ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

امپریالیسم لوکس و انقلاب فلامینگوها: مبارزه ضدسرمایه‌داری در آلبانی

بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی، در تحلیلی از اعتراضات آلبانی، پروژه گردشگری جرد کوشنر را نمونه‌ای از «امپریالیسم لوکس» توصیف کرد که با همدستی دولت محلی و سرمایه‌گذاران فراملی، طبیعت حفاظت‌شده تالاب ویوسا-نارتا را هدف قرار داده است. او «انقلاب فلامینگوها» را بخشی از مبارزه گسترده‌تر ضدسرمایه‌داری و ضد نئولیبرالیسم دانست.

اعتراضات اخیر در آلبانی عمدتاً پیرامون پروژه ساخت یک مجتمع گردشگری لوکس ساحلی متمرکز شده است. این پروژه که با سرمایه‌گذاری مرتبط با جرد کوشنر و شرکای بین‌المللی‌اش پیش می‌رود، شامل هتل‌ها، ویلاها و امکانات تفریحی در مناطق جنوبی نزدیک زونچ و تالاب‌های ویوسا-نارتا است. معترضان از اوایل ژوئن ۲۰۲۶ با تجمعات گسترده در تیرانا و مناطق ساحلی، نگرانی‌های خود را نسبت به سرعت تصویب پروژه و تأثیرات آن بر جامعه محلی و منابع طبیعی ابراز کرده‌اند. شعارهایی مانند «آلبانی فروشی نیست» نشان‌دهنده نارضایتی از اولویت‌های توسعه‌ای است که به نظر آن‌ها با منافع عمومی همخوانی ندارد.

از زاویه زیست‌محیطی، این پروژه تهدید جدی برای یکی از حساس‌ترین اکوسیستم‌های آلبانی به شمار می‌رود. منطقه تالاب‌های ویوسا-نارتا به عنوان منطقه حفاظت‌شده، میزبان گونه‌های نادر مانند فلامینگوهای صورتی، لاک‌پشت‌های دریایی و پرندگان مهاجر است. ساخت‌وسازها با احداث حصار و فعالیت‌های اولیه، خطر آلودگی آب، تخریب زیستگاه‌ها و اختلال در تعادل طبیعی را افزایش می‌دهد. معترضان با استفاده از نماد فلامینگو، این حرکت را «انقلاب فلامینگوها» نامیده‌اند و تأکید دارند که چنین توسعه‌ای می‌تواند تنوع زیستی منحصربه‌فرد منطقه را برای همیشه از بین ببرد و بر اکوسیستم دریایی و تالابی تأثیر جبران‌ناپذیری بگذارد.

از نظر سیاسی و اجتماعی این اعتراضات نشانگر ساختار نابرابر قدرت در نظام سرمایه‌داری جهانی است، از نوع همدستی نخبگان محلی با سرمایه‌گذاران فراملی برای نادیده گرفتن منافع عمومی و بوم‌شناختی. در این مدل، دولت آلبانی با صدور سریع مجوزها و اولویت دادن به جذب سرمایه خارجی لوکس، خود عاملی اصلی برای به حاشیه راندن جوامع محلی و اکوسیستم حساس تالاب ویوسا-نارتا شده است. بنابراین، آنچه شعار «آلبانی فروشی نیست» بر آن تأکید دارد، فروش منابع طبیعی و حاکمیت ملی توسط بخشی از نخبگان داخلی به سرمایه‌داران فراملی است، نه صرفاً تهاجم مستقیم یک دولت قدرتمند خارجی. با آقای بهروز فراهانی، تحلیلگر سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

ماهیت امپریالیستی پروژه آلبانی

بهروز فراهانی در گفت‌وگو با رادیو زمانه در بدو امر یادآوری کرد که وضعیت ایجادشده در آلبانی فراتر از مفهوم «نئوامپریالیسم زیست‌محیطی» است و آن را نوعی زورگویی امپریالیستی تمام‌عیار دانست. او توضیح داد که از دوران بیسمارک و ناپلئون تا امروز، سیاست قدرت‌های بزرگ همواره بر ایجاد دولت‌های کوچک (مینی‌استیت) برای پیشبرد منافع خود متکی بوده و این رویکرد اخیراً دوباره احیا شده است:

