اعتراض بیکاران عرب کارون چه معنایی دارد؟
سعادت هاشمنژاد ـ خوزستان سهم بزرگی از نفت، صنعت و تولید ناخالص داخلی ایران دارد، اما در حاشیه همین ثروت، جوانانی زندگی میکنند که برای داشتن یک شغل مقابل شرکتهای صنعتی تجمع میکنند. اعتراض بیکاران موران و عمیشیه در شهرستان کارون، تازهترین نمود تناقضی دیرپا در خوزستان است: همجواری ثروت و محرومیت. برای بسیاری از عربهای این منطقه، بیکاری فقط مسئله درآمد نیست؛ تجربهای از تبعیض، رهاشدگی و محرومماندن از منابع و فرصتهای سرزمینی است که خود در آن زندگی میکنند.

کوت عبدالله مرکز شهرستان کارون پس از سیل در سال ۱۳۹۷ عکس خبرگزاری مهر
گزارش مرکز آمار جمعیت دو روستای موران و عمیشیه را در مجموع حدود ۲۲ هزار نفر نشان میدهد؛ دو روستا از توابع سوسیه در شهرستان کارون خوزستان که این روزها نامشان با اعتراض جوانان بیکار گره خورده است.
خوزستان بر روی کاغذ از ثروتمندترین استانهای ایران است؛ دومین استان در رتبهبندی تولید ناخالص، سرانه تولید و البته سهمی بزرگ در اصلیترین منبع درآمد ارزی ایران یعنی نفت. مرکز آمار میانگین تولید ناخالص خوزستان را در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، ۱۹٬۲ درصد اعلام کرده است. این شاخص در سال ۱۳۹۰ نزدیک به ۲۳ درصد (۲۲٬۹درصد) بود. در یک روند سینوسی سهم خوزستان در تولید ناخالص داخلی به ۱۷ درصد در سال ۱۴۰۰ کاهش یافت؛ شش واحد درصد کوچکتر.
سرانه درآمد استان خوزستان در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ هم ۳۳۷ میلیون و ۶۷۷ هزار تومان برآورد شده است. با این رقم خوزستان در جایگاه دومین استان به لحاظ درآمد سرانه قرار دارد. دومین استان ایران در تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه اما یکی از کانونهای بیکاری و حاشیهنشینی در ایران است.
مجتبی یوسفی، نماینده اهواز، کارون و باوی در مجلس شورای اسلامی ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ جمعیت حاشیهنشین اهواز را ۴۸۰ هزار تن اعلام کرد و گفت که این شهر رتبه دوم حاشیهنشینی را دارد. گزارش وزارت بهداشت در سالهای قبل جمعیت حاشیهنشین در استان خوزستان را یکمیلیون و ۵۵۷ هزار حاشیهنشین، بیشترین جمعیت حاشیهنشین در ایران، برآورد کرده بود.
بر اساس گزارشهای فصلی مرکز آمار که نرخ بیکاری را بر اساس معیارهای دولت و کمتر از نرخ واقعی برآورد میکند خوزستان در سالهای اخیر همواره یکی از استانها با نرخ بیکاری بالا بوده است. در بهار امسال مرکز آمار نرخ رسمی بیکاری در این استان را ۱۱٬۹ درصد اعلام کرد که در مقایسه با بهار ۱۴۰۴ نیم درصد کوچکتر بود. این رقم اما واقعی نیست.
مدیرکل تعاون، کار و تامین اجتماعی خوزستان مرداد ۱۴۰۵ ادعا کرده بود نرخ بیکاری استان از سال ۱۳۹۷ روند کاهشی داشته است. گزارش مرکز آمار این ادعا را نقض میکند؛ نرخ بیکاری خوزستان در سال ۹۷ رقم ۱۵٬۷ درصد را ثبت کرد. یک سال بعد به ۱۴٬۴ درصد و در ادامه در سال ۱۳۹۹ به ۱۳٬۸ درصد، ۱۴۰۰ به ۱۲٬۶ درصد و ۱۴۰۱ به ۱۲٬۵ درصد رسید. این روند کاهشی در سال ۱۴۰۲ با ثبت ۱۰٬۹ درصد ادامه یافت اما در سال ۱۴۰۳ به ۱۲٬۱ درصد رسید.
