سوریه میدان رقابت بر سر انرژی و قدرت: چرا تنش آنکارا و تلآویو ادامه خواهد داشت؟
پس از حمله ۱۸ اوت اسرائیل به پایگاه ابوالظهور بار دیگر سوریه را به کانون رقابت منطقهای بدل کرده است. بهروز فراهانی، تحلیلگر چپ معتقد است که این رویارویی جدال دو متحد غرب بر سر هژمونی، کنترل خطوط انرژی است. فراهانی میگوید ترکیه میخواهد سوریه را شاهراه انتقال نفت و گاز به اروپا کند و اسرائیل هیچ حضور نظامی آنکارا را نمیپذیرد؛ تضادی که به باور او بهسادگی پشت میز حل نمیشود. او همزمان ائتلاف ترکیه، پاکستان و عربستان را نشانهای از بازآرایی محورها میداند و سیاست آنکارا در قبال حماس، کردها و جهادیها را از منظر طبقاتی ارتجاعی ارزیابی میکند.

پایگاه هوایی ابوالظهور در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۵، پس از تصرف آن توسط جبهه النصره در جریان جنگ داخلی سوریه
تنش میان ترکیه و اسرائیل که از زمان جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ بهشدت تیره شده بود، اکنون در اوت ۲۰۲۶ به یکی از حساسترین نقاط خود رسیده است. روابط تاریخی نسبتاً دوستانه دو کشور که با به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ترکیه آغاز شده بود، تحت حکومت اردوغان و بهویژه پس از حمایت ترکیه از حماس، توقف تجارت، فراخواندن سفیران و اقدامات حقوقی متقابل تقریباً از بین رفته و جای خود را به اتهامزنیهای تند و رقابت استراتژیک داده است.
کانون اصلی این تنش اکنون سوریه است؛ جایی که پس از سقوط اسد و روی کار آمدن دولت مورد حمایت ترکیه، اسرائیل نگران گسترش نفوذ نظامی آنکارا به سمت جنوب شده است. حمله هوایی اسرائیل در ۱۸ اوت به پایگاه ابوالظهور به بهانه جلوگیری از استقرار احتمالی نیروهای ترکیه، واکنش شدید آنکارا را برانگیخت و هر دو طرف یکدیگر را به ماجراجویی و نقض امنیت متهم کردهاند، در حالی که آمریکا در تلاش است با ایجاد مکانیسم جلوگیری از درگیری، از برخورد مستقیم جلوگیری کند. با اقای بهروز فراهانی، تحلیلگر چپ گفتوگو کردهایم.
رقابت هژمونیک، نه مقاومت ضد امپریالیستی
بهروز فراهانی در گفتوگو با زمانه تنش ترکیه و اسرائیل بر سر سوریه را بخشی از موزائیک رقابت چهار قدرت منطقهای، یعنی ترکیه، اسرائیل، عربستان و جمهوری اسلامی، ارزیابی میکند. به گفته او، هر دو کشور متحد غرباند و روابط ویژهای با آمریکا دارند؛ همین موضوع باعث شده همکاریهای گاهبهگاه آنها، که پس از روی کار آمدن اردوغان و پیوندش با جریان اخوانالمسلمین دچار تشنج سیاسی شده، در بُعد اقتصادی همچنان ادامه یابد و حتی امروز نیز روابط تجاریشان بهطور کامل قطع نشده باشد. فراهانی تأکید کرد:
این درگیری را باید از زاویه رقابت بر سر قدرت منطقهای دید؛ بهویژه پس از ضعفی که جمهوری اسلامی دچار آن شده و سقوط متحد اصلیاش در جهان عرب، یعنی بشار اسد. سوریه مرز بسیار بزرگی با اسرائیل دارد و مسئله این است که چه کسی در منطقه دست بالا را داشته باشد. تکرار میکنم: هر دو کشور متحد غرباند و روابط ویژهای با آمریکا دارند. فراموش نکنید که همین چندی پیش ترامپ گفت اصلاً نمیخواست به اجلاس ناتو بیاید، اما چون در ترکیه برگزار میشود، به احترام دوستش اردوغان میآید. این اهمیت روابط آمریکا و ترکیه را نشان میدهد. از سوی دیگر، رابطه ویژه دولت آمریکا، و بهطور خاص دولت ترامپ، با اسرائیل و سیاستهای جنگطلبانه آن نیز روشن است و نیازی به توضیح ندارد.
او با اشاره به اهمیت سوقالجیشی سوریه و خطوط نفت و گاز، افزود که در موضع ترکیه نباید ذرهای خصلت ضد امپریالیستی یا ریشه ضد اسرائیلی جست، بلکه مسئله اساساً کنترل سوریه، نقش در لبنان و مسیرهای صدور انرژی است.
سوریه، شاهراه انرژی
فراهانی در ادامه گفتوگو با زمانه اهمیت سوریه برای ترکیه را فراتر از جایگاه نظامی و ژئوپولیتیک آن دانست و گفت:
اهمیت سوریه برای ترکیه فقط به جایگاه ژئوپولیتیک و نظامی آن محدود نیست، بلکه دقیقاً به وضعیت ویژه خطوط لوله گاز و نفتی مربوط میشود که از این کشور عبور میکنند و نفت و گاز منطقه خلیج فارس را از یک سو به ترکیه و از سوی دیگر به مدیترانه جنوبی وصل میکنند.
