ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از سرنگونی مجسمه‌های اسد تا بازگشت تصاویر صدام؛ نبرد حافظه‌ها در «سوریه جدید»

کمتر از دو سال پس از سقوط بشار اسد، تصویر صدام حسین در بخش‌هایی از سوریه، از ادلب و دیرالزور تا شیشه خودروهای دمشق، دوباره ظاهر شده است. این پدیده نشانه‌ای از کشمکشی عمیق‌تر بر سر هویت سوریه است؛ صدام حسین به ظرفی برای چند حافظه متناقض تبدیل شده است: دشمن حافظ اسد، دشمن جمهوری اسلامی و مانع نفوذ ایران، قهرمان خیالی قدرت عربی، یادآور ناسیونالیسم عربی اقتدارگرا و برای گروهی دیگر نماد سرکوب کردها، شیعیان و مخالفان. پرسش «سوریه جدید» از همین‌جا آغاز می‌شود: پایان دیکتاتوری اسد به چه نوع نظمی خواهد انجامید؟

یازده روز از سقوط حکومت بشار اسد گذشته بود که در ۱۹ دسامبر ۲۰۲۴، عکاس روزنامه لبنان «لورین لو ژور» در استان ادلب با منظره‌ای غیرمنتظره روبه‌رو شد: تصویری بزرگ از صدام حسین، رئیس‌جمهوری پیشین عراق، در فضای عمومی نصب شده بود. نزدیک به دو سال بعد، نشانه‌های مشابهی همچنان دیده می‌شود. عکس صدام روی شیشه عقب برخی خودروها و تاکسی‌های دمشق ظاهر شده و پرچم‌ها و تصاویری با چهره او در بخش‌هایی از کشور به نمایش درآمده‌اند.

چرا جامعه‌ای که تازه از بیش از نیم قرن حکومت خاندان اسد رها شده، به تصویر دیکتاتور دیگری پناه می‌برد؟ تناقض ظاهری چشمگیری است. صدام حسین و حافظ اسد هر دو محصول حزب بعث، دولت امنیتی، زندان، شکنجه و کیش شخصیت بودند؛ اما در همان حال دشمنان سرسخت یکدیگر به شمار می‌رفتند.

همین دشمنی بخشی از پاسخ است. حزب بعث از دهه ۱۹۶۰ عملاً به دو شاخه رقیب سوری و عراقی شکافته شد. حافظ اسد پس از تثبیت قدرت خود در دمشق و صدام پس از رسیدن به ریاست‌جمهوری عراق در ۱۹۷۹، دو روایت رقیب از رهبری جهان عرب را نمایندگی می‌کردند. تقابل آن‌ها با انقلاب ایران معنای تاریخی مهم‌تری یافت. عراق در سپتامبر ۱۹۸۰ به ایران حمله کرد، در حالی که سوریه حافظ اسد برخلاف بسیاری از دولت‌های عربی جانب جمهوری اسلامی را گرفت. اتحاد دمشق و تهران از همین دوره به یکی از پایدارترین محورهای منطقه تبدیل شد.

در نتیجه، تصویر صدام در سوریه امروز لزوماً به معنای اشتیاق برای بازگشت حزب بعث نیست. و بعضا درست برعکس عمل می‌کند: صدام به دلیل دشمنی با اسد، همچون نشانه‌ای ضداسد تفسیر و درک می‌شود.

همزمان، جنگ هشت‌ساله عراق و ایران و روایت رسمی بغداد از آن، امکان تفسیر دیگری را فراهم کرده است: در تخیل عمومی، صدام به صورت یک رهبر عربی بازسازی می‌شود که در مقابل جمهوری اسلامی ایران ایستاد.

این معنای دوم پس از جنگ داخلی سوریه اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تهران و حزب‌الله از اصلی‌ترین حامیان نظامی حکومت اسد بودند و نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی طی سال‌های جنگ در کنار ارتش سوریه جنگیدند. بنابراین برای بخش‌هایی از مخالفان عمدتاً سنی حکومت سابق، ضدیت با اسد در طول زمان با ضدیت با ایران نیز درآمیخت. سقوط اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ همزمان پایان یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های نفوذ منطقه‌ای تهران تلقی شد. در چنین زمینه‌ای، تصویر صدام می‌تواند بدون احیای مستقیم ایدئولوژی بعث، حامل یک پیام عربی و ضدایرانی باشد.

صدام؛ حافظه‌ای گزینشی از قدرت عربی

اما این حافظه به‌شدت گزینشی است. صدامی که در این تصاویر بازمی‌گردد، معمولاً صدام جنگ انفال، حلبچه، سرکوب کردها، کشتار مخالفان سیاسی و سرکوب خونین قیام‌های شیعیان عراق در ۱۹۹۱ نیست. وزن حمله عراق به کویت نیز در این تصویر اندک است. آنچه باقی می‌ماند چهره رهبر مقتدری است که با ایران جنگید، در برابر ایالات متحده ایستاد، در جریان جنگ خلیج فارس به اسرائیل موشک شلیک کرد و سرانجام در سال ۲۰۰۶ اعدام شد.

همین حذف تاریخی است که نوستالژی را سیاسی می‌کند. دستان جاسم، پژوهشگر مسائل کردها، در تحلیلی درباره بقای بعثیسم پس از اسد، به ظهور پرچم‌ها و تصاویر صدام در حلب، دیرالزور و حتی میان بخش‌هایی از دیاسپورای سوری اشاره کرده است. از دید او، این پدیده فقط ضدیت با ایران نیست و می‌تواند تداوم نوعی ناسیونالیسم عربی برتری‌طلب را نیز نشان دهد؛ میراثی که به‌ویژه برای کردها خطرناک است. این البته یک تفسیر است و نمی‌توان نمایش چند تصویر را به کل جامعه سنی یا عرب سوریه تعمیم داد. اما حضور این نماد در مناطقی که مسئله رابطه اعراب و کردها همچنان سیاسی است، به آن اهمیتی فراتر از یک علاقه شخصی می‌دهد.

