ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

جنگ تمام می‌شود، تخریب می‌ماند؛ پیامدهای محیط‌ زیستی جنگ در ایران

جنگ‌ها معمولاً با میزان تلفات انسانی و ویرانی‌های نظامی سنجیده می‌شوند، اما بزرگ‌ترین و ماندگارترین قربانی آن‌ها محیط‌زیست است. در این گفت‌وگو، الهام هومین‌فر، استاد دانشگاه نورث وسترن، تشریح می‌کند که چگونه آلودگی‌های ناشی از درگیری‌های نظامی بر بستر بحران‌های قبلی ایران مانند کم‌آبی و فرونشست زمین تاثیر می‌گذارد. او بر این باور است که پیامدهای زیست‌محیطی جنگ نه یک مسئله فرعی، بلکه ادامه‌دارترین بخش از فاجعه انسانی است که بیشترین آسیب آن بر دوش طبقات محروم، زنان و اقلیت‌های قومی سنگینی می‌کند.

وقتی شیپور جنگ به صدا درمی‌آید، نگاه رسانه‌ها و تحلیل‌گران بلافاصله متوجه آمار کشته‌شدگان، خطوط مقدم نبرد و میزان خسارت‌های ساختاری می‌شود. با این حال، در پشت دود ناشی از انفجارها و ویرانی‌های فوری، بحرانی خاموش و مهلک‌تر در حال شکل‌گیری است که ابعاد آن تا دهه‌ها و برای نسل‌های آینده باقی می‌ماند. محیط‌زیست، آب، خاک و هوایی که حیات انسان‌ها و سایر موجودات زنده به آن وابسته است، نخستین و مظلوم‌ترین قربانیان درگیری‌های مسلحانه هستند؛ قربانیانی که صدای رسایی برای بیان آسیب‌های خود ندارند.

در سرزمین‌هایی چون ایران و منطقه خاورمیانه که از پیش با بحران‌های عمیق اقلیمی، خشکسالی‌های بی‌سابقه، فرونشست زمین و آلودگی‌های مزمن هوا درگیر بوده‌اند، وقوع جنگ به مثابه بار سنگینی است بر پُلی که ستون‌هایش از قبل ترک خورده‌اند. حمله‌های نظامی به تأسیسات نفتی و آب‌شیرین‌کن‌ها، انتشار بی‌رویه گازهای گلخانه‌ای و تخریب اکوسیستم‌های شکننده، نه تنها سلامت عمومی را در بلندمدت با خطرهای جدی مانند سرطان‌ها و بیماری‌های مزمن مواجه می‌کند، بلکه ظرفیت و اولویت‌های اقتصادی جامعه را برای بازسازی و سازگاری با تغییرات اقلیمی به شدت تضعیف می‌سازد.

از سوی دیگر، آوار زیست‌محیطی جنگ به‌طور عادلانه میان همگان تقسیم نمی‌شود. مفاهیمی چون «بی‌عدالتی زیست‌محیطی» نشان می‌دهند که چگونه طبقات محروم اقتصادی، زنان، اقلیت‌های قومی و نیروهای امدادی در صف اول آسیب‌پذیری قرار می‌گیرند؛ کسانی که منابع کافی برای گریختن از بحران یا مداوای آثار آن را ندارند. در این گفت‌وگو با الهام هومین‌فر، استاد دانشگاه نورث وسترن ابعاد گوناگون این فاجعه زیست‌محیطی، پیوند تنگاتنگ آن با ناامنی‌های اجتماعی و ضرورت بازنگری بنیادی در اولویت‌های حکمرانی و مشارکت مردم برای نجات سرزمین بررسی شده است.

ببینید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

نسیم روشنایی - وقتی از جنگ صحبت می‌شود، معمولاً نخستین موضوعاتی که مطرح می‌شوند تعداد کشته‌ها، میزان ویرانی زیرساخت‌ها یا نتایج نظامی هستند. اما شما جنگ را از منظر محیط زیست و اکولوژی بررسی می‌کنید. چرا این زاویه نگاه اهمیت دارد؟ چرا باید پیامدهای زیست‌محیطی جنگ را به اندازه پیامدهای انسانی و نظامی آن جدی گرفت؟

الهام هومین‌فر- اهمیت این زاویه در آن است که محیط زیست معمولاً قربانی خاموش جنگ است. پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت ان عمدتا نادیده گرفته میشود.  پایان بمباران یا اعلام آتش‌بس لزوماً به معنای پایان جنگ برای آب، خاک، هوا و سلامت مردم نیست. آلودگی نفتی ممکن است سال‌ها در دریا باقی بماند، مواد سمی وارد خاک و منابع آب شوند و بیماری‌های ناشی از دود و آلودگی شیمیایی چند سال بعد آشکار شوند. بازسازی ویرانی‌ها نیز خود به مصرف گسترده انرژی و انتشار بیشتر گازهای گلخانه‌ای می‌انجامد.

