وضعیت شبهنظامیان در عراق: خلع سلاح صوری یا تغییر ساختاری؟
دولت عراق با تشکیل کمیتهای ویژه به ریاست نخستوزیر، طرحی را برای خلع سلاح شبهنظامیان مورد حمایت ایران نهایی میکند؛ برخی این اقدام را ناشی از فشار بیسابقه آمریکا میدانند. با اینهمه گروههای مسلحی مانند کتائب حزبالله و النجبا آن را صراحتاً رد کردهاند. بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ما ضمن تأکید بر تضعیف نسبی نفوذ ایران پس از ترور سلیمانی و ناتوانی قاآنی در جایگزینی او، این طرح را بیشتر «خرید زمان» ارزیابی کرده و هشدار میدهد تا زمانی که این گروهها مسلح هستند، تهران همچنان قدرت اخلال در معادلات عراق را حفظ خواهد کرد.

«یک نیروی حشدالشعبی در حال نگهبانی در کنار پرترهٔ مجتبی خامنهای، رهبر معظم ایران، طی یک تجمع طرفدار ایران در میدان التحریر بغداد در دوم آوریل ۲۰۲۶. سفارت آمریکا در بغداد روز دوم آوریل هشدار داد که گروههای مسلح مورد حمایت ایران در عراق ممکن است طی یک یا دو روز آینده به شهر حمله کنند. عراق اکنون به درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران کشیده شده و حملات متعددی هم علیه منافع آمریکایی و هم علیه گروههای طرفدار ایران در این کشور انجام شده است.»
در عراق، کمیتهای ویژه با مجوز چارچوب هماهنگی شیعی، در آستانه نهایی کردن طرح اجرایی برای خلع سلاح شبهنظامیان مورد حمایت ایران است.
این کمیته به ریاست محمد شیاع (شی + آع) السودانی نخستوزیر، با حضور علی الزییدی (عَلیِلزَییدی) نخستوزیر منتخب و هادی العامری رهبر سازمان بدر تشکیل شده. طرح شامل ثبت اطلاعات شبهنظامیان، جمعآوری سلاحهای متوسط و سنگین، بازسازی حشدالشعبی و ادغام مبارزان در نهادهای دولتی است.
انتظار میرود این طرح طی روزهای آینده به آمریکاییها ارائه شود، هرچند منابع عراقی آن را بیشتر «خرید زمان» میدانند.
با این حال، گروههایی مانند کتائب حزبالله، حركة حزبالله النجبا و کتائب سیدالشهدا خلع سلاح را صراحتاً رد کردهاند. اکرم الکعبی، رهبر نجبا، سلاح را «خط قرمز» خوانده است.
این تلاشها در حالی انجام میشود که آمریکا با توقف انتقال درآمدهای نفتی عراق و تعلیق برخی کمکها، فشار مالی سنگینی وارد کرده و ایران نیز از طریق اسماعیل قاآنی تلاش دارد فعالیتهای نظامی این گروهها را موقتاً کاهش دهد. با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم.
تلاشهای دولت عراق برای خلع سلاح شبهنظامیان
بهروز فراهانی ابتدا تأکید کرد که دولت عراق با ترکیب فعلی قدرت و تقسیم پستهای کلیدی میان گروههای مختلف قومی و مذهبی، به سختی قادر به اجرای یک سیاست یکپارچه است.
او افزود که ساختار سیاسی عراق پس از اشغال توسط آمریکا، به گونهای طراحی شده که ذاتاً دچار بیثباتی بوده و زمینه مداخله قدرتهای خارجی را فراهم میکند و این امر تا حد زیادی عمدی بوده است.
فراهانی با اشاره به رقابت دو قدرت اصلی در عراق، گفت که هرگاه یکی از جناحها طرحی را مطرح میکند، ایالات متحده با قدرت زیاد و جمهوری اسلامی با نفوذی قابل توجه، فرصت مداخله را برای خود فراهم میبینند. او با اشاره به ترور قاسم سلیمانی گفت:
قطعی است که با توجه به ضرباتی که محور مقاومت تحت کنترل جمهوری اسلامی خورده، امروز وضعیت جمهوری اسلامی در عراق مثل سابق نیست. اساساً از وقتی که قاسم سلیمانی توسط آمریکا ترور شد، نفوذ و نحوه اعمال قدرت جمهوری اسلامی در عراق تغییر کرد و به تدریج شیب نزولی به خود گرفت.