این واقعیت را نباید نادیده گرفت که روایت نمایندگان مجلس و یا مدیران دولتی در استان خوزستان با گزارش مرکز آمار همخوان نیست. اردیبهشت ۱۴۰۴ فرماندار مسجد سلیمان نرخ بیکاری در این شهرستان را ۴۴درصد اعلام کرد. همان سال نرخ بیکاری اندیمشک به نقل از سرپرست فرمانداری ۱۴٬۵ درصد اعلام شد. فرماندار اندیمشک گفته بود این شهرستان یکی از پنج شهرستان با نرخ بیکاری بالا در خوزستان است.
کارون؛ حاشیهای در دل حاشیه
کارون تا سالهای آغازین دهه ۱۳۹۰ خورشیدی یکی از مناطق حاشیهای اهواز بود؛ کوت عبدالله که از بزرگترین کانونهای حاشیهای اهواز به شمار میرفت با تصمیم دولت محمود احمدینژاد مرکز شهرستان کارون شد. شریف حسینی، نماینده وقت اهواز در مجلس شورای اسلامی تبدیل کوت عبدالله به مرکز شهرستان جدید کارون را تصمیم «عجولانه و غیرکارشناسی» که «مطالبه و درخواست مردم نیست» دانست.
کوتعبدالله مرکز چندین روستا و شهرک اغلب محروم و فاقد حداقلهای زندگی است. جمعیت این کوت عبدالله به عنوان مرکز کارون در سال ۱۴۰۳، بیش از ۱۵۰ هزار تن اعلام شد. بخش بزرگی از این جمعیت ساکن روستا و یا مناطق حاشیهای است. در گزارش نهادهای دولتی کوتعبدالله در شمار محرومترین مناطق استان خوزستان قرار دارد. شاخص دسترسی به آب آشامیدنی، سلامت و بهداشت، مسکن و آموزش در کوتعبدالله پایینتر از سایر مناطق است.
عفت بوشهری در مقاله «بررسی اثر کیفیت زندگی بر روابط متقابل شهر و روستا، مطالعه موردی؛روستاهای دهستان موران و شهر اهواز» اصلیترین علت نارضایتی ساکنان روستاها را «پایین بودن سطح درآمد و نبود شغل» عنوان کرده است. نتایج پژوهش میدانی او نشان میدهد ۳۸ درصد نسل جوان که «بسیار زیاد و یا زیاد علاقه مشتاق زندگی در شهر اهواز هستند»، انگیزه اصلیشان شغل و درآمد است.
بر اساس گزارش مرکز آمار نرخ بیکاری شهرستان کارون در دهه ۹۰ خورشیدی به صورت میانگین بزرگتر از ۳۴ درصد بوده است؛ یعنی از هر سه نفر در سن کار یک نفر بیکار است. در این پژوهش جوانان روستای موران که بیکاران ساکن آن طی روزهای اخیر در مقابل شرکت کشت و صنعت نیشکر خزعل تجمع کردند، بالاترین میل به مهاجرت را دارند.
«فهم تجارب زیسته حاشیهنشینان از نابرابری اجتماعی» که روایت ساکنان کوتعبدالله است در دو فصلنامه جامعهشناسی اقتصادی توسعه زمستان ۱۴۰۳ هم در کنار تمام کمبودها، بیکاری را یکی از اصلیترین مسائل در مرکز شهرستان کارون برشمرده است.
نویسندگان این مقاله در گفتوگو با ساکنان مناطق مختلف کوتعبدالله بارزترین نماد نابرابری اجتماعی بر اساس درک ساکنان را «فوران محرومیت» عنوان کردند. «تبعیض ساختاری و اجتماعی» به این معنا که ساکنان این مناطق همواره حس میکنند دیگران بر آنها ارجح هستند هم از دیگر نمادهای درک نابرابری است.
