ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

نرگس محمدی در خاطرات تازه‌اش از شکنجه و آزار در زندان اوین گفته است

نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، به سی‌ان‌ان گفته است با وجود آگاهی از پیامدهای انتشار این روایت‌های خارج‌شده از زندان، خود را موظف می‌داند درباره آن‌چه بر او و دیگر زندانیان گذشته، سکوت نکند.

شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی نوشته است که نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، در دوران حبس خود در زندان اوین تهران، بخش‌هایی از نوشته‌هایش را با کمک دوستان و هم‌بندی‌هایش مخفیانه از زندان خارج می‌کرد.

این کار برای او خطر زیادی داشت. محمدی ۵۴ ساله در دو دهه گذشته بخش بزرگی از زندگی خود را به‌دلیل فعالیت‌هایش علیه حکومت ایران در زندان گذرانده و در این مدت بارها مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و به‌شدت بیمار شده است؛ در حالی که از دو فرزندش دور بوده است.

او چهارشنبه ۲۵ شهریور / ۱۶ سپتامبر در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان، گفت: «یکی از دوستانم در روز ملاقات تلاش می‌کرد فقط سه برگ کاغذ را از زندان خارج کند، اما نیروهای امنیتی زندان آن‌ها را از او گرفتند.»

به‌گفته محمدی، در مورد دیگری نیز پس از آن‌که به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و به زندان دیگری تبعید شد، بیش از ۲۰ دفترچه یادداشت او از بین رفت. با این حال، او به نوشتن ادامه داد و از هزینه‌های سخن گفتن درباره آن‌چه بر او گذشته، هراسی نداشت.

این نوشته‌ها اکنون به کتاب خاطراتی با عنوان «یک زن هرگز از مبارزه دست نمی‌کشد» تبدیل شده‌اند؛ کتابی که قرار است این ماه در شماری از کشورهای اروپایی منتشر شود.

محمدی در این کتاب جزئیات تازه‌ای درباره افرادی که به‌گفته او مسئول بدرفتاری با وی در زندان بوده‌اند، ارائه کرده است.

او به سی‌ان‌ان گفت: «برای مستندسازی این موارد، بهتر است آشکارا درباره روش‌های آن‌ها صحبت کنیم و شکنجه‌هایشان را افشا و آشکار کنیم.»

نرگس محمدی هنگام این گفت‌وگو لباسی چندرنگ بر تن داشت که واژه «صلح» به زبان‌های مختلف روی آن نوشته شده بود. پشت سر او نیز تصویری از ژینا (مهسا) امینی دیده می‌شد؛ دختر ۲۲ ساله‌ای که پس از بازداشت توسط گشت ارشاد جمهوری اسلامی جان باخت و مرگ او به آغاز اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۱۴۰۱ انجامید.

محمدی می‌گوید انتشار چنین کتابی خطرناک است، اما از پیامدهای احتمالی آن آگاه است: «ممکن است پیامدهایی داشته باشد، اما زندگی ما در این منطقه و در این کشور همین است.»

او همچنین پذیرفت که گفت‌وگو با سی‌ان‌ان می‌تواند برایش خطر انتقام‌جویی از سوی حکومت داشته باشد، اما گفت نگران نیست و سخن گفتن را «وظیفه» خود می‌داند. سی‌ان‌ان برای جلوگیری از افزایش خطر علیه او، این گفت‌وگو را عمدتاً به کتاب جدید و تجربه‌های شخصی محمدی محدود کرده و درباره رویدادهای اخیر ایران پرسش نکرده است.

«حتی اگر می‌دانستم چه بر سرم می‌آید، باز همین انتخاب را می‌کردم»

نرگس محمدی درباره آغاز فعالیت‌هایش گفت اگر می‌توانست به لحظه‌ای بازگردد که مبارزه‌اش را آغاز کرد، «حتی با دانستن این‌که چه اتفاقی برایش خواهد افتاد»، باز هم همان انتخاب را می‌کرد.

او در عین حال درباره فرزندان دوقلویش، علی و کیانا، که اکنون ۱۹ ساله‌اند، گفت: «اما وقتی به علی و کیانا نگاه می‌کنم، دچار تردید می‌شوم. آیا واقعاً حق داشتم آن‌ها را از یک زندگی بسیار معمولی، از داشتن مادرشان در کنار خود، محروم کنم؟ این بخش دشوار ماجراست و نمی‌توانم با اطمینان به آن پاسخ بدهم.»

بر اساس اعلام بنیاد نرگس محمدی، او تاکنون در مجموع به بیش از ۴۴ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

در آخرین دوره حبس او، از دسامبر تا ماه مه، محمدی با ضرب‌وشتم و آن‌چه کمیته نوبل نروژ در ماه فوریه «بدرفتاری تهدیدکننده زندگی» توصیف کرد، روبه‌رو بوده است. کمیته نوبل اعلام کرده بود که این اطلاعات بر اساس گزارش‌های معتبر به‌دست آمده است.