او در ادامه یادآوری کرد که قاآنی هرگز نتوانست جای خالی سلیمانی را پر کند:
اسماعیل قاآنی که به جای او آمد، هرگز نتوانست آن جایگاه ویژهای را که قاسم سلیمانی به عنوان یکی از اصلیترین طراحان و مجریان محور مقاومت داشت، به دست بگیرد. صحبتهایی هم هست که میگویند دیدش نسبت به مسئله محور مقاومت با سلیمانی متفاوت است.
با این حال فراهانی معتقد است که نفوذ جمهوری اسلامی در عراق هنوز به پایان نرسیده و تا زمانی که گروههایی مانند کتائب حزبالله، حرکت النجبا و حشدالشعبی سلاح در دست داشته باشند، ایران همچنان قدرت مداخله خواهد داشت.
فراهانی طرح دولت عراق را بیشتر ناشی از فشارهای شدید آمریکا، به ویژه دولت ترامپ، دانست:
از این جهت، دولت عراق حرفهایی که میزند و طرحهایی که ارائه میدهد، قبل از اینکه پشتوانه اجماع بزرگی داشته باشد، بیشتر ناشی از فشارهایی است که دولت آمریکا، به ویژه دولت ترامپ، به آن وارد میکند. ما دیدیم که آمریکا حتی آمدن نوری المالکی را برای پست نخستوزیری وتو کرد؛ پست مهمی که مورد تأیید و اعتماد جمهوری اسلامی بود. این نشاندهنده قدرت بالای نفوذ آمریکا در این مقطع است.
فراهانی اما یادآوری میکند که اینها همه بدان معنا نیست که نفوذ جمهوری اسلامی از میدان بیرون رفته باشد:
وجود گروههای مسلح طرفدار جمهوری اسلامی همیشه این وضعیت را ایجاد میکند که اگر حرفش به طور کامل شنیده نشود، بتواند چوب لای چرخ طرحهای دیگران بگذارد.
فشارهای آمریکا و وضعیت جمهوری اسلامی
بهروز فراهانی در ادامه گفتوگو با زمانه تأکید کرد که فشارهای آمریکا هیچوقت تا این حد طاقتفرسا نبوده است. او گفت تحریمهای شدید و نقطهای که بر افراد خاص، دستگاهها و نهادهای ویژه اعمال میشود، وضعیت نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی را دچار اختلال جدی کرده است.
فراهانی افزود که با این حال، وجود شبکه بیتکوین و راههای مختلف دور زدن تحریمهای دلاری، تا حدی فضا را برای آنها باز کرده است. او یادآور شد:
نباید فراموش کنیم که ما به وضوح وارد دوران چندقطبی جهان شدهایم و دیگر آمریکا نمیتواند به راحتی حرف اول و آخر را بزند. مسئله فشارهای مالی آمریکا مهم است، اما تعیینکننده نهایی نیست. راههای دور زدن برای جمهوری اسلامی وجود دارد.
فراهانی اصلیترین مشکل فعلی نیروهای طرفدار ایران را بنبست نظامی و تنگنای تنگه هرمز دانست که درآمد نفتی ایران را به شدت کاهش داده است. با وجود این، او اشاره کرد که در دورهای که جمهوری اسلامی توانست نفت بفروشد، به دلیل دوبرابر شدن قیمت بشکه نفت، درآمدهای نفتیاش به طور قابل توجهی افزایش یافت و منابع مالی خوبی به دست آورد. او در ادامه افزود:
جمهوری اسلامی با مانورها و تنشهایی که ایجاد میکند، به نظر میرسد هنوز به اندازه کافی توان دارد که کمک مالی محدودی برای گروههای وابسته کنار بگذارد. البته این مقدار با گذشته قابل مقایسه نیست. از این زاویه، جمهوری اسلامی در وضع دشواری قرار گرفته، اما همانطور که در پاسخ به سؤال اول گفتم، هنوز نقشش در عراق بالاست.
