کنگره آزادی ایران: زنان چگونه سهم خود را در آینده سیاسی تضمین میکنند؟
حسین نوشآذر ـ نشست دو روزه لندن با تأکید بر «تکثر» و «رهبری غیرمتمرکز» به پایان رسید، اما پرسش اصلی تازه آغاز شده است: در ساختاری که هنوز سازوکارهای الزامآور آن تدوین نشده، زنان چگونه میتوانند سهم خود را از این ائتلاف تازهتأسیس تضمین کنند؟ مهدیه گلرو، فعال حقوق زنان با اشاره به «تراژدیهای تاریخی» حذف زنان در جنبشهای پیشین ایران، معتقد است جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطفی است که دیگر اجازه نخواهد داد مردان به تنهایی برای سرنوشت کشور تصمیم بگیرند. به باور او، اگر اپوزیسیون امروز ناچار به دعوت از زنان شده، این نتیجه سالها فشار مستمر است؛ فشاری که باید تا تضمین سهمی برابر در کنگره آزادی ایران و پس از آن ادامه یابد.

زن زندگی آزادی
نمایندگان بیش از بیست گروه مخالف حکومت ایران، در یک گردهمایی دو روزه در لندن که پشت درهای بسته برگزار شد، تلاش کردند برای عبور از جمهوری اسلامی و رسیدن به یک نظام دموکراتیک کثرتگرا، با همدیگر همکاری کنند. این جمع در تدارک برگزاری یک کنگره در ماه مارس ۲۰۲۶/ فروردین ۱۴۰۵ است.
شرکتکنندگان در این این نشست مقدماتی بر اصول مشترکی مانند دموکراسی کثرتگرا، حقوق بشر، جدایی دین از دولت و برگزاری همهپرسی آزاد برای تعیین نظام آینده تأکید کردند و توافق کردند که کنگره بزرگتر «کنگره آزادی ایران» در فروردین ۱۴۰۵ (مارس ۲۰۲۶) در لندن با حضور حدود ۳۰۰ نفر برگزار شود تا نقشه راه دقیقی برای دوران گذار و برنامههای پس از سقوط احتمالی رژیم ارائه دهد.
بزرگترین چالش عملی همچنان تبدیل توافقات کلی به برنامهای مشخص و قابل اجرا در داخل ایران است؛ پراکندگی اپوزیسیون خارجنشین و ضعف ارتباط مؤثر با نیروهای اجتماعی داخل (به ویژه جنبش زنان و جوانان) مسیر را دشوار میکند. گام فوری پس از این نشست، ایجاد کارگروههای تخصصی برای تدوین برنامههای کلیدی در حوزههایی مانند حقوق زنان و اقوام، ساختار سیاسی آینده، عدالت انتقالی و مبارزه با تبعیض جنسیتی، همراه با یافتن راههای واقعی برای جلب مشارکت نیروهای داخلی است تا این همگرایی از سطح گفتگوی نخبگانی فراتر رود و به جنبشی فراگیر و اجتماعی تبدیل شود.
در نشست دو روزه لندن، یکی از محورهای پررنگ بحثها، تأکید بر «تکثر» و پرهیز از «تکصدایی» بود. اما این پرسش جدی مطرح است که در این تکثرِ وعدهدادهشده، سهم زنان و خواستههای آنان چقدر است؟ آیا شعار «زن، زندگی، آزادی» که نماد بزرگترین جنبش اعتراضی دهههای اخیر ایران بود، در پسزمینه معادلات سیاسی و مناقشات میان جریانهای اپوزیسیون کمرنگ نخواهد شد؟ برای پاسخ به این پرسش با مهدیه گلرو، فعال حقوق زنان و یکی از شرکتکنندگان این گردهمایی، گفتوگو کردیم. میشنوید:
مهدیه گلرو با پذیرش نگرانیها درباره کمرنگ شدن شعار «زن، زندگی، آزادی» در گفتوگوهای سیاسی، تصویری واقعبینانه از جایگاه زنان در اپوزیسیون ارائه میدهد. او صراحتاً اذعان میکند که فضای اپوزیسیون جمهوری اسلامی «بسیار مردانه» و «غیرجوان» است و با وجود تلاشهای صورتگرفته در نشست اخیر، همچنان در گروه هماهنگی کنونی «تنوع اقلیتهای جنسی و جنسیتی، اقلیتهای مذهبی و جوانان» به اندازه مطلوب وجود ندارد. او خود را در این زمینه «منتقد» میخواند و تأکید میکند که این کاستیها جای کار بسیار دارد.
گلرو تأکید میکند که سازوکار الزامآوری مانند سهمیهبندی جنسیتی برای تضمین حضور مؤثر زنان پیشبینی نشده و صرفاً یک توافق کلی برای تلاش در جهت ایجاد تعادل وجود دارد. با این حال، او با اشاره به «تراژدیهای تاریخی زنان» در جنبشهای پیشین ایران (از مشروطه تا انقلاب ۵۷) که پس از پیروزی کنار گذاشته شدند، معتقد است جنبش «زن، زندگی، آزادی» یک «نقطه عطف» محسوب میشود؛ چرا که زنان امروز دیگر اجازه نمیدهند مردان به تنهایی برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند.
جمعبندی نگاه گلرو این است که اگرچه به نقطه مطلوب نرسیدهایم، اما همین اندازه از حضور و پذیرش نیز حاصل «سالها تلاش گروههای مختلف اتنیکی، جنسیتی، زنان و اقلیتهای دینی» بوده است. به اعتقاد او، امروز اپوزیسیون مردانه به این درک رسیده که بدون حضور زنان و اقوام در حرکتهای سیاسی ضروریست. او راهکار را نه در انتظار برای سازوکارهای تضمینشده از بالا، که در ادامه همان «فشار مستمر» و تلاش چندبرابر زنان و اقلیتها برای حفظ و ارتقای جایگاهشان در تصمیمگیریهای کلان میداند.
فایل صوتی گفتوگو را میتوانید از لینک زیر ببینید:





نظرها
نظری وجود ندارد.