صورتحساب جنگ ایران برای آمریکا؛ جنگی که قرار بود کوتاه باشد، چقدر خرج برداشت؟
معنای این صورتحساب از بعد ذخایر نظامی آمریکا این است که هر موشکی که شلیک میشود، یک نقصان در ذخایر تسلیحاتی آمریکا ایجاد میکند که به راحتی قابل جایگزینی نیست حتی اگر دولت ترامپ دست و دلبازانه حاضر به خرج کردن دلارهایش باشد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و پیت هگست، وزیر جنگ (دفاع) آمریکا، به سربازان کشتهشده در جنگ علیه ایران ادای احترام نظامی میکنند ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
نخستین گزارش رسمی نهادهای ناظر دولت آمریکا درباره پیامدهای جنگ ایران، که آسوشیتدپرس روز دوشنبه ۲۳ شهریور (۱۴ سپتامبر) بخشهایی از آن را منتشر کرد، مهمترین تصویر عددی از هزینههای جنگ را ارائه میدهد. این گزارش بازه فروردین تا خرداد ۱۴۰۵ (آوریل تا ژوئن ۲۰۲۶) را پوشش میدهد و محصول ارزیابی نهادهای بازرسی وزارت دفاع، وزارت خارجه و آژانس توسعه بینالمللی آمریکا است.
اهمیت این گزارش در این است که برای نخستین بار بخشی از خسارتهای پراکندهای را که طی ماهها در گزارشهای خبری آمده بود، در قالب یک حسابرسی رسمی کنار هم گذاشته است.
طبق این گزارش، جنگ با ایران تا خردادماه دستکم ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم برای آمریکا داشته است. این عدد فقط یک برآورد کلی نیست و شامل هزینههای مستقیم نظامی، عملیات اضطراری، خسارت به تاسیسات، هزینه تخلیه شهروندان، فشار بر موجودی تسلیحات و پیامدهای لجستیکی جنگ است.
برای جنگی که در ابتدا قرار بود سریع، کوبنده و محدود باشد، همین عدد بهتنهایی معنای مهمی دارد. سادهترین معنای آن این است که این جنگ نه سریع بوده و نه محدود و حالا صورتحسابها روی میز قرار گرفتهاند.
نکته مهم در این حسابرسی این است که بخش نظامی صورتحساب سنگینتر از آن چیزی است که در روایتهای رسمی کاخ سفید دیده میشود.
گزارش نهاد ناظر دولت آمریکا میگوید جنگ باعث «کمبودهای راهبردی در ذخایر تسلیحات پیشرفته» و آشکار شدن مشکلات گلوگاههای صنعتی برای جایگزینی مهمات شده است.
به زبان سادهتر، آمریکا فقط مقدار قابل توجهی پول از کیسهاش خارج نشده بلکه از ذخیره تسلیحاتیای استفاده کرده که جایگرین کردن دوباره آن زمان، ظرفیت صنعتی و بودجه جدیدی میخواهد.
این همان بخش از جنگ است که در تصاویر تلویزیونی دیده نمیشود. معنای این صورتحساب از بعد ذخایر نظامی آمریکا این است که هر موشکی که شلیک میشود، یک نقصان در ذخایر تسلیحاتی آمریکا ایجاد میکند که به راحتی قابل جایگزینی نیست حتی اگر دولت ترامپ دست و دلبازانه حاضر به خرج کردن دلارهایش باشد.
در این گزارش آمده که تا ۳۰ فروند پهپاد امکیو-۹ ریپر (MQ-9 Reaper)، که قیمت هر کدام حدود ۳۰ میلیون دلار است، و هفت هواپیمای سوخترسان کیسی-۱۳۵ (KC-135) از بین رفته یا آسیب دیدهاند.
اینها داراییهای مصرفلی و عادی ارتش آمریکا نیستند. پهپاد ریپر ابزار اصلی آمریکا برای شناسایی، هدفگیری و حمله در جنگهای مدرن است. هواپیمای سوخترسان هم ستون پنهان عملیات هوایی است. این سوخترسانها همان چیزی هستند که به جنگندهها امکان میدهند در فاصلههای دور عملیات کنند.
آسیب به چنین ناوگانی یعنی جنگ با ایران فقط به اهدافی در ایران خسارت وارد نکرده بلکه به ظرفیت عملیاتی آمریکا در کل منطقه خاورمیانه یا فراتر از آن هم فشار آورده است.
