ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

چندقطبی شدن خاورمیانه؛ آیا انحصار آمریکا در حال پایان است؟

بهروز فراهانی، تحلیلگر مسائل منطقه، معتقد است جنگ اخیر ضربه‌ای جدی به وجهه و بازدارندگی آمریکا در خلیج فارس وارد کرده و عملاً انحصار واشنگتن را به چالش کشیده است. از نگاه او، کشورهای عربی اکنون با الهام از چندقطبی شدن جهان، به سمت ائتلاف‌های تازه‌ای با چین، روسیه، ترکیه و پاکستان حرکت می‌کنند تا وابستگی به آمریکا را کاهش دهند. با این حال، فراهانی تأکید دارد که آمریکا همچنان از برتری نظامی بی‌رقابت برخوردار است، اما ناتوانی آن در تحمیل اراده سیاسی‌اش، پایان تدریجی انحصارش در خاورمیانه را رقم زده است.

جنگ اخیر با تضعیف همزمان نفوذ منطقه‌ای ایران و افزایش آسیب‌پذیری اسرائیل، معادلات قدرت در خلیج فارس را به طور اساسی تغییر داد.

عربستان و امارات دیگر به اتکای صرف به آمریکا یا تقابل مستقیم با ایران باور ندارند. آن‌ها به سمت چندجانبه‌گرایی عمیق حرکت کرده‌اند: حفظ روابط امنیتی با واشنگتن، همزمان گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک با چین، روسیه و حتی کانال‌هایی با ایران.

در این میان، بلوک نوظهور چهارگانه ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان در حال شکل‌گیری است. این ائتلاف چهارضلعی  هرچند هنوز در مراحل اولیه است، اما در مسائل امنیت انرژی، ثبات عراق، سوریه و یمن می‌تواند وزن جدیدی ایجاد کند.

آمریکا تصویر دوگانه‌ای از خود نشان داد: از یک سو قدرت نظامی و لجستیک بی‌رقیبش را به نمایش گذاشت، از سوی دیگر ناتوانی در مهار کامل بحران، شتاب افول نسبی نفوذ سیاسی‌اش در خاورمیانه را افزایش داد و تعهداتش در اوکراین و برابر چین را تحت فشار گذاشت.

جمهوری اسلامی با وجود ضربه سنگین به برنامه هسته‌ای و نیروهای هم‌پیمانش، تلاش می‌کند از روایت «قربانی» برای بازسازی مشروعیت در جهان جنوب و محور مقاومت استفاده کند. اسرائیل هرچند از نظر تاکتیکی پیروز بود، اما با انزوای بین‌المللی، سرد شدن عادی‌سازی با عربستان و فرسایش بازدارندگی داخلی روبروست.

نتیجه آنکه منطقه وارد فاز «بازدارندگی ناپایدار و پرهزینه» شده و هیچ طرفی نمی‌تواند خواست خود را به طور کامل تحمیل کند. با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی گفت‌‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

آیا شاهد «نظم جدید خلیج فارس» و شکل‌گیری ائتلاف‌های تازه هستیم؟

بهروز فراهانی در پاسخ به این پرسش که آیا پس از جنگ اخیر و تضعیف همزمان نفوذ ایران و افزایش آسیب‌پذیری اسرائیل، شاهد شکل‌گیری «نظم جدید در خلیج فارس» هستیم یا نه، اظهار داشت که منطقه با تحولات بسیار مهمی روبه‌رو شده است. به گفته او، اگر نتوان از نظم کاملاً جدیدی سخن گفت، قطعاً شاهد ائتلاف‌ها و معادلات تازه‌ای در خلیج فارس هستیم.

فراهانی توضیح داد که تا پیش از این، همه کشورهای عربی ساحل جنوبی خلیج فارس، ایران را عامل اصلی تنش می‌دانستند، اما دو جنگ اخیر که برخلاف خواست و تلاش دیپلماتیک این کشورها به‌ویژه عربستان انجام شد، همه معادلات را دگرگون کرد. او به واگرایی جدی میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی اشاره کرد و گفت امارات با پیوستن رسمی به طرح ابراهیم، وارد یک ائتلاف بلندمدت با اسرائیل شده است.

