آنکارا ۲۰۲۶: نقطه عطف جدایی آمریکا از اروپا؟
در نشست حساس آنکارا در ژوئیه ۲۰۲۶، ناتو در شرایطی به دنبال مدیریت شکاف عمیق میان آمریکا و اروپا است که دونالد ترامپ با فشار برای افزایش بودجه نظامی همپیمانان، در عمل به دنبال تقویت مجتمع نظامی-صنعتی ایالات متحده است؛ هدفی که به گفتهی بهروز فراهانی، کارشناس مسائل بینالملل، هیچگاه کاهش تعهدات واشنگتن نبوده، بلکه انتقال بار مالی جنگ اوکراین و ایجاد بازاری مطمئن برای تسلیحات آمریکایی است. با این حال، در حالی که اروپا در آستانهی پذیرش هزینههای بیشتر و حرکت به سوی «ناتوی اروپامحور» قرار دارد، تنش در تنگه هرمز و مخالفت افکار عمومی اروپا با ورود به جنگی در کنار اسرائیل، موجب شده که کشورهای اروپایی حمایت خود را به سطح سیاسی و تبلیغاتی محدود کنند و اولویت نخست خود را بر مدیریت بحران اوکراین و مهار روسیه متمرکز نگه دارند.

جب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، مارک روته، دبیرکل ناتو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، کیر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، کریسترون فراستادوتیر، نخستوزیر ایسلند و دیگر رهبران ناتو، در جریان نشست ناتو در مجتمع ریاستجمهوری بِشتِپه در آنکارا، ترکیه، روز ۸ ژوئیه ۲۰۲۶، برای عکس خانوادگی ژست گرفتهاند. این نشست در شرایطی پرتنش برای اتحاد ترانسآتلانتیک ۷۷ ساله برگزار میشود؛ جایی که رئیسجمهور آمریکا از اعضای ناتو خواسته به تعهدات خود برای افزایش شدید هزینههای دفاعی عمل کنند، در حالی که واشنگتن در حال عقبنشینی تدریجی از اروپا است.
شهر آنکارا در روزهای ۷ و ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ میزبان یکی از حساسترین نشستهای تاریخ ۷۷ ساله ناتو است که در مجتمع ریاستجمهوری ترکیه (Beştepe) برگزار میشود. این اجلاس که قرار بود به عنوان «جشن موفقیت» افزایش بودجه نظامی اروپا تلقی شود، تحت سایه سنگین تقابل با دولت دونالد ترامپ، ادامه جنگ اوکراین و بحرانهای خاورمیانه بهویژه تنشها در تنگه هرمز، به یک اتاق مدیریت بحران برای حفظ انسجام اتحاد ترانسآتلانتیک تبدیل شده است. دستور کار اصلی شامل ارزیابی تعهدات لاهه برای افزایش بودجه دفاعی، تصویب بسته حمایتی جدید ۷۰ میلیارد یورویی برای اوکراین و بررسی امنیت جناح جنوبی ناتو است. این نشست ممکن است نقطه عطفی در روند «پساآمریکا» و فاصلهگیری تدریجی واشنگتن از اروپا باشد.
تنش اصلی ناشی از نارضایتی شدید ترامپ از عدم حمایت کامل نظامی و دیپلماتیک اروپا در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است که واشنگتن آن را دلیلی برای کاهش تعهدات خود به ناتو (از جمله خروج بخشی از جنگندهها، بمبافکنها و ناوها) و حتی تهدید به خروج کامل میداند. در مقابل، اروپا با پذیرش بار مالی بیشتر و لحن آرام در پیشنویس بیانیه برای حفظ «وفاداری به ماده ۵»، همزمان به سمت «ناتوی ۳» (نسخه اروپامحور) حرکت میکند؛ شامل تشکیل ستون اروپایی مستقل، بومیسازی تولید تسلیحات، پروژههای مشترک دفاعی و ایجاد ساختار فرماندهی جدید برای بازدارندگی در برابر روسیه. در خصوص ایران و تنگه هرمز، ناتو بر تقویت امنیت دریانوردی و انرژی تمرکز دارد اما اکثریت اعضا تلاش میکنند این موضوع را در چارچوب «مهار تهدیدات» نگه دارند تا تمرکز اصلی از روسیه منحرف نشود. ترکیه نیز به عنوان میزبان، با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک و صنایع پهپادی خود، به دنبال ایفای نقش میانجی است. درباره چشمانداز آینده ناتو با توجه به تنش در تنگه هرمز با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر مسائل بینالملل گفتوگو کردهایم.