این قدرت‌ها متوجه شده‌اند که با ایجاد این‌جور دولت‌های کوچک، به راحتی می‌توانند نفوذ خودشان را به مراتب بیشتر از سابق در این جاها پیاده کنند و در جهت منافع خودشان به کار بگیرند. در مورد مسئله محیط زیستی که گفتید در آلبانی، مسئله اینجاست که وقتی یک منطقه مثلاً تحت حفاظت قرار می‌گیرد، بعد از مدتی تبدیل به جای طبیعی بسیار زیبایی می‌شود؛ گردشگاه‌های طبیعی ایجاد می‌شود که بسیار به مذاق هتل‌دارانی که می‌خواهند آنجا هتل‌های پنج‌ستاره یا اقامتگاه‌های مسافرتی بسازند، خوش می‌آید. چیزی که جرد کوشنر در آن متخصص است.

فراهانی در ادامه افزود:

شما می‌دانید که در معاملاتی که با عربستان سعودی کردند، چند میلیارد دلار از ثروت‌های صندوق توسعه عربستان سعودی در اختیار جرد کوشنر قرار گرفته و او این‌ها را می‌تواند در این سرمایه‌گذاری‌ها به کار بگیرد. در نتیجه، این منطقه را در یک دولت ضعیف مثل آلبانی هدف گرفته‌اند؛ جایی زیبا که بر اثر حفاظت محیط زیستی به این زیبایی رسیده را می‌خواهند تبدیل کنند به یک منطقه مخصوص ثروتمندان.

فراهانی این پروژه را بخشی از زنجیره امپریالیستی در منطقه بالکان ارزیابی کرد که با ایجاد مینی‌استیت‌هایی مانند کوسوو همراه بوده و یادآور سیاست «بالکانیزه» کردن قرن نوزدهم است:

روشن و آشکار است که آمریکایی‌ها از موقعیت برتر خودشان در مقابل یک دولت فوق‌العاده ضعیف در آلبانی دارند استفاده می‌کنند و سیاست خودشان را پیش می‌برند. همین کار را در کوسوو کردند؛ ایجاد کوسوو یک مینی‌استیت بود، ضربه سنگین به یوگسلاوی سابق و ضربه سنگین به صربستان. این‌ها یک زنجیره هستند که با هم در ارتباط‌اند، به خصوص که در این منطقه کنار هم قرار گرفته‌اند.

 او در پایان به تعبیر «بالکانیزه کردن» اشاره کرد که این روزها فراتر از آلبانی هم کاربرد دارد:

 یادتان باشد اصلاً اصطلاح «بالکانیزه» از کجا آمده؛ یعنی دقیقاً ایجاد تفرقه بین کشورهای مختلف و ایجاد کشورهای کوچک که دائماً با هم در حال زد و خورد باشند. الان ما از این نظر به قرن نوزدهم برگشته‌ایم. این پروژه را باید در این چهارچوب نگاه کرد. فراتر از یک دست‌اندازی ساده به محیط زیست و خراب کردن آن، بخشی از یک برنامه امپریالیستی است برای اینکه سرگرمی و خوشگذرانی سوپرپولدارها را در این مناطق تأمین کند.

جنبش‌های اجتماعی و نماد فلامینگو

بهروز فراهانی جنبش اعتراضی آلبانی را که تحت عنوان «جنبش فلامینگو» شکل گرفته، حرکتی طبیعی و هوشمندانه دانست که از نماد فلامینگو - گونه‌ای که دوباره به منطقه بازگشته و زاد و ولد می‌کند - به عنوان هویت اعتراضی استفاده کرده است. او تأکید کرد که این جنبش، به‌ویژه با مشارکت گسترده جوانان علیه پروژه جرد کوشنر، فراتر از یک مبارزه صرف محیط زیستی است و در واقع یک مبارزه ضد امپریالیستی و ضد سیاست‌های نئولیبرالی به شمار می‌رود. فراهانی افزود:

این جنبش می‌تواند همبستگی و قدرت را بین مردم و به‌ویژه جوانانی که برای اولین بار وارد سیاست می‌شوند، تقویت کند. جنبش‌های دفاع از محیط زیست، بخشی از مبارزه عمومی علیه نظام سرمایه‌داری به طور کلی و به طور مشخص علیه سیاست‌های نئولیبرالی هستند که نه تنها طبیعت، آب و هوا، بلکه حتی اندام‌های بدن انسان را هم تبدیل به کالا کرده‌اند. تعرضی که این نظام به تمام سطوح زندگی مردم عادی می‌کند، در تاریخ سرمایه‌داری بی‌سابقه بوده و تخریب محیط زیست به خاطر انباشت سریع سرمایه، یکی از جدی‌ترین مشکلاتی است که در برابر زندگی عادی مردم قرار گرفته.

