ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مجتبی خامنه‌ای در رأس قدرت: جامعه مدنی و جنبش زنان در چه افقی قرار می‌گیرند؟

حسین نوش‌آذر ـ در شرایطی که جنگ دامنه‌دار علیه ایران، افق روشنی از آینده پیش روی جامعه مدنی باقی نگذاشته، انتخاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری، نه یک تغییر، بلکه به معنای «نهایی شدن» روندی است که به باور مهدیه گلرو از سال ۱۳۸۸ آغاز شده بود: انتقال کامل مرکز ثقل قدرت از حوزه به سپاه، و تکمیل پروژه «امنیتی‌سازی» تمام عرصه‌های زندگی. در این ساختار جدید، جنبش‌های اجتماعی ممکن است در محاق قرار گیرند. با مهدیه گلرو گفت‌وگو کرده‌ام.

در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد دومین هفته خود شده و دامنه ویرانی‌ها و تنش‌های منطقه‌ای پیوسته گسترش می‌یابد، جمهوری اسلامی بامداد دوشنبه اعلام کرد که مجتبی خامنه‌ای، فرزند علی خامنه‌ای، با رأی قاطع مجلس خبرگان به عنوان رهبر جدید ایران انتخاب شده است. احمد خاتمی با تأکید بر رعایت شرایط قانون اساسی در این انتخاب، آن را تصمیم نهایی این نهاد ۸۸ نفره روحانی معرفی کرد.

 انتخاب مجتبی خامنه‌ای با پشتوانه شبکه‌اش در سپاه پاسداران، گویای نهایی‌شدن انتقال مرکز ثقل قدرت از حوزه علمیه قم به فرماندهان امنیتی ـ نظامی است، پرسش اصلی اینجاست: در برابر این اتحاد استراتژیک میان ولایت و سپاه، آینده جامعه مدنی و فضای بسته سیاسی چه سرنوشتی خواهد یافت و آیا باید منتظر امنیتی‌تر شدن همه ارکان زندگی روزمره بود؟ از سوی دیگر، در شرایطی که مطالبه نسل جدید جامعه ایران شفافیت، رقابت و حق انتخاب است، آیا انتخاب رهبری با قرابت نسبی با رهبر پیشین، شکاف غیرقابل‌ترمیم میان ملت و حاکمیت را عمیق‌تر نمی‌کند؟ در چنین ساختاری که قدرتی متمرکز در دست شبکه‌ای امنیتی ـ نظامی به رهبری مجتبی خامنه‌ای، جامعه‌ای سرخورده و تحت فشار معیشتی را اداره می‌کند، جنبش زنان که در سال‌های گذشته منشأ تحولات اجتماعی بوده، با چه افقی روبه‌روست و آیا پیوند مطالبات «زن، زندگی، آزادی» با «نان و عدالت» می‌تواند مسیر آینده را رقم بزند؟ این پرسش‌ها را با مهدیه گلرو، فعال حقوق زنان در میان گذاشتم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

مهدیه گلرو با اشاره به سابقه و شبکه روابط مجتبی خامنه‌ای در سپاه پاسداران، تأکید می‌کند که این انتخاب نقطه اوج روندی است که از سال‌ها پیش آغاز شده بود. به گفته او، پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ و جنبش سبز بود که نام مجتبی خامنه‌ای برای اولین بار به‌عنوان مسئول امنیت پایتخت از زبان فرماندهان سپاه مطرح شد. در همان مقطع، اطلاعات سپاه عملاً جایگزین وزارت اطلاعات شد و از آن زمان به تدریج قدرت از حوزه علمیه قم به نهادهای نظامی-امنیتی منتقل گردید. او معتقد است در تمام این سال‌ها، هرگاه نیروهای نظامی در شاخه‌های مختلف سپاه اقدامی انجام می‌دادند، در پشت آن نام مجتبی خامنه‌ای دیده می‌شد و این روند به ویژه در ۱۵-۱۶ سال اخیر سرعتی شتابان گرفت تا جایی که بیت رهبری با فرماندهی سپاه عملاً یکی شد.

گلرو با یادآوری شعارهای سال ۱۳۸۸ در دانشگاه‌ها، از جمله شعار «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» که در دانشگاه علامه، تهران و پلی‌تکنیک سر داده می‌شد، می‌گوید که جامعه مدنی تمام این سال‌ها تلاش کرد به نقطه امروز نرسد؛ نقطه‌ای که نه تنها شاهد استقرار نظامی موروثی است، بلکه جنگ نیز به آن افزوده شده است. به باور او، جامعه مدنی همواره کوشید از دو خطر بازگردد: بازگشت به نظام موروثی از یک سو، و فروغلتیدن کشور به جنگی که زیرساخت‌ها را نابود کند از سوی دیگر.

او درباره آینده جامعه مدنی در شرایط کنونی هشدار می‌دهد که در دل جنگ و خشونت، اولین و بزرگترین قربانی نهادهای مدنی هستند. به گفته گلرو، فضای دو قطبی شده و امنیتی شدن همه ارکان زندگی، کار را برای کسانی که به تغییرات درونزا و عاملیت مردم باور دارند، دشوارتر از همیشه کرده است. او معتقد است جامعه اکنون با قدرتی متمرکز در دست شبکه‌ای امنیتی-نظامی به رهبری مجتبی خامنه‌ای مواجه است و در زیر این ساختار، مردمانی سرخورده، از نظر سیاسی خرد شده و از نظر معیشتی تحت فشار قرار گرفته‌اند.