پایگاههای آمریکا در خاورمیانه هم از جنگ جان سالم به در نبردهاند. بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، حملات ایران صدها ساختمان و تجهیزات را در پایگاههای آمریکا در کشورهای کویت، اردن، بحرین و عربستان سعودی به طور کلی تخریب کرده یا به شدت آسیب زده است.
همین حملات باعث شده فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام بخشی از خطوط پشتیبانی و لجستیکی خود را به نقاط دورتر، از جمله دیهگو گارسیا در اقیانوس هند، منتقل کند.
این بخش مهمی از این گزارش است چرا که نشان میدهد هزینه جنگ با ایران فقط در سطح نقصان در ذخایر مهمات و تسلیحات یا آسیب به ساختمانهای نظامی نیست و سبب تغییر در مسیر پشتیبانی، افزایش فاصله عملیاتی و دشوارتر شدن نگهداری نیروها شده که هزینههای عملیاتی ارتش آمریکا را به شکل قابل توجهی افزایش داده است. مساله دیگر این است که این هزینهها با ختم جنگ هم متوقف نمیشوند و در کوتاهمدت و میانمدت هزینه پشتیبانی و لجستیک ارتش آمریکا در خاورمیانه بسیار بیشتر از قبل خواهد بود.
هزینه انسانی هم وارد این حسابرسی شده است. گزارش ناظر دولت آمریکا از مرگ ۱۲ نظامی آمریکایی، از جمله ۱۱ نفر در عملیات رزمی، خبر داده است. در کنار آن، گزارشهای پیشین از زخمی شدن صدها نفر در حملات ایران به پایگاههای آمریکا گفته بودند. این بخش را باید فراتر از هزینههای انسانی در سرجمع هزینههای سیاسی دولت آمریکا هم حساب کرد.
وزارت خارجه آمریکا نیز خسارت جداگانهای گزارش کرده است. این وزارتخانه از ۱۸۴ میلیون دلار آسیب به تاسیسات دیپلماتیک آمریکا، بهاضافه هزینههای اضطراری برای تخلیه شهروندان خبر داده است.
طبق گزارش منتشرشده در آسوشیتدپرس، دولت آمریکا حدود ۹ هزار شهروند آمریکایی را از کشورهای خاورمیانه و اروپا خارج کرده و هزینه عملیات تخلیه تا خردادماه بیش از ۱۱ میلیون دلار بوده است. بخش عمده تخلیه شهروندان آمریکایی از اسرائیل انجام شد و عراق و اردن در رتبههای بعدی بودند. این یعنی جنگ ایران، حتی برای شهروندان آمریکایی خارج از میدان مستقیم نبرد، به بحران امنیتی و لجستیکی تبدیل شده است.
همزمان، جنگ، بازار تسلیحات را هم فعالتر کرده است. گزارش ناظر دولت آمریکا میگوید در همین بازه، بیش از ۴۴ میلیارد دلار فروش نظامی اضطراری و غیرفوری انجام شده که بخش عمده آن به عربستان سعودی مربوط بوده است.
کشورهای دیگری مانند قطر، کویت، امارات و اسرائیل هم میلیاردها دلار تجهیزات دریافت کردهاند. این بخش، دو تصویر متناقض از جنگ میدهد. از یک طرف آمریکا هزینه هنگفتی میپردازد و ذخایرش تحلیل میرود و از طرف دیگر، جنگ، بازار تازهای برای فروش تسلیحات به متحدان منطقهای باز کرده است.
خاورمیانه براساس این گزارش، هم باتلاق هزینه بوده و هم بنگاه فروش اسلحه.
اما هزینه جنگ فقط مربوط به پنتاگون نیست. قیمت نفت، به دلیل جنگ ایران و اختلال در جریان انرژی خلیج فارس، به بالای ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسیده و میانگین قیمت بنزین در آمریکا به ۴.۲۲ دلار برای هر گالن افزایش یافته است. گازوئیل و سوخت جت هم رکورد زدهاند.
ترامپ میگوید احتمالا قیمتها تا بعد از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر (آبان) پایین نمیآید. این اعتراف مهمی است. جنگی که قرار بود در خاورمیانه محصور بماند حالا به پمپبنزینهای آمریکا رسیده است.