در روایت ساکنان کوت عبدالله «استخدام» یکی از پربسامدترین نمادهای نابرابری است. این مقاله به نقل از یک مرد ۴۰ ساله نوشت:
ببین ما چند تا شرکت داریم دور وورمون…اما بچه هامون بیکارن نمیخوام وارد مسائل قومیتی بشم ولی بیشتر ازشهرهای دیگه و اینا دارن کارگر میارن…در حالی که بچههای تحصیلکردمون خوب موندن دارن فلافل درست میکنن میفروشن…
در همین مقاله یکی دیگر از ساکنان گفت هنگامی که در مراجعه به نهادهای دولتی «لغات فارسی را درست بیان نمیکند کارمندها تحویلش نمیگیرند».
انکار شدن
خوزستان در این سالها شاهد اعتراضهای متعددی بوده است؛ آب و آلودگی هوا، کارگران صنایع نفتی و فولاد و نیشکر هفتتپه. اعتراضها اما به تجمع محدود نیست و گاهی اوقات به قیمت جان معترضان به ستوه آمده از نابرابری تمام شده است؛ خودسوزی احمد بالدی که در اعتراض به تخریب کیوسک پدرش خودسوزی کرد در سال ۱۴۰۴ که یادآور خودسوزی یونس عساکره، دستفروش عرب ساکن محمره ـ خرمشهر ـ در سالهای قبل بود و کارگران میدانهای نفتی از جمله این شیوه اعتراضی است.
علاوه بر این، خوزستان و البته در دل این استان اغلب جغرافیای عربهای به حاشیهرانده شده در سالهای اخیر شاهد اعتراض جوانان بیکار بوده است. جوانانی که سهمی از انبوه صنایع نفت و گاز، فولاد و پتروشیمی در منطقه ندارند مگر آلودگی بیشتر.
نباید نادیده گرفت و انکار کرد تفاوت این معترضان را با دیگران؛ اگر در اغلب اعتراضهای کارگری که خوزستان کانون اصلی آن است، عامل نارضایتی «استثمار» است و شرایط کار، بیکاران کوتعبدالله اما در یک مرحله قبل از اعتراض به استثمار شدن قرار دارند. آنها به این معترضند که سهمی از استثمار شدن ندارند.
اعتراضهای چند روز اخیر نخستین اعتراض عربها به بیکاری نیست. اعتراض ساکنان شهرستان کوتعبدالله در تابستان ۱۳۹۹ به بازداشت دستکم شش تن از معترضان انجامید. در تابستان ۱۴۰۳ هم ساکنان غیزانیه در اعتراض به عدم اینکه نفت مارون بومیها را استخدام نمیکند، تجمع کردند. در اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز گروهی از بومیها در شوش و هفتتپه روزهای طولانی مقابل نیشکر هفتتپه تحصن کردند تا شاید امکان اشتغال داشته باشند.
نمونههای متعدد دیگری را میتوان از اعتراض عربها به استخدام نشدن در واحدهای صنعتی و تولیدی استان خوزستان یافت. آنها که در سالهای اخیر شاهد کارکنان پروازی هستند و میبینند سهمی در استثمار شدن هم ندارند «حس رهاشدگی» و «غریب در سرزمین خود» را دارند. در این وضعیت است که جملات اکبر ترکان، مشاور حسن روحانی و رئیس شورای عالی مناطق آزاد در دولت یازدهم و دوازدهم پررنگتر برایشان تکرار میشود که در یک برنامه تلویزیونی گفت: «برنامه دولت این است که متمولین از سایر بلاد بیایند در خرمشهر و آبادان یک باغ بخرند». هنگامی که مجری از او پرسید: «پس بومیان چه کنند؟»، پاسخ داد: «باغها به نگهبان و خدمات نیاز دارند». معنای این جملات در تصویر بزرگتر برای عربها این است که نقشی بیشتر از نگهبانی و خدمت به «سایر بلاد ندارند».


نظرها
نظری وجود ندارد.