ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

در انتظار ظهور رهبر غایب

غیاب فیزیکی مجتبی خامنه‌ای به شایعه‌ها و نظریه‌های توطئه دامن زده است. بهروز فراهانی، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با زمانه ضمن تحلیل این پرسش که آیا سپاه پاسداران عملاً قدرت را از چنگ روحانیت خارج کرده و ایران وارد دوران بناپارتیسم شده است، تأکید می‌کند که هنوز برای قضاوت درباره آینده رهبری و رابطه سپاه با ولایت فقیه زود است و باید منتظر نشانه‌های کلیدی از جمله «ظهور امام غایب به عنوان بزرگ‌ترین نشانه» بود.

در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴)، در حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به تهران، مجموعه بیت رهبری در منطقه پاستور با ده‌ها موشک و بمب هدایت‌شونده (از جمله موشک‌های کروز) هدف قرار گرفت. علی خامنه‌ای، همسرش، عروس، داماد و نوه‌اش در این حمله کشته شدند. مجتبی خامنه‌ای که در همان مکان حضور داشت، ظاهراً زنده ماند و بعداً به عنوان رهبر جدید معرفی شد.

فرناز فصیحی ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ در گزارشی در نیویورک تایمز می‌نویسد که مجتبی به شدت زخمی شده اما ذهناً هوشیار و فعال است. طبق گفته چهار مقام ارشد ایرانی، یکی از پاهایش سه بار عمل شده و منتظر پروتز (پای مصنوعی) است، روی یک دستش جراحی انجام شده و به‌آرامی در حال بهبود است. صورت و لب‌هایش به شدت سوخته، صحبت کردن برایش سخت شده و در نهایت به جراحی پلاستیک ترمیمی نیاز خواهد داشت. از زمان انتصابش به عنوان رهبر جدید نه کسی او را دیده و نه کسی صدای او را شنیده است. فصیحی می‌نویسد که در مخفی‌گاه تحت مراقبت تیم پزشکان قرار دارد و دسترسی به او بسیار محدود است؛ در نتیجه، سرداران سپاه عملاً امور روزمره را اداره می‌کنند.

فارین پالیسی هم به تازگی در گزارشی به نقل از دو منبع آگاه نزدیک به تیم مجتبی خامنه‌ای ادعا کرده که مجتبی نه تنها زنده است، بلکه در سیاست فعال است، با چهره‌هایی مانند پزشکیان دیدار کرده و حتی با اصلاح‌طلبان مانند خاتمی ارتباط برقرار می‌کند تا حمایت گسترده‌تری جلب کند. بر اساس این گزارش او با تکیه بر شبکه‌ای مه در دو دهه گذشته ساخته است، تصمیم‌گیری را سریع‌تر کرده و ایران را به نظامی منسجم‌تر، مقاوم‌تر و کمتر آماده مصالحه تبدیل کرده که چالش اصلی برای مذاکره‌کنندگان خارجی، از جمله دولت ترامپ است.

در شبکه‌های اجتماعی هم بازار شایعه‌ها گرم است. ققنوس سایه یک ادعای غیررسمی است که اخیراً در شبکه‌های اجتماعی (به‌ویژه اینستاگرام) مطرح شده و به عنوان اسم رمز یک پروژه فوق‌محرمانه برای «جایگزینی رهبری» توسط سپاه پاسداران و نهادهای اطلاعاتی ایران توصیف می‌شود.

طبق این ادعاها، یک تیم چهارنفره (شامل احمد وحیدی، علی عبداللهی، علیرضا اعرافی و مصطفی خزاعی) دستورهای عزل و نصب‌ها و نامه‌های ارگان‌ها را به نام «رهبری خیالی» مدیریت و ابلاغ می‌کنند. این ادعا تایید نشده و بیشتر به نظریه توطئه شباهت دارد. 

صرف نظر از اینکه مجتبی زنده است یا نه، چه کسی در ایران حکومت می‌کند؟ آیا سپاه موفق شده زمام امور را از چنگ روحانیت به درآورد؟ این چه پیامدهایی برای ما دارد؟ آیا وارد دوران بناپارتسیسم می‌شویم؟ این پرسش‌ها را با بهروز فراهانی، فعال سیاسی به بحث گذاشتیم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

 سپاه پاسداران و مسأله بناپارتیسم

بهروز فراهانی در پاسخ به این پرسش که آیا سپاه پاسداران عملاً قدرت را از روحانیت گرفته و ایران وارد دوران بناپارتیسم شده است، یادآوری می‌کند که نباید به‌سادگی از صفت «بناپارتیستی» برای توصیف رژیم استفاده کرد.

