شد و سپس دو نوع مختلف شکار انسان، یعنی انحصاری (برای مثال، قوم‌کشی و نسل‌کشی) و فراگیر (برای مثال، اسارت و بردگی زنان) ارائه خواهد شد. شکار فراگیر انسان به‌عنوان تکنیکی استیلاجویانه یا قدرتی شکارگرانه شناخته خواهد شد که در آن شکارچی/محافظ، خراج خود را به حداکثر می‌رساند. در این بخش روابط متناقض یا تکمیل‌کننده میان قدرت‌های شبانی (محافظتی) و غارتگرانه ارزیابی خواهد شد. در ادامه نتیجه‌گیری کوتاهی ارائه خواهد شد.

جنبه‌های تاریک زندگی (مانند مناقشه، خشونت، شکارگری، شکار انسان، بردگی و تهاجم) موضوع مطالعه‌ی رشته‌ها و برنامه‌های پژوهشی گوناگونی‌اند که از جمله می‌توان به تاریخ، روان‌شناسی، نظریه‌ی ریاضی بازی‌، جرم‌شناسی، فلسفه سیاسی و اقتصاد اشاره کرد. کتاب مهرداد وهابی اثری منحصر‌به‌فرد است، چرا که او به‌عنوان متفکری که حقیقتاً رویکردی میان‌رشته‌ای دارد، تحلیل‌هایی را که تاکنون از یکدیگر متمایز بوده‌اند مرور کرده و آن‌ها را با ایده‌های نو و مهمی پربار می‌سازد.

یانوش کورنای، استاد بازنشسته اقتصاد، دانشگاه هاروارد و دانشگاه کوروینوس بوداپست

تحلیلی جذاب و تأمل‌برانگیز درباره شکارچیان و طعمه‌های‌شان. کتاب مهرداد وهابی ذهن تمام کسانی را که شیفته‌ی  اقتصاد سیاسیِ اجبار بوده‌اند، به تکاپو می‌اندازد.

پیتر تی. لیسون، استاد کرسی «دانکن بلک» در رشته اقتصاد و حقوق، دانشگاه جورج میسون

دکتر مهرداد وهابی پژوهشگر، نویسنده، و پرفسور اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی فرانسه است و همچنین مدیریت مرکز تحقیقات اقتصادی شمال پاریس وابسته به مرکز تحقیقات ملی فرانسه را بعهده دارد. از او کتاب‌های متعددی به فارسی، انگلیسی و فرانسه، و نیز بیش از صدمقاله در مجله‌های معتبر علمی در حوزه اقتصاد سیاسی به چاپ رسیده است. او همچنین عضو هیئت تحریریه چندین مجله علمی معتبر منجمله مجله اقتصادی و سیاسی پابلیک چویس (Public Choice) در امریکا است. از آثار مهم او به انگلیسی می‌توان از «اقتصاد سیاسی قدرت انهدامی» (۲۰۰۴، انتشارات ادوار الگار). « اقتصاد سیاسی غارت» (۲۰۱۵، انتشارات کمبریج) و «هماهنگی ویرانگر، انفال، و سرمایه‌داری سیاسی اسلامی: خوانشی جدید از ایران معاصر» (۲۰۲۳، انتشارات پالگریو مکمیلان نام برد). او همچنین در دسامبر ۲۰۲۲ رمانی به فارسی انتشار داده است با عنوان «عشق و در باغ سبز» که انتشارات باران در استکهلم آن را به چاپ رساند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.