بحران داخلی و بیماری نتانیاهو؛ اجماع جنگطلبان اسرائیل پابرجاست
در بحبوحه بحران سیاسی شدید اسرائیل و بیماری نتانیاهو، آیا جنگ غزه و تنش با محور مقاومت تحت تأثیر ضعف داخلی او قرار خواهد گرفت؟ بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی، در پاسخ تأکید میکند که بحران داخلی نتانیاهو هرچند عمیق است، اما اجماع جنگطلبانه در طبقه حاکم و حتی اپوزیسیون اسرائیل همچنان پابرجاست و سیاست تعرض فراتر از شخص نخستوزیر ادامه دارد.

تصویر نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، بر روی یک صفحهنمایش بزرگ دیده میشود، در حالی که بازدیدکنندگان در حال بررسی یک «پاد پرنده» در اجلاس تحرک هوشمند ۲۰۲۶ در تلآویو، روز ۱۸ مه ۲۰۲۶ هستند. (عکس از ایلیا یفیموویچ / AFP)
اسرائیل در بهار و تابستان ۲۰۲۶ با یکی از شدیدترین بحرانهای سیاسی داخلی خود از جنگ غزه به اینسو روبهرو شده است. خروج حزب یهودوت هتوراه (حزب اصلی حریدی) از ائتلاف بنیامین نتانیاهو در ژوئیه ۲۰۲۵، دولت را به یک دولت اقلیت با تنها ۶۱ کرسی تقلیل داد و عملاً آن را به لبه انحلال کنست و برگزاری انتخابات زودهنگام کشاند. این بحران ریشه در مسئله معافیت حریدیها از خدمت سربازی داشت، اما به سرعت به یک بنبست فراگیر سیاسی تبدیل شد که نتانیاهو را بیش از پیش وابسته به احزاب راست افراطی کرد و امکان تصمیمگیریهای بلندمدت را به شدت محدود ساخت.
در میانه این آشفتگی سیاسی، اعلام بیماری سرطان پروستات نتانیاهو در آوریل ۲۰۲۶، لایه دیگری از تردید و نگرانی را به فضای عمومی اسرائیل افزود. هرچند درمان او موفقیتآمیز اعلام شد، اما این خبر در ترکیب با سن بالای نخستوزیر و سابقه مشکلات قلبی، تصویر یک رهبر خسته و تحت فشار را تقویت کرد. همزمان، فشار برای انحلال کنست و برگزاری انتخابات زودهنگام افزایش یافته و نظرسنجیها نشاندهنده احتمال تشکیل دولتی جدید بدون نتانیاهو یا با ائتلاف متفاوت هستند.
این تحولات داخلی، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت جنگ اسرائیل در لبنان و تنشهای با ایران تأثیرگذار بودهاند. پرسش کلیدی این است که آیا بحران سیاسی و شخصی نتانیاهو باعث محافظهکاری بیشتر، ادامه «جنگ برای بقا» یا برعکس، تشدید اقدامات نظامی برای جبران ضعف داخلی شده است؟ و در صورت برگزاری انتخابات زودهنگام و تغییر احتمالی قدرت، استراتژی کلی اسرائیل در برابر حماس، حزبالله و محور مقاومت چه تغییری خواهد کرد؟ با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی این موضوعات را به بحث گذاشتیم.
آیا بحران داخلی نتانیاهو واقعاً بر استراتژی جنگی اسرائیل تأثیرگذار است؟
بهروز فراهانی معتقد است که با وجود بحران شدید دولت و شخص نتانیاهو، اقداماتی که هماکنون در غزه انجام میشود، پیش از هر چیز مورد توافق جناحهای حاکم اسرائیل است. او تأکید میکند که نتانیاهو میتواند در شدت یا کاهش این عملیات نقش داشته باشد و منافع سیاسی خود را در نظر بگیرد، اما حمله به گروههای محور مقاومت، درگیری با ایران و تشدید تنش در لبنان، سیاست عمومی و راهبرد کل طبقه حاکم اسرائیل است:
آنها میخواهند مسئله برتری نظامی و قدرت مطلق خود در منطقه را یک بار برای همیشه به نفع خود به پایان برسانند. از این زاویه، با تمام دشواریهایی که نتانیاهو الان در آن قرار دارد و طبعاً برای گسترش و ادامه آن تلاش خواهد کرد، اصل قضیه قبل از هر چیز سیاست عمومی کل دولت اسرائیل و حتی اپوزیسیون این کشور است.