 او توضیح می‌دهد که بناپارتیسم زمانی رخ می‌دهد که دو طبقه اصلی جامعه در مبارزه طبقاتی یکدیگر را خنثی کنند؛ طبقه کارگر و فرودستان آن‌قدر قدرت یافته‌اند که طبقه حاکم را به عقب‌نشینی وادارند، اما خودشان هنوز توان تصاحب دولت را ندارند. به گفته او، کلاسیک‌ترین نمونه، لویی بناپارت است که در چنین شرایطی به عنوان نیروی سوم خود را بر فراز دو طبقه متخاصم قرار می‌دهد؛ نه با بورژوازی رابطه مستقیم دارد و نه با دهقانان سرگردان.

فراهانی معتقد است که حتی اگر بپذیریم سپاه قدرت را از روحانیت گرفته، این نهاد به هیچ وجه بناپارتیستی نیست:

سپاه پاسداران در ایران امروز، بزرگ‌ترین بخش از طبقه بورژوازی را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل، به هیچ وجه نمی‌توان آن را یک نیروی بناپارتیستی به حساب آورد. برعکس، سپاه خود بخشی از طبقه حاکم است. حتی اگر فرض کنیم که سپاه قدرت را از دست روحانیون خارج کرده و علیه آنها دست به اقدام بزند تا قدرت مستقیم خودش را ایجاد کند، باز هم سپاه در قدرت شریک بوده و هست. نه تنها شریک قدرت است، بلکه در حال حاضر بزرگ‌ترین نیروی اقتصادی طبقه بورژوازی در ایران هم همین سپاه پاسداران محسوب می‌شود.

 او کودتاهای نظامی را عمدتاً بناپارتیستی ندانسته و می‌گوید که السیسی در مصر گرچه جنبه‌هایی از بناپارتیسم را داشت (به‌ویژه اینکه پس از برکناری دولت اخوان‌المسلمین به عنوان نیروی ارتشی خود را فراتر از همه معرفی کرد)، اما بناپارتیست خالص نبود، زیرا ارتش مصر ۳۰٪ اقتصاد را کنترل می‌کند.

فراهانی پینوشه در شیلی را نیز به هیچ وجه از مقوله بناپارتیسم نمی‌داند، بلکه او را نماینده مستقیم بخش‌هایی از بورژوازی شیلی معرفی می‌کند که برای سرکوب جنبش سوسیالیستی و کارگری از ارتش درخواست کمک کردند.

رابطه سپاه و روحانیت

در پاسخ به سؤال دوم درباره محتمل‌ترین سناریو با توجه به گزارش نیویورک تایمز مبنی بر عدم حضور عمومی مجتبی خامنه‌ای و کنترل عملی سرداران سپاه، فراهانی می‌گوید سپاه بزرگ‌ترین بخش بورژوازی کلان ایران است و عملاً کنترل را در دست دارد، اما نمی‌توان با قطعیت گفت در سه تا شش ماه آینده چه نقطه عطفی رخ خواهد داد.

به اعتقاد او، رابطه سپاه و روحانیت ارگانیک و در عین حال پیچیده است و امروز روحانیت به تنهایی نمی‌تواند برخلاف اراده سپاه عمل کند؛ این وضعیت تازگی دارد و سپاه تاکنون چنین قدرتی را متمرکز نکرده بود.

او می‌افزاید که باید منتظر اقدام‌هایی از سوی سپاه بود، از جمله احتمال تغییر قانون اساسی و گرفتن قدرت از ولایت فقیه و انتقال آن به یک شورا، چرا که تمرکز همه قوا در دست ولایت فقیه (اصل پنجم قانون اساسی) برای سپاه خطرناک است.

فراهانی یادآوری می‌کند که خود خامنه‌ای با استفاده از همین قدرت، ولایت مطلقه فقیه را وارد قانون اساسی کرد. به گفته او، نقطه عطف کلیدی در تغییر رابطه سپاه و روحانیت، برخورد با اصل پنجم قانون اساسی و تمرکز قواست:

از دیدگاه من، نقطه برخورد اصلی سپاه با ساختار قدرت، اصل پنجم قانون اساسی است که می‌گوید همه قوا در اختیار ولایت فقیه است. اگر سپاه به سمت تغییر این اصل حرکت کند و در شکل آن دگرگونی‌هایی ایجاد نماید، در آن صورت می‌توان گفت که قدرت به طور جدی، عملی، رسمی و قانونی در دست سپاه پاسداران قرار گرفته است. ولی به نظر من، ما هنوز تا رسیدن به آن نقطه فاصله بسیار زیادی داریم.