بگذارید اینجا با چند مثال عینی از جنگ با ایران صحبت کنیم. در ۷ مارچ، صحنه‌ای آخرالزمانی در تهران دیده شد؛ اسرائیل انبارهای بزرگ نفت در اطراف تهران را هدف قرار داد. گفته می‌شود که تا ۹ مارچ، حدود ۳۰ انبار و تأسیسات نفتی مورد حمله قرار گرفته‌اند.

آتش‌سوزی در انبار نفت شهران در تهران، ایران
تهران، ایران - ۸ مارس: پس از حملات آمریکا و اسرائیل، آتش‌سوزی در انبار نفت شهران در تهران، ایران، در ۸ مارس ۲۰۲۶ رخ داد و تانکرهای سوخت و وسایل نقلیه متعدد در این منطقه غیرقابل استفاده شدند. عکس: Hassan Ghaedi/AFP

اما وقتی به آمار کشته‌شدگان جنگ رجوع می‌کنیم، می‌توان گفت که بخشی از تلفات انسانی اساساً در آمارهای فعلی دیده نمی‌شود. تهران شهری است که حتی پیش از این حملات نیز به دلیل آلودگی هوا سالانه ۴۰۰۰ هزار قربانی داشت. حمله به انبارها و تأسیسات نفتی و آلودگی ناشی از آتش‌سوزی گسترده آن‌ها می‌تواند خطر بیماری‌های ریوی، قلبی و سرطان را افزایش دهد. بنابراین، پیامد انسانی چنین حملاتی را نمی‌توان صرفاً با شمار افرادی که مستقیماً در بمباران‌ها کشته شده‌اند سنجید. آلودگی ناشی از این حملات می‌تواند به‌طور مستقیم و بلندمدت بر سلامت عمومی، میزان مرگ‌ومیر و طول عمر شهروندان تأثیر بگذارد؛ پیامدهایی که لزوماً در آمار فعلی تلفات جنگ منعکس نمی‌شوند.

بمباران‌ها و جنگ‌ها آلودگی آب و خاک را به‌شدت افزایش می‌دهند و می‌توانند به بی‌ثباتی و تخریب گسترده محیط‌زیست منجر شوند. برای نمونه، در جریان جنگ ویتنام حدود ۷۲ میلیون لیتر علف‌کُش، از جمله «عامل نارنجی»، مورد استفاده قرار گرفت که پیامدهای محیط‌زیستی فاجعه‌باری بر جای گذاشت؛ از جمله تخریب حدود ۳.۱ میلیون هکتار از جنگل‌های این کشور برای همیشه از بین رفتند.

نمونه دیگر، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ است که طی آن حدود ۸ تا ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد آب‌های خلیج فارس شد. اکوسیستم خلیج فارس بسیار شکننده است. این پهنه آبی عمق نسبتاً کمی دارد و گردش و تبادل آب در آن محدود و کند است؛ در نتیجه، پاک‌سازی آلودگی‌ها و بازسازی اکوسیستم آن می‌تواند فرایندی بسیار دشوار و طولانی باشد.

چنین آلودگی‌هایی نه‌تنها اکوسیستم را تخریب می‌کنند، بلکه زندگی بسیاری از پرندگان و موجودات آبزی را نیز در معرض خطر قرار می‌دهند. مهم‌تر اینکه آثار این آلودگی‌ها می‌تواند برای سال‌ها در محیط باقی بماند و از طریق زنجیره غذایی وارد چرخه زندگی انسان شود. بنابراین، خسارت جنگ را نباید تنها به ویرانی‌های فوری و تلفات مستقیم انسانی محدود کرد؛ بخشی از پیامدهای آن ممکن است دهه‌ها در آب، خاک، اکوسیستم و در نهایت در زندگی و سلامت انسان‌ها باقی بماند. در واقع جنگ موجودات غیرانسانی و زیست‌بوم‌ها را قربانی می‌کند؛ از جنگل‌های حرا و زیستگاه‌های پرندگان مهاجر گرفته تا ماهی‌ها، لاک‌پشت‌ها و آبزیان خلیج فارس. بنابراین خسارت زیست‌محیطی موضوعی فرعی در کنار خسارت انسانی نیست؛ بخشی از همان خسارت انسانی و حتی ادامه آن در طول زمان و برای نسل‌های آینده است.