فراهانی با اشاره به بیماری سرطان نتانیاهو میگوید بحران شخصی او، بهویژه از نظر جسمی، شادابیاش را کاهش داده و در تصمیمگیریهایش مؤثر است. با این حال، خط اصلی سیاسی نتانیاهو ادامه جنگ تا هر زمان ممکن است تا بتواند از محاکمه، زندان یا عفو مشروط به خروج دائمی از سیاست جلوگیری کند. او با یادآوری پیشنهاد عفو ترامپ، توضیح میدهد که نتانیاهو چنین شرطی را نپذیرفته و قصد دارد رکورد طولانیترین نخستوزیری را حفظ کند، زیرا اساساً خارج از سیاست وجود خارجی ندارد:
نتانیاهو یک سرمایه کلان برای اسرائیل نیست، تمام حیثیتش در سیاست و حضور در دولت و نقش نخستوزیری است. از این زاویه تمام اقدامات خودش را در این جهت پیش خواهد برد که هرچه بیشتر این جنگها و درگیریها به درازا بکشد. این در کیفیت و کمیت این سیاست تأثیر دارد.
فراهانی اما در ادامه تأکید میکند که سیاست تعرض و درگیری، فراتر از نتانیاهو و حزب لیکود، سیاست مشترک کل طبقه حاکم اسرائیل و حتی اپوزیسیون است. به عقیده او، جامعه اسرائیل گرایش بسیار شدیدی به راست پیدا کرده و این وفاق عمومی باعث شده جنگطلبی همچنان خط غالب سیاست خارجی این کشور باقی بماند.
آیا تغییر دولت در اسرائیل میتواند به کاهش جنگطلبی منجر شود؟
بهروز فراهانی معتقد است که باید به این واقعیت توجه داشت که آنچه امروز به نام چپ خوانده میشود - اعم از چپ میانه و چپ تا حدی رادیکال - در کنست با ۱۲۰ کرسی، تنها ۹ کرسی دارد و بنابراین نیروی کاملاً حاشیهای و در اقلیت به شمار میرود. به گفته او، از این ۹ کرسی نیز چهار کرسی متعلق به حزب کارگر است که خود همواره از سیاستهای جنگطلبانه دولت اسرائیل حمایت کرده و حتی در بسیاری موارد بانی آن بوده است. تنها گروهی که میتوان آن را واقعاً چپ صلحطلب دانست، ائتلاف «هداش-تعال» است که تنها پنج کرسی دارد و تنها ائتلافی است که اعراب و یهودیان در آن با هم حضور دارند. به این ترتیب، صلحطلبان واقعی کمتر از پنج درصد کرسیهای کنست را در اختیار دارند.
فراهانی اضافه میکند که حتی احزاب عربتبار نیز عمدتاً مذهبی و محافظهکار هستند و حاضر نیستند در کنار نیروهای چپ قرار بگیرند. آنها گاهی موضع میانی اتخاذ میکنند، اما از نظر طبقاتی با هداش همسو نیستند.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به سابقه اپوزیسیون لائیک میگوید که ائتلاف قبلی بنی گانتس و یائیر لاپید که توانست برای مدتی کوتاه نتانیاهو را از قدرت کنار بزند، خیلی زود با مانورها و خرید آرای نمایندگان توسط نتانیاهو فروپاشید. فراهانی عقیده دارد که نتانیاهو ماکیاولیترین و روباهصفتترین سیاستمدار تاریخ اسرائیل است:
فراموش نکنیم که نتانیاهو برجستهترین، روباهصفتترین و ماکیاولیترین سیاستمدار تاریخ اسرائیل است و در عین حال یک تاکتیسین بسیار خبره که مثل کف دستش تمام این احزاب و افراد را میشناسد و به راحتی بینشان مانور میکند.
فراهانی در ادامه تأکید میکند که امروز، با وجود فشارهای جسمی بر نتانیاهو، فشار آمریکا (بهویژه سیاستهای ترامپ) برای پایان دادن به جنگهای بیپایان، و کاهش حمایت افکار عمومی اسرائیل از جنگ - که از بیش از ۸۰-۸۵ درصد به زیر ۶۰ درصد و حتی نزدیک به نصف رسیده – چشمانداز گرایش اسرائیل به سمت میانهروی در آینده نزدیک بعید به نظر میرسد. او هشدار میدهد:
آنچه رسانههای خارجی «میانهرو» مینامند (مانند لاپید و گانتس) صرفاً نسبت به نتانیاهو میانهرو هستند، اما در مسئله فلسطین، اشغال کرانه باختری و بهویژه جنگ با ایران، خود جزو جنگطلبان به شمار میروند و معتقدند «سر مار باید قطع شود.
فراهانی نتیجه میگیرد که در مجموع نتانیاهو در موقعیت دشواری قرار دارد و ممکن است گاهی عقبنشینی کند یا جنگ را شدیدتر کند، اما جنگطلبی و تمایل به تعیین تکلیف با دشمنان اسرائیل در منطقه، یک اجماع گسترده میان دولت و اپوزیسیون ایجاد کرده که ریشه در خط اصلی سیاست خارجی طبقه حاکم اسرائیل دارد؛ طبقهای که وجوه نئولیبرال بسیار مرتجعی را نمایندگی میکند.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.





نظرها
نظری وجود ندارد.