اهداف پنهان فشارهای ترامپ
بهروز فراهانی در آغاز گفتوگو با زمانه تأکید کرد که نشست آنکارا در بستر یک بحران بیسابقه در تاریخ ناتو برگزار میشود:
از یک طرف آمریکاییها تحت رهبری ترامپ، با وجود تمام زیگزاکهایی که میزنند، یک هدف مشخص را دنبال میکنند و آن وارد آوردن بیشترین فشار به همپیمانان اروپایی خودشان است تا بودجه نظامیشان را افزایش دهند. چون میدانند که در شرایط فعلی و با توجه به مقررات داخلی ناتو، هر گونه افزایش بودجه نظامی توسط اتحادیه اروپا به طور کلی و تکتک کشورهای عضو، به معنای فراهم شدن یک بازار مطمئن برای تسلیحات و مهمات آمریکایی است. نه فرانسویها، نه آلمانیها، نه انگلیسیها و نه ایتالیاییها ـ چهار کشوری که پیشرفتهترین صنایع را در این زمینه دارند ـ قادر نیستند به سفارشات تسلیحاتی که زیر فشار آمریکا این کشورها باید انجام دهند، پاسخ دهند. در نتیجه بدون هیچ تردیدی، فشارهای ترامپ نه به معنای این است که آمریکا میخواهد خودش را از دست اروپاییها خلاص کند، نه اینکه آمریکاییها میخواهند از درگیریها اجتناب کنند یا تلاش میکنند نظامیگری را کاهش دهند. برعکس، دقیقاً در راستای افزایش هزینههای نظامی و تحریک کردن بازارهای مطمئن برای مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا است.
به گفته او، فشارهای ترامپ ربطی به کاهش تعهدات آمریکا یا خروج از درگیریها ندارد، بلکه دقیقاً در جهت گسترش هزینههای نظامی و تقویت مجتمع نظامی-صنعتی آمریکاست:
چیزی که به وضوح میبینیم، تمام قراردادهای بزرگی است که در چند سال اخیر امضا شدهاند. حتی کشوری مثل سوئیس که عضو ناتو و اتحادیه اروپا نیست، بر اساس خریدهای کلان از صنایع نظامی آمریکا بوده است. استانداردهایی که در ناتو گذاشته شده عملاً مانع از این میشود که کشورهای جدید یا واردشدگان به این بازار بتوانند به جایی غیر از آمریکا روی بیاورند.
او با اشاره به وابستگی ساختاری کشورهای اروپای شرقی و بالتیک به آمریکا، خاطرنشان کرد که تحقق یک سیاست دفاعی مستقل در اروپا بدون نقش تعیینکننده واشنگتن عملاً غیرممکن است، زیرا این کشورها به طرحهای دفاعی فرانسوی-آلمانی اعتماد ندارند و خاطره تاریخی تلخی از خیانتهای غرب در جنگ جهانی دوم دارند:
از این زاویه، کسانی که امروز روی کار هستند، چه به لحاظ طبقاتی که کاملاً وابسته به سرمایه مالی آمریکایی هستند و چه به لحاظ تجربه تاریخی تلخی که از این اتحادها دارند، مسائل را از این منظر نگاه میکنند. آمریکاییها هم خوب میدانند کجا میتوانند فشار بیشتری وارد کنند تا هزینههای بیشتری را به اروپاییها منتقل کنند. نتیجه این است که وقتی بودجه نظامی بالا میرود، در شرایطی که سرمایهداری جهانی هنوز از بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ بیرون نیامده، به طور خودکار مترادف است با کاهش بودجههای رفاهی و آنچه از دولت رفاه بعد از جنگ باقی مانده بود. این دقیقاً همان چیزی است که امروز مورد تهاجم قرار گرفته و مشکلات را به گردن مهاجران و دیگران میاندازد و به رشد گرایشهای نوفاشیستی کمک میکند.