نمونه‌ای از حساسیت موضوع، انتشار یک تصویر پربازدید پس از سقوط اسد بود که ادعا می‌شد مردم دمشق پوستر عظیم صدام را برافراشته‌اند. بررسی فرانس‌پرس نشان داد عکس اصلاً مربوط به سوریه نبود و در سال ۲۰۰۷ در تونس گرفته شده بود. با این حال، وجود موارد جعلی کل پدیده را منتفی نمی‌کند: عکس ادلب در دسامبر ۲۰۲۴ مستند است و گزارش‌های میدانی بعدی نیز از مشاهده تصاویر صدام روی خودروهای دمشق حکایت دارند.

نبرد بر سر هویت «سوریه جدید»

اهمیت ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که آن را در متن بحران هویت «سوریه جدید» قرار دهیم. احمد الشرع و نیروهایی که در دسامبر ۲۰۲۴ قدرت را به دست گرفتند، اعلام کردند قصد ندارند کیش شخصیت خاندان اسد را با نسخه‌ای تازه جایگزین کنند. حذف تصاویر اسد و انحلال ساختارهای حزب بعث بخشی از این گسست نمادین بود. اما نظام سیاسی تازه نیز به‌سرعت قدرت را در ریاست‌جمهوری متمرکز کرد. اعلامیه قانون اساسی مارس ۲۰۲۵ یک دوره انتقالی پنج‌ساله تعیین کرد، جایگاه مهم شریعت اسلامی را حفظ کرد و اختیارات گسترده‌ای در اختیار رئیس‌جمهوری گذاشت.

مسئله فقط شکل حکومت نیست. مسئله این است که چه کسی می‌تواند «سوری» باشد. این پرسش پس از خشونت‌های ساحل در مارس ۲۰۲۵ به پرسشی اضطراری بدل شد. حمله نیروهای وابسته به حکومت سابق به نیروهای امنیتی به عملیات گسترده حکومت و گروه‌های مسلح همراه آن انجامید؛ در ادامه، علویان و شماری از دیگر اقلیت‌ها هدف کشتارهای جمعی قرار گرفتند. کارشناسان سازمان ملل با استناد به اطلاعات موجود از بیش از ۱۵۰۰ کشته غیرنظامی سخن گفتند و شورای امنیت نیز کشتار گسترده غیرنظامیان، به‌ویژه علویان، را محکوم کرد. حکومت الشرع وعده داد عاملان را مجازات کند و کمیته تحقیق تشکیل داد.

چند ماه بعد، درگیری‌های سویدا بار دیگر شکنندگی نظم تازه را آشکار کرد. نبرد میان گروه‌های دروزی و عشایر بادیه‌نشین با مداخله نیروهای حکومتی گسترش یافت و صدها نفر کشته شدند. گزارش‌های میدانی از قتل غیرنظامیان و اعمال خشونت فرقه‌ای حکایت داشت؛ اسرائیل نیز با ادعای حمایت از دروزی‌ها به مواضع حکومت سوریه حمله کرد.

از سوی دیگر، تحولات ماه‌های اخیر تصویری کاملاً یک‌سویه ارائه نمی‌دهد. پس از ماه‌ها کشمکش، نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها در اوت ۲۰۲۶ انحلال خود و ادغام در ساختار نظامی سوریه را اعلام کردند. حکومت پیش از آن زبان کردی را به رسمیت شناخته، نوروز را تعطیل رسمی کرده و برای بازگرداندن شهروندی بسیاری از کردهایی که در دوره بعث از آن محروم شده بودند اقدام کرده بود. احمد الشرع نیز در ۲۸ اوت مظلوم عبدی، فرمانده سابق نیروهای دموکراتیک سوریه، را به عنوان مشاور خود منصوب کرد. این اقدامات می‌تواند گامی به سوی ادغام سیاسی باشد، هرچند میزان واقعی تمرکززدایی و تضمین حقوق کردها هنوز روشن نیست.

در چنین فضایی، صدام حسین بیش از آنکه نماینده شخص خودش باشد، به ظرفی برای چند حافظه متناقض تبدیل شده است: دشمن حافظ اسد، دشمن جمهوری اسلامی، قهرمان خیالی قدرت عربی و برای گروهی دیگر نماد سرکوب کردها، شیعیان و مخالفان.

به همین دلیل، بازگشت تصویر او را نمی‌توان صرفاً به «نوستالژی دیکتاتوری» فروکاست. این تصاویر معرف یکی از عرصه‌هایی هستند که در آن معنای سوریه پس از اسد در حال ساخته‌شدن است. خطر درست در همین‌جاست: جامعه‌ای که از کیش شخصیت اسد بیرون آمده، ممکن است گذشته را نه با بازخوانی قربانیان و سازوکارهای استبداد، بلکه با جابه‌جاکردن قهرمانان آن بازسازی کند.

وقتی تصویر اسد پایین کشیده شود تا تصویر صدام جای آن بنشیند، تغییر نماد الزاماً به معنای تغییر منطق سیاسی نیست. آزمون واقعی سوریه جدید نه نام رهبر روی دیوار، بلکه توانایی آن در ساختن نظمی است که عرب و کرد، سنی و علوی، دروزی، مسیحی و دیگر گروه‌ها برای برخورداری از حقوق برابر، به حمایت یک «مرد قدرتمند» نیاز نداشته باشند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.