مسئله مهم دیگری که ارتباط مستقیمی با حیات و سلامت ما دارد، میزان انتشار دی‌اکسید کربن ناشی از جنگ‌هاست. در مقیاسی وسیع‌تر، ارتش‌های جهان در مجموع حدود ۵.۵ درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان را به خود اختصاص می‌دهند. اگر ارتش‌های جهان را به‌عنوان یک کشور یا یک منبع واحد انتشار در نظر بگیریم، در ردیف ۴ منبع از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان دی‌اکسید کربن در جهان قرار می‌گیرند. برای نمونه، در جنگ روسیه و اوکراین، تنها در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۳۰ میلیون تن دی‌اکسید کربن تولید شده است. همچنین در ۲۴ روز نخست جنگ ایران، میزان انتشار دی‌اکسید کربن حدود ۷.۲ میلیون تن برآورد شده است این رقم معادل میزان تولید دی اکسید کربن برای یک سال برخی کشورهای اروپایی است. 

این مسئله در خاورمیانه اهمیت دوچندانی دارد، زیرا این منطقه یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط جهان در برابر تغییرات اقلیمی است. دمای هوا در خاورمیانه با سرعتی حدود دو برابر میانگین جهانی در حال افزایش است. در حالی که حدود ۶ درصد جمعیت جهان در این منطقه زندگی می‌کنند، سهم آن از منابع آب شیرین جهان تنها حدود یک درصد است.

از آنجا که تغییرات اقلیمی تأثیر مستقیمی بر منابع آبی دارد، ترکیب گرمایش جهانی با آلودگی‌ها و تخریب‌های ناشی از جنگ می‌تواند منطقه را بیش از آنچه تصور می‌شود با کم‌آبی، خشکسالی، فقر و ناامنی زیست‌محیطی مواجه کند. از سوی دیگر، حمله به تأسیسات آب‌شیرین‌کن، مسئله را وارد مرحله خطرناک‌تری می‌کند؛ زیرا در چنین شرایطی، آب عملاً به بخشی از ابزار جنگ تبدیل می‌شود و نه‌تنها دسترسی امروز مردم به آب، بلکه امنیت آبی بلندمدت منطقه نیز هدف قرار می‌گیرد.

در واقع پیامدهای انسانی و زیست‌محیطی را نمی‌توان واقعاً از هم جدا کرد. وقتی یک تأسیسات آب‌شیرین‌کن تخریب می‌شود، موضوع فقط آسیب به یک ساختمان نیست؛ زندگی روزمره روستاها، سلامت کودکان، کشاورزی و امکان ماندن مردم در محل زندگی‌شان به خطر می‌افتد. وقتی انبارهای سوخت می‌سوزند، دود و دوده مستقیماً وارد ریه مردم و نیروهای امدادی می‌شود.

ایران حتی پیش از آغاز این جنگ نیز با بحران‌های عمیق زیست‌محیطی روبه‌رو بود. شما در مقاله اخیرتان این بحران‌ها را به‌تفصیل بررسی کرده‌اید؛ از کمبود آب و فرونشست زمین گرفته تا آلودگی هوا و تخریب اکوسیستم‌ها. به نظر شما کدام‌یک از این بحران‌ها امروز بیش از همه نگران‌کننده‌اند و جنگ چگونه می‌تواند آن‌ها را تشدید کرده یا ابعاد تازه‌ای به آن‌ها بیفزاید؟

الهام هومین‌فر- به نظر من، بحران آب نگران‌کننده‌ترین مسئله است، هرچند نمی‌توان آن را از گرمایش هوا، خشکسالی، تخریب خاک و الگوی نادرست توسعه جدا کرد. بر اساس داده‌های مورد استناد، حدود ۹۷ درصد مساحت ایران با خشکسالی مواجه بوده و کاهش آب‌های زیرزمینی حدود ۷۷ درصد از سرزمین کشور را تحت تأثیر قرار داده است. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی نیز به شورشدن خاک و فرونشست گسترده زمین انجامیده است. در سال پیش از جنگ، میزان بارندگی حدود ۴۵ درصد کمتر از حد معمول گزارش شده و ذخایر سدهای تأمین‌کننده آب تهران به سطحی بحرانی رسیده بود.