به گفته فراهانی، خط لوله گاز ترکیه–سوریه پس از سقوط اسد احیا شده و سوخت نیروگاههای حلب و حمص را تأمین میکند؛ خط «عرب گس» نیز که سالها معلق مانده بود، اکنون در مسیر بازسازی است و خط تاریخی کرکوک–بانیاس بار دیگر در دستور کار آنکارا قرار گرفته است. فراهانی تأکید کرد:
ترکیه کشور نفتخیز نیست و ذخایر بزرگ گاز هم ندارد. هدف راهبردیاش این است که به هاب اصلی توزیع انرژی منطقه به اروپا تبدیل شود و در این پروژه، سوریه شاهراه اتصال انرژی خلیج فارس و شرق مدیترانه به ترکیه است. اهمیت سوقالجیشی سوریه برای ترکیه فقط به این نیست که کشور بزرگی است و با لبنان، اسرائیل و عراق مرز دارد، بلکه به این است که خطوط لوله نفت و گاز بسیاری از آن عبور میکرده و میتواند دوباره عبور کند.
او افزود اسرائیل هیچ حضور نظامی ترکیه در سوریه را نمیپذیرد، در حالی که دولت الشرع بازسازی ارتش سوریه را با سلاح و مستشار ترک میخواهد. به باور فراهانی، همین تضاد پایه تشنجی درازمدت است که به سادگی پشت میز حل نمیشود و چون ترکیه از این هدف راهبردی کوتاه نمیآید، باید منتظر تنشهای بیشتر و همچنین توجه چین و آمریکا به این معادله بود.
ائتلافهای درهمریخته و موازنهای که به نفع اسرائیل نیست
فراهانی در ادامه مصاحبه یادآوری کرد که تنش ترکیه و اسرائیل ائتلافهای منطقهای را بههم ریخته و دیگر مسئله فقط رویارویی جمهوری اسلامی و اسرائیل نیست. به نظر او عربستان بیشتر از مسیر ائتلافها وارد میدان شده و جز تجربه شکستخورده یمن دخالت نظامی گسترده نداشته است؛ برتری خود را نیز بیش از نیروی نظامی، از راه رابطه با چین و سابقه پیوند با آمریکا پیش میبرد. او افزود ترکیه سالها کوشیده میان آمریکا و روسیه موازنه برقرار کند، اما قرارداد اخیر ترکیه، پاکستان و عربستان معادله را پیچیدهتر کرده است. فراهانی تأکید کرد که این ائتلاف ظاهر ضد ایرانی دارد، اما در برابر نفوذ اسرائیل هم معنا پیدا میکند و با اتکا به توان اتمی پاکستان دست آنکارا را در سوریه پرقدرتتر میسازد. به گفته او، پس از جنگهای اخیر منطقه بازگشت به نظم پیشین ممکن نیست:
پس از دو جنگ خلیج و سپس تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی و دفاع جمهوری اسلامی، زیر و زبر شدهاند و ما به فاز پیش از این جنگ بازنمیگردیم. قدرتهای بزرگ مانند چین و آمریکا برای این ائتلافها حساب ویژهای باز کردهاند. این وضعیت خودبهخود موقعیت اسرائیل را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها متوجه شدهاند که این ائتلاف به نفع اسرائیل نیست؛ هرچند ظاهرش علیه جمهوری اسلامی ایران است. این منطقه آبستن تشنجهای متنوع است و رقابت این چهار کشور برای حرف اول زدن در منطقه، درگیریهای بیشتری به همراه خواهد آورد.
حمایت از حماس، سرکوب کردها و ائتلاف با ارتجاع
فراهانی گفت اگر حمایت ترکیه از حماس را کنار نقش آن در سرکوب جنبش کرد در ترکیه، عراق و سوریه و نیز ائتلاف نظامیاش با خشنترین جناحهای جهادی بگذاریم، از منظر منافع زحمتکشان و فرودستان منطقه نمیتوان در سیاست آنکارا عنصر پیشرو دید. به باور او، ترکیه همهجا در کنار ارتجاعیترین نیروها ایستاده و نه به آزادی و رشد اقتصادی این مناطق کمک کرده و نه به خلقهای تحت ستم امکان نفس کشیدن داده است. فراهانی دولت اردوغان را یکی از سرکوبگران اصلی جنبش کرد در هر سه کشور دانست و افزود:
کسانی که از زاویه مبارزه طبقاتی میخواهند به آگاهی فرودستان و نیروهای مبارز پیشرو کمک کنند، وقتی میبینند ترکیه چه بلایی بر سر روژآوا آورده، چه ائتلافی با جهادیها کرده و اکنون نیز با ائتلاف با الشرع جنبش کردهای پیشرو را تقریباً خاموش کرده است، بیشتر به نقش سیاه ترکیه در این منطقه پی میبرند.
*این مصاحبه را حسین نوشآذر انجام داده و متن را نیز او نوشته است.






نظرها
نظری وجود ندارد.