به اعتقاد فراهانی، در جریان جنگ اخیر، انتقال سیستم پاتریوت اسرائیل به امارات و ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی موساد و شین‌بت در این کشور، این نزدیکی را تقویت کرده است.

او افزود که امارات پس از اختلافات در یمن، سیاست مستقل خود را پیش گرفته و حتی عربستان ناچار شده نیروهای متحد امارات در جنوب یمن را بمباران کند:

این اختلافات بسیار جدی و بلندمدت است و نشان می‌دهد امارات می‌خواهد خود را از زیر سایه عربستان خارج کند و به عنوان یک بازیگر مستقل و مهم مطرح شود.

 فراهانی همچنین به اقدام امارات در به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند با حمایت اسرائیل اشاره کرد که خشم سومالی را برانگیخت. او بر این نکته تاکید کرد  که بسیاری اکنون اسرائیل را عامل بی‌ثباتی خاورمیانه می‌دانند:

بسیاری از متخصصان ژئوپلیتیک منطقه‌ای که اخیراً بازگشته‌اند می‌گویند برای اولین بار بعد از دو دهه، تمام اندیشکده‌ها و مقامات دیپلماتیک، اسرائیل را به جای جمهوری اسلامی، عامل اصلی تنش، بی‌ثباتی و بحران می‌دانند. از این زاویه، ائتلاف‌های عربی دچار بحران شده و شکاف‌های جدی در آن ایجاد شده که در کوتاه‌ و میان‌مدت جبران نخواهد شد.

فراهانی در ادامه به ائتلاف چهارضلعی ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان اشاره کرد و آن را بسیار جدی و مهم ارزیابی کرد. به گفته او، نقش ترکیه و پاکستان به عنوان دو کشور غیرعرب اما مسلمان در این بلوک برجسته است و منافع مشترک آنها با عربستان، اختلافات قدیمی میان ترکیه و مصر بر سر اخوان‌المسلمین را کم‌رنگ کرده است. او در ادامه یادآوری کرد:

شکل‌گیری چندقطبی دیپلماتیک در سطح جهان و نقش چین و روسیه نیز دست کشورهای عربی را بازتر کرده است. آنها این ائتلاف جدید را پاسخی به آنچه «خیانت آمریکا به عربستان و کشورهای عربی به نفع اسرائیل» می‌دانند، تلقی می‌کنند. به‌ویژه با قدرت‌نمایی دیپلماتیک پاکستان در مذاکرات اخیر، به نظر می‌رسد فضای دیپلماتیک و ائتلاف‌های منطقه به سمت تحول کیفی حرکت کرده است.

سرانجام فراهانی نتیجه‌گیری کرد که فضای دیپلماتیک و ائتلاف‌های منطقه وارد تحول کیفی جدیدی شده است.

جنگ اخیر چه ضربه‌ای به قدرت بازدارندگی و وجهه آمریکا وارد کرد؟

بهروز فراهانی با اشاره به تأثیر جنگ اخیر بر جایگاه آمریکا، تأکید کرد که این درگیری ضربه‌ای جدی به پرستیژ و قدرت بازدارندگی ایالات متحده وارد کرده است. به گفته او، آمریکایی‌ها علی‌رغم برتری نظامی و فناوری پیشرفته‌شان، نتوانستند سیاست مورد نظر خود را به طور کامل اجرا کنند.

فراهانی افزود که این جنگ نشان داد قدرت بازدارندگی آمریکا دیگر با نمایش قدرت و تهدید صرف کارساز نیست و قدرت‌های متوسط مانند جمهوری اسلامی اکنون قادرند واشنگتن را به چالش بکشند. او خاطرنشان کرد که همین پیام برای کشورهایی همچون ترکیه و پاکستان نیز ارسال شده و ثابت می‌کند حتی کشورهایی در مقیاس پاکستان و مصر هم می‌توانند در برابر آمریکا ایستادگی کنند.

به اعتقاد فراهانی، قدرت ویرانگری نظامی آمریکا بسیار بالاست و این کشور می‌تواند زیرساخت‌ها را نابود کند، اما قادر به تغییر رژیم سیاسی یا تحمیل اراده خود بر طرف مقابل نیست. این ناتوانی، ضربه‌ای جدی به اعتبار آمریکا وارد کرده است.