به اعتقاد او، جایی که نفوذش را عمدتاً از دست داده سوریه است، هرچند نیروهای وابسته به ایران در آنجا هنوز کاملاً غیرفعال نشدهاند.
او در پایان تأکید کرد که در حمایت جمهوری اسلامی از همپیمانانش در منطقه خللی وارد نشده است:
ولی امروز باید گفت که در سوریه، جمهوری اسلامی هزینهاش را به شدت کاهش داده. در مقابل، با حمایت فعالی که از حزبالله لبنان میکند و با توجه به اینکه حزبالله علیرغم ضربات سنگین توانسته خودش را بازسازی کند و مقاومت قابل توجهی در برابر اسرائیل نشان دهد، و همچنین اینکه تهران آتشبس کلی را مشروط به عدم آتشبس در لبنان میکند، نشان میدهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه حاضر نیست نیروهای کلیدی مثل حشدالشعبی در عراق و حزبالله در لبنان را قربانی کند.
همبستگی منطقهای نیروهای چپ و ضرورت انترناسیونال عملی
فراهانی در ادامه گفتوگو با زمانه با اشاره به رقابتهای منطقهای گفت که حرکتهای جمهوری اسلامی، ترکیه، عربستان سعودی و تا حدی اسرائیل، همه بر پایه رقابت بر سر هژمونی و قلدری محلی شکل گرفته و با به کارگیری نیروهای وابسته خود در کشورهای دیگر پیش میرود. فراهانی افزود که مبارزه سیاسی حتی در سطح دولتها در این منطقه، دارای خصلت بینالمللی است.
فراهانی خطاب به نیروهای چپ و سوسیالیست گفت:
ما به عنوان نیروهای چپ که طرفدار اتحاد و همبستگی بینالمللی کارگران و فرودستان هستیم و تأثیر مبارزات کشورها بر یکدیگر را قبول داریم، باید این واقعیت را دوچندان جدی بگیریم. یعنی یک تحول بزرگ و ریشهای در یکی از کشورهای منطقه نمیتواند به تنهایی به سرانجام برسد، مگر اینکه با نیروهای پیشرو، دموکراسیخواه و فرودست کشورهای همسایه به وفاق و هماهنگی رسیده باشد.
او هشدار داد که اگر نیروی رادیکالی در ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی تلاش کند، به احتمال زیاد با یک جبهه متحد ارتجاعی منطقهای مواجه خواهد شد. بنابراین این موضوع باید به طور جدی در استراتژی نیروهای چپ لحاظ شود.
فراهانی تأکید کرد که همبستگی بینالمللی و همکاری میان نیروهای چپ، سوسیالیست و کمونیست منطقه باید از حالت تئوریک و نمادین خارج شود و به همکاریهای عملی و جدی تبدیل گردد. او خواستار سازماندهی نوعی انترناسیونال منطقهای شد.
به گفته فراهانی، هر انقلاب رادیکال و ریشهای که منافع سرمایهداران ایرانی را تهدید کند، به طور طبیعی منافع سرمایهداران ترکیه، عربستان، عراق و دیگر کشورهای منطقه را نیز به خطر میاندازد. بنابراین این همبستگی فقط یک شعار نیست، بلکه ضرورتی استراتژیک در مبارزه ضد سرمایهداری است.
او در پایان افزود:
وقتی میبینیم دولتهای منطقه ائتلافهایی مانند ائتلاف عربستان، مصر، پاکستان و ترکیه تشکیل میدهند، دیگر نمیتوانیم به فکر همبستگی عملی نیروهای چپ و پیشرو نباشیم. این همکاری باید فراتر از اعلامیه و بیانیه برود و به یکی از اجزای اصلی دستور کار نیروهای چپ، سوسیالیست و کمونیست تبدیل شود.






نظرها
نظری وجود ندارد.