بر اساس این گزارش‌ها، محمدی در جریان بازداشت خود در ماه دسامبر بارها با چوب و باتوم مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و مأموران او را از موهایش روی زمین کشیده‌اند؛ در نتیجه این ضرب‌وشتم‌ها، زخم‌های بازی روی سر او ایجاد شده است. همچنین به‌گفته یورگن واتنه فریدنس، رئیس کمیته نوبل نروژ، محمدی بارها از ناحیه لگن و اندام تناسلی مورد لگد قرار گرفته و در پی آن دچار درد شدید شده و برای نشستن و انجام فعالیت‌های عادی با مشکل روبه‌رو بوده است.

نرگس محمدی درباره آن دوران گفت: «دو ماه در همان شرایط در سلول انفرادی نگه داشته شدم، بدون این‌که اجازه داشته باشم تلفن بزنم، خانواده‌ام یا حتی وکلایم را ببینم.»

«مرگ‌هایی که اعدام خاموش‌اند»

محمدی در ماه مارس دچار عارضه‌ای شد که احتمال داده شد حمله قلبی باشد. او حدود ۲۰ کیلوگرم از وزن خود را از دست داد و وضعیت جسمی‌اش چنان وخیم شد که بنیاد او در ماه آوریل هشدار داد جانش در «خطر فوری» قرار دارد.

به‌گفته بنیاد نرگس محمدی، پس از ماه‌ها بی‌توجهی مقام‌های زندان، او به مدت ۱۸ روز در بیمارستان بستری شد و از بیماری قلبی ناشی از اضطراب و فشار روانی مزمن رنج می‌برد. خبرگزاری تسنیم، از رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی، در آن زمان گزارش‌های مربوط به وخامت وضعیت جسمی او را رد کرده بود.

محمدی سرانجام از بیمارستان مرخص شد و به‌طور موقت اجازه یافت به خانه بازگردد. او می‌گوید همچنان تحت درمان پزشکی قرار دارد.

او سلول انفرادی را یکی از ابزارهای حکومت برای «نابود کردن یک انسان» دانست و گفت هدف از آن صرفاً کشتن فرد نیست، بلکه «درهم شکستن او از نظر روانی، عاطفی و جسمی، گرفتن هویت و انسانیت او و تحریف و تضعیف درک او» است.

نرگس محمدی همچنین محروم کردن زندانیان از دسترسی به‌موقع به خدمات پزشکی را «روش دیگری» دانست که سلامت آن‌ها را به‌شدت به خطر می‌اندازد و در برخی موارد به مرگشان منجر می‌شود. او گفت: «این مرگ‌ها نوعی اعدام خاموش هستند.»

دولت ایران و رسانه‌های رسمی، اتهام‌های محمدی درباره بدرفتاری با او را کم‌اهمیت جلوه داده‌اند؛ این در حالی است که گزارش‌هایی از سوی شاهدان و همچنین واکنش‌های گسترده بین‌المللی درباره وضعیت او منتشر شده است.

«زنان شجاعانه در خیابان‌ها ایستاده‌اند»

نرگس محمدی با اشاره به اعتراضات گسترده سال‌های اخیر در ایران گفت در سال‌های گذشته دو جنبش اعتراضی بزرگ، یکی در ماه ژانویه و دیگری در پاییز ۲۰۲۲، ایران را دربرگرفتند و هر دو با سرکوب خشونت‌آمیز مقام‌های حکومتی مواجه شدند.

او درباره جنبش «زن، زندگی، آزادی» گفت: «اگر به خیابان‌های تهران و حتی شهرهای سراسر کشور نگاه کنید، می‌بینید زنان با چه شجاعتی در خیابان‌ها ایستاده‌اند.»

به‌گفته محمدی، این جنبش «قدرت معترض» را ایجاد و آن را به جهان نشان داد؛ به این معنا که فردی که به خیابان می‌آمد ممکن بود «کتک بخورد، کشته شود، به زندان بیفتد و اعدام شود»، اما در عین حال «احساس قدرت و مشروعیت» داشت و همین امر، حکومت را وادار به عقب‌نشینی می‌کرد.

برای محمدی که همواره میان دو نقش مادر و فعال حقوق بشر در رفت‌وآمد بوده، کتاب جدیدش هم ادای احترام به کسانی است که برای دموکراسی مبارزه می‌کنند و هم «سخنان مادری است که این کتاب را در زندان نوشته»، در حالی که فرزندانش در تبعید و در فرانسه زندگی می‌کردند.

او در پایان گفت: «علی و کیانا همیشه نیرویی بوده‌اند که مرا به زندگی بازگردانده و امیدم را زنده نگه داشته‌اند. امیدوارم آن‌ها را ببینم، در آغوششان بگیرم و ببینم چقدر بزرگ شده‌اند؛ ببینم حالا من تا شانه‌های آن‌ها می‌رسم یا آن‌ها تا شانه‌های من، و دوباره در کنارشان بایستم.»

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.