بهروز فراهانی سپس تأکید کرد که این سیاستهای نظامیگرایانه یک سود کلان کوتاهمدت برای بخش نظامی ایجاد میکند، اما در نهایت خود بحران موجود را تشدید خواهد کرد. او افزود که اروپا وارد یک دوران بسیار ملتهب شده که همه آن بر بستر رشد نظامیگری و گسترش شاخه نظامی است و طبیعتاً باید منتظر جنگها و درگیریهای بیشتری باشیم.
محدودیتهای اروپا در درگیری با ایران و اولویت اوکراین
بهروز فراهانی سپس با توجه به بالا گرفتن تنشها در تنگه هرمز اظهار داشت که هرچند موضوع ایران و تنگه هرمز اهمیت زیادی دارد، اما اروپاییها به دلیل مخالفت شدید افکار عمومی - بهویژه پس از نسلکشی در غزه - به این سادگی نمیتوانند وارد درگیریای شوند که اسرائیل در یک طرف آن قرار دارد. بنابراین احتمال دخالت مستقیم نظامی کشورهای اروپایی در خلیج فارس و تنگه هرمز بسیار ناچیز است. او افزود:
تنها چیزی که باقی میماند این است که در صورت درگیری بعدی و اگر دور جدیدی از درگیری بین جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل پیش بیاید، این بار ممکن است کشورهای اروپایی حتی دقیقاً بعضی از آنها کمک بیشتری بکنند و از اقداماتی که در اوایل جنگ چهار روزه مثل ممنوع کردن پرواز بر فراز فرانسه، ایتالیا و دیگران انجام دادند و خشم ترامپ را برانگیخت، احتراز کنند. ولی بیشتر از این، حمایت سیاسی و تبلیغاتی از اقداماتی که احتمالاً دولت ترامپ در مورد تنگه هرمز انجام میدهد، قطعاً صورت خواهد گرفت.
او در ادامه گفت:
یعنی ظاهر قضیه را بیشتر به نفع آمریکا خواهند برد. شما دیدید که فرانسه هم که میخواست نقشی ایفا کند و ناوگانی متعلق به ناو هواپیمابر شارل دوگل را فرستاده بود، بعد از اخطارهای ایران و با کمی تعلل، هفته پیش آن را از منطقه دور کرد. یعنی هیچکدام از کشورهای اروپایی آماده همکاری نظامی فعال در این مورد خاص نیستند.
به گفته فراهانی، مسئله اصلی که در نشست آنکارا برجسته خواهد بود، اوکراین است. او توضیح داد که آمریکاییها همچنان با وجود شعارهای ترامپ، هزینه جنگ را از جیب اروپاییها تأمین میکنند و صنایع اروپا قادر به تولید کافی مهمات نیستند. این فشارها بودجههای نظامی را افزایش میدهد و همزمان زندگی کارگران و حقوقبگیران را تحت تأثیر قرار میدهد:
از طرف دیگر، افکار عمومی در اروپا تحت بمباران تبلیغاتی قرار دارد. رسانههای بزرگ بدون استثنا تیتر میزنند که روسیه در حال آماده شدن برای حمله به لهستان است. این تم، برای آماده کردن افکار عمومی اروپاییها و توجیه افزایش بودجههای نظامی استفاده میشود. به خصوص در لهستان و آلمان، جناحهای جنگطلب خطر روسیه را بیش از آنچه هست جلوه میدهند تا افزایش بودجههای عظیم دفاعیشان را توجیه کنند. در خلاصه کلام، نظامیگری که امروز یکی از جاهایی است که سرمایهها به طرف آن میرود، یک راهحل موقتی برای سودهای کلان تضمینشده ایجاد میکند، ولی با تنشی که ایجاد میکند، با بالا رفتن قیمت گاز و نفت، و تورم، زندگی را برای اکثریت قاطع مردم این کشورها بدتر و بدتر خواهد کرد.
فراهانی تأکید کرد که در حال حاضر، هسته اصلی نیروهای نوفاشیستی و راست افراطی، حامیان اصلی نظامیگری در اروپا هستند و بخش بزرگی از سوسیالدموکراتها و سبزها را نیز با خود خواهد برد.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.





نظرها
نظری وجود ندارد.