سلطه سپاه بر منابع اقتصادی

در پاسخ به سؤال سوم درباره تأثیر قدرت‌یابی سپاه بر توزیع منابع اقتصادی و این که آیا شاهد تشدید فلاکت کارگری و خصوصی‌سازی به نفع حلقه‌های نظامی خواهیم بود یا سپاه مجبور به پوپولیسم اقتصادی می‌شود، فراهانی توضیح می‌دهد که هر نیروی قدرتمندی در ایران امروز، به دلیل ویرانی‌های جنگ، ادامه تحریم‌ها، بیکاری میلیون‌ها نفر، تخریب صدها هزار واحد مسکونی و نابودی بیش از هفتاد درصد صنایع بزرگ، و همچنین خطر حمله اسرائیل که ممکن است آمریکا را به دنبال خود بکشد، ناگزیر از برقراری نوعی اقتصاد جنگی است.

به گفته او، دولت فعلی ثابت کرده که خود را حفظ خواهد کرد و آلترناتیوی در مقابلش وجود ندارد، اما برای جلوگیری از خطر شورش‌های بزرگ و فروپاشی رژیم، ناچار است به فرودستان کمک کند:

هر نیرویی که اکنون قدرت اصلی را در ایران در دست دارد، با توجه به ویرانی‌های ناشی از جنگ، تداوم تحریم‌ها و خسارت‌های عظیم وارده، ناگزیر است که کمک‌هایی به اقشار فرودست جامعه بکند. زیرا خطر فلاکت واقعاً ایران را تهدید می‌کند. اقتصاددانانی که مشاور سپاه هستند و برای این نهاد کار می‌کنند، حتماً سیاست‌هایی طراحی خواهند کرد تا به آن قشر محروم جامعه «تکه نانی» بدهند. این کار صرفاً برای حفظ قدرت انجام می‌شود و ما قطعاً شاهد اجرای این روش‌ها خواهیم بود.

احتمال تنش بین سپاه و روحانیت

در پاسخ به سؤال چهارم درباره این که اگر مجتبی خامنه‌ای بهبود پیدا کند و برگردد، آیا تنش بین روحانیت و سپاه به شکاف علنی تبدیل می‌شود یا دوباره مدیریت خواهد شد، فراهانی می‌گوید که اولین و مهم‌ترین نشانه توانایی مجتبی برای بازپس‌گیری نقش ولایت فقیه، ظاهر شدن عمومی و نشان دادن سلامت خود اوست:

اولین نشانه‌ای که می‌تواند مشخص کند آیا مجتبی خامنه‌ای قادر است نقش ولایت فقیه را بازپس بگیرد، سلامتی او و ظاهر شدنش در انظار عمومی است. هیچ نشانه‌ای مهم‌تر از این وجود ندارد. در واقع، ضعف روحانیت در حال حاضر بیشتر از هر چیز دیگری با عدم آشکار شدن مجتبی خامنه‌ای نشان داده می‌شود. خود انتخاب مجتبی خامنه‌ای نیز باز هم بیانگر قدرت سپاه و همان حلقه اصلی قدرت در درون سپاه است. مجتبی خامنه‌ای راه درازی در پیش دارد، حتی اگر سلامتی خود را دوباره به دست آورد، و حتی اگر بخواهد قدرتی را که در قانون اساسی به او داده شده، به طور واقعی اعمال کند.

به اعتقاد او، عدم حضور مجتبی دقیقاً نشان‌دهنده ضعف روحانیت و قدرت واقعی سپاه است؛ همان حلقه اصلی سپاه که در بیت امام بود و مجتبی نزدیک‌ترین فرد به آن حلقه بوده است. فراهانی تأکید کرده که خود انتخاب مجتبی خامنه‌ای نیز نشان‌دهنده قدرت همان حلقه اصلی سپاه است. او در پایان گفته که مجتبی حتی اگر سلامتی خود را به دست آورد، راه طولانی در پیش دارد تا بتواند قدرت واقعی مندرج در قانون اساسی را اعمال کند، و برای قضاوت درباره اقداماتش باید منتظر «ظهور امام غایب به عنوان بزرگ‌ترین نشانه» بود.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.