آتلانتیک هم در گزارشی تصویر دیگری از هزینه جنگ به دست میدهد. فشار بر نیروی دریایی آمریکا. طبق این گزارش، دولت ترامپ در ظاهر میگوید جنگ تقریبا رو به پایان است، اما آرایش نظامی آمریکا چیز دیگری نشان میدهد.
نیروی دریایی آمریکا در حال برنامهریزی برای نگه داشتن دو گروه ناو هواپیمابر در اطراف خلیج فارس تا پایان سال ۲۰۲۶ است. ناوهایی مانند جورج اچ. دبلیو. بوش، جورج واشنگتن و تئودور روزولت، در چرخه استقرار طولانیمدت قرار گرفتهاند. این یعنی جنگ ایران، ظرفیت جهانی نیروی دریایی آمریکا را به خود مشغول کرده است.
وقتی دو ناو هواپیمابر آمریکا در اطراف خلیج فارس درگیر میشوند، حضور آمریکا در دیگر مناطق جهان، از جمله جنوبشرقی آسیا، محدودتر میشود.
آتلانتیک نوشته متحدانی مانند ژاپن و فیلیپین از کاهش حضور مستمر ناوهای آمریکایی در آسیا نگران شدهاند. این را شاید بتوان در بخش هزینههای راهبردی جنگ قرار داد هرچند محاسبه هزینههای دلاری آن بسیار دشوار است. به عبارتی، جنگ ایران فقط بودجه نظامی آمریکا را نبلعیده بلکه تمرکز آمریکا در رقابت با چین را هم مختل کرده است.
نیروی انسانی ارتش آمریکا هم به شکلی تحت فشار است. در گزارش آتلانتیک آمده که ناو آبراهام لینکلن پیشتر ۲۶۴ روز پیاپی در دریا بوده، بیش از ۱.۵ میلیون پوند مهمات رها کرده و با مشکلاتی مانند کمبود تدارکات، مسائل فنی و افت روحیه سرنشینانش روبهرو شده است.
فرماندهان نیروی دریایی آمریکا هم درباره طولانی شدن ماموریتها و فشار بر خانوادهها و خدمه هشدار دادهاند. این همان بخشی از هزینه جنگ است که در حسابرسیها دیده نمیشود، اما روی آمادگی نظامی اثر مستقیم دارد.
بنابراین صورتحساب جنگ ایران برای آمریکا چند لایه دارد.
لایه اول دلارهایی است که دود شد و به هوا رفت. ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم تا ماه خرداد.
لایه دوم تجهیزات است. پهپادها، هواپیماهای سوخترسان، مهمات پیشرفته و پایگاههای آسیبدیده.
لایه سوم هزینههای انسانی است. کشتهها، زخمیها، خانوادهها و نیروهای فرسوده.
لایه چهارم هزینههای سیاسی است. قیمت بنزین، فشار انتخاباتی و دشواری اعلام پیروزی.
لایه پنجم هزینههای راهبردی است. کم شدن ظرفیت آمریکا برای تمرکز بر چین، روسیه و دیگر بحرانهای جهانی.
جنگ ایران برای آمریکا هنوز به پیروزی یا شکست قطعی نظامی تبدیل نشده، اما میتوان گفت که دیگر نباید آن را عملیات کوتاه و کمهزینهای دانست که در آغاز ترامپ وعدهاش را میداد.
هزینههای چندماه گذشته بر سر مناقشه باز و بسته ماندن تنگه هرمز هنوز در این حسابرسیها نیامده. هزینه اسکورت در خلیج فارس، پوشش هوایی کشتیها، مینروبی، عملیات مخفی و نهان در خاورمیانه و هزار هزینه دیگر. هر روز ادامه جنگ، عدد تازهای به صورتحساب اضافه میکند.
تصویری که این گزارش مالی به دست میدهد آن است که مشکل آمریکا این نیست که توان جنگیدن ندارد بلکه مشکل این است که جنگیدن، بیآنکه راهی برای پایان دادن به آن وجود داشته باشد، خودش به آرامی قدرت آمریکا را فرسوده میکند. به بیان دیگر در جنگ با ایران، آمریکا فقط به ایران خسارت وارد نمیکند بلکه متحمل هزینههای زیادی از کیسه دلارها و آبرو و توان آتی خودش هم میشود.



نظرها
نظری وجود ندارد.