جنگ بر چنین بستر شکننده‌ای فرود آمده است. حمله به تأسیسات آب‌شیرین‌کن در جنوب، آب‌رسانی به ده ها روستا را مختل کرد و نشان داد که آب می‌تواند به ابزار جنگ و فشار بر غیرنظامیان تبدیل شود. حمله به انبارهای سوخت، مراکز صنعتی یا تأسیسات هسته‌ای نیز خطر آلودگی هوا، خاک و منابع آب را افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، ایران پیش از جنگ با آلودگی مرگ‌بار هوا در شهرهایی مانند تهران و اهواز روبه‌رو بود. دود ناشی از سوختن میلیون‌ها لیتر فرآورده نفتی بر همین بحران موجود افزوده می‌شود. بنابراین جنگ بحران تازه‌ای را جایگزین بحران‌های قبلی نمی‌کند؛ خشکسالی، آلودگی، فرونشست و ناامنی غذایی را روی هم انباشته و امکان بازگشت و ترمیم را دشوارتر می‌کند.

تنها در ماه نخست جنگ، ۱۲۰ حادثه محیط‌زیستی گزارش شده است. مجموعه این حوادث ناامنی زیست‌محیطی را تشدید می‌کند. می‌توان جنگ را به وزنه‌ای سنگین بر روی پلی تشبیه کرد که ستون‌هایش از پیش ترک خورده و در آستانه فروریختن است. جامعه‌ای که پیش از جنگ نیز با بحران‌هایی چون کم‌آبی، خشکسالی، آلودگی هوا و تخریب زیست‌بوم‌ها روبه‌رو بوده، اکنون باید فشار مضاعف ناشی از جنگ را نیز تحمل کند. ما در آستانه یک فروپاشی اقلیمی هستیم.

از سوی دیگر، جنگ اولویت‌های اقتصادی و سیاسی را تغییر می‌دهد. منابعی که می‌توانست صرف حفاظت از محیط‌زیست، مدیریت منابع آب، کاهش آلودگی و سازگاری با تغییرات اقلیمی شود، به بازسازی زیرساخت‌های نظامی و هواپیماها و جت‌ها و تجهیزات تخریب‌شده اختصاص پیدا می‌کند. خود این فرایند بازسازی نیز به مصرف بیشتر انرژی و منابع طبیعی و در نتیجه تولید آلودگی و انتشار بیشتر گازهای گلخانه‌ای منجر می‌شود.

بنابراین، پیامد جنگ فقط به تخریب مستقیم محیط‌زیست محدود نمی‌شود؛ جنگ ظرفیت جامعه برای مقابله با بحران‌های زیست‌محیطی را نیز تضعیف می‌کند. از این منظر می‌توان گفت این جنگ تاب‌آوری جامعه ایران در برابر بحران‌های محیط‌زیستی را کاهش داده و منابع و اولویت‌هایی را که می‌توانستند صرف پیشگیری، سازگاری و حفاظت از محیط‌زیست شوند، به سوی بازسازی و نیازهای نظامی سوق داده است.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

شما در مقاله اخیرتان درباره «بی‌عدالتی زیست‌محیطی» در ایران تأکید می‌کنید که همه افراد و گروه‌های اجتماعی به یک اندازه از بحران‌های زیست‌محیطی آسیب نمی‌بینند. آیا این الگو در مورد تخریب‌های زیست‌محیطی ناشی از جنگ نیز صدق می‌کند؟ طبقه اجتماعی، جنسیت و قومیت چگونه بر میزان آسیب‌پذیری افراد و جوامع در برابر پیامدهای زیست‌محیطی جنگ تأثیر می‌گذارند؟

الهام هومین‌فر- بله، این الگو در مورد جنگ حتی شدیدتر تکرار می‌شود. بی‌عدالتی زیست‌محیطی یعنی خطرها و امکانات حفاظت از خود به‌طور برابر توزیع نشده‌اند. خانواده‌ای که درآمد کافی دارد ممکن است موقتاً شهر را ترک کند، آب بسته‌بندی بخرد، دستگاه تصفیه هوا تهیه کند یا از درمان خصوصی استفاده کند؛ اما کارگر روزمزد، کشاورز خرده‌پا، مهاجر یا ساکن مناطق محروم چنین امکاناتی ندارد.

