ترامپ برنامه «ورشکستگی ایران» را دنبال میکند
در آستانه پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه اسلامآباد، دولت ترامپ بار دیگر فشار اقتصادی را در مرکز سیاست خود در قبال تهران قرار داده است. راهبردی که میتواند با تشدید محدودیتهای فروش نفت و هدف قرار دادن خریداران اصلی آن، بهویژه چین و هند، وارد مرحله تازهای شود.

میدان نفتی و گازی نهر بن عمر در حومه شهر بصره در جنوب عراق ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ (عکس از حسین فالح / خبرگزاری فرانسه)
با نزدیک شدن به پایان مهلت ۶۰ روزه تعیینشده برای مذاکرات ایران و آمریکا در اواسط ماه اوت، نشانهها حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بیش از گذشته بر فشار اقتصادی به تهران به عنوان ابزاری برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقبنشینی حساب باز کرده است.
یک مقام کاخ سفید روز پنجشنبه ۲۲ مرداد (۱۳ اوت) به بلومبرگ گفته است که تحریمها و محاصره دریایی، تهران را با بحران شدید مالی روبهرو کردهاند. به گفته این مقام، ترامپ همچنان «ابزارهای متعدد» دیگری برای افزایش فشار بر ایران در ماههای آینده در اختیار دارد. درباره جزئیات این ابزارها در گزارش بلومبرگ توضیح بیشتری منتشر نشده است.
تمرکز دوباره واشنگتن بر وارد کردن فشار اقتصادی به ایران، یادآور سیاست «فشار حداکثری» در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ است. این تغییر جهت از آن رو اهمیت دارد که دولت آمریکا تا همین چند روز پیش، پس از حدود شش ماه جنگ، احتمال گسترش عملیات نظامی علیه ایران را نیز مطرح میکرد.
مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، روز دوشنبه ۱۹ مرداد (۱۰ اوت) در گفتوگو با شبکه دستراستی فاکسنیوز از سیاستی با عنوان «خشم اقتصادی» سخن گفت که به گفته او، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هدایت آن را برعهده دارد. والتز مدعی شد این سیاست آسیب گستردهای به اقتصاد ایران وارد کرده است. او همچنین گفت ایران ممکن است توان تحمل حملات نظامی را داشته باشد، اما فشارهای اقتصادی ناشی از اقدامات وزارت خزانهداری برای تهران نگرانکنندهتر است.
ترامپ نیز یکشنبه گذشته در گفتوگو با اکسیوس موضع مشابهی را اعلام کرد. او گفت در برخورد با ایران عجلهای ندارد و آمریکا در حال مشاهده شرایط اقتصادی این کشور است. ترامپ به تورم بالا و کمبود منابع مالی ایران اشاره کرد و آن را نشانهای از تاثیر فشارهای واشنگتن دانست.
اسکات بسنت نیز چند هفته پیش در مصاحبهای با فاکسنیوز تاکید کرده بود که دولت آمریکا قصد دارد فشار اقتصادی را همچنان افزایش دهد. مقامهای آمریکایی مسئولیت مشکلات اقتصادی و فشار بر شهروندان ایران را متوجه حکومت جمهوری اسلامی میدانند و معتقدند تشدید بحران اقتصادی میتواند قدرت مانور تهران را کاهش دهد.
با این حال، این فرضیه که فشار اقتصادی در نهایت جمهوری اسلامی را به تغییر اساسی سیاستهایش وادار خواهد کرد، با تردیدهایی نیز روبهرو است. آمریکا چند دهه است که ایران را تحت تحریمهای گسترده قرار داده، اما این اقدامات تاکنون به تغییرات بنیادین سیاسی مورد نظر واشنگتن منجر نشدهاند. تجربه کشورهایی مانند کره شمالی و کوبا نیز نشان میدهد که حتی تحریمهای بسیار طولانی و گسترده لزوما به تغییر رفتار یا فروپاشی حکومتها منتهی نمیشوند.
جرمی پانر، از متخصصان تحریمهای نفت و پتروشیمی ایران در همان گزارش بلومبرگ، میگوید از سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷)، زمانی که ترامپ گسترش فهرست تحریمهای ایران را آغاز کرد، آمریکا حدود دو هزار و ۲۰۰ مورد تحریم علیه تهران اعمال کرده است. به گفته او، حدود ۳۵۰ مورد از این تحریمها در چارچوب کارزار جدید فشار اقتصادی دولت ترامپ وضع شدهاند.
با وجود این حجم از محدودیتها، تهران تاکنون از برخی مواضعی که آنها را «خط قرمز» خود میداند، از جمله در پرونده هستهای و موضوع تنگه هرمز، عقبنشینی نکرده است.
چین و هند هدف بعدی فشارهای آمریکا؟
یکی از مهمترین گزینههای باقیمانده برای واشنگتن، دشوارتر کردن فروش نفت ایران و انتقال درآمد حاصل از آن به داخل کشور است. در این چارچوب، چین و هند، به عنوان خریداران عمده نفت ایران، میتوانند بیش از گذشته هدف اقدامات آمریکا قرار گیرند.
چین به تنهایی مقصد بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ایران است و هر اقدامی که توان پالایشگاهها، بانکها یا شرکتهای چینی برای معامله با ایران را محدود کند، میتواند به صورت مستقیم بر درآمدهای نفتی تهران تاثیر بگذارد.
آمریکا از زمان آغاز جنگ با ایران، شماری از پالایشگاههای کوچک و شرکتهای چینی مرتبط با تجارت نفت ایران را تحریم کرده است، اما تاکنون از هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چین که در تامین مالی این تجارت نقش دارند، خودداری کرده است.
تحریم موسسات مالی بزرگ چین میتواند درآمد نفتی ایران را به شکل محسوسی کاهش دهد، اما چنین اقدامی برای واشنگتن بدون هزینه نخواهد بود. تشدید فشار بر بانکهای بزرگ چینی ممکن است جبهه تازهای در روابط آمریکا و چین باز کند. آن هم در آستانه دیدار برنامهریزیشده ترامپ و شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، در ماه سپتامبر.
جس هوفرسن، مقام پیشین دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، OFAC، معتقد است در صورت حرکت واشنگتن به سوی اجرای سختگیرانهتر تحریمها، مسئله دیگر تنها به روابط آمریکا و ایران محدود نخواهد ماند و ملاحظات مربوط به روابط با دیگر قدرتها نیز وارد محاسبات خواهد شد.
در همین حال، پاکستان همچنان در تلاش است میان تهران و واشنگتن میانجیگری کند تا دو طرف به توافقی نهایی برای پایان دادن به درگیری دست یابند. مهلت ۶۰ روزه مذاکرات که در تفاهمنامه اسلامآباد میان ایران و آمریکا تعیین شده بود، در اواسط اوت (پایان ماه مرداد) به پایان میرسد.
این تفاهمنامه قرار بود به «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها» منجر شود، اما دوام چندانی نداشت. پس از نقض آتشبس در ماه ژوئیه، ترامپ هفتم ژوئیه اعلام کرد توافق «پایان یافته» و وزارت خارجه ایران نیز یک هفته بعد از «تعلیق» آن خبر داد. هر دو طرف دیگری را به نقض آتشبس متهم میکنند.
اکنون، در حالی که مهلت مندرج در تفاهمنامه رو به پایان است، به نظر میرسد دولت ترامپ فعلا به جای گسترش مستقیم جنگ، روی نقطهای متمرکز شده که آن را آسیبپذیرترین بخش ایران میداند: اقتصاد و بهویژه درآمدهای نفتی.



نظرها
نظری وجود ندارد.