وی با اشاره به حمله ایران به پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای خلیج فارس، توضیح داد:

فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی دقیقاً در شرایطی به پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای جنوب خلیج فارس حمله کرد که این پایگاه‌ها فعال بودند. نه تنها علی‌رغم وجود این پایگاه‌ها، بلکه به خاطر وجود آنها حمله انجام شد؛ با این توجیه که «این پایگاه‌ها برای حمله به ما استفاده شده، بنابراین ما حق دفاع مشروع داریم.» این در حالی است که پیش از این، آمریکا حتی اجازه شلیک یک تیر به سمت پایگاه‌هایش را نمی‌داد.

فراهانی ادامه داد که اکثر کشورهای منطقه (به‌جز امارات) معتقدند آمریکا منافع اسرائیل را بر منافع آنها ترجیح می‌دهد و همین امر باعث شد جنگ به خاک آنها کشیده شود و به سیاست تنش‌زدایی و برنامه‌های اقتصادی‌شان آسیب بزند. از نظر او، این تحول باعث افت شدید اعتبار آمریکا در خلیج فارس شده و چین بهترین بهره‌برداری را از این فرصت خواهد کرد.

او در پایان هشدار داد که این مسئله سایه خود را بر آسیای جنوب شرقی و مسئله تایوان نیز انداخته است:

تایوانی‌ها دیدند که آمریکا به راحتی ذخایر استراتژیک خود را برای جای دیگری مصرف کرد. این نشان می‌دهد که در صورت تعارض منافع، واشنگتن ممکن است بر سر تایوان نیز معامله کند.

 آینده ژئوپولیتیک ایران و اسرائیل پس از جنگ چه خواهد بود؟

بهروز فراهانی با ارزیابی آینده ژئوپولیتیک ایران و اسرائیل، اظهار داشت که جمهوری اسلامی هرچند توانست از خود دفاع کند و مانع سقوط رژیم و اجرای پروژه رژیم‌چنج شود، اما این موفقیت بسیار پرهزینه بوده است.

به گفته او، هزینه‌های سنگین جنگ، بازسازی داخلی را برای مدت طولانی در صدر اولویت‌های تهران قرار داده و ایران فعلاً نه فرصت، نه منابع مالی و نه ظرفیت نظامی لازم برای بازسازی سریع نیروهای نیابتی خود را دارد.

فراهانی افزود که در حال حاضر در میان سران جمهوری اسلامی این بحث جدی مطرح است که سیاست بازسازی محور مقاومت را چگونه ادامه دهند. وی حزب‌الله را استثنا دانست و گفت این گروه علی‌رغم ضربه‌های سنگین، همچنان مقاومت مؤثری در برابر اسرائیل نشان می‌دهد و نفوذ ایران در لبنان را حفظ کرده است. بنابراین احتمال تقویت مجدد حزب‌الله بالاست.

وی در مورد حوثی‌های یمن تأکید کرد که نباید آنها را صرفاً نیروی نیابتی ایران دانست؛ بلکه آنها نیروی مستقل یمنی هستند که استقلال عمل خود را ثابت کرده‌اند، آسیب جدی ندیده‌اند و حتی در زمان لازم به کمک ایران آمده‌اند.

فراهانی یادآوری کرد که بازسازی فوری و گسترده نیروهای نیابتی فعلاً در دستور کار جمهوری اسلامی نیست، بلکه اولویت اصلی، تثبیت وضعیت داخلی است. با این حال، تهران هرگز این نیروها به‌ویژه حزب‌الله و حشدالشعبی عراق را کاملاً رها نخواهد کرد، زیرا به نقش راهبردی آنها واقف است.

به اعتقاد او، ایران با چالش‌های بسیار جدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبه‌رو است: میلیون‌ها بیکار، کمبود شدید ارزاق و مواد اولیه، بحران‌های متعدد و ادامه سرکوب. در چنین شرایطی، بازسازی نیروهای نیابتی در اولویت قرار نخواهد گرفت.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.

بیشتر بخوانید و بشنوید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.