طبقه، جنسیت و قومیت نیز جدا از یکدیگر عمل نمی‌کنند. در سیستان و بلوچستان، خشکسالی، فقر و کمبود زیرساخت از پیش بر هم انباشته شده‌اند و از قبل حدود ۱۷۰۰ روستا برای آب آشامیدنی به تانکر وابسته بوده‌اند. جنگ و اختلال در حمل‌ونقل و خدمات عمومی، آسیب‌پذیری جوامع بلوچ را بیشتر می‌کند. در خوزستان نیز، با وجود ثروت نفت و گاز، جوامع محلی با فقر، بیکاری و آلودگی مزمن مواجه‌اند.

زنان به‌دلیل نقش گسترده‌شان در کشاورزی سنتی، دامداری، جمع‌آوری آب و مشاغل غیررسمی و آنلاین فشار مضاعفی تحمل می‌کنند. قطع اینترنت می‌تواند درآمد آنان را از بین ببرد و تخریب اقتصاد روستایی نیز خطر ترک تحصیل دختران، ازدواج زودهنگام و خشونت خانوادگی را افزایش دهد. بااین‌حال، این گروه‌ها را نباید فقط قربانی دید. زنان، کارگران و اقلیت‌های قومی از فعال‌ترین نیروهای جنبش‌های اجتماعی و زیست‌محیطی ایران بوده‌اند. جنگ هم آسیب بیشتری به آنان می‌زند و هم توان سازمان‌یابی و دفاع از حقوقشان را محدود می‌کند

گروه‌های آسیب‌پذیر دیگری نیز در این میان قابل توجه‌اند؛ از جمله افرادی که در آتش‌نشانی، هلال‌احمر و سایر بخش‌های امدادی فعالیت می‌کنند. این امدادگران در حین انجام وظیفه و حضور مستقیم در مناطق آسیب‌دیده، بیش از دیگران در معرض آلودگی‌های گسترده ناشی از آتش‌سوزی، انفجار و تخریب قرار می‌گیرند. این مواجهه می‌تواند در بلندمدت خطر ابتلا به بیماری‌های ریوی، مشکلات قلبی و برخی سرطان‌ها را افزایش دهد. در کنار این پیامدهای جسمی، نباید آسیب‌های روانی ناشی از مواجهه مداوم با مرگ‌ومیر، مجروحان و صحنه‌های تخریب را نادیده گرفت.

 به‌طور کلی، جنگ بی‌عدالتی زیست‌محیطی را تشدید می‌کند، زیرا پیامدهای آن به‌طور برابر میان همه افراد و مناطق توزیع نمی‌شود؛ برخی مناطق ایران و برخی گروه‌های اجتماعی، به دلیل شرایط اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی یا نوع شغل خود، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در معرض آسیب‌های بیشتری قرار می‌گیرند و در عین حال ممکن است منابع و امکانات کمتری برای محافظت از خود، مقابله با این پیامدها و بازیابی پس از بحران داشته باشند.

و سوال آخر با توجه به شرایط پیش آمده چه کاری باید انجام داد؟

الهام هومین‌فر - نخستین و فوری‌ترین اقدام، توقف جنگ است. هم‌زمان، «جمهوری اعدام» نیز باید کشتار مردم و اعدام‌ها را متوقف کند. جامعه ایران در کنار فشار جنگ، به‌طور مداوم با اعدام و قتل‌های حکومتی مواجه است؛ وضعیتی که فشار روانی و اجتماعی سنگینی بر جامعه تحمیل کرده و آن را بیش از پیش به سوی فرسودگی و فروپاشی روانی سوق می‌دهد.

اما توقف خشونت به‌تنهایی کافی نیست. جمهوری اسلامی باید کاری را انجام دهد که در ۴۷ سال گذشته از انجام آن سر باز زده است: حفاظت از محیط‌زیست را به یک اولویت واقعی تبدیل کند و مردم را در تصمیم‌گیری درباره سرزمین و منابع طبیعی خود مشارکت دهد. حفاظت از محیط‌زیست و مقابله با تخریب آن بدون حضور فعال جوامع محلی و مشارکت واقعی مردم ایران در سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌های زیست‌محیطی امکان‌پذیر نیست.

منابع مالی، انسانی و مدیریتی باید به جای تشدید تخریب و نظامی‌گری، به حفاظت و بازسازی محیط‌زیست، مدیریت پایدار منابع آب و افزایش تاب‌آوری جوامع محلی اختصاص یابد. در عین حال، مردم و جوامع محلی باید از حاشیه تصمیم‌گیری به مرکز آن منتقل شوند و در تعیین سیاست‌هایی که مستقیماً بر آب، خاک، هوا، منابع طبیعی و آینده زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد، نقشی محوری و واقعی داشته باشند.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.