او در ادامه درباره اهمیت جنبش‌های اجتماعی گفت:

از این زاویه، این مبارزات نه تنها مهم هستند، بلکه ضروری‌اند و تأثیر خیلی مثبتی هم در همبستگی بین کسانی که در آن شرکت می‌کنند می‌گذارند و باعث می‌شود با آگاهی بیشتری در جنبش‌های مطالباتی دیگر هم شرکت کنند. تعرض به طبیعت، تعرض به انسان‌ها، تعرض به آب، به هوا، همه این‌ها جزو ذات این نظام لگام‌گسیخته سرمایه‌داری است که الان وجود دارد. هر نوع مقاومتی در هر زاویه‌ای در مقابل این سرمایه‌داری مسئله مهمی است و کمک می‌کند به همبستگی همگانی و طبقاتی به خصوص و نشان می‌دهد که اردوگاه کار و مزدبگیران ثابت و اردوگاه سرمایه، حتی در مسئله محیط زیست هم منافع یکسانی ندارند.

فراهانی اما هشدار داد که اگر این مبارزات محدود به حوزه محیط زیست بمانند و با سایر جنبش‌های مطالباتی، معیشتی، برابری‌طلبانه، حقوق زنان و حقوق ملیت‌ها همگرایی و پیوند ایجاد نکنند، محکوم به شکست خواهند بود:

فراهانی در پایان بر لزوم سازماندهی سراسری و ایجاد فاز جدید مبارزه تأکید کرد و گفت که درد مشترک همه این جنبش‌ها، سلطه سرمایه‌داری است و تنها با پیوند آن‌ها می‌توان به موفقیت رسید.

تضاد توسعه و محیط زیست

بهروز فراهانی در ادامه گفت‌وگو با زمانه با اشاره به تجربه کشورهای اروپایی تأکید کرد که دولت‌های فاسد و حاکم معمولاً با سرعت پروژه‌های این‌چنینی را پیش می‌برند. او مثال آورد که حتی در اروپا، وقتی همه‌پرسی‌ها در کشورهایی مانند ایرلند و دانمارک نتایج نامطلوبی می‌داد، قوانین را تغییر می‌دادند و دوباره به رأی می‌گذاشتند. در فرانسه نیز علی‌رغم مخالفت گسترده مردمی و شکست پروژه در رفراندوم با بیش از پنجاه درصد آرا، با توافق میان سوسیالیست‌ها و راست‌ها (اولاند و سارکوزی) قانون را دور زدند و آن را پیش بردند:

وقتی در کشورهایی با سابقه دموکراسی بزرگ، با وجود احزاب قوی و سنديكاهای محکم، به خصوص احزاب چپ رادیکال، این‌ها موفق می‌شوند قوانین را به سرعت بدهند، بسته‌بندی‌اش را عوض کنند و ببرند جلو، در کشوری مثل آلبانی شما چه انتظاری دارید؟ مسلم است که در سطح آگاهی سیاسی متوسط و سطح تشکل ناچیزی که آنجا وجود دارد، این دولت‌ها بلافاصله این را پی می‌گیرند. شکلش را هم تغییر نمی‌دهند. تا آنجا که من مطلع هستم، شاید اشتباه کنم، حتی فرم پروژه جرد کوشنر را عوض نمی‌کنند، بلکه همان پروژه را با سرعت می‌برند، در پارلمان رأی می‌گیرند، اوکی می‌کنند، بودجه‌اش را تأمین می‌کنند و بولدوزرها را کاملاً به راه می‌اندازند و اراده عمومی را در مقابل کار انجام‌شده قرار می‌دهند.

به اعتقاد او، این مسئله فراتر از آلبانی است و هشداری برای تمام کشورهای در حال توسعه و منطقه بالکان به شمار می‌رود؛ جایی که دولت‌های سرسپرده قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری، تعرض به طبیعت را زیر پوشش «سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال» پیش می‌برند.

فراهانی در پایان ابراز امیدواری کرد که پیروزی جوانان و مردم آلبانی در این مبارزه، سرمشق مثبتی برای سایر کشورها شود.

*این مصاحبه توسط حسین نوش‌آذر انجام شده و متن را نیز او نوشته است.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.