در پایان، گلرو درباره آینده جنبش زنان با نگرانی سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که در شرایط جنگی، تمامی جنبش‌های مدنی از جمله جنبش زنان، دانشجویی، کارگری و محیط زیستی به محاق می‌روند و صداها به خشن‌ترین شکل ممکن سرکوب می‌شوند. او به تجربه دهه ۱۳۶۰ اشاره می‌کند که در دوران جنگ ایران و عراق، نهادهای زنانه امکان فعالیت نداشتند و صدایی از گروه‌های زنان شنیده نمی‌شد. به باور او، اکنون نیز با حضور گسترده نیروهای حکومتی در خیابان‌ها، عرصه برای نافرمانی مدنی زنان و دیگر گروه‌های معترض تنگ‌تر شده و آینده جنبش زنان در هاله‌ای از ابهام و نگرانی فرو رفته است.

این گفتگو را می توانید از طریق لینک زیر بشنوید:

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • Reza

    ملتی که هنوز دخمه های فسق و فجور را حوزهء علمیه!!!؟؟؟؟؟ می‌خواند انصافا سالیان سال ست وجود خارجی ندارند.[فرسودگی قوه تشخیص] مایه ء حیرت اینکه هنوز عاجز از توضیح ارتباط علم و دخمهء فیضیه قم اند و مدعی سکولاریسم هم هستند.... گیج تر از همه عده ای که خود را روشنفکر می‌دانند و خلافت نظامی استبدادی اسلام در ایران را جمهوری اسلامی میدانند، کجای این دیکتاتوری ضد جمهور شما نشانی از جمهوری می‌بینید که سایرین عاجز از دیدن آن اند ، اگر این سیستم هردمبیل جمهوری ست !!! لابد جمهوری فرانسه حکومت ولایی اسلامی ست!!!!

  • کارشناس از تهران

    من و ما به عنوان کسی که در ایران زندگی میکنیم فکر میکنیم که خانم گلرو بسیار اشتباه میکند. اصلا این طور نیست. مجتبی خامنه ای حتا رمق به میدان آمدن را هم ندارد. و نخواهد داشت. کل سیستم حکومتی در حال فروریختن است. خبرهائي که از درون می آید بسیار امیدوار کننده است. اصولا چنین سخنان نومید کننده ای مشکوک است. وقتی میگویم مشکوک منظورم نیت بد یا وابسطه بودن و یا نبودن از طرف این خانم نیست، بلکه مشکوک از این نظر که تجزیه و تحلیل ایشان اصلا درست نیست. یعنی از جائی و نقطه ای ایشان حرکت میکند که هم میتواند به سوی امید برود و هم به سوی نومیدی ! و ایشان دست کم دچار کج فهمی شده است و میرود به سوی نومیدی ! ما در ایران شاهدیم که کسانی که کشته شده اند، البته که بسیار تعدادشان بیش از سی و چهل هزار نفر است. کسی که از درون همین نظام است بی آنکه طرفدار باشد میگفت بین هشتاد تا صد هزار نفر را اینان کشته اند. خب این کشته شدگان مردم عادی بودند که کارمند و معلم و در ادارات دولتی بوده و حتا همچون محسن روح الامینی از دولتیان نزدیکشان هم بوده اند، به طور متوسط هر کشته وابسته به چهار نفر در خانه هاشان بودند یعنی پدر و مادر و دست کم یک خواهر و یک برادر ! انبوه اینان هر روز در حال نوعی تظاهرات هستند. رژیم از کشتاری که کرده پشیمان و پریشان است. نمی داند چه بکند. بزرزگترین ضربات را خورده. من اصلا با این خانم موافق نیستم. این حکومت از درون و بیرون درحال فروریختن و پودر شدن است. تمامی سخنانی که ایشون میگوید پوچ و پوک است و نومیدی نوعی توهم است. اصلا مگر جوانان امروز مگر عزادران امروز با عزاداران و جوانان جنگ هشت ساله و حتا جنبش سبز و حتا جنبش زن زندگی آزادی قابل مقایسه است! مگر جاویدنام صدا زدن امروز با شهید نامیدن دیروز قابل مقایسه است! مگر عزاداری پر سروصدای امروز با خفقان آن روزها قابل مقایسه است ! برای همین سخنان این خانم بسیار مشکوک است تا جائی که این مشکوک بودن مسری می شود. این چه وضع تجزیه و تحلیل است که حاصلش نومیدی ست ! کی تا کنون همانند امروز میلیونها ایرانی در سراسر جهان در خیابان بوده اند !؟ شاید تمام مشکل این خانم با پرچم شیروخورشید باشد. پرچم شیروخورشید همانند نام ایران است خانم محترم. فقط از آن پادشاهی خواهان نیست ! ما چند نفری به سخنان شما خانم گلرو گوش کردیم و همگی از تعجب شاخ در آوردیم. خانم محترم خواهید دید که اینطور نیست. امیدوارم روحیه تان را نباخته باشید. و خصوصا امیدوارم صادقانه سخن گفته باشید. ما که در داخل ایران هستیم چنین فکر نمی کنیم. محکم ایستاده ایم. دروغهای وحشتناک اینان چنان است که خودشان نیز از پوکی و پوچی ترکیده اند. خیالتان راحت باشد. مستعان ۱۱۰ را بیاد بیاورید، غرق کردن کشتی غولپیکر آمریکا را که رهبری فرمانش را داد را در نظر آورید، اسلحه ای داریم که تا کنون جهان و جهانیان ندیده اند را در نظر آورید و...کشتن همه سران درجه یکم اینان را در نظر آورید و پس از این همه زدن رهبر فرزانه با اهل بیتش را و...بعد شما ادامه بدهید....اصلا این طور نیست حتما تا دو سه روز آینده خبرهای خوبی دریافت خواهیم کرد، و... با احترام فراوان از جنوبی ترین نقطه تهران نزدیک شهر ری